14 - 12 - 2019
میخواهند جامعه پزشکی را تخریب کنند
افشین شاعری- رییس سازمان نظام پزشکی معتقد است: عدهای با اهداف سیاسی و اجتماعی و با سناریوهای از پیش تعیین شده میخواهند جامعه پزشکی را که از گروههای مرجع و مورد اعتماد مردم هستند، تخریب کنند و تهاجمها علیه پزشکان با برنامههای از پیش تعیین شده جلو میرود.
محمدرضا ظفرقندی، متخصص و جراح عروق در سال ۱۳۷۶، رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران شد و در سال ۱۳۷۹ برای اولین بار به ریاست سازمان نظام پزشکی رسید. در همان دوره قانون سازمان نظام پزشکی با تلاش او و مرحوم نوربخش با رای موافق مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد.
ظفرقندی اکنون در سال ۱۳۹۸ و پس از استعفای ایرج فاضل به علت بازنشستگی برای دومین بار رییس سازمان نظام پزشکی است، در شرایطی که تحریمها فشارهای اقتصادی را به مردم افزایش داده و مسائلی مانند الزام پزشکان به نصب کارتخوان، فضای ملتهبی را در بین پزشکان به وجود آورده است.
همزمان با روز پزشک در سال ۹۸ درباره برنامههای سازمان نظام پزشکی و حاشیههای اخیر جامعه پزشکی با دکتر ظفرقندی به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را میخوانیم.
شما برای دومین بار است که مسوولیت و ریاست سازمان نظام پزشکی را بر عهده دارید، در دوره قبل توانستید قانون سازمان نظام پزشکی را اصلاح کنید، در این دوره مهمترین برنامه و اولویت شما برای جامعه پزشکی چیست؟
مسوولیت سازمان نظام پزشکی ساماندهی و رسیدگی به امور گروههای پزشکی، دندانپزشکی، مامایی، داروسازی و گروههای پروانهدار است. به طور کلی آدم در دوره مسوولیت یکسری کارهای جاری و استراتژیک دارد که به عنوان یادگارهای هر دورهای به یادگار میماند و ماندگار خواهد بود.
به درستی اشاره کردید که در دوره قبل ما فعالیتهای مختلفی داشتیم چون حوزه مسوولیتها و اختیارات سازمان نظام پزشکی به درستی در قانون سازمان مشخص نشده بود و با یک کار خیلی تشکیلاتی و علمی در نهایت پیشنویس اصلاح قانون سازمان نظام پزشکی با همکاری تعداد زیادی از دوستان از جمله مرحوم دکتر نوربخش که یادش را گرامی میداریم، آماده و در مجلس ششم تصویب شد. در شورای نگهبان ایرادهایی گرفته شد که ایرادها را برطرف کردیم و با یک یا دو مورد اختلاف بین ما (یا مجلس) و شورای نگهبان موضوع به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد و در مجمع نیز با دفاع بسیار منطقی و هوشمندانهای که مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی و آقای خاتمی کردند در سال ۸۳ تصویب شد.
با توجه به این سابقه امروز و در این دوره اولویت و برنامه اصلی سازمان نظام پزشکی در سال ۹۸ چیست؟
اشاره من به این سابقه برای این است که میخواهم بگویم بسیاری از اختیاراتی که در این قانون برای سازمان نظام پزشکی تصویب شده در سالهای بعد از این سازمان سلب شد. یکی از اختیاراتی که در این قانون داشتیم، اختیار تعرفهگذاری خدمات پزشکی بود که سلب شد. آنچه امروز اولویت سازمان است، یکی ساماندهی مسائل حوزه اقتصاد سلامت است که به نظرم نیاز به ساماندهی اساسی دارد. این موضوع هدف اصلی ما در این دوره است و بر این اساس شورای اقتصاد سلامت در سازمان نظام پزشکی تشکیل شده از اساتید رشته اقتصاد و افرادی از جامعه پزشکی در این شورا هستند اما عمده اعضای این شورا افرادی هستند که رشتهشان اقتصاد است. مباحث مختلفی را آنجا پیگیری میکنیم، مهمترین موضوعی که الان در این شورا پیگیری میکنیم، تعیین تعرفه واقعی یا هزینه تمام شده خدمات پزشکی است.
تعیین تعرفههای واقعی پزشکی قدم مهمی برای اصلاح نظام سلامت کشور است، اگر هزینه تمام شده تعیین شود امکان اصلاحات در نظام سلامت میسر میشود، در دوره قبل هم البته این کار را انجام دادیم، بعد از ما هم در سالهای ۹۲ و ۹۵ در شورایعالی بیمه هم این کار انجام شد.
وزارت بهداشت هم یکبار این کار را انجام داد؟
نه وزارت بهداشت انجام نداد، شورایعالی بیمه انجام داد. اما با توجه به تغییرات اقتصادی، این کار نیاز به بهروزرسانی دارد که الان تیمی را تشکیل دادیم. وزارت بهداشت هم کاملا در جریان است که تعرفهها و هزینههای واقعی استخراج شود، بر این اساس قاعدتا سرانه سلامت و سرانه بیمهها و سهمی که بیمهها باید برای سلامت پرداخت کنند و ویزیت واقعی یعنی تعرفه مطب واقعی همه اینها استخراج میشود.
تا کی قرار است تعرفههای واقعی تعیین شود؟
امیدواریم در سه ماه آینده و در پاییز امسال این کار به نتیجه برسد. چون پروژه تعریف شده، افرادی دارند روی آن کار میکنند و شاخصها در حال استخراج است.
برنامه استراتژیک دیگری هم دارید؟
بله، بحث دیگری که داریم این است که بالاخره جامعه پزشکی جزو گروههای مرجع در جامعه هستند و همیشه در رتبههای بالا بوده، در آخرین ارزیابی هم در رتبه سوم از نظر گروههای مرجع جامعه بوده است. فکر میکنم این یک ارزش است که مردم به جامعه پزشکی اعتماد دارند. اگر میخواهیم سرمایه اجتماعی کل کشور افزایش پیدا کند، باید سرمایه اجتماعی گروههای مرجع افزایش پیدا کند، مثل جامعه پزشکی، معلمان و مدرسان دانشگاهها.
هدف ما این است که با شفافسازی و تبلیغ اخلاق در اخلاق حرفهای و اخلاق جامعه پزشکی در ارتباط با مردم، این سرمایه اجتماعی افزایش پیدا کند، به رغم اینکه با تهاجم و تخریب در جهات مختلف علیه جامعه پزشکی مواجه هستیم. یک هدف ما هم این است که خط قرمزی را برای این تهاجم و تخریبها تعیین کنیم هم به لحاظ اینکه به سرمایه اجتماعی پزشکان لطمه میزند و هم به لحاظ اینکه در درازمدت به سلامت مردم آسیب میزند.
منظورتان از خط قرمز این است که در مقابل مطالبی که عنوان میشود، شکایت و پیگیریهای حقوقی انجام میدهید؟
دو کار را باید انجام دهیم؛ یکی اینکه در جامعه پزشکی حسن سلوک و اخلاق حرفهای را تبلیغ کنیم و دوم اینکه خودپالایشی کنیم و اگر تخلفی صورت بگیرد، مرجع اصلی رسیدگی سازمان نظام پزشکی باشد که این کار را به صورت جدی باید پیگیری کنیم ولی در مقابل تهاجمهایی که به کل جامعه پزشکی صورت میگیرد و باعث آسیب به اعتماد مردم میشود برخورد میکنیم چون اگر اعتماد مردم به پزشکان سلب شود طبیعتا دریافت خدمات سلامت دچار آسیب میشود. اگر شما تردید داشته باشید که دستور پزشک را انجام بدهید یا ندهید و تردید داشته باشید که این به نفع شما هست یا نه، طبیعتا دریافت خدمات سلامت دچار خدشه میشود.
این بیاعتمادی به صورت جدی وجود دارد و مردم در مواردی به چند پزشک مراجعه میکنند تا مطمئن شوند که اقدامی را باید انجام دهند یا نه و متاسفانه زدوبندها و هزینههای القایی غیرضروری هم در بین جامعه پزشکی دیده میشود.
بله، ما که منکر نیستیم به همین علت عرض کردم که باید دو کار را انجام دهیم که یک خودپالایشی است که به نظرم سازمان نظام پزشکی و انجمنهای پزشکی بهتر از هر کسی میتوانند انجام دهند و باید جلوی تبلیغات سوء را بگیریم. برای همه این اقدامات هم سازماندهی مناسبی در سازمان نظام پزشکی انجام شده است. الان گروهی را در سازمان نظام پزشکی تشکیل دادهایم که کارش فقط رصد تبلیغات آسیبرسان به سلامت مردم و تبلیغات خلافواقع است. این گروه با جدیت کار میکنند. موارد خلاف را شناسایی میکنند و موارد تخلف به دفتر انتظامی سازمان نظام پزشکی معرفی میشوند.
تبلیغاتی که از طرف افراد عضو جامعه پزشکی باشد را رسیدگی میکنند به افراد خارج از این جامعه که کاری ندارید؟
نه به آنها که دسترسی نداریم، تبلیغاتی که در رسانهها و حتی ماهوارهها وجود دارند. رسیدگی به آنها طبیعتا با دستگاههای دیگری مثل وزارت فرهنگ و ارشاد است که باید وارد شوند. در هر صورت استراتژیهای تعریف شده در سازمان نظام پزشکی اصلش این دو محوری است که من خدمتتان عرض کردم. فعالیتهای مختلف دیگری هم در ساماندهی ارکان سازمان نظام پزشکی و جلساتی که باید با مجمع عمومی و شورایعالی سازمان و اصلاح مسائل داخل سازمان هست که انجام میدهیم.
از جمله کارهای دیگری که انجام میدهیم درباره کتاب تعرفه است که در شورایعالی بیمه هم مطرح است و دستور وزیر بهداشت هم به دبیر جدید شورایعالی بیمه و هم معاون درمان این بوده که این کتاب بازنگری شود و در کتاب تعرفه سلامت یا همان کتاب سیپیتی عدالت جاری شود.
از مسائل کلان و استراتژیک فاصله بگیریم و وارد مسائل روز شویم، در فضای جدید اقتصادی کشور به خصوص بعد از تحریم، خدمات سلامت و ارائه این خدمات به مردم با چه مشکلاتی مواجه شده است؟
بعد از تحریم، ما در جامعه پزشکی هم در شرایط خاصی قرار گرفتهایم، بر طبق قوانین سازمان ملل و حقوق بشر، تحریم و جنگ شامل مسائل سلامت و بیماران نمیشود، یعنی همه جا این حفاظت در قوانین حقوق بشری ذکر شده که کودکان، بیماران، سالمندان همه باید از آسیبهای حتی جنگ و تحریم که جای خود دارد، مصون باشند ولی متاسفانه این تحریمهایی که به صورت یکجانبه و ظالمانه و بسیار غیرمنصفانه از طرف آمریکا علیه ایران اعمال شده حوزه سلامت را هم در بر گرفته است.
با وجود اینکه اظهار میکنند خدمات پزشکی و دارویی مشمول تحریم نیست اما عملا آنچه مواجه هستیم این است که تامین تجهیزات پزشکی، اتاق عمل و دارو به صورت روزمره با کمبود و مشکل مواجه هست و به دلیل محدودیتهایی که در رد و بدل کردن ارز و کانالهای مالی و حملونقل وجود دارد شرکتهای واردکننده دارو و تجهیزات پزشکی دچار مشکل و مضیقه هستند و این مشکلات به نوعی به بخش سلامت و بیماران منتقل میشود و فشارش به مردم وارد میشود.
چه کمبودهایی وجود دارد؟
مثلا یکی از کمبودهایی که در رشته من (جراحی عروق) هست، رگهای مصنوعی است که یک دفعه در برههای دچار کمبود شدید و نایاب شد، شرکتها و وزارت بهداشت هم تلاش میکردند که وارد شوند اما به علت محدودیت مبادلات ارزی، تامین آن برای بیماران دچار وقفه شد یا در مقطعی داروی وارفارین که ضد لخته است کمیاب شد در حالی که یکسری بیماران باید همیشه مصرف کنند، بیمارانی که دریچه قلب عوض کردند و بیمارانی که اعمال عروقی قلبی برایشان انجام شده است.
اخیرا و بعد از تصویب قانون بودجه سال ۹۸ و اعلام الزام جامعه پزشکی به گذاشتن کارتخوان یا پایانه فروشگاهی شامل نوعی التهاب و ناراحتی در بین جامعه پزشکی هستیم و گر چه سازمان نظام پزشکی اعلام کرده که در اجرای این قانون با سازمان امور مالیاتی همکاری میکند اما تعداد زیادی از انجمنهای پزشکی، پزشکان سرشناس و حتی هیات مدیرههای سازمان نظام پزشکی با اجرای این قانون مخالفت کردهاند، نظر شما درباره این قانون و واکنشهای آن چیست؟
جامعه پزشکی درمقابل نصب کارتخوان مقاومت نمیکند، از روز اول هم که این بحث مطرح شد ما در سازمان نظام پزشکی استقبال کردیم. دو دلیل هم دارد؛ یکی اینکه تسهیل کار بیماران است. هر عاملی که به بهبود کار بیماران کمک کند از جمله کارتخوان ما استقبال میکنیم، دوم اینکه همان طور که فرمودید قرار دادن کارتخوان در قانون بودجه سال ۹۸ در بند ی تبصره ۶ آمده و ما هم همیشه ملزم هستیم به قانون عمل کنیم.
مقاومتی از طرف جامعه پزشکی نیست. همه مکاتبات همکاران، انجمنها و شهرهای مختلف به من منعکس میشود، آنچه الان موجب التهاب است، این که چرا برای جامعه پزشکی یک قانون مجزا و تبعیضآمیز وضع شده است. این امر واقعا جای پاسخ ندارد، من هم ندیدم که کسی به این سوال پاسخ مستدلی بدهد، این خلاف قانون اساسی است.
طبق قانون اساسی نباید تبعیضی بین مشاغل ایجاد شود و نوعی توهین است. برداشتی که من از مکاتبات میکنم این است که احساس توهینآمیزی به جامعه پزشکی دست داده که چرا باید در قانون بودجه فقط یک گروه خاص مجزا شود. این مساله جای اعتراض دارد. اعتراض ما هم به جای خودش باقی است ولی این اعتراض به معنای این نیست که با اصل کارتخوان و اصل تقید به قانون اعتراض داشته باشیم.
بنابراین نصب کارتخوان و پایانه فروشگاهی در مراکز پزشکی اجرا میشود؟
بله، البته در مکاتباتی که با سازمان امور مالیاتی داشتیم، قبول کردند که بقیه صنوف هم در این مسیر قرار گیرند و اجرایی شدن آن شامل بقیه گروهها هم بشود. آقای رستمپور، مدیر کل سازمان امور مالیاتی اعلام کرد که گروههای دیگر هم اضافه میشوند. البته جای اعتراض به آن قانون هست ولی خود سازمان امور مالیاتی از این قانون استفاده میکند و بقیه گروهها را اعلام میکنند.
جامعه پزشکی الان چقدر مالیات پرداخت میکند، چقدر باید پرداخت کند و چقدر فرار مالیاتی داریم؟
عدد و رقم را از سازمان امور مالیاتی سوال کنید. اما ما به هیچوجه عدد و رقمهای اعلامشده که باعث نتیجهگیریهای تبعیضآمیز از جمله همین قانون شد را قبول نداریم. در جلسهای که در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس بودیم، بنده رفتم. در حضور نمایندگان مجلس و اعضا و نمایندگان سازمان امور مالیاتی، نماینده مرکز پژوهشهای مجلس هم حضور داشت. ایشان به صراحت آن عددهای ۶۷۰۰ میلیارد تومانی را که قبلا تحت عنوان مرکز پژوهشهای مجلس به عنوان فرار مالیاتی پزشکان اعلام شده بود و باعث این جوسازی شد تکذیب کرد. در جلسهای هم که مسوولان مرکز پژوهشهای مجلس به سازمان نظام پزشکی آمدند نیز انتساب این عددها را تکذیب کردند.
میزان واقعی فرار مالیاتی جامعه پزشکی چقدر است؟
فرار مالیاتی اگر میزانش مشخص باشد که دیگر فرار مالیاتی نیست، چون میروند این رقم را تادیه میکنند.
به هر حال جمعیت پزشکان و متوسط درآمد آنان مشخص است و میتوان حدود مالیاتی را که باید جامعه پزشکی پرداخت کند، با محاسبات آماری برآورد کرد؟
اتفاقا در همان جلسه ما این را به نمایندگان سازمان امور مالیاتی و مرکز پژوهشهای مجلس گفتیم و اعلام کردیم که در سال ۹۵ کل مالیات مشاغل بخش خصوصی که دریافت شده حدود ۴۵۰۰ میلیارد تومان بوده و اینکه گفته شود فقط فرار مالیاتی جامعه پزشکی ۶۷۰۰ میلیارد تومان است بیشتر به طنز شبیه است. در همان جلسه مبانی محاسباتی آنان را زیر سوال بردیم. گفته بودند در محاسباتشان این تعداد پزشک عمومی و متخصص داریم و درآمد اینها بر اساس حدس باید این قدر باشد و بر اساس آن این مقدار مالیات باید باشد که چون آمار نظام پزشکی را ما داریم من در همان جلسه اعداد این دوستان را زیر سوال بردم.
اعداد درست سازمان نظام پزشکی چیست؟
بله، اعدادی که ما داریم و در آن جلسه هم مطرح کردیم این است که شما میگویید ما ۸۵ هزار پزشک عمومی داریم، در صورتی که از این ۸۵ هزار پزشک عمومی حدود ۱۵ هزار نفر رزیدنت هستند، رزیدنت یعنی در بخش دولتی کار میکند بنابراین مالیاتش کسر میشود.
رزیدنتها نمیتوانند مطب داشته باشند؟
نه به هیچوجه، هیچ رزیدنتی اجازه داشتن مطب را ندارد. این تعداد در بخش دولتی کار میکنند، در مراکز بهداشت و دانشگاهها کار میکنند و در مجموع در آمار نظام پزشکی تعداد پزشکان عمومی شاغل در بخش خصوصی ۳۹ هزار نفر است. این فاصله به این بزرگی را لحاظ کنید، ببینید چقدر اختلاف آماری ایجاد میکند.
چه تعداد پزشک عمومی مطب دارند؟
دقت کنید، همه این ۳۹ هزار نفر هم مطب ندارند، ۳۹هزار پزشک عمومی پروانه مطب دارند، این آمار روز ماست چون ما در سازمان نظام پزشکی پروانه صادر میکنیم. آنهایی که پروانه مطب دارند هم الزاما مطب ندارند. پزشکان فوتشده و خارجرفته را هم باید کنار بگذاریم. آنها آمدهاند تعداد پزشکان عمومی که شماره نظام پزشکی دارند را در نظر گرفتهاند ولی هر کی شماره نظام دارد که مطب ندارد.
یعنی طبابت نمیکنند؟
تعداد خیلی زیادی از پزشکان طبابت نمیکنند. کارهای دولتی یا خصوصی دیگری دارند. در مجموع ۸۵ درصد خدمات سلامت کشور در بخش دولتی ارائه میشود.
البته این آمار در خدمات سرپایی فرق میکند.
منظور من کل خدمات بستری و سرپایی روی هم است، یعنی مالیات ۸۵ درصد خدمات پزشکی در بخش دولتی گرفته میشود و کل این دعواها برای ۱۵ درصد خدمات پزشکی است، خود همکاران اداره مالیات هم اعلام کردهاند که بیش از ۹۲ درصد پزشکان بخش خصوصی پروانه مالیاتی دارند، بنابراین کل این بحث برای ۵ تا ۷ درصد خدمات پزشکی بخش خصوصی است که جوسازی میشود و به نظر من هدف، تخریب جامعه پزشکی است.
چرا؟
نمیخواهم وارد بحثهای سیاسی و اجتماعی شوم، اما به هر حال جامعه پزشکی در بین مردم مرجعیت دارد و این مرجعیت مورد قبول عدهای نیست. بیشتر نمیخواهم وارد این بحث شوم اما وقتی چنین آمار خلافی ارائه میشود، آماری که هیچ مبنای کارشناسی ندارد یا بحث ظرفیتهای رشتههای علوم پزشکی را نگاه کنید. میبینید که یک روز در صداوسیما آقایی حرفهای خلافی میزند و یک هفته بعد طرح دوفوریتی افزایش ظرفیت رشتههای پزشکی به مجلس میآید، معلوم است که سناریوهایی وجود دارد. آن آقایی هم که در صداوسیما آن حرفها را میزند، کاملا جهتگیری سیاسیاش مشخص است و ما میدانیم که از کجا شروع کرده، کجا درس خوانده، با حمایت کی درس خوانده، بورساش را با حمایت کی گرفته. همه اینها معلوم است.اخیرا هم در برنامه دیگری در صداوسیما میپرسند سقف کارانه پزشکان چقدر است. این قدر این سوال ابتدایی است، مثل این است که بپرسند درآمد علی دایی یا رونالدو چقدر است بعد بگوییم که در فوتبال هر کسی در زمین خاکی بازی میکند، این قدر درآمد دارد. واقعا بسیاری از پزشکان کشور در زمینهای خاکی در روستاهای دوردست طبابت میکنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد