15 - 08 - 2021
پشتپرده قدرتیابی دوباره طالبان در افغانستان
دکتر صلاحالدین هرسنی*
بعد سقوط (زرنج) مرکز استان (نیمروز) افغانستان قدرتیابی و پیشروی طالبان شدت و سرعت بیشتری گرفته و توانستهاند بر استانهای غزنی، هرات، بادغیس، هلمند و قندهار تسلط کامل بیابند. با پیشروی فزاینده و معناداری که در مورد به تصرف درآوردن استانها و ولسوالیهای افغانستان دیده و گفته میشود، میتوان گفت که خطر سقوط کابل منتفی نیست. در این ارتباط، برخی منابع قویا هشدار دادهاند که اگر گروه طالبان موفق شوند شهر (پل علم) مرکز استان لوگر را تصرف کنند، نخستین مرکز استانیای خواهد بود که در مرز کابل پایتخت قرار دارد و میتواند این گروه را به دروازه شهر کابل برساند. حال و با توجه به فراهم بودن زمینههای ادراکی و ذهنی قدرتیابی طالبان و بازگشت بیرحمانه آنها به قدرت، پای این پرسش به میان میآید که قدرتیابی دوباره طالبان مولود چه شرایطی است و اساسا در پی این قدرتیابی طالبان چه اهدافی جستوجو و تعقیب میشود؟
از منظر علتشناسی، قدرتیابی دوباره طالبان را باید نتیجه و مولود سه عامل دانست. عامل اول مربوط به راهبرد خروج آمریکا و متحدان اروپاییاش از افغانستان است. این راهبرد واشنگتن موجب خلاءهای امنیتی در افغانستان شده است. در واقع در پی ایجاد این خلاءهای امنیتی ناشی از خروج آمریکا و متحدان و به دنبال آن ضعف نیروهای اردوی ملی افغانستان، طالبان از خلاءهای امنیتی بیشترین استفاده را کرده و توانسته بخش اعظمی از مناطق افغانستان را به اشغال خود درآورد. عامل دوم مربوط به ناتوانی و ناکارآمدی دولت مستقر در ایجاد نظم و ثبات و امنیت در این کشور است. در واقع همین ناتوانی و ناکارآمدی زمینه را برای قدرتیابی و فرصت دوباره طالبان در متن تحولات قدرت در افغانستان فراهم کرده و موجب پیشروی آنها تا نزدیکی دروازههای پایتخت شده است. اما عامل سوم مربوط به مذاکره برخی از کشورهای منطقهای و فرامنطقهای با طالبان است که سبب شده قدرتیابی آنها در افغانستان و در ترسیم خط و مشیهای مناسبات منطقهای، دارای مشروعیت بیشتری باشد. به این ترتیب و با قدرت دوبارهای که طالبان به دست آورده است، به جرات میتوان گفت که طالبان امروزی به مراتب قویتر از طالبان دهه ۷۰ در برقراری نظم آنارشیک و تئوری آشوب در منطقه عمل خواهد کرد.در پس قدرتیابی دوباره طالبان بیشترین تحرکات راهبردی و راهکنشی بیش از همه از سوی قدرتهای فرامنطقهای تعقیب میشود، چراکه اغلب بازیگران منطقهای نظیر ایران، ترکیه، ازبکستان و تاجیکستان و سایر همسایگان افغانستان موافقتی با قدرتیابی دوباره طالبان ندارد و این قدرتیابی دوباره طالبان را آغاز ورود منطقه به مرحله فاز جدیدی از بحران و شروعی برای برقراری تئوری آشوب و نظم آنارشیک میدانند. در این ارتباط، آمریکا تنها بازیگری است که در بازتعریف راهبرد جدید، اهداف متناقض و پارادوکسیکالی را در پی قدرتیابی دوباره طالبان در افغانستان جستوجو میکند و در این ارتباط، برنامه و طرح جدیدی را برای مناسبات منطقهای شرق آسیا طراحی و ترسیم کرده است. در واقع واشنگتن از یک طرف به خروج نیروهای نظامی خود از افغانستان رضایت داده، اما میدانست که چنین خروجیای منجر به قدرتیابی دوباره طالبان میشود. در این ارتباط شاید واشنگتن به جایگاهیابی و نقشیابی دوباره طالبان و تشکیل و تاسیس (امارت اسلامی) آنها مانند ترکیه، روسیه و چین و اتحادیه اروپا موافقتی نداشته باشد اما از آنجایی که مطمئن است در خلاء حضور نیروهای آمریکایی، فرصتی برای قدرتیابی دوباره طالبان فراهم میشود، بنابرین این قدرتیابی میتواند موجب شیفت پارادایمهای امنیتی از منطقه غرب آسیا به منطقه شرق آسیا شود. هشدار و اخطار بایدن و وزیر امور خارجه آنتونی بلینکن بابت برکناری اشرف غنی از قدرت را باید در این راستا تفسیر کرد. در واقع قدرتیابی دوباره طالبان را باید پاسخی به این نیاز واشنگتن دانست. محققا واشنگتن اگر بخواهد خطر پیشروی و بیرحمانه طالبان را دستمایه حضور در منطقه شرق آسیا کند، در آن شرایط، بخشی از راهبردهای اعلامی و حتی اعمالی واشنگتن متوجه ایران نیز خواهد شد. در واقع واشنگتن در این راهبرد جدید، خیالش تا میزانی بابت مهار و واپایش و کنترل رفتارهای ایران در شرق آسیا آن هم در جهت جلوگیری از به خطر انداختن منافع متحدان واشنگتن در این منطقه راحت خواهد شد. تردیدی نیست که عقیم و خنثیسازی چنین رخدادی راهحل نظامی ندارد و بنابراین حل چنین چالشی در شرایط حاضر، ابتدا از رهگذر تلاشهای سیاسی و سپس در گرو تلاشهای چندجانبه به ویژه حامیان صلح در افغانستان خواهد بود. در غیر این صورت تردیدی نیست که نه تنها مردم افغانستان از چنین راهبردی زیان خواهند کرد، بلکه منازعه تهران- واشنگتن بابت واقعیتهای میدانی شرق آسیا به ویژه شرایط فعلی افغانستان شدت بیشتری خواهد گرفت و میتواند سطح روابط تهران- واشنگتن را تنشآلودتر و خصمانهتر از گذشته کند.
* کارشناس مسائل بینالملل

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد