2 - 12 - 2023
پیدا و پنهان آقای دیپلمات
گروه بینالملل- هنری کیسینجر دیپلمات و نظریهپرداز مشهور روابط بینالملل روز پنجشنبه گذشته در منزلش در ایالت کنتیکت آمریکا در صد سالگی درگذشت. او به عنوان مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه دولتهای ریچارد نیکسون و جرالد فورد نقش تاثیرگذاری در سیاست خارجی آمریکا در دهه ۱۹۷۰ میلادی ایفا کرد و بعد از آن به عنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان روابط بینالملل در قرون ۲۰ و ۲۱ در دانشگاه هاروارد مشغول به فعالیت بود.
از جمله مهمترین مسائلی که در رابطه با نقش و زندگی کیسینجر در عرصه سیاست بینالملل وجود دارد، این است که او موافقان و مخالفان زیادی داشته، به طوری که برخی او را در جایگاه مهمترین نظریهپردازان علوم سیاسی قرار میدهند و برخی دیگر معتقدند که سیاستهای وی منجر به کشته شدن میلیونها انسان در سراسر جهان شده است؛ با این حال یک نقطه مشترک در میان موافقان و مخالفان او وجود دارد؛ اینکه همگی بر این عقیدهاند که نقش و اثرگذاری وی را نمیتوان چه در عرصه نظری و چه در عرصه سیاست عملی در روندهای بینالمللی انکار کرد.
از رئالیسم به ایدهآلیسم
طبق گزارشی که در این خصوص مجله اکونومیست روز گذشته منتشر کرده، برای مردم و سیاستمداران جهان، هنری کیسینجر به طرز شگفتآوری به صورت متناقض داوری میشود. بسیاری او را نماینده اصلی رئالیسم غیراخلاقی تلقی میکنند و معتقدند که بر اساس این نظریه او ابایی از تامین منافع ملی آمریکا به هر قیمتی نداشت. او در حالی در صدسالگی درگذشت که اکنون جهان با معضلاتی پیچیده و خطرناک مانند جنگ غزه، جنگ اوکراین، مناقشه میان آمریکا و چین، بحران آب و هوایی و سایر مسائلی که امنیت بینالمللی را تهدید میکنند مواجه است.
کیسینجر در آخرین گفتوگویی که با اکونومیست در ماه آوریل داشته، نوعی ایدهآلیسم نیز در قلب صحبتهای او موج میزد. وی مدعی بود که زندگی و کار خود را وقف جلوگیری از وقوع جنگهای جهانی کرده؛ امری که خود در کودکی با تمام وجود آن را در جنگ جهانی دوم لمس کرد و ناچار شد به همراه خانوادهاش از آلمان به آمریکا مهاجرت کند. در همین راستاست که کیسینجر تاکید میکند حفظ صلح جهانی امروز منوط به سازش میان آمریکا و چین است. در واقع هر چند او در اواخر عمرش به دلیل سازش در برابر چین مورد انتقاد قرار میگرفت، اما همواره تاکید داشت که چین نظم جهانی را مبتنی بر نظم و قوانین آمریکایی میداند و تنها به دنبال فضایی برای تعدیل آن است نه اینکه بخواهد کل سیستم بینالمللی را واژگون کند. به همین دلیل تاکید میکند، تهدید اصلی صلح جهانی از جانب واقعگرایان یا همان رئالیستها نیست، بلکه این صلح به وسیله تندروها و متعصبان در معرض تهدید و خطر قرار گرفته، زیرا ارزیابی آمریکا از چین اشتباه است و باید دو کشور ابتدا در راستای اعتمادزایی و حل و فصل اختلافاتشان گام بردارند.
در همین رابطه است که برخی از کارشناسان معتقدند اساسا رئالیسمی که در اندیشه کیسینجر وجود داشت با نوع رئالیسم تهاجمی که امثال نظریهپردازانی همچون مرشایمر منادی آن بودند تفاوت دارد. در واقع مرشایمر و افرادی نظیر او قائل به نظام تکقطبی به رهبری آمریکا بودهاند و تاکید داشتهاند که ایالاتمتحده آمریکا منابع و لوازم کافی را از هر جهت برای ایفای نقش پلیس جهانی در اختیار دارد. از سوی مقابل هر چند که کیسینجر قائل به نظم تکقطبی بوده و تاکید دارد که ایالاتمتحده باید رهبری جهان را برعهده بگیرد، اما در عین حال معتقد است این رهبری از دو طریق میسر میشود: نخست از طریق سلطه که آمریکا قاعدتا توان نفوذ و سلطه بر تمامی کشورهای جهان را ندارد و دوم از طریق توازن قوا که میتوان از این زاویه منافع خود را به عنوان ابرقدرت جهانی پیگیری و راهبری کند.
مبدع دیپلماسی پینگپونگ
از مهمترین دستاوردهای هنری کیسینجر میتوان به پایان جنگ ویتنام و بهبود روابط واشنگتن با اتحاد جماهیر شوروی و چین اشاره کرد. وی برای نقشآفرینی در مذاکرات آتشبس در ویتنام که منجر به امضای توافق پاریس شد در سال ۱۹۷۳ میلادی جایزه صلح نوبل را کسب کرد؛ جایزهای که به دنبال استعفای اعتراضآمیز دو عضو کمیته صلح نوبل جنجالی شد.
به گزارش یورونیوز، هنری کیسینجر در خانوادهای یهودی در ایالت بایرن آلمان به دنیا آمده بود. او در ۱۵سالگی به همراه خانوادهاش به دلیل اذیت و آزارهای حکومت نازی به آمریکا مهاجرت کرد. او همچنین به عنوان پنجاه و ششمین وزیر خارجه ایالاتمتحده دو بار ازدواج کرد و از همسر اولش صاحب دو فرزند شد. او بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۷ در دولتهای ریچارد نیکسون و جرالد فورد حضور داشت. وی بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵ هشتمین مشاور امنیت ملی آمریکا و بین سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ وزیر خارجه ایالاتمتحده بود.
هنری کیسینجر با دو سفرش به چین در سال ۱۹۷۱ توانست زمینه برگزاری اجلاسی بین ریچارد نیکسون و مائو تسهتونگ، رهبر حزب کمونیست چین، را فراهم کند. تلاشهای دیپلماتیک هنری کیسینجر منجر به مبادلات اقتصادی و فرهنگی بین آمریکا و چین (دیپلماسی پینگپنگ) شد؛ امری که باعث شد دو کشور به ۲۳ سال مخاصمه پایان دهند و در نهایت روابط بین واشنگتن و پکن برقرار شد. حتی چند ماه قبل نیز شاهد بودیم که هنری کیسینجر در سفری که به پکن داشت با استقبال بیسابقهای از سوی شی جین پینگ رییسجمهوری چین مواجه شد. این موضوع از آنجا حائز اهمیت است که این سفر تقریبا مصادف شده بود با سفر وزیر خارجه و وزیر خزانهداری آمریکا به پکن که در هر دوی این سفرها شاهد استقبال نسبتا سرد مقامات چینی از این دو وزیر دولت بایدن بودیم.
هنری کیسینجر از مدافعان تنشزدایی در روابط با اتحاد جماهیر شوروی نیز بود؛ سیاستی که زمینهساز گفتوگوهای محدودسازی جنگافزارهای راهبردی (سالت) شد. این گفتوگوها در سال ۱۹۷۲ به امضای توافق «سالت-۱» بین ریچارد نیکسون و لئونید برژنف انجامید.
وی در خصوص جنگ ویتنام نیز در ابتدا از هواداران سیاستی تندرو در قبال این کشور بود، سیاستی که منجر به بمباران کامبوج از سوی آمریکا در سالهای ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ شد. با این حال مشاور امنیت ملی وقت آمریکا پس از آن نقشی کلیدی در تدوین سیاست معروف به
ویتنامیسازی داشت.
طبق گزارشی که در این خصوص یورونیوز منتشر کرده، مبنای این سیاست زمینهسازی برای خروج نظامیان آمریکایی از ویتنام جنوبی با حضور نیروهای ویتنام جنوبی به جای آنها بود. هنری کیسینجر در سال ۱۹۷۲ مذاکرات صلح با «لهدوکتو» سیاستمدار و نظامی ویتنام شمالی را آغاز کرد. توافق پاریس برای برقراری آتشبس و خروج نظامیان آمریکایی از ویتنام که در ژانویه ۱۹۷۳ در پاریس به امضا رسید، محصول این گفتوگوها بود. هنری کیسینجر برای نقشی که در مذاکرات صلح ویتنام ایفا کرده بود به همراه «لهدوکتو» برنده جایزه صلح نوبل شد، اما این انقلابی کمونیست حاضر به پذیرش جایزه نشد.
علاوهبر این، بخشی از دستاوردهای هنری کیسینجر در عرصه سیاست خارجی مدیون روابط نزدیک او با ریچارد نیکسون، سیوهفتمین رییسجمهوریی آمریکا بود. بسیاری از تاریخنگاران روابط ریچارد نیکسون با هنری کیسینجر را از نزدیکترین روابط بین رییسجمهوریی ایالاتمتحده و وزیر خارجه دولتش توصیف کردهاند.
هنری کیسینجر پس از پیروزی جیمی کارتر در برابر جرالد فورد در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۹۷۶ از مشاغل دولتی کنار رفت، اما بعدها در دولتهای رونالد ریگان و بوش پدر به عنوان مشاور در عرصه سیاست خارجی فعالیت کرد.
او در دهههای پس از فعالیتش در سمت وزیر خارجه آمریکا در میان سیاستمداران و نخبگان این کشور به عنوان فردی پیشکسوت در عرصه دیپلماسی احترام زیادی داشت. به عنوان مثال در جریان یکی از مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۸ هر دو نامزد دموکرات و جمهوریخواه تلاش کردند تا با نقلقول از هنری کیسینجر و اشاره به او برنامه خود برای مذاکره مشروط یا غیرمشروط با ایران را توجیه کنند.
در عین حال نقاط تاریک کارنامه هنری کیسینجر که منتقدان وی به آنها اشاره میکنند کموبیش محصول اتخاذ رویکرد سیاست واقعگرایانه در دیپلماسی است. منتقدان هنری کیسینجر حمایت او از سرنگونی دولت سالوادور آلنده در شیلی، بمباران کامبوج و به رسمیت شناختن اشغال تیمورشرقی از سوی اندونزی را در کارنامه وی نکوهش میکنند.
در واقع آنها معتقدند سیاستهای وی منجر به کشته شدن بسیاری از انسانها و سرنگونی دولتهای منتخب ملی در سراسر جهان شده است، اما خود وی در مصاحبههایش مدعی بود که در آن زمان همه چیز تابعی از صلح و تنشزدایی میان آمریکا و شوروی بود و ما ناچار بودیم چنین سیاستی را برای جلوگیری از یک جنگ جهانی تمامعیار در دستور کار داشته باشیم. با این حال آنطور که مجله اکونومیست گزارش داده، همانطور که واکنش جهان به حملات اسرائیل به غزه را شاهد هستیم، ادعای کیسینجر مبنی بر قربانی کردن جان انسانها در ازای به دست آوردن ثبات جهانی امری غیرقابل قبول تلقی میشود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد