13 - 11 - 2021
پدر شعر نو ایران
علی اسفندیاری (متولد ۲۱ آبان ۱۲۷۶ و درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸)، بنیانگذار و معمار شعر نو فارسی است و تمام جریانهای شعریِ پس از او، به نوعی میراثبر شعر نیما هستند. ۱۲۴ سال از تولد و ۱۰۰ سال از سرایش شعر «افسانه»اش میگذرد و سرودههای او، همچنان مسیری که نیما پیش پای شعر فارسی گذاشت را روشن نگه میدارد. علی اسفندیاری که به نیما یوشیج شهرت دارد، شاعری است که در راه تجدد واقعی در شعر فارسی تلاش کرد. وی با مجموعه تاثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود در فضای راکد شعر ایران، انقلابی نوین را بنا نهاد و به نوعی تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید.
نیما یوشیج در واقع نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگری چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت و… بیرون از قالبهای رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند اما ویژگی منحصر به فرد نیما در آن بود که وی با دقت زیاد و صرف وقت بسیار و در حدود ۳۸ سال توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند؛ آن هم درست در زمانهای که جامعه ایرانی از بستر سنت در حال جداشدن بود و هوای نوخواهی و نوطلبی به سرش زده بود. دیگر نه سنتی بود؛ نه مدرن. در جدال بین این دو وضعیت معلق بود؛ تعلیقی که هنوز هم ادامه دارد و در نوسان است.
در این مدت نه با قدرت همراهی کرد و نه اسیر گرایشهای حزبی شد. شاعری در تنهایی خودش بود. سایه خود و سایهبان خودش. شعر فارسی را به قبل و بعد از خودش تقسیم کرد. حرکت انقلابی او برای اصلاح ساختارهای فرسوده شده تخیل در شعر و همگامی با شعر جدید جهان صورت گرفت. میخواست برای شعر فارسی بوطیقایی نو بنویسد که نوشت؛ اما «رادیکالیته» حرکت او به شاعران نوآور بعد از او آموخت که اگر موقعیت شعر بودن امری قابل تغییر است، به بوطیقای نیمایی هم نمیتوان برای همیشه دل بست.
سیداکبر میرجعفری شاعر و غزلسرا بیشترین تاثیر نیما را بر جریان کلی شعر در بخش محتوا دانسته و میگوید: «شعر نو» راههای جدیدی را پیش روی شاعران معاصر گشود. در واقع با تولد این قالب، سیل عظیمی از فضاها و مضامینی که تاکنون استفاده نمیشد، به دنیای ادبیات هجوم آورد. در واقع باید بگوییم نوع نگاه نیما به شعر بر کل جریان شعر تاثیر نهاد. در این نگاه همه اشیایی که در اطراف شاعرند جواز ورود به شعر را دارند. تفاوت عمده شعر نیما و طرفداران او با گذشتگان، در واقع منظری است که این دو گروه از آن به هستی مینگرند.
نیما یوشیج به روایت دکتر روژه لسکو برای اروپاییان به ویژه فرانسهزبانان چهرهای ناشناخته نیست. علاوه بر اینکه ایرانیان برخی از اشعار نیما را به زبان فرانسه ترجمه کردند، بسیاری از ایرانشناسان فرانسوی نیز دست به ترجمه اشعار او زدند و به نقد آثارش پرداختند. بزرگانی چون حسن هنرمندی، روژه لسکو، پروفسور ماخالسکی، آ. بوسانی و… که در حوزه ادبیات تطبیقی کار میکردند، عقیده داشتند چون نیما با زبان فرانسه آشنا بوده، بسیار از شعر فرانسه و از این طریق از شعر اروپا تاثیر پذیرفته است. از نظر اینان اشعار سمبولیستهایی چون ورلن، رمبو و به ویژه ماگارمه در شکلگیری شعر سپید نیمایی بیتاثیر نبوده است.
پروفسور روژه لسکو مترجم برجسته بوف کور صادق هدایت که در فرانسه به عنوان استاد ایرانشناسی در مدرسه زبانهای زنده شرقی، زبان کردی تدریس میکرد، ترجمه بسیار خوب و کاملی از افسانه نیما ارائه کرد و در مقدمه آن به منظور ستایش از این اثر و نشان دادن ارزش و اهمیت نیما در شعر معاصر فارسی، به تحلیل زندگی و آثار او پرداخت و نیما را به عنوان بنیانگذار نهضتی نو در شعر معاصر فارسی معرفی کرد. وی در مقدمه ترجمه شعر افسانه در مقالهاش مینویسد: «شعر آزاد» یکی از دستاوردهای اساسی مکتب سمبولیسم بود که توسط ورلن، رمبو و دیگران در «عصر روشنگری» بنا نهاده شد و شاعران و نویسندگان بسیاری را با خود همراه کرد که نیما یوشیج نیز با الهام از ادبیات فرانسه یکی از همراهان این مکتب ادبی شد.
زندگینامه
علی نوریاسفندیاری که بعدتر اسم خود را به نیما یوشیج تغییر داد در ۲۱ آبان ۱۲۷۶ خورشیدی در یوش که دهی سردسیر، دورافتاده و کوهستانی بود و از توابع نور مازندران محسوب میشد، به دنیا آمد. پدر وی میرزاابراهیم نوریاسفندیاری، ملقب به اعظامالسلطنه، مالکی بلندقامت و تفنگدار بود و مادر وی طوبی مفتاح نام داشت. نیما، برادران و خواهرانی بهنامهای بهجت، ناکیتا، ثریا و رضا(لادبن) داشت.
سالهای نخست کودکی او در یوش سپری شد. پدرش در همان سالها غایب شد و تفنگ بر دوش گذاشت و همراه دیگر تفنگداران یوش و در کنار دیگر مازندرانیها برای جنبش نوپای مشروطه به جنگ رفت. همان موقع بود که پدرش به وی سوارکاری و تیراندازی آموخت و هر خطایی را که از نیما در یادگیری سرمیزد، با شلاق پاسخ میداد. نیمای تازه به نوجوانی رسیده، در میان غوغای نوجوانی و شور آن سنین، عاشق صفورا میشود.
صفورا دختری چادرنشین و کوهستانی از اهالی ایل کوشکک بود. پدر صفورا، ایلبیگی علیجانبیگ نام داشت و با پدر نیما نشست و برخاست داشت.
نیما هر بار که فرصت دست میداد و پدرش به صرف ناهار با ایلبیگی علیجانبیگ دعوت میشد، همراه میشد تا به بهانه ناهار، صفورا را دیدار کند.
نیما به هر بهانهای از درس مکتبخانه میگریخت و به اردوگاه ایل کوشکک سرمیکشید. این روال تا جایی ادامه داشت که نیما در یوش بود.
در ۱۲۸۸ خورشیدی نیمای ۱۲ ساله به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد تا در مدرسه حیات جاویدان ادامه تحصیل دهد. آنان در روبهروی مسجدشاه خانهای تهیه کردند تا روزگار نوجوانی نیما در آنجا سپری شود. نیما پس از پایان دوره ابتدایی در مدرسه حیات جاویدان همراه پدر به یوش بازگشت و صفورا را دوباره دید.
روزهای آرام خانه نیما در یوش
خانه پدری نیما در روستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران یا به عبارتی در هفت کیلومتری بلده واقع شده است.
این خانه به لحاظ اینکه پدر شعر نوی ایران در آن میزیسته، از ارزش فرهنگی بالایی برخوردار است. جبهه شمالی این خانه دارای یک اُرسی پرارزش با طرح گرهچینی پرکار است و اتاقهای طرفین اُرسی و دارای شش نورگیر مشبک چوبی با طرحهای جالب است. این بنا همچنین دارای سه ورودی، شاهنشین است.
اتاقهای بنا به مکانی برای نگهداری آثار بهجامانده از نیما اختصاص پیدا کرده. از این اتاقها سه اتاق به کتابخانه تبدیل شده و کتابهایی با موضوع ادبیات، تاریخ، دین، نامهها، بخشی از دستنوشتهها، یک نقاشی ساده از مناره قزوین با امضای نیما و تعدادی شعر که همگی از سوی شاعران مازندرانی در وصف نیما، یوش، نور و مازندران سروده شدهاند در طاقچههایی بر دیوار اتاقهای نزدیک به ورودی خانه نصب شده است.
اما وضعیت نگهداری از بخشی از این خانه تاریخی در حال حاضر چندان مناسب و زیبنده بازدیدکنندگان داخلی و خارجی از آن نیست. در حالی که چند سالی است که خانه پدری نیما با تلاش فراوان سازمان میراث فرهنگی و صرف هزینههای هنگفت، تبدیل به موزه شده است، ولی به نظر میرسد برای نگهداشت و حفاظت از آن کماکان نیازمند توجه جدی این سازمان است. برای مثال، گچبری در ورودی موزه- که سردیس نیما هم در آنجا است- نیاز اساسی به تعمیر دارد.
کتابخانهای که در خانه موزه بنا شده است، کمکم دارد خاک میخورد. ظاهرا دفتر میراث فرهنگی در کتابخانه واقع شده که البته این روزها قصد دارد نقل مکان کند. در کتابخانه همه نوع کتابی خواهید دید؛ از جمله کتابهایی که متعلق به نیما نبودهاند. در اتاقهای دیگر، آثار و دستنوشتههای او قرار دارد.
در یکی از اتاقها نقاشی جالبی از مناره قزوین دیده میشود که امضای نیما در پایین آن جالب توجه است.
عکسهایی از نیما نیز در این موزه قرار دارد. به علاوه، شعرهایی از طرف شاعران مازندرانی که در وصف شهر یوش، مازندران و پدر شعر نو سروده شده است، از دیگر اجزای مجموعه موزه هستند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد