5 - 12 - 2022
واژهها به دنبال او می رفتند
گروه فرهنگ- چند دقیقه به پایان نمایش خصوصی فیلم زندگی نلسون ماندلا مانده بود که برقهای سالن ادئون لایستر لندن روشن شد. تصویر ماندلا از روی پرده کنار رفت و به جای او تصویر جاکوب زوما، رییسجمهور آفریقای جنوبی پخش شد تا با گفتن یک جمله کوتاه، نمایش فیلم را نیمهکاره بگذارد: «آقای ماندلا اکنون ما را ترک کرده است.»
فیلم سینمایی نلسون ماندلا که تنها چند ساعت پیش از پایان زندگی او در مراسم فرش قرمزی در لندن افتتاح شد، خود یکی از سندهای حضور پررنگ او در دنیای هنر است.
نلسون ماندلا از دهه ۱۹۶۰ که یک زندانی سیاسی بود و آفریقای جنوبی تحت قوانین آپارتاید اداره میشد تا دوران معاصر که قوانین نژادپرستانه این سرزمین برچیده شد، همواره منبع الهام کنسرتهای موسیقی، ترانهها، اشعار، داستانها و فیلمهای سینمایی و تلویزیونی بوده است.
در توصیف این وجه از زندگی ماندلا باید گفت او مردی است که واژهها و آواها را به دنبال خود میکشاند و به جستوجوی خود میآورد، واژهها و آواهایی که در لحظههای الهامبخشی و تحیر تبدیل به فیلم، ترانه، موزیک و روایتهای حماسی شدند.
سینما
تعدادی از بزرگترین بازیگران هالیوود نقش او را در سینما و تلویزیون بازی کردهاند. سیدنی پواتیه، بازیگر برنده اسکار که مهارت خاصی در انتقال انعطافپذیری آتشین و خویشتنداری صمیمانه دارد، سال ۱۹۹۷ یک انتخاب بدیهی برای بازی در نقش ماندلا در فیلمی تلویزیونی بود.
مورگان فریمن دیگر بازیگر برنده اسکار با سابقه حضور در نقشهای متفاوت از قاضی گرفته تا خدا، سال ۲۰۰۹ در فیلم «Invictus» به کارگردانی کلینت ایستوود، درباره یک تیم راگبی در آفریقای جنوبی به نقش ماندلا ظاهر شد. دنی گلاور هم در فیلمی زندگینامهای درباره ماندلا نقش او را ایفا کرد.
دنیس هیزبرگ نیز سال ۲۰۰۷ در فیلم «خداحافظ بافانا» نقش ماندلا را بازی کرد. این فیلم درباره ارتباط ماندلا با یکی از نگهبانان زندان (با بازی جوزف فاینس) است. خود ماندلا در پایان فیلم «مالکوم ایکس» (اسپایک لی، ۱۹۹۲) حضور داشت.
«ماندلا: راه طولانی آزادی» به کارگردانی جاستین چادویک تازهترین فیلمی است که درباره رهبر محبوب آفریقای جنوبی ساخته شد. ایدریس البا در این فیلم که از ۲۹ نوامبر در آمریکای شمالی اکران شده به نقش ماندلا ظاهر شده است.
رابطه خوبی که ماندلا با سینما و تلویزیون و ادبیات داشت، باعث شد او در سال ۱۹۹۲ در فیلم مالکومX به عنوان بازیگر حاضر شود و نقش مربی شهر سوتو را در این فیلم بازی کند. مالکوم ایکس را «اسپایک لی» ساخته بود و «دنزل واشنگتن» در آن بازی میکرد. به علت بازی در همین فیلم هم بود که پای نلسون ماندلا به IMDB باز شد تا صفحهای با عنوان بازیگر داشته باشد.
ادبیات
بعد از سال ۱۹۹۰ که ماندلا آزاد شد و همه میخواستند از او بشنوند، کتابهایی که درباره ماندلا و به قلم او بودند، چنان در صنعت نشر پررنگ شدند که میتوان گفت ژانری به نام وی ثبت شد. دهها زندگینامه که به قلم خود او و یا نویسندهای دیگر نوشته شد، کتابهای کودک، آثار تجاری و کتابهای هنری، بخشی از محصولات کاغذی بودند که از چهره ماندلا تاثیر پذیرفتند.
«خودگوییهای من» نام کتابی است که نلسون ماندلا، رییسجمهور فقید آفریقای جنوبی ملقب به «پدر ملت» در آن تصویری روشن از زندگیاش ارایه کرده است. این اثر به همان اندازه که یک کتاب است، یک آلبوم ادبی هم محسوب میشود.
در این اثر خاطرات او، تقویم، نامهها و رونوشتهای ۵۰ ساعت مصاحبه ماندلا با «ریچارد استنگل» چاپ شده است. استنگل که اکنون دبیر مجله «تایم» است، نویسندهای است که کتاب «راه دشوار آزادی» را از زبان ماندلا به نگارش درآورد.
ماندلا خود نیز قصد داشت زندگینامهای بنویسد اما نیمهکاره رهایش کرد و بعدها آن را در قالب همین کتاب «خودگوییهای من» به چاپ رساند. شاید به نظر برسد که این کتاب مجموعهای از برشهای نامتناسب باشد اما در واقع روند کتاب به آرامی و با هماهنگی کامل تکههای پازل را به هم وصل میکند و با در کنار هم قرار گرفتن رویاها، نگرانیها، فعالیتهای سیاسی، بیماریها و . . . این رهبر سیاسی سیاهان آفریقای جنوبی تصویر کاملی از چهره وی پدیدار میشود.
«خودگوییهای من» دربردارنده یادداشتهای شخصی مردی است که سالها پشت نقابی رمزآمیز قرار داشت. اگرچه ماندلا نوشتههایش را جمعآوری و گهگاه از آنها کپیبرداری میکرد اما بسیاری از آنها به دستور نیروهای پلیس نابود شدند. مطالب مربوط به حبس طولانیمدت ماندلا بیش از دیگر بخشها تکاندهنده هستند. وی در اینباره نوشته است: تا وقتی به زندان نیفتادم، ظرفیت واقعی حافظهام را درک نکردم.
بخشی از اطلاعاتی که در این کتاب آمده، حاصل نامههایی است که ماندلا به دوستان و خانوادهاش مینوشت؛ نامههایی که اکثر اوقات سانسور میشدند و به دست دریافتکننده اصلی نمیرسیدند. ماندلا در دفترچهای کپی این نامهها را نگهداری میکرد اما این دفتر هم توسط مقامات حکومتی به سرقت رفت و سال ۲۰۰۴ یکی از نیروهای سابق پلیس آن را به صاحبش بازگرداند.
تاریخ اشعار سروده شده درباره ماندلا به دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد که «و آن را در ماندلا دیدم» سروده جان ماتشیکیزا شاعر آفریقای جنوبی یکی از آنهاست. در دهه ۱۹۸۰ تا آزادی ماندلا در ۱۹۹۰ ترانههای مختلفی در اعتراض به آپارتاید و تحسین ماندلا نوشته شد؛ از «Gimme Hope Jo’Anna» ادای گرانت گرفته تا ترانه «Sun City» استیو وان زانت که خوانندههای معروف چون بروس اسپرینگستین، مایلز دیویس و خیلیهای دیگر آن را خواندند.
از ترانههایی که مستقیما درباره ماندلا هستند میتوان به «۴۶۶۶۴» همکاری مشترک بونو و جو استرامر، «نلسون ماندلا را آزاد کنید» از Special AKA و «روز ماندلا» از سیمپل مایند اشاره کرد.
موسیقی
یکی از نقاط عطف جنبش آزادی ماندلا کنسرتی بود که سال ۱۹۸۸ به مناسبت هفتادمین سال تولد او در استادیوم ومبلی لندن برگزار و از تلویزیون پخش شد. در این کنسرت سوپراستارهایی چون استیوی واندر، ویتنی هیوستن و استینگ حضور داشتند. آن زمان جنبش کنگره ملی آفریقا همچنان توسط بسیاری کشورها یک سازمان تروریستی به حساب میآمد و مارگارت تاچر نخستوزیر وقت بریتانیا آن را محکوم میکرد. بیبیسی با سانسور اظهارنظرهای سیاسی هواداران ماندلا را خشمگین کرد. سال ۱۹۹۰ کنسرت دیگری به عنوان جشن آزادی او با حضور چهرههایی چون تریسی چاپمن و نیل یانگ برگزار شد. خود ماندلا هم در این کنسرت حضور داشت و تماشاگران به طور ایستاده مدتها او را تشویق کردند. در سالهای بعد تقدیر از ماندلا در کنسرتهای مختلف با حضور ستارههایی مانند ویل اسمیت، بونو از گروه یوتو و آنی لنوکس ادامه پیدا کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد