12 - 01 - 2017
چرا اینقدر دیر؟
دکتر صلاحالدین هرسنی*- از همان لحظاتی که خبر درگذشت آیتالله هاشمیرفسنجانی منتشر و رسانهای شد، واکنشهایی در قالب پیام تسلیت از همه گروهها و تشکلهای سیاسی به اعاظم سیاست و خانواده معزیالیه ارسال شد.
طبق سنت مالوف امروزی، بخش اعظم این پیامها از سوی شبکههای مجازی و سپس صدا و سیما منتشر شد. این پیامها همانگونه که از محتوای آن بر میآمد، نه تصنعی بلکه واقعی و از سر صدق و خلوص نیت و مقرون به واقعیت بود. مهمتر آنکه حضور خودجوش و هوشمندانه مردم از لحظه انتشار خبر تا تشییع و تدفین نشان داد که او به همراه تفکر و منش سیاسیاش چه جایگاه بزرگی در سپهر سیاست ایران دارد و تا چه میزان از مقبولیت و مشروعیت برخوردار است. نکته درخور توجهی که از دید همگان پنهان نبود، آن بود که جدای از دوستداران و موافقان منش سیاسی آیتالله هاشمی، جریانهای مخالف نیز فرصت یافتند مراتب ادای احترام و تسلیت خویش را بر بزرگان کشور و اهل بیت آن فقید ابراز دارند. باید گفت اگرچه ادای ارادت و ابراز تسلیت از سوی همه تشکلها، جریانهای سیاسی، کنشی مسوولانه، انسانی و اخلاقی بود، اما چرا این تکریمها و ستایشها بر سبیل ارادت هنگام حیات ایشان به ویژه این اواخر ابراز نشد و سوال بزرگ آنکه چرا اینقدر دیر؟ آن همه حملات و هجمههای دیروز با سوگواری و دلجویی امروز چه پیامی دارد؟ آیا این قسم از کنشها و رفتارها به معنای آن نیست که ما نتوانستهایم قدر بزرگان خود را هنگام حیاتشان پاس داریم؟ شاید مرگ غیرهنگام آیتالله که این اواخر آماج تیر ملامتها و حملات هدفمند از سوی مخالفانش بود، بتواند بر آن میراث مردهریگ که همان قدرنشناسی است پایان دهد و دیگر آن که احترام و بزرگداشت پس از مرگ او همانند میراث سترگش باعث شود تا ما از شمشیر نابخردانه هتاکی به جای نقد منصفانه در برابر سایر شایستگان و خادمان دلسوز ملت در سپهر عمومی سیاست ایران دست برداریم.
* مدرس علوم سیاسی
و روابط بینالملل
S.Harsani.k@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد