16 - 01 - 2018
چشم بازماندگان به در خیره ماند
فاطمه بیکپور- کشتی سانچی که شامل ۳۲ دریانورد و خدمه بوده و میعانات گازی با خود حمل میکرد، چند روز پیش دچار آتشسوزی شد و پس از حدود ۱۰ روز کش و قوس و آتشسوزی و انفجارهای پیدرپی، در دریایی دور از وطن غرق شد و همه سرنشینان آن کشته شدند. صبح دیروز شانگهای اعلام کرده همه خدمه کشتی همان روز نخست کشته شدهاند. شائبههای زیادی در خصوص وضعیت نجات این نفتکش از ابتدا تاکنون مطرح شده است اما مهمترین پرسش فعلی این است که آیا دولتهای چین و ایران از ابتدا میدانستند همه خدمه نفتکش کشته شدهاند و امیدواری بیهوده به چشمانتظاران و خانوادهها و عزیزانشان دادند یا واقعا نمیدانستند چه وضعیت و شرایطی حاکم است و تا لحظه آخر امیدوار ماندند و سپس اعلام کردند؟ امری که در مورد فاجعه پلاسکو و منا در مکه نیز رخ داد و پس از چندین روز ذرهذره اخبار کشتهشدگان را اعلام و زجر بازماندگان را بیشتر میکردند. در این زمینه حسن موسویچلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به اسکاننیوز عنوان میکند: «یک حادثه دریایی رخ داد و هیچ اطلاعات دقیقی در خصوص وضعیت آن وجود ندارد. در مورد کشته شدن این خدمه عزیز و افرادی که در حوادث مشابه چنین اتفاقی برایشان رخ میدهد، این تدبیر لازم است که به یکباره خبر کشته شدن سرنشینان آن اعلام نشود. خود چین هم تا امروز خبر مطمئنی در مورد زنده بودن یا نبودن خدمه ایرانی اعلام نکرد. در واقع زمانی که با قطعیت خبر کشته شدن اعلام نمیشود، نمیتوان خبری را با قطعیت عنوان کرد. منطق برخورد با این اتفاقات به این صورت است.»
چرا ربیعی حالا میگوید همه خدمه همان روز نخست کشته شدهاند
اما ربیعی ظهر دیروز در مصاحبهای اعلام کرده چینیها از ابتدا گفتند کسی زنده نمانده است! اینجا باید پرسید چرا اگر از ابتدا میدانستند به خانوادهها چیزی اعلام نکردند و آنها را در امیدواری زجردهنده و کاذب نگه داشتند؟! چرا چین اگر از ابتدا این موضوع را اطلاعرسانی کرده تازه رسانههای ما امروز به صورت رسمی از شانگهای خبر میدهند؟ دقیقا چه هدفی از این مساله مد نظر بوده است؟
این آسیبشناس در ادامه میگوید: منطقی آن است که همه تمهیدات لازم را بیندیشند بعد خبر اعلام کشته شدن را بدهند. آنها تا لحظه آخر امیدوار بودند کسی زنده مانده باشد. شاید اگر ما هم جای آنها بودیم، همین کار را میکردیم. به نظرم این روش شیوه معمولی است که اتخاذ کردهاند. او معتقد است: هدف مسوولان این نبوده که امیدواری اولیه بدهند و سپس خبر اصلی را بگویند چون هیچ چیز در مورد میزان آن سانحه و شرایط آن نمیدانستند. در حالی که خانوادهها از انتقال احتمالی خدمه نفتکش به نقاط امن در فیلمهای بازنشر شده صحبت میکردند اما موسویچلک معتقد است با احتمالات نمیشود خبر قطعی کشته شدن را اعلام کرد. او تاکید میکند: حتی زمانی که خبر قطعی در خصوص کشته شدن سرنشینان کشتی در چنین سوانحی را میدانند نیز با تمهیدات لازم باید خبر را اعلام کنند و نه به یکباره و شفاف و عریان. منطق مدیریت بحران، چنین رفتاری را ایجاب میکند. از سویی دیگر بسیاری از مردم و خانوادههای کشتهشدگان کشتی سانچی معتقدند چینیها در زمینه امدادرسانی به خدمه کشتی کوتاهی و کمکاری کردند و به موقع و درست با دولت ایران همکاری نکردند. اما موسویچلک میگوید: اگر برای کشور ما هم چنین اتفاقی رخ میداد، همین رفتار و عملکرد را در پیش میگرفتیم. سانحه در کشور دیگری رخ داده بود و آنها سازوکارهای خودشان را دارند و همینطور نمیشد به سرعت اجازه ورود به ارتش ما را بدهند. برای ما هم پیش میآمد، ابتدا خودمان بحران را جمع و جور میکردیم، سپس اگر نیاز بود از خود آن کشور کمک میگرفتیم. اما گفتههای موسویچلک پیش از اظهارات ربیعی بوده و حرفهای ربیعی در خصوص اطلاع داشتن از کشته شدن خدمه از همان روز نخست نشان میدهد همه چیز را با قطعیت میدانستند و به عمد به خانوادهها و رسانهها به موقع اعلام نکردهاند.
اگر قایقها سالم میماندند خدمه میتوانستند نجات پیدا کنند
یک دریانورد نیز در خصوص وضعیت فنی این نفتکش و اینکه آیا راه نجاتی برای سرنشینان کشتی وجود داشته یا خیر میگوید: کشتیها یا باید قایق نجات در عقب داشته باشند که گنجایش همه سرنشینان را داشته باشد یا یک قایق نجات در هر طرف که هر کدام گنجایش همه سرنشینان و خدمه را داشته باشد. تصاویری که روز نخست از نفتکش سانچی منتشر شد، نشان میدهد یکی از قایقها نیست. شواهد اولیه حاکی از آن بود که آن قایق با جرثقیل به پایین برده شده است اما از دور و صرفا از روی تصاویر نمیتوان در مورد اتفاقی که برای قایقهای نجات رخ داده مطمئن شد. او ادامه میدهد: قایقها آذوقه و آب برای چندین روز دارند. بنزین هم برای چند ساعت در آن موجود است که بتوانند به حد کافی از کشتی دور شوند. همچنین به سیستمهایی متصل هستند که بتوانند به ماهواره سیگنال بفرستند. با توجه به فاصلهای که این نفتکش از ساحل داشته، بعید نبود بتوانند زود سرنشینان را پیدا کنند، ممکن بود یکی دو روز طول بکشد اما هیچ سیگنالی هم دریافت نشد. بر این اساس میتوان این احتمال را داد که قایق پایین آمده و به داخل آب انداخته شده ولی نتوانسته به سرعت خودش را از کشتی و حرارت بالای آن دور کند و با همان انفجارهای اولیه غافلگیر شده است.
امید به زنده بودن خدمه پس از ۱۰ روز اظهار نظر بسیار عجیبی بود
این دریانورد تاکید میکند: اینکه افراد خدمه داخل کشتی مانده باشند و در این ۱۰ روز زنده مانده باشند، بسیار ادعای عجیب و غریبی بود و در عجبم چرا افراد مطلع فنی از همان ابتدا این را مطرح نکردند و در رسانهها امیدواری بیهوده تزریق کردند؟! خوب است که فرد امیدوار باشد زمانی که پای جان آدمیزاد در میان است، تا لحظه آخر که کشتی روی آب است و اجساد پیدا نشده و کشتی تسلیم نشده، میتوان امیدوار بود که خبری جدید از وضعیت آتشسوزی نفتکش بیاید ولی امید به زنده بودن پس از روزها، اغراق محض بود. او تصریح میکند: سرمهندس آن کشتی از دوستانم بود. وقتی خبر و وضعیت همسرش را دیدم آنقدر حالم بد بود که دیگر توان پیگیری اخبارش را نداشتم. با این امیدواریهای کاذب و بیهوده و شلکن سفتکنها ببینید چه بلایی بر سر خانوادهها آوردند.
چین بهتر از این نمیتوانست اقدام کند
این دریانورد در خصوص اینکه آیا معتقد است چین در امدادرسانی و خاموش کردن آتش نفتکش تعلل و کمکاری کرده میگوید: اینکه برخیها معتقدند چین بازی درآورده، به نظرم اظهار نظر فنی در این زمینه نیست. هنوز در جریان جزییات این حادثه نیستم اما بر اساس شغل فعلیام که ارزیابی خسارات دریایی است و حوادث بسیاری میبینم، بعید میدانم چین بهتر از این میتوانست عمل کند. او خاطرنشان میکند: این صحبتی که درباره منفعت چین از خاموش شدن آتش به خاطر آلوده شدن محیط زیستش مطرح میکنند، نمیتواند چندان صحت داشته باشد زیرا بار آن نفتکش میعانات گازی بوده و فرار است و سریع در هوا بخار میشود، در نتیجه آب را آلوده نمیکند. در واقع آلودگی محیطزیست آن کشتی، توسط یکی از بهترینهای دنیا تحت پوشش بوده که به آن
p and I club میگویند و در همه دنیا مرسوم است و در همه حوادث فورا حاضر میشود و نقشآفرینی میکند. این کارشناس همچنین حضور کارشناسهای خودمان و ارتش و تکاوران ما داخل کشتی را شوی رسانهای میداند. او میگوید: نمیدانم ضوابط چین چقدر اجازه حضور نیروهای ایرانی به داخل کشتی را میداده است اما همینp and I clubها که ماهیت بینالمللی دارند، شریک تجاری مالک کشتی محسوب میشوند و در خصوص خاموش کردن آتش مشارکت میکنند.
نقطه امن در کشتی وجود ندارد، فقط موتورخانه برای چند ساعت ضدحریق است
این ارزیاب خسارتهای کشتی هنگام حوادث در خصوص اینکه آیا فضای امنی برای پناه گرفتن خدمه در کشتی وجود دارد که بتوانند هنگام آتشسوزی در آنجا پنهان شوند و سپس از آنجا به دریا دسترسی داشته باشند، بیان میکند: جایی به نام نقطه امن در کشتی وجود ندارد. فقط در ساختمان کشتی، دیوارهایی هست که به آن bulkhead میگویند. در آنها درهایی وجود دارد که ضدحریق هستند آن هم منوط به اینکه همه درها بسته باشند تا حرارتی به داخل نیاید. در واقع تمام محوطه موتورخانه کشتی این گونه است. اما ضدحریق هم به آن معنا نیست که بیرون از آنجا جهنم آتش باشد و داخل آن بتوان راحت پناه گرفت. هر کدام از اینها میزان مقاومتی در برابر آتش دارند. مثلا مشخص است که در فلان میزان حرارت، چقدر دیواره دوام میآورد. هیچ یک از این مقاومتها مثلا یک هفته نیست. نهایتا یک روز دوام میآورد. ضمن اینکه در این یک روز هم باید از روزنهای هوا بیاید تا بتوان نفس کشید. چیزی که در تصاویر منتشره موجود است، چنین روزنهای وجود ندارد. او با تجربه چندین ساله دریانوردی و اقیانوسپیمایی و سپس بازرس کشتی و ارزیاب خسارات کشتی بودن عنوان میکند: این نکته هیچ گاه از سوی خدمه کشتیها رعایت نمیشده است.
نکته عجیب اینجاست که چرا یک کارشناس فنی در امور کشتیبانی یا دریانورد ظرف این ۱۰ روز اطلاعات فنی اینچنینی را به خانوادهها نداده تا کسی بیهوده امیدوار نماند و دقیقا مطلع شود چه اتفاقاتی رخ داده است. این ارزیاب خسارات دریایی در ادامه عنوان میکند: یک کشتی دیگر در همان حوالی بوده که آن را برای بررسی وضعیت نفتکش آتشگرفته میفرستند اما حرارت به حدی بالا بوده که کشتی نتوانسته به آنجا نزدیک شود و اطلاعاتی کسب کند.
پیامهای دروغ به همکاران مبنی بر سلامت خدمه رد و بدل میشد
این دریانورد عنوان میکند: پیامهای امیدوارکننده دروغ بود که برخی از نفتیها در بدنه شرکت منتشر میکردند. دائم میگفتند آنها نجات پیدا کردهاند، حالشان خوب است اما هیچ سیگنال ماهوارهای و پیغامی از سوی آنها دریافت نمیشد. این ارزیاب خسارات تاکید میکند: کسانی که سعی میکنند بارقههای امید را زنده نگه دارند را درک میکنم اما در این میان برخیها دروغهای شاخدار میگفتند و نمیدانم چرا برخی از فنیها باور میکردند! دائم از این پیامها بود که بین همکاران رد و بدل میشد مبنی بر اینکه فلانی به همسرش ایمیل زده! فلانی به مادرش خبر داده. فلانی حالش خوب است. نمیخواهم مستقیما کسی را هدف قرار دهم و بگویم با قصد و غرض این اتفاقات رخ میداد اما چنین پیغامهای دروغی مبنی بر در سلامت بودن خدمه نفتکش، نمیتواند به اشتباه منتشر شود.
او تاکید میکند: با تجربهای که در این زمینه دارم، برایم مثل روز روشن بود که چنانچه خدمه نجات پیدا کرده باشند، باید بیرون از کشتی باشند و در قایقهای نجات قرار گرفته باشند زیرا نمیتوانستند داخل آب هم بپرند. آب آن منطقه بسیار سرد است و فرد بیش از چند ساعت دوام نمیآورد. این دریانورد معتقد است نفتکش، ناوگان بسیار امن و کمخسارتی است. در چنین ناوگانی مطلقا چنین سابقهای قبلا وجود نداشته و در واقع تلفات و خسارات این نفتکش بیسابقه بوده است. با وجود تفاوتهای آشکار بین فاجعه پلاسکو و سانحه نفتکش سانچی ظرف روزهای اخیر به شدت این دو موضوع با هم مقایسه میشدند. در خصوص پلاسکو اطلاعرسانی گسترده با وجود محدودیتهای عمیق شهردار سابق انجام شد چون در دسترس بود و خبرنگاران زیادی میتوانستند از زوایای متفاوت و متعدد در خصوص آن بنویسند اما سانحه نفتکش سانچی بسیار دور از دسترس خبرنگاران وسط اقیانوس بود و کمک و اطلاعرسانی دشوار. در پلاسکو به خانوادهها و وضعیت و حقوق آنها رسیدگی نشد ولی مردم برای شهدای آتشنشان سنگتمام گذاشتند. در این سانحه نیز که ۳۲ عزیز را از دست دادهایم، لازم است مردم همانگونه کنار بازماندگان و خانوادههایشان بایستند که در پلاسکو حضور داشتند. باید درخور شأن و مقام و زحماتشان برایشان مراسم یادبود برگزار شود و تسلی بیشتری بر دل خانوادههای داغدیدهای باشیم که حتی پیکری از عزیزان خود ندارند تا جانشان آرام گیرد. همچنین دولت باید رسیدگی ویژهای علاوه بر بررسی عواملی که منجر به وقوع چنین اتفاق مهیبی شد، داشته باشد و هرگونه حمایت خود را از خانوادهها و بازماندگان داشته باشد. در موضوع پلاسکو نهادهای مقصر تاکنون اقدامی برای خانوادهها انجام ندادهاند. باشد که بازماندگان حادثه نفتکش سانچی بیش از این آسیب نبینند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد