6 - 12 - 2022
نباید روی میدانهای مستقل تمرکز میکردیم
مهسا حسین- در روزهای پایانی فعالیت دولت دهم، فعالیت وزارت نفت و مسوولان آن را در گفتوگویی با غلامحسین حسنتاش، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد اقتصاد انرژی مورد نقد و بررسی قرار دادیم. حسنتاش با بیان دیدگاههای خود به عملکرد بخشخصوصی در حوزه صادرات نفت پرداخت و در واقع روی عملکرد بخشخصوصی در این حوزه خط بطلان کشید. حسنتاش در شرایطی که وضعیت عملکرد مدیران نفت در هشت سال اخیر را بدترین عملکرد دوران انقلاب ارزیابی میکند، معتقد است که وزیر نفت دولت یازدهم باید شناخت کامل از صنعت نفت و اولویتهای آن داشته باشد و همچنین توقف قراردادهای غیراصولی و غیراولویتدار را در اولویت کاری خود قرار دهد چراکه این قراردادها نتیجهای جز پراکنده کردن تواناییها و امکانات در حوزه نفت نخواهد داشت...
آقای حسنتاش عملکرد دولت دهم را در زمینه صنعت نفت و بهطور کلی بخش بالادستی و پاییندستی چگونه ارزیابی میکنید؟
در بخش بالادستی صنعت نفت عملکرد را عملکرد مثبتی ارزیابی نمیکنم، بیبرنامگی فعلی هم که در این حوزه مشاهده میکنیم، شاید قبل از دولت دهم هم وجود داشته و اولویتهای بخش بالادستی صنعت نفت مشخص نبوده بنابراین در موارد زیادی قرارداد و تفاهمنامه امضا شده که اینها براساس اولویتها نبوده و همین روند در دولت قبل هم ادامه پیدا کرده است. در واقع بین دوره آقای قاسمی با دورههای دیگر انگار رقابتی در عقد قرارداد وجود داشته که میخواهند اثبات کنند کمتر از دورههای گذشته در بستن قرارداد موفق نبودهاند و از نظر من هیچ کدام از این قراردادها به نتیجه نخواهند رسید. برای اینکه نه شرکتهایی که با آنها قرارداد بسته شده شرکتهای توانایی هستند و نه امکانات مملکت این اجازه را میدهد که ما بتوانیم تمام میادین خود را به صورت همزمان توسعه بدهیم. اگر تمرکز روی میادین مشترک قرار میگرفت بهتر بود درحالی که این کار صورت نگرفت و امکانات و تواناییهای کشور را در جاهای مختلف پخش کردند که از نظر من اشتباه بود و به اولویت اصلی ما یعنی میادین مشترک لطمه زد.
درباره عملکرد و فعالیتها در میدان پارسجنوبی چطور؟ عملکرد مسوولان را در اینجا چطور ارزیابی مینمایید؟
در میدان پارسجنوبی که در بین میادین مشترک ما بیشترین اولویت را دارد، فعالیتهایی صورت گرفته است ولی با توجه به اینکه ما در واردات تجهیزات و توان پیمانکاری و... محدودیت داشتیم بهتر بود که تواناییهایمان را متمرکز کرده و فاز به فاز جلو میرفتیم و میتوانستیم گاز تولید کنیم ولی این امکانات در فازهای مختلف پخش شد و نتیجه این شد که الان خیلی از فازها پیشرفت دارند ولی هنوز به بهرهبرداری نرسیدهاند. شاید اگر این امکانات را متمرکز میکردیم هماکنون حداقل یکی دو فاز به تولید رسیده بود که بتوانیم عقبافتادگی از قطر داریم را تا حدودی جبران کنیم بنابراین در اینجا کارهایی شده و به نظر من در دوره آقای قاسمی پارسجنوبی نسبت به گذشته کمی فعالتر شد ولی در آنجا هم این مشکل وجود داشت که امکانات تجزیه شده و به هدف و نتیجه نرسیده است.
اگر شما جای آقای وزیر بودید برای مقابله با تحریمها چه راهکارهایی را ارایه میکردید که احساس میکنید در زمان آقای قاسمی ارایه نشد؟
این را در دو بخش میتوان مطرح کرد؛ یکی بخش ارتباطات بینالمللی که به نظر من صنعت نفت خیلی کار خاصی در این زمینه نمیتواند بکند و این منوط به همان اراده بینالمللی کشور بوده و بیشتر کار دستگاه سیاست خارجی و منوط به حل مشکل پرونده هستهای کشور است و تا وقتی حل نشود اوضاع همین خواهد بود بالاخره شرکتهایی که حاضر هستند با ایران طرف قرارداد بشوند تحت تحریم و محدودیتهای آمریکا و محدودیتهای بینالمللی قرار میگیرند و حاضر نیستند کار بکنند ولی اگر سوال این باشد که آیا در شرایط تحریم میشود صنعت نفت را بهتر مدیریت کرد؟ در پاسخ به این سوال باید بگویم به نظر من میشد کارهایی کرد. مثلا وقتی شما در محدودیت قرار گرفتهاید بهتر است که امکانات را روی اولویتها متمرکز کنید و به نظر من در شرایط تحریم و حتی شرایط بعد از تحریم تا مدتها ما حق نداریم امکاناتمان را روی میادین مستقل ببریم و باید آنها را روی میادین مشترک متمرکز کنیم که این اتفاق نیفتاد و میشد این کار را کرد و در این صورت شاید پیشرفتهای بهتری میشد در پروژههای بالادستی و پایین دستی داشت. همچنین اینکه در بحث صادرات و فروش نفت که آنجا هم تحت مشکلات بسیاری بودیم میشد خیلی بهتر عمل کنیم. نظر من این است که تعدادی از شرکتهای خصوصی و نیمهخصوصی از فرصت تحریمها استفاده کردند که بگویند صنعت نفت نمیتواند در شرایط تحریم فروشنده نفت باشد پس ما باید وارد کار شویم و کمک بکنیم. این موضوع در حال حاضر در بحث صادرات نفت ما اغتشاش ایجاد کرده و نمونهاش هم مانند پرونده بابک زنجانی است. درحالی که مشکل ما اصلا بازاریابی نبوده است، مشکل ما این بود که نقل و انتقالات بانکهای بینالمللی برای کشور ما انجام نمیشود، بیمهها بیمه نمیکنند و اتفاقا در این شرایط که این محدودیتها وجود دارد باید صادرات نفت ما متمرکزتر میشد. قسمت بینالملل نفت ما با تجربه دوران جنگ و تحریمهای مختلفی که از ابتدای انقلاب داشته آنقدر قابلیت داشت که بتواند تا حد ممکن کار را پیش ببرد. ولی این اغتشاش ایجاد شده با ورود شرکتهایی که یک شبه متولد شدند و بدون تجربهای وارد تجارت نفت خام شدند کار غلطی بود و به جای اینکه به برخورد ما با تحریمهاکمک کند در واقع مشکلاتی هم ایجاد کرد.
بهتر نبود از پیش از شروع تحریمها، زمانی که بالاخره مشخص بود تحریمها آغاز میشود به شرکتهای خصوصی توانایی آموزش مبارزه با تحریمها را آموزش بدهند؟
اصلا مشکل ما این نبوده، الان روند تحریمها شکل ویژه خودش را دارد. وقتی ارادهای که در دنیا وجود دارد محدود کردن صادرات نفت شماست، پس در همان صادراتی هم که صورت میگیرد امکان دسترسی به درآمد از شما گرفته شده است. یعنی شما هم نفت کمتری میفروشید و پولش را هم نمیتوانید برگردانید. خب این موضوع وقتی وجود دارد شما هر کسی را هم وارد این سیستم کنید آنها خیلی سریع رصد میکنند که مثلا فلانی شرکتی دارد که گردش مالیاش قبلا دو میلیون دلار در سال بوده و چطور این دو میلیون به ۲۰ میلیون دلار افزایش یافته؟ پس حتما همان کاری را میکند که ما اراده کردیم نکند. این اتفاق هم افتاده است. اضافه شدن دایم نام شرکتهای مختلف و افراد مختلف به لیست تحریمها، نشانگر همین مساله است. بنابراین در این شرایط میدان دادن به شرکتهای خصوصی مشکلی را حل نمیکند، اتفاقا اگر ما متمرکز برخورد کرده و دیپلماسی خود را فعالتر میکردیم بهتر میتوانستیم از پس حل قضایا بربیاییم. به نظر من اصلا مشکل بهگونهای نبود که از این طریق بشود قفل را باز کرد.
اگر در شرایط تحریم نبودیم هم پر و بال دادن به بخشخصوصی کار اشتباهی بود؟
در شرایطی که تولید نفت خام فقط به دست شرکت ملی نفت ایران است و شرکت ملی نفت ایران هم دونوع فروش دارد، یکی فروش به پالایشگاههای داخلی و یکی هم فروش به بازارهای بینالمللی که سالها هم هست این بازارها را میشناسد. ما دورههای مختلفی از تحریم هم پشتسر گذاشتهایم، مثلا یک زمانی عادت داشتیم فقط به شرکتهای بزرگ نفتی نفت بفروشیم و بعد از اینکه آنها از خرید نفت ما سر باز زدند مجبور شدیم برویم و مصرفکنندههای نهایی یعنی پالایشگاهها را شناسایی کنیم و به آنها نفت بفروشیم. در این شرایط وقتی ما بخشخصوصی را وارد میکنیم غیر از رانتخواری و دلالی خاصیت دیگری ندارد. ما اگر بخشخصوصی داشته باشیم که در دنیا سابقه تجارت نفت خام دارد، یا در پالایشگاههای خارج سهام دارد و خودش خریدار بزرگ نفت خام است و حسابهای بینالمللی دارد، لزوما نمیتوانیم به این شرکت نفت ندهیم ولی وقتی چنین شرکتهایی نداریم و شرکتهایی داریم که یکشبه به بهانه خصوصیسازی خلق میشوند و به اینها نفت خام میدهیم و با آنها ریالی حساب میکنیم و بعد طرف میبیند مابهالتفاوت نرخ ارز را اگر استفاده کند سود زیادی برایش دارد و حتی نفت خام را زیر قیمت صادر میکند که از تفاوت قیمت دلار استفاده کند، اینها همه بازارها را به هم میریزد در این شرایط به نظر من شرایط مناسبی برای خصوصیسازی نیست و اگر هم بخواهیم خصوصیسازی کنیم باید ساز و کارهای مناسبش فراهم باشد و شرایطی را به وجود بیاوریم که این خصوصیسازی معنایش رانتخواری و به هم ریختن بازارها نشود. اتفاقی که الان افتاده این است که برخی از خریدارهای قدیمی نفت ما دیگر از شرکت نفت خرید نمیکنند، چون همین نفت ما را کس دیگری زیر قیمت به آنها میفروشد.
منبع : عصر انرژی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد