9 - 01 - 2023
نگویید تابلوی پیکاسو؛ بگویید یک «عتیقه به درد نخور!»
ایسنا- «مرگ دلقک گیتاریست»؛ اثری از پیکاسو، هنرمند نقاش مشهور است که در گنجینه موزه ملی ایران نگهداری میشود. درست زمانی که این تابلو برای نمایش عمومی میان هزاران اثر دیگر انتخاب شده بود، گمانهزنیها درباره اصالت این اثر، آن را نیمکتنشین مخزن موزه کرد. در همین راستا برخی کارشناسان هنری با آخرین بررسیهایی که درباره اصالت این اثر انجام دادهاند، بیان میکنند که این تابلو هیچ ارزشی ندارد!
بحث اصالت اثر هنری یکی از موضوعاتی است که همواره کارشناسان را به چالش کشیده است. مکانهای مهمی مانند موزهها که به نمایش آثار هنری و تاریخی اختصاص دارند اما فارغ از چالشهایی که این موضوع ایجاد میکنند، باید توانایی آن را داشته باشند که بتوانند درباره اصالت داشتن یا نداشتن اثری با دقت لازم اظهارنظر کنند.
تابلوی پرحاشیه پیکاسو با عنوان «مرگ دلقک گیتاریست» نیز از این قاعده کلی جدا نیست. در همین راستا و پس از اینکه حواشیای درباره اصالت این اثر هنری به میان آمد، فارغ از هجمههای رسانهای کارشناسان با بازدید از این اثر به نتایج تازهای دست پیدا کردهاند.
بهرام کلهرنیا هنرمند و کارشناسی است که از این اثر هنری بازدید داشته و یافتههای خود درباره این اثر را در میان میگذارد. یافتههایی که نشان میدهند این اثر پیکاسو که در موزه ملی ایران نگهداری میشود، چاپ اُفست است: «این کار گونهای از چاپ محسوب میشود که روی بوم انجام شده است. به عبارتی بوم را به گونهای آماده کرده و با دستگاه چاپ اُفست اقدام به چاپ این اثر کردهاند. برای مثال ممکن است شما از موزه لوور بازدید کنید و پرترهای از دوران طلایی رم ببینید و مایل باشید آن را در دفتر کار یا منزل خود داشته باشید. لوور یک قالب از کار اصلی دارد و یک کپی از آن را با یک قیمت و شمارهای که پشتش است، میفروشد اما در واقع این نمونهها ارزش هنری ندارند.»
این کارشناس هنر درباره علت چاپ شدن «مرگ دلقک گیتاریست» چنین فکر میکند: «تولیدکنندگان نمونهای را که در موزه وجود داشت، برای اجتماعی کردن این اثر اقدام به چاپ اُفست آن با حفظ ویژگیهای کار اصلی کردهاند. من پیگیری کردم موسسهای که در فلورانس چاپ این اثر را انجام داده، آن را در ابعاد مختلف دیگری نیز تکثیر کرده و حتی اندازه اصلی و اورجینال پیکاسو را رعایت نکرده است. کدهای مربوط به این موسسه به صورت جداگانه در لبه بوم چاپ شده بود.»
او درباره ارزش این اثر آن را یک «عتیقه بهدردنخور» توصیف میکند و ادامه میدهد: «با توجه به اینکه امروزه چاپ اُفست و تکنیک چاپ خیلی توسعه پیدا کرده، کار به لحاظ چاپی هیچگونه ارزشی نداشت و به لحاظ نگهداری نیز مورد کملطفی قرار گرفته بود و آنگونه که من متوجه شدم، این تابلو جزو اموال توقیفی بوده که به موزه تحویل داده شده بود. در موزه اشیای خیلی زیادی وجود دارد که یا از قاچاقچیان یا از طاغوتیان گرفته میشود و یا قاضی به عنوان امانت به موزه تحویل میدهد تا تکلیف آن مشخص شود. متاسفانه بسیاری از این اشیا فاقد ارزش هستند و باید توجه کرد که چون به موزه وارد شدهاند، لزوما ارزش موزهای ندارند.»
کلهرنیا همچنین تاکید دارد که این اثر حتی تابلو هم محسوب نمیشود؛ «برای نقاشی ابتدا بوم آماده میشود و هنرمند بافتی را میسازد که قلم و رنگ روی آن به نتیجه برسد. این کار یک اثر چاپی است میتوان گفت یک عتیقه بهدردنخور است. من آن روز به شوخی سر به سر دوستان گذاشتم که سطل آشغالی نیست این اثر را به داخل آن بیندازیم؟»
او اضافه میکند: «با توجه به تحولات صنعت چاپ این اثر دیگر ارزشی ندارد. تکنولوژی چاپ به قدری توسعه پیدا کرده که ما میتوانیم یک کپی برابر اصل را از یک تابلو داشته باشیم و به دیوار بزنیم و به داشتن یک نمونه خوب افتخار کنیم. این کار هیچ ارزشی ندارد و حتی به میزانی بد است، که شایسته موزه نیست مگر اینکه موزه جا داشته باشد و بخواهد به عنوان یادگاری آن را نگه دارد. این اثر وارد موزه شده و یک سند اداری دارد که چه تاریخی به چه دلیلی به گنجینه راه پیدا کرده و باید طبق قوانین اداری با این اثر برخورد شود که کار سختی است. من به دوستان پیشنهاد کردم که در شأن موزه نیست که این اثر را نگه دارند.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد