15 - 01 - 2024
ناکارآمدی عیان آموزش و پرورش
«جهانصنعت»- اخبار مرتبط با مرگهای خودخواسته همواره تلخ است، اما وقتی دردناکتر میشود که بدانیم تعداد قابل توجهی از کودکان به راه ناتمام آن میرسند و به جای شادیهای کودکانه خود را تمام میکنند. چند روز پیش بود که خبر مرگ خودخواسته «یسنا» ۱۲ ساله اهل شهرستان یاسوج در استان کهگیلویهوبویراحمد به خاطر مشکلات مالی و خانوادگی، نفسها را در سینه حبس کرده بود. حال خبر مرگ خودخواسته کودک دیگری زنگ خطر را به صدا در آورده است. این بار پسربچه ۱۲ ساله دیگر اهل همان استان. در اخبار اینگونه نوشته است: «پسر کلاس هفتمی در شهرستان چرام خودکشی کرد!» در اطلاعات تکمیلی آن آمده است:«دانشآموز پسر کلاس هفتم از مدرسه «شهیدعسکری تنها» در شهرستان چُرام استان کهگیلویهوبویراحمد شب گذشته در منزل پدریاش، خودکشی کرد.» با اینکه هنوز دلیل یا دلایل این خودکشی تاسفبار مشخص نیست و جسد این دانشآموز کلاس هفتمی که خود را به دار آویخته بود، هماکنون در پزشکیقانونی است، اما به عقیده بسیاری از جامعهشناسان دلیل و دلایل آن یکسان است؛ فقر!
برخی دیگر از رسانهها نیز در کنار خبر مرگ خودخواسته «یسنا» به خودکشی بیش از ۷ مورد نوجوان زیر ۱۸ سال از ابتدای دیماه جاری تاکنون اشاره کردهاند. مرگ خودخواسته دختر ۱۶ ساله دیگری که اهل شهرستان محلات واقع در استان مرکزی است، قلبها را به درد آورد. ۱۶ دی ماه جاری، حدود ساعت ۵ عصر « هانیه.ب» در یکی از اتاقهای خانهشان خود را با طناب حلقآویز میکند. یکی از آشنایان این دختر به «اعتماد» گفته بود: «آن روز مادر هانیه سرکار بود و خانه نبود. پدر او هم که اعتیاد دارد و اکثرا خانه نیست. ساعت حدودا ۵ عصر وقتی خواهر هانیه به سمت اتاق میرود تا دفتر و کتابش را بردارد، ناگهان میبیند که خواهرش خود را از در اتاق حلقآویز کرده است. خواهر هانیه به خالهشان که خانه آنها بوده، میگوید و خاله آنها سریع با چاقو طناب را پاره میکند، اما دیگر فایده نداشت و هانیه جانش را از دست داده بود.» این منبع نزدیک به خانواده در ادامه درباره انگیزه خودکشی این دختر ۱۶ ساله میگوید: «هنوز نمیدانیم علت خودکشی هانیه چه بوده است.»، اما باز هم همان شرایط! براساس آمارهای رسمی از مرکز آمار ایران استانهایی مانند «کرمانشاه، ایلام و کهگیلویهوبویراحمد» از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ جزو سه استانی بودند که بالاترین آمار خودکشی را داشتهاند. این روند ادامه داشته تا امسال که «حمید پیروی» نایبرییس جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی اعلام کرد؛ استانهای زاگرسنشین آمار خودکشی بالایی دارند و به نسبت جمعیت، خودکشی در ایلام، کرمانشاه و کهگیلویه و بویراحمد بیشتر است. این موضوع نشان میدهد که همچنان طی ۷ سال گذشته این سه استان در صدر آمار خودکشی قرار دارند.
نقش مهم آموزشوپرورش در ارتقای سلامت دانشآموزان
«سیدحسن موسویچلک» رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به نقش مهم آموزشوپرورش در ارتقای سلامت روان و اجتماعی دانشآموزان به «جهانصنعت» گفت: به نظرم آموزشوپرورش بهترین بستر برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی است و هیچ محیطی به این اندازه مؤثر نیست، به این علت که سه ضلع مثلث یعنی دانشآموز، اولیای خانه و اولیای مدرسه در این محیط حضور دارند.
دانشآموز با احتساب دوره پیشدبستانی حداقل ۱۴سال از عمرش را در مدرسه سپری میکند، یک معلم ۳۰ سال در آموزشوپرورش است، دانشآموزان بیشترین ارتباط را با همسالان، همکلاسیها و هممحلهایهای خود دارند و به همین دلیل است که میگویم هیچ بستری به اندازه آموزشوپرورش برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی دانشآموزان مؤثر نیست. مدرسه نسبت به سایر محیطهاییکه بچهها در آن حضور دارند، یک محیط مورد وثوق و قابل اطمینان است، اما مشکل شناسایی افراد دارای ریسک بالاست که میتواند در مدرسه انجام شود. مدارس مشاور دارند که البته تعدادشان هم کافی نیست، اما مددکار اجتماعی را نمیبینیم، در حالیکه حضور یک مددکار اجتماعی در کنار کار تیم تخصصی روانشناسی بهراحتی منجربه شناسایی افرادی میشود که افکار مربوط به خودکشی در سر دارند. با استفاده از این روند، چنین افرادی شناسایی شده و پس از برقراری ارتباط با خانواده آنها میتوان شرایطشان را از نزدیک بررسی کرد.
وی افزود: متاسفانه در این خصوص هیچ دغدغهای در طول بیش از چهار دهه فعالیت نمیبینیم، در حالی که استقرار مددکار اجتماعی و حضور مشاور میتواند به ارتقای سلامت اجتماعی، شناسایی به موقع بچهها، کمک به آنان و آموختن مهارتهای مداخلهای کمک کند. اینها فواید حضور مددکار اجتماعی در مدارس است، اما هیچ اهتمام عملی برای استقرار مددکار اجتماعی در مدارس دیده نمیشود. حال اگر طرف زندانی شود، کلی هزینه میکنیم تا از او در زندان نگهداری شود. به اعتقاد من، هرچه در حوزه آموزشوپرورش کار کنیم، به همان میزان از حجم مراجعان به کلانتریها، دادگستریها و زندانها کاسته خواهد شد؛ درک این موضوع کار سختی نیست، اما نمیدانم چرا به این موضوع توجه نمیشود. چندین دهه است که کارشناسان هشدار میدهند، اما گوش شنوایی نسبت به این موضوعات نیست و کک کسی از خودکشی این بچهها نمیگزد. چرا؛ چون سلامت روانی و اجتماعی جزو اولویت سیاستگذاریهای ما نیست.
رییس انجمن مددکاران اجتماعی در ادامه درباره علل و عوامل افزایش مرگ خودخواسته اظهار کرد: با توجه به آمارهای خودکشی که توسط مراجع رسمی اعلام شده، مشخص است در ۱۰ سال اخیر خودکشی منجر به فوت از ۲/۵ به ازای ۱۰۰ هزار نفر به ۴/۷ رسیده است. این آمار برای یک دهه خیلی نگرانکننده است. در حالی که در گذشته روند تثبیتشدهای داشتیم، اما طی یک دهه اخیر ناگهان نرخ خودکشی بیش از ۲ در ۱۰۰ هزار نفر افزایش پیدا میکند. ضمن اینکه میانگین جهانی قبلا اگر ۱۴ یا ۱۶ بوده الان در حال کاهش بوده و به ۹ رسیده است. کشور ما در چند سال آینده از میانگین جهانی نیز جلو خواهد زد. در حال حاضر خودکشی در جامعه سالمند و نوجوان و جوان رخ میدهد و میانگین سنی خاصی ندارد. این موضوع خودش حامل یک پیام است، اما متاسفانه گوش شنوایی نیست.
او ادامه داد: نکته دیگر در بحث خودکشی افراد، استفاده از شیوههای خشن است که اینها به عواملی که باعث میشود افراد به سمت خودکشی بروند، مربوط است، بنابراین خودکشی فقط در گروه سنی یا قشر خاصی اتفاق نمیافتد و چند وقت اخیر موضوع خودکشی را در مورد رزیدنتها هم شنیدیم. درحال حاضر خودکشی در استانهای مختلف به شیوههای مختلف رخ میدهد، چون نگرانی نسبت به آینده در تمام اقشار زیاد شده است. در نگاه کلی چند موضوع کاملا مشخص است؛ سیاستگذاریهای ناکارآمدی که در حوزه ارتقای سلامت روانی اجتماعی داریم و تاثیری که سیاستگذاریهای ناکارآمد بر سایر حوزهها از جمله سلامت روانی اجتماعی میگذارد. مهر ۱۴۰۰ مدیرکل وقت سلامت اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت اعلام کرد که ۹/۲۸ درصد مردم حداقل یک اختلال روانی دارند که البته میگفتند این آمار در تهران بیشتر است. همین آمار چند سال قبل از آن بین ۲۳ تا ۲۵ درصد اعلام شده بود، بنابراین این روند، روند رو به رشد است. شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه روی افراد تاثیر میگذارد و افراد نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند. در اخبار بارها شاهد بودیم که برخی خانوادهها گروهی خودکشی میکنند یا مادر یا پدر فرزندان خود را به قتل میرسانند و سپس هم خودشان را میکشند. بعد هم اعلام میشود علت حادثه فقر و معیشت و تنگدستی خانواده بوده است!
موسوی چلک در خصوص انگیزه کودکان برای خودکشی بیان کرد: انگیزه کودکان در خودکشی ممکن است اقتصادی نباشد، اما به نوعی با فقدان مهارتهای ارتباطی، عدم حل مساله، ناتوانی در کنترل خشم، نه گفتنهای به موقع و عدم آشنایی با منابع اجتماعی که میتوانند از آنها خدمات بگیرند در ارتباط است. هر فرد امکان دارد در شرایطی قرار بگیرد که نتواند با استفاده از قابلیتهای خود یا خانواده مساله را حل کند. حالا چقدر از کودکان یا خانوادهها «۱۴۸۰» صدای مشاور، «۱۲۳» اورژانس اجتماعی یا «۱۵۷۰» که خط ملی مراقبت اجتماعی دانشآموزان است را میشناسند! در برخی مواقع هم ممکن است این خطها را بشناسند، اما اینکه چقدر اعتماد یا اقدام میکنند نیز اهمیت دارد. عموم مردم میدانند آرایشگاه، نانوایی، سوپرمارکت و… در محل زندگیشان کجاست، اما از موسسات ارائهکننده خدمات ارتقای سلامت روانی و اجتماعی هیچ شناختی ندارند و نمیدانند در محل زندگیشان چنین موسسهای وجود دارد یا خیر! با این حال از نظر بنده به عنوان رییس مددکاران اجتماعی، وقوع و افزایش این اتفاقات غیرطبیعی نیست، چون اقدامی برای جلوگیری از آن نمیشود. این در حالی است که آموزش و پرورش در این قضیه میتواند نجاتدهنده باشد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد