27 - 11 - 2022
چرا تعزیه در شمار میراث بشری است؟
سازمان جهانی فرهنگی، یونسکو، هنرها، مفاهیم، آثار و مقولاتی را که از یک اصالت و کهنگی برخوردار است، به عنوان میراث بشری معرفی میکند. در اصل وظیفه یونسکو، حفظ، احیا و اشاعه فرهنگهای اصیل بشری است. به همین دلیل این سازمان در اقصا نقاط جهان، ویژگیهای فرهنگی که حاصل تکامل تاریخ رنج بشر و دانش فرهنگی و ذوق و قریحه بشری است را ثبت و ضبط میکند. ایران نیز به دلیل اینکه قدمت و کهنگی تاریخی بالایی دارد، از این حیث صاحب منزلت و ارزش بسیار است و ما در سطوح مختلف برای بشریت، حرفهای زیادی برای گفتن داریم و بخشی از فرهنگ بشری، وامدار مشرق زمین و تمدن کهن ایران است.
وقتی از تمدن حرف میزنیم، از وجوه شهرنشینی و مدنیت سخن میگوییم و مدنیت هم بسته به فرهنگ است، فرهنگ نیز عبارت است از دریافت و معرفت شناختی بشر نسبت به جهان پیرامونی، دنیای درون و نسبت آن با عالم ماورا فرهنگ ایران از این منظر قابلیتهای نگفته و نهفته بسیار دارد. ما به لحاظ معماری، شعر و موسیقی سرآمد جهان هستیم و آثار فرهنگی ما در این صور، بیش از سایر گونهها واجد ارزش هستند. خصوصا در زمینه شعر که یکی از مولفههای فرهنگ ایرانی است ما به اندازه تمام دنیا، شاعر داریم که هر کدام قله مرتفعی هستند که حکمت، فلسفه، ذوق، قریحه و ادب را به نوعی در شعرهایشان ابراز کردند. اگر انگلیسیها به شکسپیر یا بن جانسون مینازند، هرکدام از شاعرهای ما یک دنیا هستند؛ فردوسی، حافظ، سعدی، خیام، نظامی، سنایی و…. به هر حال در مولفههای فرهنگی و هنری و ادبی بسیار سرآمد هستیم. وظیفه یونسکو هم این است که این نکات برجسته را که به میراث بشر تعلق دارد، ثبت کند.
تعزیه یکی از این مفاهیمی است که دو سال پیش به عنوان میراث بشری شناخته و توسط یونسکو ثبت شد. حالا این تعزیه چه ویژگیهایی دارد؛ نخست اینکه تعزیه برآمده از فرهنگ ایران باستان است. نخستین منبع تاریخی تعزیه به ایادکار زرایران در دوران اشکانی بازمیگردد که نخستین سوگ چامه حماسی بشری است. بعدی آیین سیاوش است. گریستن مغان بر سیاوش، نگارهای است که در پنجکند (پنجکنت) سمرقند هنوز موجود است. ما سووشون را داریم که در واقع نامش همان سوگ و شیون است. اینها پیشینههایی است که از آیین سوگ در ایران داریم. با ورود اسلام به ایران، این آیینها با فرهنگ اسلامی آمیخته میشود و در مکتب شیعی ادامه پیدا میکند. ایرانیها به دلیل پشتوانه مذهبیای که پیش از اسلام داشتند و تشرفشان به دین اسلام، از دل این عزاداریها و سوگداشتهایی که ریشه در باستان داشته، آن را با مفاهیم اسلامی درمیآمیزند. نخستین کسانی که این کار را کردند، آل بویه بودند که در بغداد مراسم سوگ شهدای کربلا را به جا آوردند و به رسم ایرانی برای شیعیان عزاداری میکنند. در دوره سربهداران خراسان نیز شاهد فعالیتهای مذهبی شیعه هستیم. این فعالیتها در دوره صفویه، نزج میگیرد و بلافاصله در دوره زندیه و قاجاریه به شکوفایی میرسد و اوجش نیز در دوره قاجاریه و به ویژه دوره ۵۰ ساله حکومت ناصرالدین شاه است که تماشاخانهای به نام تکیه دولت ساخته میشود و از پی آن تکایای زیادی در تهران و شهرستانها میسازند که البته در دوره پهلوی اول، اجرای تعزیه قدغن میشود. پس یکی از دلایل ثبت تعزیه به عنوان میراث بشری، ریشهدار بودن آن هم در ایران باستان و هم ایران پس از اسلام است. اما نکته دومی که وجود دارد، این است که این تعزیه مربوط به جهان اسلام نیست که اگر بود باید در شبهجزیره عربستان نیز شاهدش میبودیم. این نمایشی ایرانی- اسلامی است و یگانه نمایش جهان اسلام نیز به شمار میرود. ویژگی دیگر تعزیه، به زبان شعر بودن آن است و این یک امتیاز ویژه است. به علاوه به زبان موسیقایی نیز هست و هنرمندان بازیگر در ردیفهای موسیقی ایرانی آواز میخوانند. همچنین این گونه نمایشی، از فضاسازی هنرهای تجسمی ایران، مثلا میدان داری بهره میگیرد که برای پردازش آن از شاهنامه فردوسی الهام گرفته شده است اما نکته دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، تجلی بومی تعزیه در اقلیمهای مختلف است. چنان که تعزیه در مازندران و البرز، تهران، کاشان، قزوین، تفرش، اصفهان، کرانههای خلیج فارس و… تفاوت دارند. هرچند در ماهیت یکی هستند ولی تفاوتی در شکل و اجرا دارند.
جالب است که بدانید تعزیه فقط به واقعه کربلا اختصاص ندارد بلکه داستان پیامبران ادیان ابراهیمی پیش از اسلام، شخصیتهای عرفانی چون حلاج و مسایل تاریخی را هم در برمیگیرد. مثل داستان زوار مشهد و مالیات گرفتن معین البکا. بعدا یک گونه جدید به نام تعزیه شادیآور نیز اضافه شد مثل شرط بستن دیو. تعزیه تمامی ساحات، عرصات، خلقیات و روحیات ایرانی را به نوعی در بر گرفته است. این هنر؛ هنری فراگیر، عامل و زنده است و هنوز هم تداوم دارد. این تداوم باوجود همه گرفتو گیرهایی است که سر راه تعزیه قرار داشته است اما همچنان در ایام محرم و صفر اجرا میشود.
درباره این هنر میتوان گفت که ۱۱۰۰ نسخه از نسخههای تعزیه در موزه واتیکان موجود است و مستشرقین و پژوهشگران فرنگی در دوره قاجار کمابیش بخشی از پژوهشهای خود را به تعزیه پرداختهاند که این اهمیت و منزلت تعزیه را میرساند.
اما به عنوان حرف آخر باوجود اینکه این اثر به عنوان میراث بشری پذیرفته شده، باید از خود سوال کنیم که طی این سالها برای این هنر چه کردیم؟ حتی یک تکیه نساختهایم. در واقع هنر تعزیه، هنری مردمی است و از دل مردم برآمده است و اتفاقا همین مردم هم از آن نگهداری میکنند. به اعتقاد من باید از اینگونه نمایش ایرانی حمایت کرد و قدر دانست و منزلت نهاد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد