30 - 10 - 2024
پایان خط صعود
«جهانصنعت»- بازار بورس تهران روز گذشته یکی از پرتلاطمترین روزهای خود را تجربه کرد. شاخص کل که از ابتدای روز با روندی نزولی آغاز به کار کرده بود، تحت تاثیر فشار فروش گسترده سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی قرار گرفت و تا پایان روز نتوانست از این روند نزولی خارج شود. در پایان معاملات، شاخص کل بورس با کاهش 77/149واحدی به 65/446/051/2واحد رسید. این افت نهتنها نشانهای از وضعیت نامطلوب بازار سرمایه در روز گذشته بود، بلکه بیانگر کاهش اعتماد سرمایهگذاران به بازار و کاهش تقاضا برای خرید سهام بود.
شاخص کل هموزن نیز که منعکسکننده وضعیت نمادهای کوچکتر و متوسطتر است، با کاهش 3/0درصدی به 05/655/671واحد رسید. این کاهش در شاخص هموزن نشان میدهد که وضعیت منفی بازار نهتنها نمادهای بزرگ و شاخصساز را تحت تاثیر قرار داده است، بلکه نمادهای کوچکتر نیز از این وضعیت بحرانی بینصیب نماندهاند.
در ساعات ابتدایی معاملات، فشار فروش شدیدا از سمت سرمایهگذاران حقیقی احساس میشد. بسیاری از نمادها به سرعت به صف فروش رسیدند و این صفهای فروش تا پایان روز ادامه داشت. خروج گسترده سرمایهگذاران حقیقی از بازار، یکی از عوامل اصلی کاهش شاخصها بود. طبق گزارشها، حدود 3/177میلیارد تومان از پول حقیقیها از بازار خارج شد که تاثیر چشمگیری بر کاهش تقاضا و افزایش عرضههای فروش داشت.
یکی از شاخصهای مهم روز گذشته، نسبت بالای نمادهای منفی به نمادهای مثبت بود. مطابق آمارها، 76درصد از نمادها در وضعیت منفی به سر میبردند و تنها 24درصد از نمادها توانستند در محدوده مثبت باقی بمانند. این نسبت بسیار بالای نمادهای منفی، نشاندهنده عمق بحرانی بود که بازار در روز گذشته تجربه کرد. حتی نمادهای شاخصساز که به طور معمول از حمایت بیشتری برخوردارند نیز نتوانستند از این فشار فروش گسترده مصون بمانند.
ارزش معاملات خرد نیز به میزان حدودا 2900میلیارد تومان گزارش شد. این کاهش ارزش معاملات، نشاندهنده کاهش تقاضا و تمایل کمتر سرمایهگذاران به خرید سهام بود. علاوه بر این، میزان سفارشهای فروش در خط اول به 010/1میلیارد تومان رسید، در حالی که میزان سفارشهای خرید تنها 4/418میلیارد تومان بود. این اختلاف زیاد بین سفارشهای فروش و خرید، به وضوح نشاندهنده تداوم فشار فروش و کاهش تقاضا در بازار بود.
یکی دیگر از نکات قابل توجه روز گذشته، درصد بالای فروشندگان حقیقی بود. براساس آمارهای موجود، 96/57درصد از فروشهای روز گذشته توسط سرمایهگذاران حقیقی انجام شد. در مقابل، تنها 42درصد از خریدها توسط این گروه صورت گرفت. این نسبت نابرابر میان فروش و خرید حقیقیها نشاندهنده تمایل بیشتر سرمایهگذاران به خروج از بازار و کاهش اعتماد عمومی به روند آتی بازار است. حقوقیها نیز با ادامه فروشهای خود، به فشار نزولی بر شاخصهای بورس دامن زدند و در نهایت سرانه فروش آنها به 05/40درصد از کل معاملات رسید.
نمودارهای مربوط به تغییرات قیمت در نمادهای مختلف وضعیت بحرانی بازار را منعکس کردند. تعداد قابل توجهی از نمادها در محدوده منفی معامله شدند. در محدوده تغییرات قیمت، 585نماد در وضعیت نزولی به سر میبردند و تنها 136نماد توانستند در محدوده مثبت بسته شوند. این تفاوت فاحش بین نمادهای نزولی و صعودی نشان میدهد که بازار به شدت تحت تاثیر فشار فروش قرار داشت و بسیاری از نمادها به صفهای فروش پیوسته بودند.
در بخش مربوط به صفهای خرید و فروش نیز اختلاف چشمگیری مشاهده شد. تعداد صفهای فروش به 444نماد رسید، در حالی که تنها 97نماد توانستند به صف خرید دست یابند. این عدم توازن در تعداد صفهای خرید و فروش، یکی از دلایل اصلی تداوم افت شاخصها و کاهش ارزش بازار بود.
یکی از مهمترین نکاتی که در روز گذشته مشهود بود، خروج گسترده سرمایه از نمادهای شاخصساز و بزرگ بازار بود. این خروج پول، نهتنها باعث شد که شاخص کل نتواند به روند مثبت بازگردد، بلکه به کاهش اعتماد عمومی به بازار دامن زد. در عین حال، ورود پول به نمادهای کوچکتر نیز بسیار محدود بود و بسیاری از این نمادها در صفهای فروش قرار گرفتند.
بازار بورس تهران در روز گذشته به طور کلی یکی از بدترین روزهای خود را تجربه کرد. فشار فروش در نمادهای مختلف، خروج گسترده پول حقیقی و حقوقی، کاهش ارزش معاملات خرد و افت شاخصهای کل و هموزن همگی نشاندهنده وضعیت بحرانی بازار بودند. برای بازگشت اعتماد به بازار و بهبود وضعیت آن، نیاز به اقدامات فوری و جدی از سوی نهادهای اقتصادی و بورس احساس میشود، در غیر این صورت بازار با تداوم خروج سرمایهگذاران و کاهش تقاضا، به سمت افت بیشتری حرکت خواهد کرد و این روند نزولی ممکن است طولانیتر شود.
بازار سرمایه به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور نیازمند حمایت بیشتر و سیاستهای دقیقتری است تا بتواند از بحران فعلی عبور کند و به مسیر رشد بازگردد. در حال حاضر، بیاعتمادی به سیاستهای اقتصادی و نگرانیهای مربوط به آینده بازار، بسیاری از سرمایهگذاران را به خروج از بازار واداشته و بدون اقدامات سریع و موثر، این بحران ممکن است عمیقتر شود.
در ادامه این وضعیت، یکی از مهمترین موضوعاتی که به آن اشاره میشود، نیاز به اصلاح ساختارهای کلان اقتصادی است. یکی از دلایل عمده خروج سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی از بازار بورس، عدم شفافیت در سیاستهای اقتصادی دولت و نوسانات ناشی از آن در بازار است. کاهش نرخ بهره یا تغییرات ناگهانی در سیاستهای مالی، به ویژه در زمینه نرخ ارز و نرخ سود سپردههای بانکی، تاثیر مستقیمی بر تصمیمات سرمایهگذاران میگذارد. در روزهای اخیر، افزایش نرخ بهره بانکی و عدم شفافیت در مورد آینده نرخ ارز نیما و بازار آزاد، نگرانیهای زیادی را در میان فعالان بازار به وجود آورده است.
سرمایهگذاران حقیقی که بخش عمدهای از بازار بورس را تشکیل میدهند، به وضوح نسبت به نوسانات بازار حساسیت بیشتری دارند. خروج گسترده پول حقیقی از نمادهای مختلف و تشکیل صفهای فروش نشان میدهد که این گروه از سرمایهگذاران ترجیح میدهند به جای تحمل ریسکهای بیشتر، سرمایه خود را از بازار خارج کرده و به سمت گزینههای مطمئنتر مانند سپردهگذاری در بانکها حرکت کنند. این تصمیمات در حالی گرفته میشود که نرخ بهره بانکی بالاتر رفته و به یکی از جذابترین گزینهها برای سرمایهگذاری تبدیل شده است.
یکی دیگر از مسائلی که در روز گذشته به وضوح دیده شد، فشار فروش حقوقیها در بازار بود. حقوقیها که معمولا به عنوان بازیگران اصلی بازار نقش دارند، با فروشهای سنگین خود فشار نزولی بیشتری بر شاخصها وارد کردند. اگرچه انتظار میرود حقوقیها به عنوان حمایتکنندههای اصلی بازار وارد عمل شوند و از نمادهای شاخصساز حمایت کنند، اما در روز گذشته آنها نیز به صف فروش پیوستند و از این طریق باعث تداوم افت شاخصها شدند.
نکته مهم دیگری که در روزهای اخیر به چشم میخورد، کمبود تقاضا در بازار است. به رغم اینکه بسیاری از نمادها با کاهش شدید قیمت مواجه شدهاند و به نظر میرسد که قیمتها در برخی موارد به سطوح جذاب رسیدهاند، اما تقاضای قابل توجهی برای خرید این نمادها وجود ندارد. بسیاری از سرمایهگذاران به دلیل عدم اطمینان از آینده بازار و نگرانیهای اقتصادی، تمایل به ورود به بازار و خرید سهام ندارند و این موضوع به عمق بحران فعلی دامن زده است.
در همین راستا، ورود پول به نمادهای کوچکتر نیز چندان چشمگیر نبود. بسیاری از نمادهای کوچکتر و متوسطتر که معمولا با حمایتهای بیشتری از سوی حقیقیها روبهرو هستند، در روز گذشته نتوانستند از صفهای فروش خارج شوند و همین موضوع باعث شد شاخص هموزن نیز با افت قابل توجهی مواجه شود. کاهش تقاضا در این نمادها، نشاندهنده عدم تمایل کلی سرمایهگذاران به ریسکپذیری در شرایط فعلی است.
یکی از راهکارهایی که میتواند در شرایط کنونی به بهبود وضعیت بازار کمک کند، افزایش شفافیت و اعتمادسازی در سیاستهای اقتصادی است. دولت و نهادهای مرتبط با بازار سرمایه باید به طور مشخصتری سیاستهای خود را اعلام کرده و از نوسانات شدید در سیاستهای مالی و پولی جلوگیری کنند. به عنوان مثال، تثبیت نرخ ارز و کاهش فاصله بین نرخ ارز نیما و بازار آزاد میتواند به کاهش نگرانیهای فعالان بازار و بازگشت اعتماد به بازار کمک کند.
ایجاد هماهنگی بین سیاستهای پولی و مالی و بازار سرمایه نیز میتواند یکی دیگر از راهکارهای موثر باشد. در حال حاضر، سیاستهای اقتصادی در زمینه نرخ بهره و سیاستهای بانکی با نیازهای بازار سرمایه هماهنگ نیستند و این عدم هماهنگی به کاهش تقاضا و خروج سرمایه از بازار دامن زده است. در صورتی که این سیاستها با یکدیگر همسو شوند، احتمالا شاهد بازگشت سرمایهگذاران و بهبود تدریجی وضعیت بازار خواهیم بود.
به طور کلی، بازار بورس تهران در روزهای اخیر با چالشهای جدی روبهرو بوده است. کاهش اعتماد عمومی، نوسانات اقتصادی و خروج سرمایهگذاران از بازار، همگی نشاندهنده وضعیت بحرانی فعلی بازار سرمایه هستند. بدون اصلاحات جدی در سیاستهای کلان اقتصادی و ایجاد شفافیت بیشتر، این روند نزولی ممکن است در روزهای آتی نیز ادامه پیدا کند و بازار با فشار بیشتری مواجه شود.
نبرد سرمایه و نرخ بهره
محمد غلامپور در رابطه با وضعیت روز گذشته بازار سرمایه گفت: «با توجه به ریسکهای سیاسی موجود و ترسی که میان سهامداران و سرمایهگذاران ایجاد شده بود، تمایل زیادی به خرید سهم در بازار سرمایه وجود نداشت و با کاهش تنشها مقداری از هراس سهامداران و سرمایهگذاران کاسته شد.» وی افزود: «پس از این اتفاقات، شاهد دخالت مستقیم دولت و عدم اقدام موثر از سوی بانک مرکزی بودیم. نرخ بهره بالا یکی از اصلیترین ریسکهای بازار است که باعث افول بازار شده و شرکتهایی که در تنگنای نقدینگی هستند، همچنان از سودآوری عملیاتی عاجز ماندهاند. این شرایط تغییر محسوسی در بازار ایجاد نکرده و شرکتهایی که در گذشته جزو شرکتهای قدرتمند بازار بودند، امروز از پرداخت سود ناتوان هستند و این موجب بیاعتباری بازار سرمایه در چند سال اخیر شده است.»
وی همچنین اضافه کرد: «این عوامل تاثیر بیشتری از جنگ بر بازار گذاشته و تا زمانی که این شرایط بهبود پیدا نکند، این وضعیت را همچنان خواهیم داشت.» غلامپور ادامه داد: «با توجه به واکنش اخبار روز گذشته، مقداری از شرایط بهبود پیدا کرده و بازار با ریسک کمتری روبهرو بود که این امر موجب ورود نقدینگی به بازار شد.» او اشاره کرد: «خطری که در حال حاضر بازار را تهدید میکند، قیمتگذاری دستوری بوده که همچنان گریبانگیر بازار سرمایه است.» وی همچنین به نرخ بالای سود بانکی اشاره کرد و افزود: «از دیگر موارد تاثیرگذار بر بازار، فاصله نرخ دلار نیمایی و دلار آزاد است که این مساله شرایط برخی شرکتها را تهدید کرده است.»
غلامپور افزود: «اگر این روند ادامه یابد، همچنان شاهد نزول بازار و شرایطی از این قبیل خواهیم بود و امیدواریم این شرایط بهبود یابد.» او با اشاره به راهکارهای بهبود وضعیت گفت: «یکی از اقدامات مهم، اصلاح نرخ سود بانکی است که میتواند تاثیر مثبتی بر شرکتها بگذارد و با رفع این مشکلات میتوان بازخورد خوبی از بازار سرمایه داشت.» وی افزود: «از دیگر موارد میتوان به نرخ ارز و سود اشاره کرد که ایجاد فاصله ۳۵درصدی در این موارد، تاثیر مستقیم بر بازار دارد. اصلاح قیمتگذاری خودرو نیز میتواند بازار را در مسیر بهتری قرار دهد.» او ادامه داد: «یکی از اصلیترین چالشهای موجود، نرخ فعلی بازار است که اگر این شرایط ادامه یابد، شاهد ورشکستگی برخی شرکتها و عقبگرد بازار سهام به سطح سال ۸۴ خواهیم بود.»
در پایان، غلامپور افزود: «با توجه به اینکه این شرایط همچنان باقی است، فعلا نمیتوان تحلیل دقیقی درباره آینده ارائه داد. با در نظر گرفتن اینکه ۱۰درصد منابع دنیا در اختیار کشور ما است، ارزش بازار ۱۰۰میلیارد دلاری بسیار پایین بوده اما این بازار پتانسیل رشد دارد. با توجه به شرایط فعلی، بازار ۳۵درصد کمتر از ارزش ذاتی خود است و با پیشنهاد افزایش بودجه توسط دکتر پزشکیان، میتوان انتظار شرایط بهتری داشت.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد