30 - 01 - 2024
مسیر جدید انرژی
مشارکت سهجانبه ایران، عراق و ترکمنستان برای وارد کردن منابع عظیم انرژی به بازارهای جدید در زمان بحران انرژی باید به موضوع همسایگی فوری تبدیل شود. ترکمنستان، همراه با سایر کشورهای آسیای مرکزی، توسط بسیاری به عنوان نیروگاه انرژی در حال و آینده معرفی شده است. ذخایر گاز طبیعی این کشور، آن را در جایگاه ششم جهان قرار داده؛ ضمن اینکه چهار درصد از ذخایر جهان را به خود اختصاص داده است.
قابلیتهای فراوان انرژی بادی و خورشیدی آن به دلیل وسعت زیاد زمین، ترکمنستان را به یک قطب بالقوه برق پاک و هیدروژن در آینده تبدیل خواهد کرد. این موضوع تقریبا توسط همه بازیگران خارجی جهانی، از جمله چین، اتحادیه اروپا و هند، به رسمیت شناخته شده است که همگی در تلاش برای تامین اقتصاد تشنه تقاضا و فرار از ناامنی انرژی، مشارکتهای انرژی را توسعه دادهاند یا تلاش کردهاند.
از میان بازیگران فوق، تنها چین توانسته است برنامههای خود را از طریق خطوط لوله چین-آسیای مرکزی تحقق بخشد. دو پروژه دیگر، یعنی خط لوله تاپی و خط لوله ترانس خزر تاکنون تنها در سطح مفهومی باقی ماندهاند. دلیل در هر دو مورد ترکیبی از کمبود بودجه و اراده سیاسی است. در مورد دریای خزر، واکنش اصلی به نگرانیهای زیستمحیطی، از طرف روسیه مطرح شده، در حالی که در خط لوله تاپی عدم حمایت و به رسمیت شناختن مشروعیت حکومت طالبان وجود دارد.
با تامل در مشکلات، راه حل سومی ممکن است پدیدار شود که به خاورمیانه نگاه میکند و از ایران و عراق میگذرد. علیرغم این واقعیت که مسائل (جغرافیایی) سیاسی این جایگزین را نیز به رویایی دور تبدیل کرده است، عشقآباد پیش از این، مشارکت با بغداد و تهران را با تمرکز بر قراردادهای سوآپ گاز و تجارت برق آغاز کرده است و براساس این تحولات و چشماندازهای آینده، این دیپلماسی برق و انرژی میتواند به یک پروژه بلندمدت صلح برای خاورمیانه و یک پروژه امنیت انرژی برای اروپا تبدیل شود.
با در نظر گرفتن این موضوع، بررسی این روابط و تجزیه و تحلیل بیشتر آنها تحت چشمانداز پروژه خط لوله منطقهای، ضروری به نظر میرسد. البته، شرایط موجود را نمیتوان بهترین شرایط برای سرمایهگذاری انرژی که سه کشور را به هم متصل میکند و امکان دسترسی مستقیم به اروپا یا پایانههای الانجی را فراهم میکند، در نظر گرفت. با این وجود، پیشرفتهایی در روابط بین سه کشور و همچنین با بازیگران خارجی حاصل شده است که آینده امیدوارکنندهای را برای اتصال گاز طبیعی ترکمنستان- ایران- عراق نشان میدهد.
بررسی روابط دوجانبه ترکمنستان- ایران
روابط ترکمنستان و ایران دارای تاریخچه قابلتوجهی طولانی است و در بخشهای مختلف گسترده است. با توجه به ذخایر عظیم منابع طبیعی هر دو، میتوان فرض کرد که انرژی همراه با حملونقل کالا و صنعت در راس دستور کار همکاری آنها قرار دارد. بهطور دقیقتر، واردات ایران از ترکمنستان ۵۵ درصد از کل واردات را به خود اختصاص میدهد که بالغ بر ۵/۵ میلیون دلار است، در حالی که واردات ترکمنستان از ایران حدود ۴۰۰ میلیون دلار است که از این میزان ۲۵ درصد مواد معدنی است. دلیل سهم نامتناسب بیشتر صادرات انرژی از عشقآباد نسبت به تهران این است که دومی صنعت سنگین بسیار بزرگتری نسبت به تهران دارد.
بخش اصلی زیرساخت مورد استفاده برای تجارت انرژی تاکنون خط لوله گاز کورپجه-کردکوی بوده است که گاز را از بخش شمالی اوکارم در غرب ترکمنستان به شهر کردکوی در شمال ایران منتقل میکند. ظرفیت کل، معادل هشت میلیارد مترمکعب در سال است و هدف اصلی از ساخت آن حمایت از شمال ایران بوده است که دورافتاده و بسیار صنعتی است. علاوه بر این، در سال ۲۰۱۰، عشقآباد خط لوله ۱۸۲ کیلومتری را از دولتآباد به میدان گازی خانگیران در شمال غرب ایران راهاندازی کرد.
۵ سال گذشته روابط ایران و ترکمنستان، با هر دو طرف برای پر کردن شکافها و افزایش تجارت انرژی و همچنین گسترش به بازارهای دیگر و ایجاد اتحادی برای صادرات به مناطق تشنه تقاضا مانند اروپا مشخص شده است.
با این حال، هر دو خط لوله با ظرفیت کامل خود کار نکردهاند و به همین دلیل است که عشقآباد و تهران یکسری قراردادهای سوآپ گاز امضا کردند که هدف نهایی آن این است که ایران تا ۱۰ میلیارد مترمکعب در سال از ترکمنستان وارد کند و به دنبال فروش مجدد آنها به آذربایجان به عنوان بخشی از یک توافق سه جانبه سوآپ گاز باشد.
روابط بین دو کشور همسایه مراحل مختلفی را طی کرده است، زیرا در موارد متعددی آشفتگی وجود داشته است. برخی از مراحل این روابط، شامل تعلیق صادرات گاز از ترکمنستان پس از درگذشت رییسجمهوری نیازوف در سال ۲۰۰۷ و توقف تجارت گاز در سال ۲۰۱۷ است، اما همچنین رویداد مشابهی است که امسال به دلیل مسائل فنی که از طرف ترکمنستان رخ داده بود، اتفاق افتاد. باوجود اختلال ذکرشده، ۵ سال گذشته، با تلاش هر دو طرف برای پر کردن شکافها و افزایش تجارت انرژی و همچنین گسترش به بازارهای دیگر و ایجاد اتحادی برای صادرات به مناطق تشنه تقاضا مانند اروپا مشخص شده است. با توجه به ظرفیت محدود صادرات تحت خط لوله فعلی و شبکه الانجی، بررسی شرکای دیگر برای تشکیل چارچوبهای سهجانبه یا چندجانبه، که راحتترین آنها عراق همسایه است، مفید خواهد بود.
ترکمنستان- عراق
تعاملات بین ترکمنستان و عراق تا به امروز کمیاب بوده است. حضور اقلیتهای ترکمن در عراق منبع اصلی تعاملات بوده است، زیرا این جمعیتها روابط قوی با شهروندان عراقی داشته و به عنوان رابط بین اعراب و کردها عمل میکنند. با این حال، در سطح دیپلماتیک، رایزنیهای بسیار کمی انجام شده است که آخرین آن در سال ۲۰۱۷ برای بحث در مورد همکاری در مقابله با تروریسم بود. این امر تا اکتبر ۲۰۲۳ ادامه داشت، زمانی که دو کشور بر سر یک قرارداد تجارت گاز به توافق رسیدند که براساس آن ترکمنستان ۹ میلیارد متر مکعب در سال از طریق زیرساخت خط لوله موجود ایران-عراق به عراق عرضه میکرد. دلیل اصلی این اقدام این است که بغداد علیرغم موقعیت دوازدهمین کشور ثروتمند در گاز طبیعی در جهان، بودجه لازم را برای استخراج و فناوری لازم برای استفاده از مشعلهای گازی که میادین نفتی تولید میکنند ندارد.
تلاشهایی برای افزایش ظرفیت کل زیرساختهای فوقالذکر از جمله افزودن خط لوله ایران-عراق-سوریه موسوم به خط لوله دوستی انجام شده بود، اما تا به امروز چنین طرحهایی محقق نشده است. یکی از راههای جذب سرمایهگذاری و ایجاد ثبات، هم برای بغداد و هم در منطقه، پروژههای مشترک با منافع مشترک بوده که شامل پروژههای تولید انرژی و خطوط لوله، اما محدود به آنها نیست.
ایران- عراق
پس از جنگ عراق و ایران که در سال ۱۹۸۰ آغاز شد و تا سال ۱۹۸۸ متوقف نشد، روابط دو ملت بهطور مداوم بهبود یافته است. در چشمانداز پس از جنگ آمریکا در عراق، به ویژه پس از سال ۲۰۰۵، دو کشور به متحدان بسیار قوی تبدیل شدهاند و تهران به بزرگترین شریک تجاری بغداد تبدیل شده است. با این حال، اولین مجموعه گفتوگوها در مورد تجارت نفت و گاز در سال ۲۰۱۰ انجام شد، زیرا قرارداد سوآپ مورد بحث قرار گرفت که هدف آن صادرات گاز طبیعی ایران به عراق در ازای نفت خام و همچنین نفت کوره در جهت مخالف بود.
این توافق در سال ۲۰۱۷ نهایی شد، اما در سالهای بعد با اختلالات متعددی مواجه شد که عمدتا به دلیل وضعیت بدهکاری عراق در قبال ایران بود. لازم به ذکر است که این قرارداد اولین توافق در بخش انرژی نبود، زیرا تهران برق بغداد را تامین میکرد و ارقام آن از یک میلیارد کیلووات ساعت در سال ۲۰۰۶ شروع شد و تا سال ۲۰۲۰ به بیش از ۵/۶ میلیارد کیلووات ساعت رسید.
الگوهای رایج
با تامل در روابط بین سه بازیگر دولتی، یافتن الگوهای مشترک در مورد چالشهایی که با آنها مواجه شدهاند و همکاریهای موفقیتآمیز بسیار مهم است تا بتوان یک استراتژی برای چارچوب همکاری سهجانبه موفق تدوین کرد. ثبات و اراده سیاسی در خاورمیانه هم در روابط ایران با اتحادیه اروپا و ایالاتمتحده و همچنین درخصوص ثبات داخلی عراق و دیگر بازیگران دولتی مانند سوریه که ممکن است برای جریان بیوقفه انرژی پروژه مورد نظر بسیار مهم باشد، با آشفتگی همراه بوده است. در این میان ذینفعانی مانند اتحادیه اروپا و ایالاتمتحده به دلایل سیاسی و مالی تمایلی به تعامل با هر سه کشور ندارند.
زیرساخت خط لوله موجود هم قدیمی است و هم از آن بهطور کامل استفاده نمیشود. این مساله، از یکسو، فرصتهای زیادی را برای تجارت بیشتر گاز طبیعی باز میکند. با این حال، همچنین نگرانیهایی را در مورد اینکه در صورت افزایش این جریانها چه اتفاقی میافتد ایجاد میکند و نیاز به تعمیر و نگهداری بیشتر زیرساختهای فوق و توسعه بالقوه با مجموعه جدید خطوط لوله و شاید حتی پایانههای الانجی را اضافه میکند؛ در صورتی که مسیر عبور از خلیج فارس باشد.
با در نظر گرفتن موارد فوق، برای غلبه بر موانعی که سه کشور را از پیگیری یک برنامه انرژی مشترک بازمیدارد، به یک برنامه اقدام نیاز است. در این راستا، کشورهای همسایه و همچنین بازیگران خارجی با دسترسی به سرمایه، قابلیتهای دیپلماتیک و دسترسی مستقیم به بازارهای تشنه تقاضا میتوانند به عنوان متحدان جدی مطرح شوند که نیاز به تحلیل بیشتر دارند.
نقش بازیگران خارجی
بازیگران خارجی در همسایگی نزدیک میتوانند ارزش زیادی به همراه داشته باشند و اجرای پروژهای را تقویت کنند که به توسعه منطقه و یافتن بازارهای جدید کمک میکند. دلایلی که بازیگران همسایه از اهمیت بیشتری برخوردار هستند، چند دلیل است. آنها به شدت علاقهمند به تدوین و حفظ صلح و ثبات در منطقه هستند، زیرا اگر اینطور نباشد بلافاصله تحت تاثیر آن قرار میگیرند.
آنها از یک نتیجه موفقیتآمیز بین این سه کشور سود خواهند برد. این مزایا میتواند این مساله باشد که کشور همسایه تبدیل به هاب انرژی (مانند ترکیه)، کاربر نهایی (مانند هند) یا فروشنده محصولات انرژی خود و از مسیرهای انرژی اضافی که از این طریق باز میشود، بهرهمند میگردد (مانند کشورهای حوزه خلیج فارس). بنابراین بررسی مشارکت بالقوه چنین بازیگران دولتی، با در نظر گرفتن ظرفیت آنها به عنوان دلالان سیاسی، و همچنین به عنوان حامیان مالی سه کشور از اهمیت زیادی برخوردار است.
ترکیه
ترکیه یکی از بهترین سهامداران و سرمایهگذاران در نظر گرفته میشود. حجم تجارت ترکیه با هر سه کشور ایران، ترکمنستان و عراق در طول سالها رو به افزایش بوده است. تجارت با عراق در سال ۲۰۱۶ به چهار میلیارد دلار کاهش یافت، اما از آن زمان به ارقام بیسابقهای رسیده و در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۱۵ میلیارد دلار رسیده است. بهطور مشابه، تجارت با ترکمنستان در سال ۲۰۱۸ به کمترین میزان خود یعنی ۵۰۰ میلیون دلار رسیده بود و از آن زمان به بالاترین حد خود یعنی ۶/۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ رسید.
در نهایت، تجارت با ایران به دلیل تحریمها به میزان قابلتوجهی کاهش یافت و از ۲۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ به ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ رسید، اما اکنون دوباره روند صعودی را نشان میدهد. با در نظر گرفتن جریان انرژی، ایران دومین تامینکننده گاز طبیعی ترکیه پس از روسیه است و ترکمنستان و عراق در حال حاضر از صحنه خارج هستند. برعکس، عراق با تولید سالانه بیش از ۱۳ میلیون تن، بزرگترین تامینکننده نفت خام ترکیه بوده است. ترکمنستان در حال حاضر با ۷/۰ میلیون تن در سال در رتبه بسیار پایینتری قرار دارد.
این ارقام نشاندهنده روند رو به رشد آنکارا برای نزدیک شدن به بغداد، تهران و عشقآباد است و این مساله را میتوان از طریق قصد این کشور برای سرمایهگذاری به ارزش ۲۵ میلیارد دلار در عراق، برای رساندن گاز ترکمنستان به اروپا و حمایتش از توافق عربستان و ایران مشاهده کرد. این موضوع همچنین نشاندهنده ظرفیت دیپلماتیک ترکیه و تمایل سیاسی برای اتخاذ ابتکارات و معرفی خود به عنوان میانجی و توسعهدهنده پروژههای انرژی در خاورمیانه و آسیای مرکزی است.
با این حال، چالشهایی وجود دارد و این چالشها به این واقعیت مربوط میشود که ترکیه، علیرغم رشد سریع خود در دهه گذشته، هنوز به عنوان نیروگاهی که بتواند سرمایهگذاری برای پروژههای بزرگ انرژی را تسهیل و فراهم کند، در نظر گرفته نمیشود.
علاوه بر این، رقابت دولت ترکیه با جمعیت کرد که درازمدت است و پیامدهای گستردهای در روابطش با عراق و سوریه دارد، هنوز حل نشده، در حالی که البته نشانههای روشنی مبنی بر حل آن در آینده نزدیک وجود دارد. برخی از کارشناسان ترک معتقدند که در نهایت، منافع آنکارا تنها به حدی محدود میشود که جریان گاز طبیعی از طریق ترکیه عبور کند. راهحلی که از بنادر ایران برای صادرات الانجی استفاده کند، مخالفتهایی را در پی خواهد داشت و منجر به خروج ترکیه میشود.
عربستان سعودی
عربستان سعودی یکی دیگر از شرکای کاملا مناسب برای حمایت از چنین سرمایهگذاری انرژی در کشورهای فوقالذکر است. تجارت دوجانبه این کشور با ایران نمونه خوبی از آن است، زیرا جریان تجاری آنها قبل از قطع روابط دوجانبه در سال ۲۰۱۶، برابر یک میلیارد دلار بود. در ابتدای سال ۲۰۲۳، کشورها با از سرگیری این روابط موافقت کردند و بلافاصله با سرمایهگذاری ۱۴ میلیون دلاری سرمایهگذاران سعودی در ایران برای حمایت از صنعت فولاد مورد استقبال قرار گرفت.
به همین ترتیب، تجارت عربستان سعودی با عراق پس از سال ۲۰۱۶ شاهد رشد تصاعدی بود و در سال جاری به بیش از یک میلیارد دلار رسید، در حالی که تنها کشوری که هنوز همکاری نزدیکتری با عربستان سعودی نداشته ترکمنستان است. با این وجود، حتی در مورد عشقآباد، رایزنیهای مشترک با ریاض با هدف نهایی دریافت سرمایهگذاری در بخش انرژی، چه در مورد نفت و گاز و چه در زمینه فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر و استقرار آنها صورت گرفته است. نقطه قوت ریاض در رابطه با سایر بازیگران منطقه، منابع مالی گسترده آن است که از صندوق ثروت دولتی آن سرچشمه میگیرد، که از طریق سودهایی که توسط اقتصاد هیدروکربنی خود جمع آوری کرده، توسعه یافته که فقط در سال ۲۰۲۱ معادل ۹۸/۱ تریلیون ریال ارائه کرد.
نقطه قوت دیگر انعطافپذیری این کشور است، زیرا میتواند جایگزین الانجی، دسترسی به بنادری مانند جده و سناریوی زیرساخت خط لوله را تسهیل کند. با این حال، نقاط ضعف شامل این واقعیت است که صندوق دارایی دولتی آن تمرکز بسیار محدودی بر سرمایهگذاری خارجی دارد، اما این واقعیت وجود دارد که روابطش با ایران نسبتا شکننده است و ریاض هنوز خود را به عنوان یک قدرت میانجی در خاورمیانه نشان نداده است.
هند
هند از میان سه بازیگر قوی منطقهای دورتر است، اما حضور آن در ایران، ترکمنستان و عراق نیز به سرعت در حال افزایش است. تجارت هند با عربستان سعودی از ۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ به بیش از ۵۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است، در حالی که پیشبینی میشود طی دو سال آینده این رقم دو برابر شود. افزایشهای مشابهی در تجارت با ایران، عراق و ترکمنستان مشاهده میشود، اگرچه این ارقام بسیار کمتر است و در سال ۲۰۲۳ حدود ۲ میلیارد دلار گزارش شده است.
هند باوجود اینکه بزرگترین اقتصاد در بین سه اقتصاد است، تنها ۲۸/۷ میلیارد دلار به عنوان سرمایهگذاری خارجی ارائه میکند و عدم حمایت خارجی نیز در این واقعیت منعکس شده که هم خط لوله تاپی و هم خط لوله هند-میانمار-بنگلادش منعکس نشده است که از هماکنون تحقق یافته است.
علاوه بر این، هند یک اقتصاد تشنه تقاضاست، بنابراین هر راهحلی که گاز طبیعی را به کشور وارد نکند، نادیده گرفته خواهد شد.
در نهایت، حتی یک راه حل برای واردات الانجی ممکن است با واکنش همسایگان فوری خود، افغانستان و پاکستان مواجه شود که به خط لوله تاپی متکی هستند، در حالی که ممکن است ناآرامیهای اجتماعی را در کشورهای بیثبات ایجاد کند.
راه پیشرو
با تامل در تحلیل فوق، مشخص میشود مشارکت سهجانبه بین ایران، عراق و ترکمنستان برای وارد کردن منابع عظیم انرژی به بازارهای جدید در زمان بحران انرژی باید به موضوع همسایگی فوری تبدیل شود. ظرفیت دیپلماتیک آنکارا در طول جنگ روسیه و اوکراین مورد استفاده قرار گرفت، زیرا چندین بار به عنوان یک میانجی عمل کرد و این موضوع میتواند برای تسهیل گفتوگوهای سهجانبه و ایجاد ثبات در منطقه مورد استفاده قرار گیرد.
تنها نکته منفی دیگر حل نشدن مساله با جمعیت کرد است. این مساله یا میتواند توسط خود ترکیه حل شود یا ترکمنستان میتواند بستری برای گفتوگو فراهم کند، زیرا ترکمنهای عراق چندین بار در سطح میانجی بین اعراب و کردها کار کردهاند. باز هم انتظار میرود این مساله یک مورد متفاوت با تنها چند شباهت با مورد فوق باشد، با این حال میتواند به ایجاد پایهای برای گفتوگو و سپس تطبیق آن با شرایط کمک کند.
در زمینه سرمایهگذاری، عربستان سعودی و صندوق دولتی آن میتوانند به عنوان یک شروع خوب عمل کنند و بخشی از صندوق ثروت را برای سرمایهگذاری خارجی در منطقه تامین کنند. با این حال، نباید تنها منبع تامین مالی باشد. هم هند و هم سایر کشورهای حوزه خلیج فارس میتوانند به این سرمایهگذاری گرایش داشته باشند و بخشی از صندوقهای دارایی مستقل خود مانند قطر و امارات و پس از آن صندوقهای کوچکتر مانند بحرین، کویت و عمان را ارائه دهند.
این زیرساخت میتواند ترکیبی باشد و زیرساختهای خط لوله (با نمونههایی مانند خط لوله دوستی) و همچنین زیرساخت الانجی را تسهیل کند که منجر به باز شدن چندین بازار میشود و تضمین میکند هیچ بازیگر دولتی ناراضی نمیماند که میتواند منجر به بیثباتی شود. سود حاصل از این مجموعه پروژهها را میتوان به بهرهبرداری از گاز طبیعی در عراق منحرف کرد، در حالی که مجموعه جدیدی از جریانهای درآمدی و منابع مالی را برای نوسازی زیرساختهای انرژی این کشور که در سالهای گذشته به یک موضوع تبدیل شده است، ارائه میدهد.
نتیجه
به عنوان جمعبندی، مثلث ایران، عراق و ترکمنستان دارای منابعی است که ظرفیت و پتانسیل رفع بخشی از مسائل ناامنی انرژی را دارد که به دلیل بحران انرژی سال ۲۰۲۲ به ویژه برای بازارهایی مانند اتحادیه اروپا ایجاد شده است.
با این حال، تا به امروز، بیشتر مسیرهای تامین این منابع انرژی عمدتا به دلایل سیاسی و مالی مسدود شده است. برای غلبه بر آنها، باید مجموعهای پیچیده و انطباقی از سیاستها و استراتژیها، هم در سطح ملی و هم در سطح بینالمللی، از طرف همه طرفهایی که انتظار میرود در آن شرکت کنند، ایجاد شود.
بر همین اساس، چالشها بسیار زیاد است و با توجه به وضعیت کنونی در خاورمیانه، بعید به نظر میرسد که راهحلی وجود داشته باشد، با این حال، با ترکیب صحیح مشارکت شرکای خارجی، انتظار میرود چندین پروژه مرتبط بازگشایی شود که میتواند منجر به رشد اقتصادی شود که به نوبه خود میتواند یک حلقه تقویتکننده مثبت از ثبات و رشد ایجاد کند.
این سناریو احتمال کمی دارد و محتملترین نتیجه آن تداوم بیثباتی است، با این وجود این تحلیل میتواند به عنوان نقشه راه برای بازگشت از چنین چرخه معیوبی عمل کند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد