22 - 01 - 2017
چالشهای یک رییسجمهور سیاهپوست
گروه بینالملل- هشت سال پیش که باراک اوباما به ریاستجمهوری آمریکا رسید، کسانی که به او رای دادند، امیدهای بزرگی در دل میپروراندند؛ امیدها و انتظاراتی که شاید از اندازه یک رییسجمهور و هشت سال رهبری ایالات متحده بزرگتر بود.
باراک اوباما هشت سال وقت داشت تا ایدههای خود را عملی کند. کارش را از شهر آسمانخراشها، شیکاگو شروع کرده بود. ایدهها و برنامههای بسیاری در سر داشت ایدههایی که حکایت از یک آمریکای نوین داشتند. بر آن بود که آمریکایی عادلانهتر و رنگینتر بسازد اما بسیاری از این ایدهها در پایان دوران زمامداریاش روی کاغذ ماندند و عملی نشدند و او در واپسین هفتهها همه تلاش خود را به کار گرفت تا جلوی زیان بیشتر را بگیرد.
امروز که اوباما کاخ سفید را ترک میکند، وضعیت خوبی نزد افکار عمومی دارد اما اگر از آمریکاییها بپرسید او در سیاستهای داخلیاش چطور عمل کرده، پاسخها اغلب به این بستگی دارد که درباره خود اوباما چه فکر میکنند. از تحول در بیمه درمانی گرفته تا مهار اسلحه، از اشتغال و اقتصاد تا شکافهای اجتماعی.
مردم آمریکا برای نخستینبار با انتخاب یک سیاستمدار سیاهپوست به عنوان رییسجمهور توانستند به برتری نژادی در این کشور فایق آمده و گام بزرگی به سمت تبدیل شدن به یک ملت دارای استانداردهای بالای نژادی- اخلاقی بردارند. آمدن اوباما با امید پیوند خورده بود و رفتنش با نگرانی. حال در لحظه وداع، جامعه آمریکا دوپاره شده است. در ادامه نگاهی به کارنامه رییسجمهور آمریکا که مملو از یاس و امید است، میاندازیم.
از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶
هشت سال پیش باراک اوباما با شعار امید و تغییر، به ریاستجمهوری آمریکا رسید و فرمانده کل قوای این ابرقدرت شد. زمانی کاخ سفید را تحویل گرفت که دستگاه سیاست خارجی آمریکا با چالشهای متنوعی در گوشه و کنار جهان روبهرو بود؛ از مناقشه هستهای ایران و بحران رو به فزونی اسراییلیها و فلسطینیها گرفته تا حضور آمریکا در دو جنگ در عراق و افغانستان؛ از نگرانی از تغییرات اقلیمی تا قدرتگرفتن بیشتر روسیه.
هنوز یک سال هم از انتخاب باراک اوباما به ریاستجمهوری آمریکا نگذشته بود که جایزه نوبل صلح را به او دادند. قبل از آنکه دستاورد دیپلماتیکی داشته باشد، انگار بیشتر تشویقی برای برآوردن انتظارها بود؛ نه تحسینی برای آنچه انجام داده است اما کمتر رییسجمهوری مانند باراک اوباما، با چنین سایه سنگینی از وعدهها و انتظارات بزرگ، از پلههای قدرت بالا رفت. در همان نخستین ماههای ریاستش طی نطقی در قاهره وعده بازسازی روابط با جهان اسلام را داد؛ وعدهای برای تغییر در روابط ایالات متحده با کشورهای اکثرا مسلمان اما این تغییرات بودند که به سراغش آمدند.
سیاست خارجی
رییسجمهور هشت ساله دموکرات در حوزه خارجی با شعلهور کردن آتش جنگ، نه تنها موفق نشد پیام صلح را به جهان برساند بلکه غیرنظامیان بیشتری را به کام مرگ کشاند. کارشناسان سیاسی اوباما را به مراتب جنگافروزتر از جرج بوش میدانند. او اگرچه توانست با دستیابی به توافق هستهای با ایران و پایان دادن به این مساله از طریق گفتوگو برگ زرینی در کارنامه خود اضافه کند اما دستور حمله به هفت کشور افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، یمن، سومالی و پاکستان باعث شد تا کماکان آمریکا در باتلاق جنگهای خاورمیانه دست و پا بزند. در عرصه سیاست خارجی کارنامه اوباما هم حکایت از موفقیتهای بزرگ دارد و هم از ناکامیها. مهمترین دستاورد دولت اوباما در عرصه سیاست خارجی توافق هستهای با ایران است.
خیزش بهار عربی
اعتراضها و شورشهایی در کشورهای عربی درگرفت که بعدتر «بهار عربی» خوانده شد؛ تغییراتی که هم متحدان واشنگتن و هم دشمنانش را تکان داد؛ از قضا در همان قاهره. بهار عربی، آغازی برای سردرگمیهای دولت باراک اوباما در قبال کشورهای عربی و اسلامی بود؛ از یک سو پای همپیمانان واشنگتن هم در میان بود. مثلا در مصر، معترضان میخواستند حسنی مبارک و نظام سیاسیاش ساقط شود یا در بحرین اعتراضها در گرفت، و آمریکا نمیخواست این همپیمانهای خود را ضعیف کند اما از طرف دیگر هم سالهاست آمریکا از توسعه دموکراسی در جهان حمایت کرده است و این چالشی برای دولت اوباما بود.
سردرگمی باراک اوباما تا روزهای آخر ریاستجمهوریاش هم در سیاست خارجیاش پیدا بود؛ از یک طرف آمریکا در لیبی مداخله کرد اما از طرف دیگر تا روزهای آخرهنوز هم نمیدانست در سوریه دقیقا چه میکند و چه میخواهد بکند. وعده پایان جنگ در عراق و افغانستان، از شعارهای انتخاباتی باراک اوباما بود؛ هرچند در نهایت تلاشش برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق، با نوعی قهر بین بغداد و واشنگتن به اجرا رسید. او پس از هشت سال زمامداری موفق نشد بسیاری از مشکلات را حل کند و ناگزیر به پذیرش شکستهای متعددی در سیاست داخلی و خارجی شد.
جنگ عراق و افغانستان
اوباما نخستین رییسجمهوری بود که در زمان به قدرت رسیدن همزمان درگیر دو جنگ بود و میراث سیاسی به ارث برده اوباما چندان باارزش نبود.
اوباما توانست نیروی زمینی آمریکا را از عراق خارج کند که از سال ۲۰۰۳ باعث مرگ بیش از ۴۵۰۰ نظامی آمریکایی شده بود، البته لازم بود چند هزار سرباز و افسر آمریکایی در افغانستان باقی بمانند، برای اینکه ارتش ملی این کشور هنوز آمادگی آن را نداشت به تنهایی از پس مبارزان جنبش طالبان و القاعده برآید. ضمن اینکه نیروی هوایی آمریکا در عراق و سوریه نیزعملیاتی علیه تروریستهای داعش که دولت اوباما در ابتدا آنها را دستکم گرفته بود، انجام میداد. البته حقیقت آن است که اوباما دو جنگی که خود به ارث برده بود را برای رییسجمهور جانشین خود به ارث گذاشت.
روابط مسکو- واشنگتن
آمریکا همیشه به ویژه پس از جنگ دوم جهانی به شوروی و روسیه به عنوان رقیب نظامی و سیاسی خود نگریسته و برای تضعیف آن تلاش کرده که فروپاشی سال ۱۹۹۱ یکی از نتایج آن بود. در دوره اوباما هم سیاستهای ضدروسی کاخ سفید همچنان ادامه داشت چراکه این یک هدف راهبردی برای تمامی کاخ سفیدنشینان بهشمار میرفت که کنار گذاشتن یا کاهش شدت آن سخت بود.
همسو با این نگرش سنتی و غالب، پنتاگون و نیروهای مسلح آمریکا که اصلیترین نیروی بالقوه علیه مسکو از زمان تشکیل شوروی در سال ۱۹۱۷ و روسیه نو هستند، تقریبا همه ماموریت خود را مقابله نظامی با این کشور تعریف میکنند و بر آن پای میفشارند.
واشنگتن به دلیل قضیه ادوارد اسنودن، خودداری از ادامه برنامه مشترک عدم گسترش هستهای و حمایت از دولت بشار اسد در سوریه، از دست مسکو به شدت آزرده شد. در نهایت روابط دوجانبه در نتیجه حوادث اوکراین و پیوستن شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه، بهطور کامل تیره شد.
تحریمهای اعمال شده توسط ایالات متحده علیه برخی مقامات، شرکتها و سازمانهای روسی، از طرف مسکو به عنوان اقدامات غیردوستانه تلقی شدند. روابط بین دو کشور که در آغاز دوره ریاستجمهوری اوباما با ازسرگیری مجدد روابط آغاز شد، تا آخرین روزهای حضور اوباما در کاخ سفید همچنان در بدترین وضعیت آن طی ۲۵ سال گذشته قرار داشت و کارشناسان سیاسی هر دو کشور آشکارا از امکان بازگشت به دوران جنگ سرد صبحت میکردند.
بحران اوکراین هم باعث سردی و تیرگی مناسبات آمریکا و روسیه شد. تیرگی مناسبات دو کشور در جریان کارزار انتخاباتی آمریکا به اوج خود رسید. آمریکا، روسیه را متهم به حملات هکری کرده و مدعی است که این کشور در انتخابات آمریکا مداخله کرده است. اوباما در واپسین روزهای زمامداری خود تحریمهای گستردهای علیه روسیه تصویب کرد و در همین رابطه اقدام به اخراج ۳۵ دیپلمات روسیه از خاک کشور خود کرد.
ناموفق در مبارزه با تروریسم
جورج بوش بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر اعلام کرد که خواهان عدالت است و زنده یا مرده بنلادن را میخواهد. اما ۱۰ سال بعد، این اوباما بود که خبر مرگ بنلادن را اعلام کرد و گفت که عدالت اجرا شد اما شبکه القاعده پس از آن نیز به عنوان یک جریان تروریستی به حیات خود ادامه داد، پس از آن بود که گروه تروریستی «دولت اسلامی» اعلام موجودیت کرد و به خطر اصلی برای کشورهای غربی بدل شد. مبارزه آمریکا با تروریسم در افغانستان و عراق همچنان ادامه یافت. بزرگترین اشتباه اوباما، به گفته بسیاری از کارشناسان، خارج کردن نیروهای نظامیاش از عراق بود. برخی معتقدند این فضای خالی توسط داعش پر شد. هنوز درگیریهای فرقهای در منطقه جریان دارد. برعکس، اوباما نیروهای نظامی خود را در افغانستان افزایش داد و آنها همچنان قصد ماندن در افغانستان را دارند اما کشته شدن تعدادی از سربازان آمریکایی در افغانستان، دوباره اوباما را در معرض انتقاد قرار داد. کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی هم برای مدتها دولت اوباما را در معرض فشار سنگین انتقادها قرار داده بود. اما مهمترین مشکل اوباما، داعش و سوریه بود. منتقدان دولت اوباما را برای اقدام نکردن به موقع در سوریه مقصر میدانند.
جنگهای پنهان منتقد جنگ
بعد از هشت سال ریاستجمهوری باراک اوباما، برخی تحلیلگران بر این باورند که رییسجمهور چهل و چهارم آمریکا آنقدرها هم ضد جنگ نبود؛ اوباما کسی بود که تعداد نیروهای رزمی آمریکا در افغانستان را سهبرابر کرد؛ ۱۰ برابر رییسجمهور قبلی حملههای پهپادی کرد و البته اجازه حمله به مقر بنلادن را هم صادر کرد.
بهخصوص با اوجگرفتن تهدیدهایی که آمریکا از جانب افراطگرایان اسلامی در نقاط مختلف دنیا میدید، اوباما به حملههای پهپادی متوسل شد؛ ابزاری کمتر پیدا و از دید خودش موثرتر برای حذف تهدیدها. ناظران میگویند با دستورها و مجوزهای باراک اوباما، بیش از هر دوره دیگری، نیروهای نظامی آمریکا در خارج از جنگ رسمی آدم کشتهاند. از سوی دیگر، دولت اوباما با حملات هوایی خود از نبرد با داعش در عراق و سوریه حمایت کرد. در اثر مبارزه ائتلاف بینالمللی علیه نیروهای «دولت اسلامی» دولت عراق موفق شد بخش قابلملاحظهای از مناطق تحت اشغال داعش را به تصرف خود درآورد. عقبنشینی داعش از عراق منجر به افزایش شمار حملات تروریستی در اروپا و آمریکا شد.
بهصفکردن همپیمانها
آمریکا و اروپای غربی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، همپیمانهای نزدیکی باقی ماندهاند که از جمله در پیمان نظامی آتلانتیک شمالی، ناتو، این اتحاد پیداست اما در سالهای ریاستجمهوری باراک اوباما، دولت او توانست در مواردی همپیمانان اروپاییاش را بیش از پیش پشت سر خود به صف کند. این سیاست بهخصوص در اجرای تحریمها علیه ایران خود را نشان داد که دامنهاش به آسیای شرقی و شبهقاره هند هم رسید.
گفتنی است نوع رابطه ایالات متحده با متحدانش در اروپا بهخصوص در دوره وزارت خارجه هیلاری کلینتون خود را نشان داد. این همپیمانی در مبارزه آمریکا با تروریسم هم تفاوت عمدهای ایجاد کرد؛ هرچند تروریسم را بهطور کامل شکست نداد. رابطه آمریکا با چین در دوره اوباما هم رابطهای سازنده است، سازندهتر از دورههای گذشته. اما روابط خارجی دولت آمریکا با چین در زمان اوباما فراز و نشیبهای زیادی هم داشت. دو دولت بارها یکدیگر را به حملههای سایبری متهم کردهاند. تغییر تمرکز اوباما از خاورمیانه به شرق آسیا و فرستادن تجهیزات نظامی به آن منطقه دولت چین را خشمگین کرده بود. چین هم در پاسخ، شروع به اشغال جزایر مرجانی دریایی چین جنوبی کرد که باعث شد در مواردی هواپیماها و ناوهای جنگی دو کشور در منطقه تا نزدیکی برخورد پیش بروند. طرح اوباما در شرق آسیا به گفته خیلیها چندان موفق نبوده است. اما از چین پرمناقشهتر، روابط روسیه و آمریکا بود. دو کشور در موراد بسیاری علیه یکدیگر موضعگیری کردند. پناه دادن به ادوارد اسنودن، ضمیمه کردن کریمه به خاک روسیه، شلیک به هواپیمایی مالزی در آسمان اوکراین و بمباران مخالفان دولت بشار اسد توسط روسیه از موارد محل مناقشه بودند.
آمریکا هم روسیه را از گروه هشت کشور ثروتمند اخراج کرد و اخیرا هم دولت اوباما روسیه را به دخالت در انتخابات آمریکا متهم کرده است.
اوباما در روزهای آخر دولتش، به مردم آمریکا بارها در مورد ترامپ هشدار داد و گفت که ترامپ و جمهوریخواهان درصدد از بین بردن میراث او هستند. اوباما همچنین خاطرنشان کرد که پاککردن میراث او کار آسانی نیست. او به طرح بیمه اشاره کرد که همیشه برای او نشان از این دارد که دولت او کاری ماندگار انجام داده است. اوباما در یکی از مصاحبههایش گفت که میراث او این است که او به دموکراسی و مردم در آمریکا باور داشت.
ترور و خشونت
حتی بین کسانی که به اوباما رای نداده بودند، خیلیها امیدوار بودند برآمدن او، هم نشانهای از کاهش شکاف نژادی در آمریکا باشد و هم به آن کمک کند؛ در جامعهای با خاطره تبعیض نژادی.
اوباما به عنوان نخستین رییسجمهور سیاهپوست آمریکا تصمیم داشت از مشکلات نژادپرستانه در آمریکا بکاهد. اما در دوران زمامداری او حملات مرگبار پلیس آمریکا به سیاهپوستان بارها اعتراضات گسترده سیاهپوستان این کشور را به همراه داشت.
نژادپرستی، یکی از پرمناقشهترین مسایل در مدت ریاستجمهوری او بود. اوباما با رای آمریکایی-آفریقاییها، آسیاییها و لاتینتبارها برنده انتخابات شده بود و با مسایل نژادی زیادی در این مدت روبهرو بوده است. او برای سالها از سوی ترامپ متهم شده بود که متولد آمریکا نیست. کشیشی که اوباما همیشه پیش او میرفت، سخنرانی نژادپرستانه کرده بود. اوباما در این رابطه یکی از مشهورترین سخنرانیهایش را ایراد کرد. اما ۹ سال بعد، نظرسنجیها نشان میداد که نارضایتی مردم از روابط نژادی افزایش پیدا کرده بود.
یکی از مهمترین حوادث زمان اوباما، مساله شهر فرگوسن و مرگ سایر سیاهان توسط پلیس بود. اوباما در همه این موارد از همدردی با سیاهان گفت و خاطر نشان کرد که همه این نمونهها نشان از یک مشکل ساختاری در جامعه آمریکا دارد. در سوی دیگر هنگامی که در دالاس، پنج پلیس توسط یک سیاهپوست به قتل رسیدند، اوباما با پلیس همدردی کرد. اما فرماندار تگزاس، اوباما را نقد کرد که به اندازه کافی اقدام نکرده است. از سوی دیگر منتقدان گفتند در زمان اوباما سیاهان از نظر اقتصادی شکست کامل خوردهاند.
یکی از وعدههای دولت اوباما بستن زندان گوانتانامو بود. اوباما ظرف هشت سال زمامداری خود موفق به اجرای این برنامه نشد. اما شمار زندانیان گوانتانامو در این مدت کاهش یافت و از ۲۴۲ زندانی به ۵۵ زندانی رسید. حال قرار است که ظرف روزهای آینده ۲۰ زندانی دیگر نیز آزاد شوند.
بیمهای برای ۲۰ میلیون نفر
اما در کنار واقعیتهایی که به نظر میرسد نتوانست کاری دربارهشان بکند، تلاش کرد واقعیتهای دیگری که ناخوشایندش بود را تغییر دهد. با آماری که دولت میدهد، با طرح بیمهاش که به بیمه اوباما معروف شد، ۲۰ میلیون نفر از آمریکاییها برای نخستینبار زیر پوشش بیمه رفتند. طرح بیمه اوباما در صدد این بود که همه شهروندان آمریکا را زیر پوشش بیمه قرار دهد اما منتقدان آن را یک حرکت سوسیالیستی نامیدند و بعد از هشت سال آن را شکست خورده میدانند. ترامپ در کمپینهایش همواره از برچیدن بیمه اوباما صحبت میکرد. از زمان تصویب قانون، جمهوریخواهان تا به حال ۶۰ بار طی قوانین مختلف سعی کردهاند آن را خنثی یا کماثر کنند. جدال حتی به دادگاه عالی هم کشیده شد.
اما با تمام انتقادها و برخی شکستها، بیمه اوباما موفقیتهای چشمگیری هم داشته است. به عنوان مثال تعداد افراد بدون پوشش بیمه از ۱۶ به ۹ درصد کاهش پیدا کرده و گزارش شده است که بیمه اوباما جان ۲۴ هزار نفر را نجات داده است؛ کسانی که توان پرداخت هزینههای درمان خود را نداشتند.
مساله اسلحه و تیراندازی در آمریکا، مانند بیمه اوباما دیگر مسالهای بود که با مخالفت سرسخت از جانب جمهوریخواهان روبهرو شد. اوباما بارها در سخنرانیهای عمومی مخالفت خودش را با وضع فعلی خرید و فروش سلاح در آمریکا اعلام کرده بود. اما این کنگره و دادگاه عالی بودند که اقدامی نمیکردند یا جلوی اقدامهای اوباما را میگرفتند.
موافقت با ازدواج همجنسگرایان
اوباما تنها رییسجمهوری بود که در زمان ریاستجمهوریاش از ازدواج همجنسگرایان حمایت کرد اما نظر او در این باره به تدریج شکل گرفت. او در ابتدا مخالف ازدواج همجنسگرایان بود اما به مرور نظرش تغییر کرد و در نهایت از ازدواج همجنسگرایان حمایت کرد. تغییرات آب و هوا و مسایل زیست محیطی از دیگر مسایل مهم اوباما بود. برخی از اقدامات او در این زمینه با شکست مواجه شد، به عنوان نمونه کمک مالی دولت به شرکتهای انرژی پاک، مانع ورشکستگی آنها نشد اما اوباما میلیونها هکتار پارک ملی در آمریکا ایجاد کرد و اکتشاف نفت در ۱۲۵ میلیون هکتار از قطب شمال را ممنوع کرد. اما سایر اقدامهای او مانند توافقنامه پاریس و برنامه انرژی پاک میتواند توسط ترامپ نادیده گرفته شود.
مساله سیستم قضایی و کیفری در آمریکا دیگر چالش اوباما بود. او بارها سعی کرد سیستم کیفری را بهبود ببخشد. او برنامه جامعی برای عفو جرمهای کوچک به راه انداخت که با مخالفتهای بسیار روبهرو شد و ترامپ یکی از مخالفان آن است. اوباما معتقد بود زندانهای آمریکا بسیار پرخرج هستند و باید تعداد زندانیها کاهش یابد. او تنها رییسجمهوری است که در دوران ریاستجمهوریاش از یک زندان بازدید کرده است. طرح اوباما برای بهبود مهاجران غیرقانونی آمریکا هم توفیق چندانی نیافت. اگر چه او قول داده بود که در سال نخست ریاستجمهوریاش طرح را اجرایی کند اما تمرکز او بر طرح بیمه عمومی، به اوباما اجازه اقدام در مورد مهاجرت را نداد بعدها که او اقداماتی انجام داد، توسط دادگاه عالی و جمهوریخواهان متوقف شد. باراک اوباما در یک سال آخر ریاستش، تحولاتی که در سیاست خارجی در پی آن بود، روی دور تند انداخت. از جمله بعد از نیم قرن خصومت به کوبا سفر کرد و گشایشی در روابط دو همسایه فراهم شد.
همینطور در آخرین روزهای دولتش رویه چندینساله دولت آمریکا را برای این یکبار کنار گذاشت و با وتو نکردن، راه داد که یک قطعنامه انتقاد از اسراییل در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود. در سالهایی که قدرت رقیب آمریکا، روسیه، بر نفوذش در اروپا افزود، دولت باراک اوباما قدمهای تاریخی دیگری هم برداشت. از توافق هستهای ایران در پی یک ماراتون دو ساله دیپلماتیک تا توافق زیستمحیطی پاریس هم از کامیابیهای دیپلماتیکش است. نمونهای برای آنچه باراک اوباما، به استفاده خیر از قدرت آمریکا تبلیغ میکرد.
سوپرمن ساکت نمینشیند
باراک اوباما امیدوار بود بتواند محبوبیتش را در انتخابات اخیر نقد کند، تمامعیار پشت نامزد حزبش هیلاری کلینتون ایستاد که هشت سال پیش رقیب درونحزبی خودش بود و چهار سال هم وزیرخارجهاش. اما نتیجه انتخابات و رای میلیونها آمریکایی، باب میلش پیش نرفت. حتی او هم با این محبوبیت نتوانست طلسم ۱۵۰ ساله را بشکند که یک رییسجمهور دموکرات، در انتخابات جای خود را به رییسجمهور دموکرات بعدی بدهد اما با همه کامیابیها و ناکامیهایش، هنوز میلیونها آمریکایی دیگر را به کشورشان امیدوار میکند. او در حالی اتاق بیضی (دفتر کارش) را ترک میکند که طبق نظرسنجیها، ۵۵ درصد مردم آمریکا عملکرد او را تایید میکنند. امتیاز نسبتا بالایی برای رییسجمهوری که شعارها و سیاستهایش، مخالفان سرسختی از جمله در کنگره آمریکا داشت و کسی هم که قرار است جای او را بگیرد، دونالد ترامپ، با شعاردادن علیه عملکرد او رای جمع کرد.
رونالد ریگان و بیل کلینتون، دو رییسجمهور دیگری که در زمان ترک کاخ سفید نمرهای بالاتر از امتیاز کنونی باراک اوباما در نظرسنجیها گرفتند تا سالها بعد از دورهشان همچنان محبوبیت بالایی در جامعه آمریکا داشته باشند. اوباما که حالا در زمان ترک کاخ سفید ۵۵ سالش است، دورهای طولانی برای بعد از ریاستجمهوری در پیش دارد و خودش هم بارها گفته است که شهروند ساکتی نخواهد بود.
در مجموع، کارنامه هشت ساله دولت دموکرات اوباما با همه ضعفها و قوتهایش بیستم ژانویه بسته شد و آیندگان در مورد اقدامهای وی قضاوت واقعبینانهتری را نسبت به امروز خواهند کرد. در حال حاضر حدود نیمی از مردم آمریکا از عملکرد اوباما رضایت دارند. بر اساس یکی از آخرین نظرسنجی که موسسه «گالوپ» در هفته منتهی به سیزدهم نوامبر ۲۰۱۶ (آبانماه امسال) در مورد محبوبیت شغلی و شخصی اوباما منتشر کرد، ۵۷ درصد مردم این کشور اوباما را دارای محبوبیت به عنوان رییسجمهور و ۶۲ درصد دارای محبوبیت شخصیتی دانستند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد