25 - 10 - 2022
نسل طلایی بازیگری
پرهام نورافزا
این روزها جوانان بسیاری پا به عرصه بازیگری گذاشتهاند، بازیگرانی که استعدادهای خوبی هم در میانشان دیده میشود، اما نسل محمدعلی کشاورز، عزتالله انتظامی، داود رشیدی، جمشید مشایخی و امین تارخ، دیگر تکرار نمیشود و با درگذشت این بزرگان سینمای ایران نسل طلایی بازیگری در ایران منقرض شد. از دست دادن این هنرمندان در این سطح از حرفهای بودن و انسانیت جبرانناپذیر است، امثال این بزرگان تکرارنشدنی هستند. اینان بازیگران نسل طلایی دیروز و امروز سینمای ایران بودند.
بحران بازیگر، زخمی بر پیکره سینمای ایران
بازیگر، ویترین هر فیلم سینمایی است. نتیجه تمام تلاشهای گروه تولید قبل و بعد از زمان فیلمبرداری، در بازی بازیگرانی که تصویر آنها بر پرده نقرهای میتابد نمود پیدا میکند. از سویی این بازیگران هستند که محبوبیت آنها، اولین عامل جذب مخاطب به گیشه است و در تمام دنیا، بازیگران هستند که بار اصلی موضوع برگشت سرمایه به سینما را به دوش میکشند. سینمای ایران قبل از انقلاب با همین روش مرسوم و با استفاده از بازیگرانی که بیشتر ستاره بودند تا هنرمند، فروش بالای فیلمها را در گیشه تضمین میکرد. سینمای قبل از انقلاب از اینگونه هنرمندان و هنرپیشگان و ستارههای سینما همچون شادروان محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، سعید راد، مرحوم ایرج قادری، مرحوم ناصر ملکمطیعی و… کم نداشت و هریک برای خود در آن روزگاران به قول معروف «آرتیست» سینما بودند و بازی و حضور هریک از آنها گیشه فیلم را تضمین میکرد و تهیهکننده از بابت برگشت سرمایه خود هیچ نگرانی نداشت.
ستارههای دهه ۶۰ و ۷۰ تازهواردهای تئاتری
پس از پیروزی انقلاب، بسیاری از بازیگران سینمای قبل از انقلاب ممنوع الکار شدند و تنها تعدادی از بازیگران قدیمی که از تئاتر به سینما آمده بودند، در عرصه بازیگری باقی ماندند و به همین دلیل در آن دوران، چهرههای جدیدی وارد سینما شد.
این روند در دهه ۷۰ هم کموبیش ادامه پیدا کرد ولی اینبار ستارههایی به میدان آمدند که بیشتر جوان پسند بودند و به نوعی میشد آنها را نسل جدید ستارگان سینمای ایران نامید. نیکی کریمی، امین حیایی، ابوالفضل پورعرب، محمدرضا فروتن، بهرام رادان، هدیه تهرانی و مهناز افشار ازجمله ستارگان دهه هفتادی بودند که به مدد چهرههای مخاطبپسند با تواناییهای بازیگری، وارد عرصه تصویر شدند تا بار گیشه را بر دوش بکشند.
جذابیتهای ظاهری معیار ورود بازیگران به سینما
در دهه ۸۰ مساله ورود چهرههای جدید به سینما وارد فاز تازهای شد. کمکم جذابیتهای ظاهری تبدیل به تنها معیار ورود بازیگر به سینما شد محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حامد بهداد، شهاب حسینی و مصطفی زمانی ازجمله بازیگران دهه ۸۰ بودند که هرکدام به فراخور تواناییهای خود، در سینما کار کردند و ماندند.
در آغاز دهه ۹۰، بهنظر میرسید بحران بازیگر در سینما ما جدی باشد. تعداد بازیگران کمتر از انگشتان دو دست در تمام پروژهها حضور داشتند و روند تولید بهخاطر لزوم صبر کردن برای خلوت شدن مشغلهکاری این بازیگران، بسیار کند بود.
متاسفانه چرخه ورود بازیگر به سینما در سینمای ایران درست طی نشد و اجازه ندادهاند بازیگران مستعد تئاتر، رشد کنند و به سینما بیایند. همین مساله به نوعی باعث ضعف تکنیک در مقوله بازیگری در سینمای ایران شده است.یک بازیگر در طول دورانی که بازیگری تئاتر را میآموزد کار تیمی، مسئولیتپذیری و توانایی تحلیل نقش را میآموزد و پس از طی همه این مراحل، آماده حضور جلوی دوربین میشود. اما ورود او به عرصه تولید فیلم صورت نمیگیرد و حتی حضورش در همان تئاتر هم با مشکل روبهرو است. یکی از راههای برونرفت از این بحران این است که باید تئاتر را تقویت کرد و با شناسایی بازیگران مستعد آن، تنوع بازیگر در سینما را بالا برد. هرکس که تئاتر بداند و بازیگر پیسهای گوناگون آن باشد و روی صن تئاتر دستوپایش نلرزد و جو سالن و حضور و نفس مخاطبان در ایفای نقش و بازیاش خللی وارد نکند و بدون کوچکترین توپوقی به ایفای نقشش بپردازد میتوان آن را بازیگر نامید.منابع رسمی تربیت بازیگر در ایران دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستند، اما به یک دلیل مشخص تعداد کمی از فارغالتحصیلان بازیگری این دو مرکز وارد کار سینما میشوند، آن هم به دلیل رابطه نداشتن مراکز آکادمیک با فضای حرفهای سینما در ایران. مسیر یک فارغالتحصیل از این مراکز رسمی و دولتی برای رسیدن به جلوی دوربین سینما سخت است چون در این مراکز برای دانشجویان دوره کارورزی نمیگذارند تا مجبور به حضور در پشت صحنه فیلمهای سینمایی و تئاترها شوند، تا کار را در فضای واقعی یاد بگیرند و این ناشی از همان عدم ارتباط است.درخصوص آموزشگاههای سینمایی بخش خصوصی هم باید گفت حدود ۶ مدرسه بازیگری و آموزش سینمایی معتبر در استان تهران فعالیت میکنند که سیستم و بودجه دولتی در آنها دخیل نیستند، در نتیجه این مدارس ناچارند برای جذب هنرجو و کسب درآمد، خدمات مناسب با اساتید خوب و امکانات جانبی دیگر بدهند تا هنرجویان جذب شوند. حضور استادان خوب و معتبر کیفیت آموزش را بالا میبرد و از سوی دیگر آنان پلی برای ارتباط این شاگردان با دنیای حرفهای سینما هستند که این پل در مراکز آموزشی دولتی وجود ندارد. به همین دلایل است که از هریک از این آموزشگاهها تاکنون فقط چند بازیگر خوب به عرصه بازیگری معرفی شده است.
در همه جای دنیا تئاتر سینما را تغذیه میکند
ارتباط سینما با تئاتر در ایران به کلی قطع است. اگر سینمای آمریکا از نظر تعداد و قدرت بازیگرانش در سطح بالایی است به این دلیل است که آبشخوری به نام برادوی دارد. خیابانی با دهها سالن تئاتر که هر شب در آن نمایشهای زیادی اجرا میشود. جایی که در آن بازیگران زیادی هر شب روی صحنه میروند و توسط کارگردانان و تهیهکنندگان هالیوود شناسایی میشوند. در هالیوود کرک داگلاس، مارلون براندو، آل پاچینو، آنتونی هاپکینز و مریل استریپ نمونههای درخشانی از بازیگران تئاتر در سینما هستند که همگی به پیشینهای تئاتری خود افتخار میکنند. بیشتر آنها از برادوی آمدهاند و سینمای آمریکا هنوز هم به همین شیوه بازیگر کشف میکند. اما این رابطه در ایران ناقص است چون اکثر تهیهکنندهها و کارگردانها حوصله رفتن به تئاتر و کشف بازیگر جدید را ندارند. همه به همان بازیگرهای قدیمی چسبیدهاند و اگر بازیگری هم در نقشی خوب بازی کند، در بهترین حالت در آن کلیشه میشود. کلیشه شدن خود نیز آفت بزرگی است و به همین خاطر است که تهیهکننده و کارگردان آن کلیشه را نمیشکند که چهرهای جدید از یک بازیگر کشف کند و ترجیح میدهد بدون ریسک از همین نمونههای صدبار آزموده شده استفاده کنند.
میتوان از این بحران خارج شد اما…
لذت شهرت و دیده شدن در ضمیر هر انسانی به صورت بالقوه و نهفته وجود دارد که با گرویدن به برخی از کسوتها و مشاغل فرصت ظهور و بروز به هر صاحب ذوقی را در این وادی میدهد. ورود هنرمندان به مشاغلی غیر از آنچه به آن شهره هستند، امروزه به یک رسم نامأنوس متداول تبدیل شده است. افرادی که در ابتدا بازیگر بودهاند اما اکنون به دلایل مختلف به عرصههایی همچون خوانندگی، مجریگری، کارگردانی و… روی آوردهاند.
راه برونرفت از این جریان و به راهاندازی جریان تربیت بازیگر در ایران در گرو ایجاد ارتباط سازنده بین سینما و تئاتر در کنار فعال کردن قواعد اقتصادی بخش خصوصی در عرصه این دو هنر است. وقتی سینما و تئاتر در دست بخش خصوصی باشد، به دلیل رقابت برای داشتن تولید بهتر، به شکل خودکار یک چرخه تربیت بازیگر خوب به وجود میآید چون سینما و تئاتر لازم و ملزوم یکدیگرند. در واقع این تئاتر است که میتواند بیشتر به سینما کمک کند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد