1 - 11 - 2016
نفت قربانی تسویه حساب های سیاسی
الهه بیگی- پیشنهاد دو شرکت ایرانی برای توسعه میدان آزادگان جنوبی زیر قیمت توتال، تیتر خبری بود که چندی پیش یکی از خبرگزاریهای معتبر داخلی منتشر کرد. شگفتزده شدم و به متن خبر مراجعه کردم تا اطلاعات بیشتری درباره آن بهدست آورم. چند وقتی گذشت تا دوباره خبر دیگری روی سایت برخی از خبرگزاریها منتشر شد با عنوان «گوشت لُخم آزادگان از وعده سرکاری به قرارگاه تا مذاکره کاری با توتال»، در ادامه هم از خیانت مسوولان وزارت نفت دولت یازدهم گفته شده بود و بیاعتنایی به توانمندی شرکتهای داخلی. اهمیت میدان نفتی آزادگان به عنوان یکی از میادین بسیار عظیم نفتی کشور و بزرگترین میدان نفتی توسعهنیافته از یکسو و واگذاری توسعه میادین نفت و گاز تحت قراردادهای جدید و بحث ورود دوباره شرکتهای خارجی در توسعه میادین نفت و گاز و واگذاری توسعه این میدان به شرکت توتال از سوی دیگر سبب شد تا چند سطری درباره این موضوع به رشته تحریر درآورم.
پس از کشوقوسهای فراوان در نهایی شدن برجام، امید آن بود که شرایطی متفاوت در دوره پسابرجام پیش روی کشور قرار گیرد. بررسی وضعیت کشور در سالهای اخیر نشان میدهد که سرمایهگذاری خارجی، همان حلقه مفقودهای است که در دوره پسابرجام میتواند موجبات بهبود شرایط نابسامان بسیاری از حوزهها و صنایع کشور از جمله نفت و گاز را فراهم آورد. بیش از سه سال از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید میگذرد و سرانجام قراردادهای IPC با هر کم و کاستی به مرحله واگذاری رسیده است و هر روز شایعات مختلفی مبنی بر حضور سرمایهگذاران و پیمانکاران خارجی به گوش میرسد. از یکسو افخم زروانی، مدیرکل هماهنگی بودجه و سرمایهگذاری معاونت برنامهریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت از برنامه ٢٠٠ میلیارد دلاری وزارت نفت برای جذب سرمایه خبر داده است، از سوی دیگر دو شرکت ایرانی برای رقابت با شرکت توتال جهت توسعه میدان آزادگان پیشقدم میشوند در حالی که در کشور میادین نفتی و گازی که به دلیل عدم تامین سرمایه مورد نیاز بلاتکلیف ماندهاند به وفور یافت میشود.
گذری به قصه پرغصه میدان آزادگان نشان میدهد که چرا میدانی که ظرفیت تولید بیش از ۵۰۰ هزار بشکه نفت در روز را دارد، تنها حدود ۱۰ درصد از این مقدار را تولید میکند. ۱۵ سال پیش که در ادامه روند حضور سرمایهگذاران خارجی، ژاپنیها نیامده چمدان در دست تهران را ترک کردند، توسعه این میدان به شرکتهای داخلی سپرده شد. ابتدا شرکت پتروایران بهعنوان زیرمجموعه شرکت نیکو مسوولیت اجرایی پروژه را برعهده گرفت و شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و شرکت مهندسی و توسعه نفت برنامه توسعه را ارائه دادند. سپس برداشت اولیه از این میدان به مناطق نفتخیز جنوب واگذار شد که با استفاده از تمامی ظرفیتهای موجود در مدت زمان کمتر از دو سال تولید اولیه آغاز شد و به صورت پلکانی به ۵۰ هزار بشکه در روز رسید. اگرچه اقدامات ارزشمندی توسط شرکت مناطق نفتخیز جنوب صورت گرفت اما با توجه به عدم امکان تامین سرمایه، توسعه میدان آزادگان به شرکت ملی نفت چین واگذار شد. نتیجه چیزی نبود غیر از اتلاف وقت بیش از حد و بعدها شایعاتی مبنی بر فروش اطلاعات محرمانه به طرف عراقی که توسعه میدان مجنون (نام میدان آزادگان در خاک عراق) را به دو پیمانکار بزرگ خارجی (شرکتهای شل و پتروناس) سپرده و گوی سبقت را در تولید نفت از ایران ربوده است. سرانجام در اوایل سال ۱۳۹۳، بیژن زنگنه بهطور رسمی خلعید چینیها را اعلام کرد.
این بود حال و روز به زعم برخی گوشت لخمی که وزارت نفت وعده آن را به توتال داده و پیمانکاران داخلی را سرکار گذاشته است اما در خلال همه این اتفاقات واقعیت کجاست؟! باید واقعبین بود و علل واقعی تاخیر بیش از اندازه در توسعه این میدان مشترک و بهطور کلی سایر پروژهها را جستوجو کرد.
اینکه با اتخاذ سیاستهای نادرست در دولتهای قبلی، به طرز ظالمانه تحریمهای بینالمللی بر کشور ما تحمیلشده و پیمانکاران خارجی مجبور به ترک ایران شدهاند یک واقعیت است و آن را نمیتوان به حساب بدعهدی آنها گذاشت. در تمام این سالها که برخی ادعا کردند که تحریمها برای کشور و صنایع داخلی یک فرصت به حساب میآیند چه بر سر صنایع مختلف از جمله نفت و گاز آمد؟ برای فهم بهتر تاثیرات تحریم و همچنین سنجش توان داخلی، چرا به توسعه فازهای مختلف میدان پارسجنوبی به عنوان نماد عزم و اراده ملی و مهمترین و بزرگترین پروژه صنعتی کشور نگاه نمیکنیم؟ سال ۱۳۸۹ که شرکتهای شل و رپسول به علت تحریمها از توسعه فازهای ۱۳ و ۱۴ به ارزش تقریبی پنج میلیارد دلار کنار رفتند و کنسرسیومی تحت عنوان خاتمالاوصیا متشکل از ۵ پیمانکار بزرگ داخلی همچون قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، شرکت ساختمان صنایع نفت (اویک)، شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی، ایزوایکو و صدرا تشکیل شد چه نتیجهای را در برداشت؟ مگر نه اینکه شرکتTotal فازهای ۲ و ۳ را در شرایط مطلوبی به انجام رساند و شرکتAGIP ایتالیا فازهای ۴ و ۵ را به اتمام رساند؟ مگر با شرکت Statoil در فازهای ۶، ۷ و ۸ رکورد حفاری در دریا شکسته نشد؟ آیا توسعه فازهای ۱۷ تا ۲۱ توسط پیمانکاران داخلی بهجای ۳۵ ماه در مدت زمان بیش از ۷۰ ماه به طول نینجامید؟
اگرچه شرکتها و پیمانکاران داخلی مشکلات فراوانی در ساختار وجودی، نحوه مدیریت و تامین سرمایه در پروژههایشان دارند اما ضمن حمایت از آنها و کمک به رفع نقایص موجود، واقعبین باشیم. بپذیریم در جایی که نه سرمایه کافی در اختیار داریم و نه توان فنی مورد نیاز، بهتر است به جای لجبازی و دعواهای سیاسی به فکر منافع ملی باشیم. در حالی که هر روز اخبار تازهای از پیشرفت در پروژههای مشابه در کشورهای همسایه به گوشمان میرسد که به لطف حضور شرکتهای بینالمللی به بالاترین سطح از تکنولوژی دست پیدا کردهاند، ما چه کردهایم؟!!!
آن زمان که شرکتهای چینی به لطف اعمال تحریمها در صنعت نفت و گاز کشور ما متولد شدند، چرا کسی از این دلسوزان دلواپس کوچکترین اعتراضی نکرد؟ حتی وقتی شایعه فروش اطلاعات محرمانه میادین مشترکمان نیز مطرح شد، پاسخی نداشتند. مگر آن زمان آزادگان لقمه گلوگیری بود که دو دستی تقدیم چینیهای کار نابلد کردیم که حال به گوشت لخمی بدل شده است که از واگذاری آن به یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی دنیا به خروش آمدهایم؟ بگذریم از خیانت مدیرانی که در این سالها قراردادهایی به مراتب بدتر از ترکمنچای و گلستان را با چینیها امضا کردند و دم نزدند و چینیهایی که هیچگاه نه شریک خوبی بودند و نه حتی سرمایهگذار و یک پیمانکار سطح متوسط.
مایه بسی خشنودی است که میشنویم دو پیمانکار داخلی در توسعه میدان آزادگان رقیب توتال شدهاند، اما به راستی این خبر را باور میکنیم؟! به سابقه و نحوه عملکرد این دو شرکت داخلی نگاه کنیم تا مشخص شود که سطح توان علمی، فناوری و از همه مهمتر سرمایهگذاری آنها چقدر است. دو شرکت نیمه خصوصی، یکی وابسته به ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و دیگری وابسته به سپاه پاسداران که در تمامی حوزهها فعالیت میکنند و برای تامین سرمایه مورد نیاز پروژههای خود یا باید به سراغ بانکهای داخلی بروند یا از صندوق توسعه ملی تسهیلات دریافت کنند. با فرض داشتن توان علمی و فناوریهای روز دنیا، مگر توان سرمایهگذاری این شرکتها چقدر است؟ هنوز مهر قرارداد توسعه میادین یاران، کوپال و مارون که بدون برگزاری مناقصه و به صورت ترک تشریفات به ارزش بیش از دو میلیارد دلار به یکی از این دو شرکت واگذار شده است خشک نشده که برای توسعه میدان آزادگان پیشقدم شدهاند و با غول بزرگ نفتی به رقابت میپردازند. شرکتهای توانمند داخلی در این سالها موفق به توسعه چند میدان نفتی و گازی شدهاند و کدام پروژه را در مدت زمان مشخصشده به پایان رساندهاند که امروز رویای رقابت با توتال را دارند؟
وقتی وزارت نفت از برنامه ٢٠٠ میلیارد دلاری برای جذب سرمایه خبر میدهد نباید اینچنین تنگنظر بود و با مطرح شدن نام یک شرکت خارجی به رقابت بیهوده و بیحاصل با آن پرداخت که تنها نتیجه آن سنگاندازی در روند توسعه میادین نفت و گاز کشور و به طور کلان سرمایهگذاری خارجی خواهد بود. حتی این امکان برای چنین شرکتهایی فراهم است تا با معرفی اولیه میادین مختلف نفت و گاز برای سرمایهگذاران خارجی قدمی مثبت در جذب سرمایهگذاری خارجی بردارند. همچنین با اعتمادسازی و حرکت به سمت فضای برد- برد شرکتها، بانکها و به طور کلی سرمایهگذاران خارجی را ترغیب کنند تا ضمن حضور و فعالیت در پروژههای مختلف بستری فراهم کنند تا فرآیند انتقال فناوری نیز به خوبی و در عمل اتفاق بیفتد.
پس منطقی و واقعبین باشیم تا با نگاه به شتاب روزافزون توسعه میدان آزادگان در بخش عراقی و به طور کلان تمامی میادین مشترک از یکسو و بلاتکلیفی مطلق در توسعه این میدان طی سالیان سال از سوی دیگر به وزارت نفت حق بدهیم که با امید به فراهمشدن امکان سرمایهگذاری شرکتهای معتبر بینالمللی در پسابرجام به سراغ یکی از معتبرترین این شرکتها در حوزه انرژی یعنی شرکت توتال برود تا علاوه بر امکان سرمایهگذاری خارجی، بستری فراهم کند که از تکنولوژی روز دنیا در توسعه بزرگترین میدان نفتی توسعه نیافته جهان استفاده شود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد