11 - 12 - 2016
نشست منامه اهداف و چشماندازها
دکتر صلاحالدین هرسنی*
سیوهفتین دوره نشست سران کشورهای حاشیه خلیجفارس
۷ دسامبر ۲۰۱۶ در منامه، پایتخت بحرین برگزار شد. نکته درخور توجه نشست منامه حضور ترزا می، نخستوزیر انگلستان بود. به این ترتیب نشست منامه را میتوان روندی از ائتلافسازی راهبردی عربی- انگلیسی با اهدافی امنیتی و اقتصادی دانست.به نظر میرسد این نشست با هدف امنیتی بیشتر تحت تاثیر تضادها و رقابتهای هویتی و ژئوپلتیکی ایران و کشورهای حوزه خلیجفارس به ویژه عربستان برگزار شد. این تضادها از منظر نشانهشناسی بحرانهای منطقهای مربوط به مرحله سوم فرآیند تنش سیاسی ایران و کشورهای خلیجفارس است که میتوان از آن بهعنوان مرحله تصاعد بحران و رویارویی دیپلماتیک نام برد.
در این مرحله مقامهای دفاعی و امنیتی کشورهای حوزه خلیجفارس در مصاحبههای رسانهای و ادبیات دیپلماتیک خود بارها از عبارتی به نام تهدید ایران استفاده و از این طریق اقدامهای خشونتبار خود در بحرین، یمن و در برخورد با شیعیان عربستان را به منزله واکنش و اقدام متقابل در برابر مداخله ایران تبیین کردهاند.
به این ترتیب نشست منامه را باید تلاشی سازمانیافته و همچنین صفآرایی ژئوپلتیکی محافل عربی دانست تا کشورهای حوزه خلیجفارس بتوانند از رهگذر آن، اقدامات طراحیشده خود را برای مهار ایران اعمال دارند.
حتی این کشورها در نشست منامه انگاره تهدید امنیتی ایران را به گونهای جلوه دادهاند که محتملا موجب چالشآفرینی برای راهبردهای اعمالی کشورهای همسو و همپیمان استراتژیک از جمله انگلستان خواهد شد.
تحت تاثیر همین تدارک و تمهیدات تئوریک بود که ترزا می، نخستوزیر تازهکار انگلستان تلاش کرد در ازای جلب همکاری تجاری نشست منامه، کشورهای حوزه خلیجفارس را در چارچوب یک مشارکت امنیتی در برابر ایران هماهنگ و آنها را در عقب راندن اقدامات تهاجمی تهران در منطقه مصمم سازد.
اما آنچه به اهداف اقتصادی مربوط است، این نشست بیشتر در راستای بازتعریف نظم جدیدی از مناسبات اقتصادی و تجاری بریتانیا با این کشورها صورت گرفته است این نظم جدید لندن در مناسبات اقتصادی در شرایطی صورت میگیرد که اخیرا مردم بریتانیا رای به خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) دادهاند. نظر به آنکه زمینه برای خروج این کشور از اتحادیه اروپا به زودی به جریان میافتد و به تبع آن مبادلات تجاری و اقتصادی بریتانیا با کشورهای عضو اتحادیه اروپا کاهش مییابد، مقامات بریتانیایی درصدد یافتن شرکای تجاری جدید هستند. بنابراین این مقامات و در راس آنها ترزا می کشورهای خلیجفارس را آلترناتیوی مناسب برای مناسبات اقتصادی خود میدانند هرچند این مناسبات اولین باری نیست که بازتعریف میشود، چراکه انگلستان تا قبل از عضویت در اتحادیه اروپا با کشورهای خاورمیانه و به ویژه کشورهای حوزه خلیجفارس روابط تجاری و سیاسی نزدیکی داشت و به نظر میرسد خانم می درصدد احیای این روابط است.به نظر میرسد ائتلافسازی کشورهای حوزه خلیجفارس با توجه به نشانههای تصاعد بحران و تعارضهای امنیتی، ادامه و افزایش یابد. این ائتلافها محققا بیارتباط با پیروزی ترامپ و به قدرت رسیدن جمهوریخواهان در آمریکا نیست و بیتردید با توجه به ترکیب و آرایش ضدایرانی کابینه ترامپ وارد فاز جدیدی خواهد شد. چنین واقعیتی به مفهوم آن است که جهان عرب به موازات سیاستهای امنیتی و راهبردی خود، نشانههای فرهنگی و هنجاری متفاوتی از ایران را در محیط منطقهای منعکس کرده و از انگیزه لازم برای کاهش قدرت راهبردی و مهار ایران برخوردار خواهد شد.
* مدرس علوم سیاسی و روابط بینالملل
S.Harsani.k@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد