11 - 06 - 2022
پوتین- اوباما؛ جنگ سرد نیمه تمام
سازمان ملل دوشنبهشب گذشته شاهد تحرکات دیپلماتیک فعالی با محوریت تحولات کنونی یا آتی خاورمیانه بود که در سایه عدم تلاش رهبران عربی میانهرو یا تندرو، این روسای جمهور آمریکا و روسیه بودند که رهبری این تحرکات دیپلماتیک را برعهده داشتند.
عبدالباری عطوان، تحلیلنویس مشهور عرب در سرمقاله خود در روزنامه مستقل رایالیوم نوشت: دو بازیگر اصلی در منطقه خاورمیانه قویا در تمامی دیدارها و رایزنیها و در لابهلای سخنرانیهای ایراد شده در تریبون مجمع عمومی سازمان ملل حضور داشتند که این دو بازیگر مهم نظام سوریه با رهبری بشار اسد و داعش با رهبری ابوبکر بغدادی بودند و از مساله فلسطین تنها در چارچوب عاری کردن منطقه از سلاحهای هستهای و از بین بردن مانع اسراییل از مسیر این مهم سخن به میان آمد بنابراین این مساله بسیار عقبگرد کرده است و مساله فلسطین نیز کمرنگتر خواهد شد.
رییسجمهور روسیه ستاره بیرقیب این دوره مجمع عمومی بود چراکه او توانست دیدگاه خود را نسبت به خاورمیانه جدید و چگونگی تعامل با پرونده سوریه تحمیل کند و پوتین به انزوای خود و کشورش از دروازه سوریه پایان داد. پوتین از تهدید داعش و خطر آن به عنوان پلی برای بازگشت قوی به منطقه و جامعه بینالملل استفاده نمود و نقشی را برای بشار اسد در ائتلاف جدیدی که پیشنهاد آن را برای مقابله با داعش داده بود، ایجاد کرد که در این ائتلاف آمریکا، ترکیه، ایران، مصر و عربستان در کنار روسیه حضور دارند و هیچ نامی از کشور قطر نیامده است.
مشخص است که رییسجمهور آمریکا به این دیدگاه روسیه تن داده و آماده همکاری با روسیه و پیوستن به ائتلاف با آن شده است همانند ائتلافی که برای مقابله با خطر نازیها در جنگ جهانی دوم تشکیل شد اما شکست ائتلاف تحت امر آمریکا برای از بین بردن داعش یا حتی تضعیف آن از طریق بیش از هفت هزار حمله هوایی، باعث شد آمریکا به این امر تن دهد. اوباما همچنین نمیخواهد وارد جنگ سرد جدیدی با مسکو یا درگیریهای نظامی شود و به صراحت بر این امر در سخنرانی خود که دچار دستپاچگی و دارای تناقضهای بسیاری بود، تاکید کرد.
آنچه میتوان از سخنرانیهای پوتین و اوباما برداشت کرد، این است که ماندن اسد در قدرت دیگر از مسایل ممنوعه نیست و سخنرانی رییسجمهور روسیه و پیشنهاد وی برای تشکیل گروه تماس گسترده از این دو کشور ابرقدرت و کشورهای منطقه، هر طرح سیاسی و راهحل نظامی را که با آموزش مخالفان میانهرو سوری و مسلح کردن آنها آغاز شد و با دو کنفرانس ژنو و حتی طرح اخیر استفان دیمیستورا، فرستاده سازمان ملل به سوریه پایان یافت، فسخ کرد و در واقع هیچ صدایی بالاتر از صدای پوتین نیست. ما در مقابل یک ائتلاف بینالمللی- منطقهای قرار داریم که اولویت را به مقابله با تروریسم میدهد و این ائتلاف با رهبری روسیه و آمریکاست و نظام سوریه نیز در این ائتلاف مشارکت کارآمدی دارد و چهبسا ارتش سوریه در این ائتلاف به منزله نوک پیکان در تمام طرحهای نظامی تدوین شده خواهد بود که ظرف ماههای آتی اجرایی خواهد شد.
سوالی که خود را قویا مطرح میکند در مورد فرصتهای موفقیتآمیز بودن این ائتلاف جدید است که دو ابرقدرت و نه یک ابرقدرت رهبری آن را برعهده دارد و اینکه چقدر این ائتلاف میتواند گروههای تندرو و بالاخص داعش و النصره را از بین ببرد و اینکه پس از آن، چه روی خواهد داد و منطقه و ماهیت حکمرانی در سوریه چگونه خواهد بود.
بیشک سابقه ائتلاف روسیه و آمریکا به ۷۵ سال قبل برای مقابله با نازیهای آلمان برمیگردد و این ائتلاف در مقابله با این خطر نازیها موفق شد اما این امر پس از آن صورت گرفت که بهای گزافی را پرداخت و بیش از ۶۰ میلیون تن کشته شدند و اروپا نیز منهدم شد. تفاوتی که میان شرایط ۷۵ سال قبل با اوضاع کنونی وجود دارد و همچنین تفاوت میان نازیها و داعش است، بسیار زیاد است چراکه نازیها از لحاظ تسلیحاتی بسیار قوی بودند و ارتش قدرتمندی را در اختیار داشتند که بیشتر اروپا را تحت کنترل خود داشت اما داعشیها شبهنظامیانی هستند که تسلیحاتشان در مقایسه با تواناییهای ائتلاف جدید بینالمللی محدود است.
به گزارش ایسنا، تحلیلنویس روزنامه رایالیوم اضافه میکند از زمانی که پوتین توانست دیدگاه خود را تحمیل کند و به انزوایش پایان دهد اصول بازی در منطقه خاورمیانه به سرعت در حال تغییر است و موفقیت پوتین فقط در خودداری از مقابله با واشنگتن صورت نگرفته است بلکه پوتین آمریکا را به دنبال خود کشیده است و ما اینجا روی ظواهر امور حکم میدهیم و اصل مسایل را فقط خداوند میداند و هر احتمالی بعید نیست.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد