9 - 12 - 2019
هجوم به حیاتوحش به علت گرانی گوشت
آنچه در محیطزیست رخ میدهد آینهای تمامنما از نوع زیست بشر در چارچوب تعریفشده ذهنی اوست. به همان میزان که انسان در راستای زیست غنیتر و پویاتر در جامعه خود تلاش کند به همان میزان همزیستی مسالمتآمیزی با محیطزیست و حیات طبیعی خود خواهد داشت. آن هنگام که محیطزیست در حال نابودی یا به بیانی دیگر تغییر شکل است همان لحظه دردناکی است که انسان از زیست آرام و تعریف شده خود فاصله گرفته و در مسیر نابودی خویش گام برمیدارد. اما فقر به لحاظ اقتصادی و همچنین فقر دانش در برخورد با محیطزیست خود به این روند آسیبزا دامن میزنند.
به گزارش ایلنا عیسی کلانتری، معاون رییسجمهور و رییس سازمان حفاظت محیطزیست درباره آتشسوزیهای اخیر در مراتع و جنگلها و همچنین طرح توقف احیای تالاب انزلی مباحثی را مطرح کرد. به گفته او آتشسوزیهای اخیر در عرصههای طبیعی کشور مانند هجوم ملخها یک امر کاملا طبیعی است که به دلیل افزایش بارندگیها در کشور اتفاق افتاده است. به باور او اگرچه لازم است حدود شش پایگاه هوایی آتشنشانی داشته باشیم، اما بخشی از اقداماتی که برای اطفای حریق در عرصههای طبیعی انجام میشود، نمایشی است و اثرات چندانی ندارد.
برخی آتشسوزیهای اخیر در مراتع و جنگلها عمدی اعلام شده است. برخی احتمال میدهند که این اقدام ممکن است ناشی از تعارضات بین مردم و دولت یا زمینخواری باشد، نظر شما در این باره چیست؟
خیر، تقریبا این موضوعات و احتمالات صفر است. اگر بر کفپوش جنگل زاگرس یک شیشه هم افتاده باشد به دلیل اینکه علفها خشک شدهاند، وقتی آفتاب به طور مداوم به این شیشه برخورد کند و زاویه به گونهای باشد که اطرافش گرم شود، باعث آتشسوزی میشود. اهمالکاری مردم نیز باعث حریق میشود. همه مردم که صددرصد آتشی را که در طبیعت روشن کردهاند، خاموش کنند. مطئمن باشید این اتفاقات بخشی از طبیعت است. در قدیم یکی از روشهای اصلاح جنگل، آتشسوزی بوده است. ما خیلی نباید بیش از حد به اصطلاح به هر چیزی مشکوک باشیم.
این آتشسوزیها هم مانند آمدن ملخهاست. ملخها که آمدند میگفتند سیستم عربستان و اسراییل باعث آن شده، در حالی که هر هفت تا هشت سال یا ۱۰ تا ۱۵ سال که بارندگی خوب باشد، رطوبت باعث تفریخ تخم ملخ میشود که روی زمین است و همیشه هم حرکت ملخ از جنوب غربی ایران به سمت شمال شرق است. حداقل در ۴۰ سال بعد از انقلاب من پنج بار طغیان ملخها را دیدهام. حتی در خوزستان زمانی که هواپیمای سمپاش میخواست اهواز را سمپاشی کند، اجازه نمیدادند چراکه ملخ پر از پروتئین است. چطور میگو را میخورند، ملخ هم مانند میگو است. یک عده میگو میخورند و یک عده ملخ. وقتی کوتاهمدت نگاه میکنیم و فقط ماجرا را با پنج سال قبل مقایسه میکنیم، میگوییم ملخی نبوده و الان ملخ آمده است و حتی برخی میگویند عربستانیها یا آمریکاییها ملخ فرستادهاند در حالیکه اینطور نیست. طغیان ملخها مانند آتشسوزی مسالهای طبیعی است.
گفتید آتشسوزیها طبیعی است، اما آیا تجهیزات کافی و لازم برای اطفای حریق در مراتع، جنگلها و عرصههای طبیعی کشور وجود دارد یا با کمبود تجهیزات مواجه هستیم؟
تجهیزات نداریم. البته تقریبا هیچ جای دنیا هم نیست. اگر بخواهیم کشور را بسیج کنیم تا با هر آتشسوزی مقابله کنیم، باید حداقل سالانه یک میلیارد دلار برای آتشنشانی هزینه کنیم. در آتشسوزیهایی که در طبیعت اتفاق میافتد، دسترسی، مهمترین چیز است. معتقدم سرمایهگذاری در این زمینه توجیه اقتصادی ندارد. البته ما باید چهار تا شش پایگاه هوایی آتشنشانی داشته باشیم، اما نداریم و البته بیش از این نباید باشد. در پارک پردیسان هر دو تا سه سال یک بار آتشسوزی میشود. امسال بارندگیها خوب بوده و علفها رشد کردهاند و الان هم خشک شدهاند، البته در حال جمعآوری هستند، اما هر لحظه احتمال دارد که یک رهگذر یک تهسیگار بیندازد و آتشسوزی ایجاد شود که البته به عمد هم نیست، بلکه از روی اهمال و سهلانگاری است.
البته تفاهمنامههایی با سازمانها داریم، اما چقدر میتواند موثر باشد؟ سال گذشته در آتشسوزیهای هورالعظیم چهار بالگرد داشتیم، در حالی که یک بالگرد روزی چهار سرویس بیشتر نمیتوانست آب برای خاموش کردن آتش ببرد. هر سرویس هم فقط میتواند سه تن آب ببرد که در کل ۱۲ تن آب یعنی به اندازه یک تانکر میشود. این اقدامات بیشتر نمایش است و اثرات معنیداری ندارد. حدود چهار تا پنج سال پیش در کشور پرتغال جنگلها آتش گرفت؛ تمام اروپا بسیج شد، بیش از ۳۵ هواپیمای آتشنشانی برای اطفای این جنگلها رفتند، اما تا زمانی که جنگل به طور کامل نسوخت، آتشهم خاموش نشد.
پس این اقدامات را موثر نمیدانید؟
واقعا بخشی از این اقدامات نمایشی است و اثرات جدی ندارد. در منطقه هورالعظیم من از نزدیک مشاهده کردم و به شدت ناراحت بودم، چراکه دود آن آتش به چشم مردم اهواز، سوسنگرد و شادگان میرفت، چون وزش باد از غرب به شرق بود. البته نمیتوانم بگویم که آن آتشسوزیها سهوی بود، چراکه برق آنها از سوی ما قطع شده بود و آنها نیز مقابله به مثل میکردند و هور را که خشک شده بود، آتش میزدند تا ما را اذیت کنند. با اینکه برای اطفای حریق یک هواپیمای سمپاش و چهار بالگرد آبپاش بود، باز هم هیچ کاری نمیتوانستند انجام دهند و این اقدامات هم برای این بود که نگویند هیچ کاری نکردند و این اقدامات تنها اثر روانی داشت.
پس آتشسوزی توسط زمینخواران را به طور کلی رد میکنید؟
زمینخواری اینگونه نیست که با یک آتش زدن زمین را غصب کنند، در حال حاضر زمینخواری بسیار سخت شده و دادگاهها بسیار جدی به این موضوع ورود کردهاند. منابع طبیعی نیز سختگیری بیشتری نیز دارد. در حوزه مناطق چهارگانه حفاظت شده خوشبختانه زمینخواری نداریم، اما در کل به آن شدتی که زمینخواری در گذشته داشتیم، در حال حاضر نداریم. در گذشته مسائلی مانند دریاخواری، زمینخواری، کوهخواری و آبخواری بود. این چاههای غیرمجاز همه آبخواری هستند. چه فرقی میکند که یک نفر با دزدی آب برداشت کند یا یک نفر زمین را اشغال کند. مسائل خیلی پراهمیتی داریم که باید به آنها توجه کنیم.
همه جای دنیا آتشسوزی مراتع اتفاق میافتد، در سال ۵۵ دانشجوی فوقلیسانس بودم، درس اکولوژی داشتیم، ما را از آمریکا به جنگلهای آمازون بردند، آن موقع دیدیم که چه آتشسوزیهای وسیعی در فصل خشک در آمازون اتفاق میافتد. این موضوعات کاملا طبیعی است. وقتی رعد و برق میشود، معمولا بالاترین نقطه از نظر فیزیکی که نوک درختان است، آتشسوزی میشود.
امسال مجوزی برای شکار صادر نشد، علت آن چیست؟ مخالفتهای سال گذشته باعث شد یا دلیل دیگری برای این امر وجود داشت؟
موضوعات مربوط به حیاتوحش فنی است و از آنجا که حیاتوحش تخصص من نیست، در این باره هرچه متخصصان بگویند، همان کار را انجام میدهم و بحث هم نمیکنم، چراکه صاحبنظر نیستم. یک گروه متخصص ۱۰ تا ۱۵ نفره هستند که درباره حیاتوحش نظر میدهند و زمانی که به اجماع برسند، مقوله مورد اجماع را دستور میدهم. یکی از متخصصان در حوزه حیاتوحش دکتر نمکی وزیر بهداشت و درمان هستند، ایشان در این حوزه بسیار صاحبنظر است و هیچکس را به اندازه دکتر نمکی نمیشناسم که در این حوزه صاحبنظر باشد، البته در یک زمان شکار میرفتند، اما الان دیگر شکار نمیکنند و ۱۰ تا ۱۵ سال است که شکار را کنار گذاشتهاند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد