9 - 11 - 2019
پشت خاکریز، زیر آتش
شیدا ملکی- شعلههای سرخ و داغ زبانه میکشند، اوج میگیرند و انگار همین حالا آسمان را به زمین میدوزند. هر لحظه ترس و وحشت بیشتر میشود و هر آن جان ارزشمندتر از قبل به چشم میآید. همین لحظهها اما صدای زنگ حریق در ایستگاه آتشنشانی بلند میشود. صدای زنگ حریق یعنی همان «یک نفر دارد در ساحل میدهد جان…» همین میشود که ایستگاه آتشنشانی میشود بزرگترین سکوی نجات جان. همین میشود که سرعت چنددقیقهای رسیدن به محل حادثه یعنی عشق. آتشنشانی را نمیتوان در مقام یک شغل باور کرد. آتشنشان همان فردی است که از جان و زندگی خود گذشته است. از جان گذشته تا جان دیگران را نجات دهد. حالا در میان همه مشکلات روزهای پرهیاهو و پر آتش امروز، هفتم مهر ماه، میشود روزی برای آنهایی که با عشق تن به آتش میزنند.
بازی تکراری یادبودها اما قرار نیست هیچ دردی را درمان کند. تقویم را که ورق بزنید کم نیستند نام روزهایی که یک یادبود ساده و تکراریاند. روزهایی که یک بار در سال نام آتشنشان، خبرنگار و معلم و هر ماجرای عاشقانه دیگر را به یاد مردم میآورند. همین میشود سوژه جملههای جذاب اینستاگرام و پیامهای تبریکی که هیچ گرهای را باز نمیکنند. عاشقی قدرت میخواهد، قدرتی که از جان بگذری تا شعلهای را خاموش کنی یا واژهای را به مقصد برسانی. این میشود که دیگر یادبودهای تقویمی رنگ میبازند و دیگر مرحم نمیشوند بر جان زنانی که قلبشان در آتشهای شعلهور حوادث سوخت تا جان جاماندگان در آتش را نجات دهند.
در شرایطی که آتشنشانان هر روز به آتش میزنند تا جانشان پلی شود برای نجات دیگران تمهیدات و مدیریتهای دولتی آنگونه که باید پیش نمیرود. شاید هم هیچ برنامه و تمهیدی در ذهن مدیران و برنامهریزان قوانین کار وجود ندارد. جالب است بدانید تجهیزات مورد نیاز آتشنشانی در اولویت چهارم تخصیص ارز دولتی قرار دارد.
اشتباه دولت در اولویتبندی تجهیزات مورد نیاز برخی از مشاغل داخلی باعث شده تا وسایل مورد نیاز آتشنشانان از جمله تجهیزات و لباس ضدحریق برای انجام ماموریتهای سخت در نخستین اولویتهای دولت در تخصیص ارز دولتی قرار نگیرد. این روند اما در شرایطی است که با توجه به افزایش حوادث آتشسوزی در شهر تهران باید تامین این تجهیزات در اولویت اداره ایمنی شهر تهران و سایر کلانشهرها باشد.
عشقی که میگویند زیانآور نیست
سورنا عبدی، آتشنشان درباره مشکلات حال حاضر حرفه آتشنشانی به «جهان صنعت» میگوید: «یکی از مشکلات جدی حرفه آتشنشانی آن است که برخلاف تصور جامعه این شغل اگرچه همه شاخصهای مشاغل سخت و زیانآور را به جان پذیرفته اما همچنان در ردیف مشاغل سخت و زیانآور قرار نگرفته است. این موضوع در حالی است که آتشنشانی در تعاریف جهانی در ردیف مشاغل سخت و زیانآور قرار دارد. آنچه باید مورد توجه جدی مسوولان قرار گیرد آن است که اشتغال به شغل آتشنشانی باید یک دوره سنی مشخص داشته باشد.
به هر روی جسم انسان توانایی مشخصی دارد. نمیتوان انتظار داشت افراد در تمام سنین توان روزهای ابتدایی آغاز به کار خود را داشته باشند.»
مطالبه آتشنشانان مبنی بر آنکه شغل آتشنشانی در ردیف مشاغل سخت و زیانآور قرار گیرد، موضوعی بسیار مهم اما در عین حال فراموش شده از سوی مسوولان است. این روند اما در حالی است که بر اساس تعریف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از مشاغل سخت و زیانآور، کارهای سخت و زیانآور، کارهایی است که در آنها عوامل فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی محیط کار، غیراستاندارد بوده و در اثر اشتغال کارگر تنشی به مراتب بالاتر از ظرفیتهای طبیعی (جسمی و روانی) در وی ایجاد شود که نتیجه آن، بیماری شغلی و عوارض ناشی از آن بوده و بتوان با به کارگیری تمهیدات فنی، مهندسی، بهداشتی و ایمنی و…، صفت سخت و زیانآور بودن را از آن مشاغل کاهش یا حذف کرد.
این تعریف وزارت کار در شرایطی طرح میشود که همه شواهد مگر تصمیم نهایی قانونگذار نشان از سخت و زیانآور بودن شغل آتشنشانی دارد. مگر نه اینکه حضور در میدان جنگ آتش و دود با انسانهایی که بیگناه در دایره خطر اسیر شدهاند تنشی فراتر از ظرفیتهای طبیعی برای افراد ایجاد میکند. قانونگذار چگونه همچنان زخمهای حاصل از بیتوجهی به زیانآور بودن این شغل را در جسم و جان آتشنشانهایی که خود قربانی شدند تا دیگران را نجات دهند به چشم ندیده است؟ ۱۵۰ سال از تاسیس اولین ایستگاه آتشنشانی در تبریز میگذرد. با این وجود همچنان قانونگذاران بعد از همه رنجهایی که بر جان آتشنشانان جاری شد باور نکردهاند که آتشنشانی شغلی سخت و زیانآور است.
جنگ با آتش
شغل آتشنشانی تا امروز در ردیف مشاغل سخت و زیانآور قرار نگرفته است. گذشته از آن اما باید وضعیت معیشتی و درآمد آتشنشانان را نیز بار دیگر مورد توجه قرار داد. عبدی در این باره میگوید: «حقوق دریافتی آتشنشانان بیشتر از کارگران و کارمندان ساده است اما فاصلهای جدی و قابل توجه با حقوق پرداختی و استانداردهای دیگر کشورها دارد. این موضوع نیز نشات گرفته از قرار نگرفتن شغل آتشنشانی در ردیف مشاغل سخت و زیانآور است. حقیقت آن است که آتشنشانان هر روز به میدان جنگ میروند. همان طور که رزمندگان در دوران جنگ قبل از هر عملیات از جان خود میگذشتند، آتشنشانان نیز قبل از هر عملیات از جان خود میگذرند. در حقیقت آتشنشان با هر آژیر عملیات به جنگ میروند.»
او در ادامه با اشاره به نبود امکانات و خدمات رفاهی برای آتشنشانان افزود: «خدمات رفاهی و حمایتهای روحی و روانی از جمله موضوعات مهم و جداییناپذیر از شغل آتشنشانی است. این موضوع اما مورد توجه مسوولان قرار نگرفته و گوشه نظری به اهمیت این موضوع نیز ندارند. نمود عینی اهمیت به این موضوع را میتوان در زندگی آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو حضور داشتند به وضوح دید. نه تنها آتشنشانان حاضر در این حادثه بلکه همه آتشنشانان با یادآوری این ماجرا اشک میریزند. مشکلات و آسیبهای روحی این چنین نمود پیدا میکنند. از همین رو است که تاکیدمان بر حمایتهای حرفهای بسیار جدی است.»
این آتشنشان همچنین با تاکید دوباره بر کاهش توان جسمی بعد از چند سال میگوید: «یکی از راهکارهای جدی درباره جلوگیری از بازدهی نهایی آتشنشانان تغییر نوع کار آنها از عملیاتی به بخش اداری و آموزشی است. حتی یک کوهنورد هم بعد از یک ساعت توان ادامه مسیر را ندارد. نمیتوان انتظار داشت یک آتشنشان همواره در عملیات توانمند و پررنگ ظاهر شود. بدیهی است که این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد و از توانایی لازم این افراد کارآزموده در مسیر آموزش استفاده کرد.»
کورسوی امید زیر آتش
با همه مشکلات و آسیبهایی که آتشنشانان با آن کنار آمدهاند اما هنوز هم امیدی به جاری شدن مطالبات این گروه در مسیر قانون وجود دارد. در میان همه بیمهریها سازمانهای آتشنشانی با هدف اصلی نجات جان و اموال انسانها تشکیل شدند.
از همین رو است که یک آتشنشان میتواند در بحرانیترین شرایط محیطی و زیانآورترین شرایط کاری به یاری حادثهدیدگان بشتابد. با توجه به آمارهای حریق و حوادث، تعداد مصدومین و فوتشدگان ماموران آتشنشان طی سالیان اخیر نگرانکننده است. دلیل این موضموع آن است که آتشنشانان در محیطهای پر مخاطره از جمله انفجارهای گسترده به امدادرسانی و عملیات میپردازند، از همین رو است که آسیبپذیری آنها بسیار جدی است. علاوه بر این، عوارض و مخاطرات شغلی در حرفه آتشنشانی با بروز و تشدید انواع بیماریهای جسمی و روانی جلوه میکند.
بر این اساس مهمترین وظیفه آتشنشانان شامل آمادهباش شبانهروزی برای شرکت در حوادثی که جان انسان در خطر باشد، انجام عملیات نجات و امداد در حوادثی که جان حیوانی در خطر باشد، شرکت فعال در حوادث طبیعی به منظور یاری رساندن به هموطنان، اداره کردن و مهار آتشسوزیها در صنایع و اماکن مختلف، بررسی علل حریق و حوادث در شرایط محیطی متفاوت و همراه با مخاطرات گوناگون میشود.
از همین رو آتشنشانان در هر ماموریت بهطور معمول در معرض چندین عوارض از جمله عوارض ناشی از استرس رانندگی و ترافیک، عوارض ناشی از اثرات دود و گازهای سمی در محل عملیات، عوارض ناشی از صدای آژیر، بلندگو و نور چراغگردان، عوارض ناشی از ترشح هورمونهای دفاعی و آمادگی بدن در برابر حوادث، اثرات ناشی از حرارت در محل حریق، عوارض ناشی از تماس یا جذب مواد شیمیایی از طریق پوست، عوارض ناشی از صدمات فیزیکی در حین انجام وظیفه، عوارض ناشی از دریافت پرتوهای یونساز و تشعشعات رادیواکتیویته قرار میگیرند. حال باید دید قانونگذار همچنان دست روی دست میگذارد و ذوب شدن تدریجی را به تماشا مینشیند یا راه نجات را پیدا میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد