11 - 11 - 2024
واگذاری کار به بخشخصوصی؛ پاشنه آشیل تحقق برنامه هفتم
عباس آرگون، عضو هیاترییسه اتاق تهران معتقد است که بحث تامین مالی اصلیترین عامل برای رشد اقتصادی و رسیدن به برنامه هفتم توسعه است. در یک دهه اخیر، سرمایهگذاری در کشور منفی یا نزدیک به صفر بوده است و باید برای رشد 8درصدی سرمایهگذاریهای مختلفی انجام شود. این ارقام متفاوت است اما سالانه حدود ۱۰۰میلیارد دلار، ارقام مختلفی برای رسیدن به این سرمایه ارائه میشود. باید مشخص شود که منابع این سرمایهگذاری از کجا تامین میشود. هدفگذاری 8درصد است اما باید شفاف شود که با توجه به تورم از کجا میخواهیم منابع را وارد کنیم زیرا ما در بحث تامین سرمایه در گردش بنگاهها نیز مشکل داریم. الان اصلیترین مشکل کشور نظام اقتصادی و نظام تامین مالی است. یعنی ما در سطح بنگاه و در نظام اقتصادی کشور به لحاظ تامین مالی مشکلات زیادی داریم.
بزرگترین تهدیدی که برای رسیدن به رشد وجود دارد نظام تامین مالی است. سایر محدودیتها نیز موثر است؛ مانند تحریمها، نبود ثبات در قوانین و مقررات، تورم بالا و… از عواملی است که رسیدن به رشد را سخت میکند. اگر برگردیم تاریخچه برنامههای پنجساله را از ابتدا تا الان ببینم، باید متوجه شویم که چه میزان توانستیم به این اهداف و برنامهها نائل شویم. یکی از موضوعات، نبود برنامه محوری بوده است. در کشور برنامه مینویسیم اما طبق برنامه عمل نمیکنیم. در دولت چهاردهم به این موضوع توجه ویژه شده است که برنامهمحوری را سرلوحه کنند. این نوید از سمت دولت چهاردهم میباشد که قرار است برنامه هفتم اجرا شود و برنامه خودشان جاری نباشد بلکه برنامه اصلی اعمال شود. برنامه نوشته میشود اما هر دولتی برای خودش برنامه جداگانه دارد درحالی که هر دولت باید بگوید که به چه نحوی میتواند برنامه را بهتر از گذشته اجرا کند که نتیجهبخش باشد. وقتی کشور برنامه، چشمانداز، بودجه سالانه و… دارد باید در آن مسیر حرکت کرد. نگاه دولت فعلی این است که میخواهد برنامه را اجرا کند و از طرفی اولین سال برنامه با شروع کار دولت هماهنگ شده است. امیدواریم که این اتفاق بیفتد و برنامهمحوری در سرلوحه کار قرار بگیرد و در قوانین و مقررات ثباتبخشی بیشتری وجود داشته باشد تا بتوانیم به برنامه نائل شویم. در این شرایط هم نمیگویم به رشد 8درصدی میرسیم بلکه میتوانیم در آن مسیر حرکت کنیم که حداکثر میزان رشدی که ممکن است را دریافت کنیم. این موضوع نیازمند یک ارزیابی از برنامههای گذشته است. واقعا باید ببینیم که در شش برنامه چرا میانگین نیل به اهداف برنامه کمتر از ۴۰درصد است. من آمار دقیقی ندارم ولی طبق اطلاعاتی که دارم میبینم که به ۵۰درصد برنامهها هم نتوانستیم برسیم. به همین دلیل باید ارزیابی و آسیبشناسی کنیم و ببینیم کدام بخشها را اصلاح کنیم و از آن سمت هم بهدنبال رفع محدودیتهای بینالمللی باشیم و سعی کنیم بازگشت اقتصاد کشور به اقتصاد جهانی را ایجاد کنیم. اگر این ارتباط ایجاد نشود نمیتوانیم بهصورت جزیرهای با برنامه به اهداف نائل شویم.
در چهارسال اخیر، میانگین تورم سالانه حداقل ۴۰درصد بوده است. یک بنگاه برای ادامه فعالیتش در سال جدید نیاز به ۴۰درصد منابع مالی بیشتر از سالجاری دارد. این در شرایطی است که هیچ طرح توسعه را پیش نبرد و هر سال ۴۰درصد به عدد قبلی اضافه میشود. مثلا اگر امسال ۱۰۰واحد نیاز داشته باشد، سال بعد ۱۴۰ نیاز دارد. یکی از مهمترین الزامات نظام تامین، بحث تامین مالی و سرمایهگذاری است. در ایران با توجه به شرایطی که وجود دارد، امکان جذب منابع وجود ندارد زیرا بازارهای واقعی و مولد اقتصادی بازدهی پایینی دارند و جذابیت لازم برای سرمایهگذاری را ندارند. همچنین سرمایههای خارجی هم با توجه به ریسکهای سیستماتیک، تحریمها، نداشتن ارتباط بانکی با دنیا و قطع بودن ارتباط با دنیا، امکان جذبشان با مبالغ بالا وجود ندارد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد