31 - 07 - 2024
نمایش «ویایآر» و درماندگی آموخته شده
نمایش «ویایآر» اثری چند لایه است که با بازی یکدست بازیگرانش که نشان از کارگردانی صحیح اثر داشته آدمی را در پی شناخت مفهوم زندگی در جهانی که در حال تهی شدن از معناست به چالش میکشاند. مارتین سلیکمن، روانشناس آمریکایی نظریهای دارد تحت عنوان «درماندگی آموخته شده» و به شرایطی اشاره میکند که در آن افراد بر پایه تجربه گذشتهشان به این نتیجه میرسند که کوشش را با پیشرفت مرتبط ندانند و به این جمعبندی میرسند که اگر هر کاری انجام دهند به موفقیت دست پیدا نمیکنند. این باور یک پیامد جدی همراه خود دارد که فرد هرگز برای رهایی از قفسی که در آن گرفتار است تلاشی نخواهد کرد. آزمایشی که سلیگمن روی سگها انجام داده بود نشان داد که سگهایی که در قفس محصور بودند و هیچ راه فراری نداشتند، زمانی که به آنها شوک برقی داده میشد چون راهی برای فرار نمیدیدند ناچار این رنج را پذیرفتند. پس از آن، آنها شرایطی را فراهم آوردند که سگها امکان فرار از دستگاه شوک برقی را داشتند اما آنها به جای اینکه اقدام به فرار کنند درماندهوار دراز میکشیدند. در مقابل گروهی از سگها بودند که راه گریز به آنها آموخته شده بود و زمانی که در معرض شوک قرار نمیگرفتند از راه گریز استفاده میکردند. این همان اتفاقی است که در نمایش ویایآر میافتد و شخصیتهای قصه با نوعی درماندگی آموختهشده مواجه هستند. استفاده از گیزگیزی دقیقا تداعیکننده همین آزمایش سلیکمن است که میخواهد به مخاطب القا کند راه نجاتی وجود ندارد. این همان چیزی است که سلیگمن تحت عنوان نظریه درماندگی آموخته شده به آن میپردازد. رویای درخت و سرزمینی خارج از قفس که در طول نمایش به آن پرداخته میشود و انکار وجود درخت و تکرار این عبارت که درخت فقط یک تصویر است نیز از همین حس درماندگی آموخته شده میآید. از سوی دیگر بررسی چیستی قفس، نظریه دهکده جهانی را تداعی میکند که مارشال مک لوهان در توصیف آینده جهان تحت تاثیر وسایل ارتباط جمعی به آن اشاره دارد. شخصیت زن قصه نقش کنترلگر را دارد و صرفا بدون تصویر واضحی از خویش با آنها ارتباط میگیرد. این رفتار برمیگردد به نظریه دهکده جهانی مک لوهان که جهان توسط فناوری الکترونیکی به صورت یک دهکده فشرده تغییر یافته و حرکت اطلاعات از هر چهار گوشه جهان به هر نقطه در هر زمانی را ممکن میکند اما این فقط بخش کوچکی از موضوع دهکده جهانی را در بر میگیرد. در نمایش بارها ما به بازسازی یک صحنه از فوتبال مینشینیم. این تنها جایی است که آنها میخواهند بیقضاوت به اندیشیدن بپردازند اما حتی همین اندیشه ساده چون ممکن است پیامد اندیشیدن را با خود داشته باشد باید سرکوب شود. چراکه نظام فکری در این نمایش به عینه یک نظام توتالیتر را نشان میدهد بنابراین به سادگی دانای کل نمایش با یک جواب ساده «آفساید بود» همین اندک اندیشه را نیز از مردم سلب میکند. نمایش «ویایآر» اثری چند لایه است که با بازی یکدست بازیگرانش که نشان از کارگردانی صحیح اثر داشته آدمی را در پی شناخت مفهوم زندگی در جهانی که در حال تهی شدن از معناست به چالش میکشاند.
«ویایآر» به نویسندگی و کارگردانی حامد رحیمینصر اثری در سبک ابزورد و گروتسک است که در ادامه دیگر نمایشهای پرمخاطب این هنرمند چون «شیزوفرنی»، «آلزایمر» و «آوردوز» با محوریت دغدغههای روانشناسانه و اجتماعی در عمارت نوفللوشاتو به روی صحنه رفته است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد