31 - 07 - 2024
نقشه عربی برای آینده منطقه
محمدرضا ستاری- از زمان آغاز جنگ غزه در مهر ماه سال گذشته و در حالی که به واسطه تحرکات اسرائیل در جنوب لبنان، منطقه بیش از هر زمان دیگری در خطر یک درگیری تمامعیار قرار دارد، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس به هر طریقی که شده سعی کردهاند خود را از آتش این تنشها دور نگه دارند. این در حالی است که از سوی مقابل و به طور زیرکانهای به دنبال ایفای نقش در غزه پساجنگ نیز هستند.
در همین رابطه شاهد بودیم که هفته گذشته، برای دومین بار در طول کمتر از یک ماه، امارات عربی متحده باز هم خواستار اعزام یک نیروی چندملیتی به غزه برای تامین امنیت پس از آتشبس احتمالی شده است.
علاوه بر این یک مقام آمریکایی در گفتوگو با میدلایستآی اعلام کرده که بحرین نیز برای شرکت در چنین طرحی اعلام آمادگی کرده و میخواهد افسران خود را در کنار نیروهای امنیتی فلسطینی در غزه مستقر کند. چنین موضوعی به گفته کارشناسان نهتنها نشاندهنده تغییری مهم در منطقه خاورمیانه است، بلکه اعراب خلیجفارس را در یک موقعیت تازه قرار خواهد داد. در واقع در حالی که در طول سالهای اخیر پادشاهان حاشیه خلیجفارس تمرکز خود را از روی فلسطین برداشته و به سمت رشد اقتصاد داخلی معطوف شدهاند، اما اکنون شاهد هستیم عربستان سعودی که تا پیش از این علاقهای علنی به مداخله در ترتیبات سیاسی فلسطین نداشت، حالا تلاش میکند در جزئیات این موضوع نیز وارد شود.
به نظر میرسد امارات و بحرین که روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کردهاند، حالا قصد دارند با وعده مشارکت در یک نیروی حافظ صلح، وزن دیپلماتیک خود را به خصوص در تعامل با ایالاتمتحده افزایش دهند.
کارت بازی اعراب
در این میان هرچند برخی کارشناسان مدعی هستند که این سیاست اعراب خلیجفارس بخشی از اهرم فشار آنها برای جلب موافقت رژیم صهیونیستی برای قبول آتشبس است، اما اخیرا پاتریس تروس، سفیر سابق آمریکا در قطر در گفتوگویی که با میدلایستآی داشته، گفته است که کشورهای حاشیه خلیجفارس آنقدر هم ساده نیستند که بخواهند سربازان خود را برای حمایت از اسرائیل و تقابل با حماس به غزه بفرستند، بلکه آنها بیشتر به دنبال جلب رضایت آمریکا و ایفای نقش بیشتر در تحولات آینده هستند. به عنوان مثال شاهدیم که عربستان سعودی شرط عادیسازی روابط خود با تلآویو را فروش تسلیحات نظامی بیشتر، معاهده دفاعی جدید و نیز همکاری در صنعت هستهای عنوان کرده است یا شاهد هستیم که از یکسو گفتوگوها میان امارات و آمریکا بر سر تامین هزینه ارتقای پایگاه هوایی الظفره در جریان بوده و از سوی دیگر قطریها نیز یک توافقنامه جدید 10ساله برای تمدید حضور نظامی ایالاتمتحده در پایگاه العدید امضا کرده است.
البته در این خصوص توجه به یک نکته ضروری است؛ اینکه شواهد نشان میدهد بحرین و امارات تاکنون دستاورد خاصی به منظور عادیسازی روابط با اسرائیل به دست نیاوردهاند و حتی به واسطه برخی اختلافاتی که بروز کرده، ایالاتمتحده فروش جنگندههای اف-35 را به امارات معلق کرده است. بنابراین اعراب حاشیه خلیجفارس قصد دارند در شرایط ویژهای که منطقه در آن به سر میبرد، با رو کردن کارت نیروهای حافظ صلح و ورود به تحولات غزه، هم حسن نیت خود را برای در کنار آمریکا قرار داشتن ثابت کنند و هم اینکه بتوانند در نهایت قضیه از تحولات جاری به نفع خود بهرهبرداری کنند. به همین خاطر هم هست که اخیرا یک مقام ارشد آمریکایی بیان کرده، واشنگتن اکنون ملزم به این است که انگیزههای بیشتری برای همکاری اعراب خلیجفارس در روندهای فعلی منطقه مانند پیوستن به یک نیروی حافظ صلح در غزه فراهم کند.
سیاست امارات و عربستان
در همین رابطه بررسی نحوه کنش بازیگران مهم حاشیه خلیجفارس نشان میدهد که امارات تاکنون تلاش کرده در تعیین پیششرطهای آتشبس در غزه و نیز اعمال نفوذ بر تشکیلات خودگردان تمرکز کند. حتی آنها پا را فراتر گذاشتهاند و میخواهند مطمئن شوند که در پایان جنگ، دیدگاهها و تمایلاتشان در اداره غزه مد نظر قرار گرفته شود، به طوری که گفته میشود ابوظبی به دنبال یک کمیته ملی متشکل از رهبران فلسطینی و شخصیتهای تجاری وفادار به محمد دحلان هستند تا بتوانند در نهایت وی را به عنوان جانشین محمود عباس در تشکیلات خودگردان فلسطینی معرفی کنند.
در سوی مقابل سعودیها تاکنون بر لزوم راهحل دو کشوری تاکید داشته و مقامات این کشور سعی دارند در حالتی کلانتر با شعار روی کشور مستقل فلسطینی، ترتیبات استراتژیک خود را در دستور کار قرار دهند. با تمامی این احوال نحوه کنش اعراب حاکی از نوعی رقابت میان ریاض، ابوظبی و دوحه است، با این تفاوت که به طور کلی شکافها و اختلافات بروز کرده با ماهیت تعارضات منطقهای در زمان بهار عربی متفاوت است.
به عنوان مثال از یک طرف حمایت صریح قطر از فلسطین با سیاست امارات و بحرین در عادیسازی روابط با اسرائیل به شدت دچار تعارض است و از سوی دیگر عربستان، امارات و بحرین به دلیل ریشههای اخوانی حماس، این مساله را تهدیدی برای حاکمیت خود احساس میکنند. به همین دلیل است که مایکل میلشتاین رییس سابق امور فلسطین در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل به میدلایستآی گفته، برای امارات متحده عربی، نقش اصلی در غزه به این معنی است که میتوانند قطر را از صحنه فلسطین بیرون برانند. در نتیجه هر چند که اعراب حاشیه خلیجفارس هر کدام قصد دارند از جنگ کنونی برای خود منافعی استراتژیک تعریف کنند اما بر خلاف جریان بهار عربی منافع آنها در بخشهای زیادی مشترک نبوده و دچار تعارضاتی جدی است. به همین دلیل ممکن است فلسطین نیز در آینده تبدیل به زمینی برای رقابت میان آنها شود، مانند سودان و یمن که اکنون تبدیل به عرصهای جهت رقابت میان عربستان و امارات شده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد