10 - 05 - 2023
نوشداروی تجارت برای خروج از انزوا
گروه بینالملل- وقتی جیمز کلورلی وزیر خارجه بریتانیا اواخر سال گذشته دیدگاههای خود در خصوص سیاست خارجی این کشور را تشریح کرد، نقلقولی از شکسپیر آورد که در نوع خود جالب توجه بود؛ جایی که گفت: قدرت در اراده و اراده به اشتها. یک گرگ که دارای اراده و قدرت مضاعف است باید زور را طعمه کند و در آخرین مرحله خود را بخورد!
این اشاره در نوع خود از سوی برخی کارشناسان هوشمندانه بود. زیرا از زمان بریگزیت و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این کشور در یک دوگانه گرفتار شده است. از یک سو در حالی که دولت قصد دارد نظام بینالمللی آینده را با همکاری دیگران شکل دهد، انزوای بریتانیا در سیاست خارجی بخشهایی از نظم بینالمللی غربی را به واسطه منافع خود نادیده میگیرد. این شکاف بیشتر مرهون دو دیدگاه رقیب مرتبط با بریگزیت در حزب محافظهکار است. اولی حمایت از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا که از سوی محافظهکاران به منظور تقویت و حفظ دولت ملی انجام میشود و دومی دولتمردانی که معتقد بودند به واسطه خروج از اتحادیه اروپا آزادی قانونگذاری به بریتانیا توان رقابت بیشتر در بازارهای بینالمللی را بدهد.
در این رابطه سایت ژئوپلیتیک در گزارشی که منتشر کرده، آورده است: هر دو این دیدگاهها که در حزب محافظهکار طرفدارانی دارد از سوی نخستوزیران پس از همهپرسی دنبال شده و رقم خوردن این شکاف ایدئولوژیک باعث شد تا سیاست خارجی بریتانیا در طول سالهای اخیر ایستا شود.
شکاف ایدئولوژیک در حزب محافظهکار
در این رابطه بوریس جانسون نخستوزیر اسبق که بریتانیا در زمان وی کشورش بهطور کامل از اتحادیه اروپا خارج شد، تلاش کرد تا هر دو تفکر محافظهکارانه را در سیاست خارجی ترکیب کند. نخست استفاده از سیاست نئولیبرالی برای توافقهای تجاری دوجانبه در فرآیند مذاکرات سریع و دوم تشویق به اعمال نفوذ برای شکل دادن هنجاری دموکراتیک در اقیانوس هند و آرام. او همچنین در خصوص سیاست داخلی نیز در راستای نظر محافظهکاران ملی حرکت کرد؛ جایی که امضای توافقنامههایی برای اخراج مهاجران و پناهجویان غیرقانونی به روآندا و تهدید به کنار گذاشتن پروتکل ایرلند شمالی که با اتحادیه اروپا بر سر آن به توافق رسیده بود را در دستور کار قرار داد. با این حال نتیجه اقدامات او به گونهای رقم خورد که هر چند وعدههای متنوعی میداد، اما در مجموع چیزی برای ارائه کردن نداشت. جانشین جانسون یعنی لیز تراس که مدت کوتاهی در مسند نخستوزیری بود هیچ ابایی از عدم تعادل در منافع حزبی نداشت. در واقع وی به دیدگاههای نولیبرالی بریگزیت متعهد بود و قصد داشت سیاست خارجی بریتانیا را در قبال سایر کشورها به منافع تجاری این کشور گره بزند.
به همین دلیل واقعیت سیاسی در بریتانیا پس از بریگزیت این است که نخستوزیران دورههای اخیر قادر به اتخاذ یک سیاست خارجی منسجم نبوده و هر یک بر اساس دستهبندیهای جناحی در حزب محافظهکار ناچار به مانور دادن شدهاند. البته در این مدت بریتانیا در بخشهایی از دیپلماسی خود نیز هماهنگ عمل کرده است. مانند نحوه مواجهه این کشور با جنگ اوکراین که جزو اولین کشورهایی بود که به اوکراین کمک نظامی کرده و یک کمپین بینالمللی برای منزوی کردن و اعمال تحریمهای بیشتر علیه روسیه به راه انداخته است.
علاوه بر این پیوستن بریتانیا به پیمان آکوس که میان انگلیس، آمریکا و استرالیا منعقد شده نشان میدهد که این کشور در پی ایفای نقش امنیتی در مناطق دور دست است. با این حال به گفته برخی از کارشناسان هیچ کدام از این موارد به منزله نقش اثرگذار بریتانیا در تغییر شکل اساس نظام بینالمللی نیست.
مسیر متفاوت ریشی سوناک
در همین راستا، ریشی سوناک نخستوزیر جدید با پذیرش اشتباهات دو نخستوزیر قبلی درصدد است تا بهطور گستردهای یک سیاست خارجی غیرایدئولوژیک را برای لندن در دستور کار قرار بدهد. در واقع سوناک برخلاف جانسون که اتحادیه اروپا را تهدید میکرد به دنبال تعامل دیپلماتیک است. سیاست دولت ریشی سوناک در چند ماه اخیر بهگونهای رقم خورده که به جامعه جهانی نشان دهد، درهای بریتانیا دوباره برای تجارت باز شده است. از این رو ناظران معتقدند توافق بر سر مرحله نهایی مذاکرات عضویت در توافق جامع ترانس پاسفیک (CPTPP) نوشداروی تجارت جهانی بریتانیا پس از بریگزیت خواهد بود.
با این حال هنوز زود است که بگوییم آیا شاهد تغییر دائمی در دیپلماسی بریتانیا هستیم یا خیر؟ زیرا سرنوشت دولت سوناک نیز در میانهای از توطئهها و اختلافات درونحزبی مشخص نیست. ولی در هر صورت سوناک تاکنون نشان داده که بر خلاف جانسون و لیز تراس بیشتر تمایل به همکاری دارد تا یکهتازی بریتانیا.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد