8 - 09 - 2022
نوای ساز در فرهنگسراها خاموش شد
محمدجواد تاجالدین- بعد از گذشت ۳۵ سال از پیروزی انقلاب اسلامی بعضی مسایل فرهنگی در نهادهای تصمیمگیرنده غیرقابل حل مانده است، این سردرگمی بخصوص در نهادهای فرهنگی و هنری بیشتر است. از یک طرف عدهای میگویند بر اساس موازین اسلامی موسیقی، تئاتر و سینما باید معیارهای مورد نظر آنان را داشته باشد و از طرف دیگر عدهای نظر متفاوتی دارند. در هر دوره با رفتوآمد دولتها و زیر مجموعهشان صفر تا صد سیاستهای فرهنگی کشور دچار تغییر و تحول شده است.
چند وقتی است مساله فرهنگ نقل محافل رسانهای و تبلیغاتی شده است. از یک طرف دولت به خاطر وعدههای رییسجمهور در مبارزات انتخاباتی و جهتگیری مدیرانش میخواهد در راه بازگشایی فضای فرهنگی قدم بردارد و از طرف دیگر نهادهای موازی که در برخی موارد دولت کنترلی بر تصمیماتشان ندارد، سنگ جلوی پای دولتمردان و سیاستهایشان میاندازند. باز هم برمیگردد به تفاوت نگاه مدیران نهادهای مختلف و گاهی تلاش برای ناامید کردن بدنه اجتماعی دولت که علاوه بر اقتصاد و سیاست خارجی، مسایل فرهنگی از نشر کتاب تا آزادی مطبوعات و موسیقی برایشان حائز اهمیت است.
درباره کتاب و مطبوعات زیاد گفتیم و شنیدیم، این روزها اما بازار کشمکش بر سر موسیقی داغ داغ است. لغو کنسرتها توسط گروه فشار که سرآمدش کنسرت وحید تاج در یزد بود، یا حتی تعطیلی جشنواره موسیقی بانوان، ممنوعالکاری برخی خوانندگان، پخش موسیقی و نشان دادن تصویر ساز در صداوسیما و این روزها هم بحث آموزش موسیقی در فرهنگسراها.
در دوران شهرداری کرباسچی بود که مجموعههای فرهنگی در نقاط مختلف تهران بازگشایی شد تا اوقات فراغت جوانان را رنگ و بویی فرهنگی و هنری ببخشند. از آن روز تا کنون در فرهنگسراها اتفاقات خوبی افتاده است؛ از برگزاری کلاسهای مختلف هنری تا برگزاری همایش و اجرای تئاتر و… .
چند سالی است که شاید فرهنگسراها رونق گذشته را ندارند. این روند از دوران مدیریت خوراکیان بر مجموعه فرهنگی و هنری شهرداری شروع شد. حداقل در زمینه موسیقی روزبه روز فعالیت فرهنگسراها کمتر شد، آموزش موسیقی دیگر در اولویت نبود و کنسرتهای پژوهشی گروههای جوان هم به فراموشی سپرده شد. با آغاز مدیریت حجتالاسلام شهاب مرادی این روند انگار سرعت بیشتری به خود گرفت. خبری چند هفته گذشته روی خبرگزاریها رفت و حساسیت عدهای را بر انگیخت. مضمون خبر این بود که با دستور شفاهی آقای مرادی دیگر قرار نیست در مجموعه فرهنگی و هنری شهرداری و زیرمجموعههای آن موسیقی تدریس شود. مرادی در جلسهای گفته بود: « آموزش و ترویج موسیقی جزو اهداف ما نیست، مخصوصا اینکه یکسری آموزشگاه موسیقی در کشور وجود دارد که در حال کار کردن هستند و از آنجا که این آموزشگاهها با وزارت ارشاد همکاری میکنند، فرض بر این است که محیط مورد اعتمادی برای مردم دارند».
به سراغ علیرضا ذوالفنون، مدرس موسیقی در فرهنگسراهای اندیشه و ارسباران رفتیم، از او در مورد تصمیم موسسه فرهنگی و هنری شهرداری و تاثیر آن بر فضای موسیقی کشور پرسیدیم که او در جوابمان گفت:« در فرهنگسرای ارسباران به دلیل اینکه فضای موسیقی در آنجا غالب است، نتوانستند این کار را اجرایی کنند. در فرهنگسرای اندیشه هم با مخالفت مدیر فرهنگسرا آقای حجازی این کار انجام نشده است و کلاسهای موسیقی در آنجا هنوز برگزار میشود.در هر حال شهرداری نمیتواند شخصا کار هنری انجام دهد بلکه فقط میتواند فضا در اختیار متولیان این امر قرار دهد.در حقیقت کلاسهای هنری و برنامههای هنری در فرهنگسراها جنبه درآمدزایی برای شهرداری دارد. از طرفی تعطیلی این کلاسها که به نسبت کلاسهای دیگر ارزانقیمتتر هستند، باعث میشود هنرجویانی که از این امکانات استفاده میکردند، در روند یادگیریشان مشکل به وجود بیاید.در کل شهرداری دید هنری ندارد. من واقعا نمیفهمم مشکلشان با موسیقی چیست. اگر بحث موسیقی فاخر است که در فرهنگسراها بیشتر موسیقی سنتی تدریس میشد اما آن را هم تعطیل کردند، موسیقی که ریشه در فرهنگ کشور ما دارد. در حقیقت باز هم جریان، سلیقه و تصمیمات شخصی مدیران است. اینها شاید کلا با موسیقی مشکل دارند چون دلایلی که میآورند قابل قبول نیست.»
این خبر را پیگیری میکردیم که متوجه شدیم ستاد امر به معروف و نهی از منکر اجرای موسیقی در برنامهها و ادارات دولتی در شهر ورامین را تعطیل کرده است.
این دستور با جبههگیری ارجمند، مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد روبه رو شد.
او گفت: «امروزه نمیتوان موسیقی را از جامعه حذف کرد، موسیقی در جامعه ما یک مصرف صددرصدی پیدا کرده است. از موسیقی مذهبی گرفته تا پاپ و سنتی و موسیقیهای رادیو و تلویزیونی همه و همه مصرف زیادی در جامعه دارند و اگر حذف شود شاید بیش از ۵۰ درصد برنامههای صداوسیما را هم باید حذف کرد بنابراین اینکه موسیقی باید وجود داشته باشد اجتنابناپذیر است».
حالا باید دید اعضای شورای شهر بجز عبدالحسین مختاباد که بیشتر اوقات در دسترس نیست، کاری برای این تصمیم آقای مرادی انجام میدهند یا خیر.
به قدر کافی شهر تهران آلودگی صوتی و بصری دارد، روح و روان شهروندان تهرانی هر روز دچار این آلودگیهاست و موسیقی میتواند التیامی بر زخمهای آنان باشد.
طبق، آماری که تازه منتشر شده بود، ۳۳ درصد مردم تهران اختلالات
روانی دارند.
حالا به جای آنکه مسوولان شهری قدمی در راه بهتر شدن شرایط بردارند، هر روز با تفکر و تصمیمات خودشان که به هیچ وجه مطابق با نظر اکثریت شهروندان تهرانی نیست، نمک به زخم آنان میپاشند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد