8 - 01 - 2024
چند نکته درباره انفجارهای کرمان
دکتر صلاحالدین هرسنی*
بعدازظهر روز چهارشنبه ۱۳ دی، همزمان با برگزار شدن مراسم چهارمین سال شهادت سردار قاسم سلیمانی فرمانده پیشین سپاه قدس، دو انفجار تروریستی در محل گلزار شهدای شهر کرمان موجب شهادت جمعی از هموطنان کرمانی شد.
گروه داعش روز پنجشنبه پس از گذشت بیش از ۲۴ ساعت مسوولیت این انفجارها را برعهده گرفت. چند نکته درباره انفجارهای تروریستی کرمان درخور تامل است و آن اینکه:
۱- اقدام کور، مذبوحانه و بُزدلانه گروه تروریستی داعش که منجر به شهادت مظلومانه و بیدفاع برخی از هموطنان در کرمان شده، قویا محکوم و راقم این سطور شهادت این هموطنان عزیز را به خانوادههای بزرگوارشان و مردم داغدار ایران تسلیت میگوید.
۲- با توجه به عهده گرفتن مسوولیت این انفجارها از سوی داعش، این نکته برای دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی باید حائزاهمیت باشد که حیات و فعالیت گروه داعش برخلاف آنچه که گفته میشود، به پایان نرسیده و با توجه به شیوههای تاکتیک نامتقارن این گروه ممکن است عملیاتهای دیگری از سوی این گروه تروریستی انجام شود، زیرا داعش سابقه اجرای عملیات تروریستی در ایران به ویژه در مجلس و صحن حرم امام راحل را در کارنامه خود دارد.
۳- تقویت این انگاره که کشور ما در قیاس با همسایگان به لحاظ امنیت«جزیره ثبات» است، با واقعیتها منطبق نیست و انفجارهای تروریستی کرمان نیز نشان داده که هنوز کشور ما با انگاره «جزیره ثبات» فاصله دارد و در انگارهای از جامعه ناامن و پرآشوب به سر میبرد. حوادثی از این دست را باید مولود و نتیجه ضعف دستگاه اطلاعاتی و ایجاد حفرهها و خلاءهای امنیتی دانست. البته وجود خلاءها و حفرههای امنیتی نه عامدانه، بلکه بیشتر به جهت همزمانی و کثرت مسوولیتهای اطلاعاتی در واپایش اطلاعات در حوزه امنیت و اطلاعات است. به ویژه کشور ما در روزگاران اخیر و مشخصا از فاصله سالهای ۱۳۹۶ تاکنون و در خیزش مهسا دارای سندروم و نشانگانی از بحران و مستعد بروز ناآرامیهای متعدد بوده که این ناآرامیها موجب افزایش تراکم مسوولیتهای امنیتی-اطلاعاتی دستگاه امنیتی شده و با ایجاد حفرهها و خلاءهای امنیتی فرصت را به گروههای تروریستی برای اقدامات مخرب و مرگبار داده است، لذا در شرایطی که مسوولیتهای مرتبط با حوزههای اطلاعاتی بر هم متراکم و بار شوند، طبیعی است که حوزههای دیگر مرتبط با مسوولیتهای امنیتی و اطلاعاتی، مسامحا مورد غفلت قرار گیرد و لاجرم همین همزمانی و کثرت مسوولیتهای اطلاعاتی میتواند همانند پاشنهآشیل و یا چشم اسفندیار عمل کند.
۴- تا قبل از برعهده گرفتن مسوولیتها انفجارهای کرمان از سوی داعش، برخی گمانهها اینگونه قوت گرفته بود که شاید انفجارهای کرمان حاصل عملیات ایذایی اسرائیل آن هم با هدف پاسخ به حمایتهای ایران از حماس در حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل باشد. این گمانه بدان جهت قوت گرفته بود که چون ایران از حماس و سایر گروههای نیابتی در جنگ با اسرائیل حمایت کرده، لاجرم باید حادثه کرمان نیز به دنبال هک بنزینی اخیر و شهادت سردار «سید رضی رضوی» ساخته و پرداخته اسرائیل و اقدام کور دیگری در پرتو «جنگ سایهها» باشد، اما برخلاف آن گمانه، این داعش بود که براساس اصل غافلگیری چنین عملیات کوری را در دستور کار قرار داد و با پذیرفتن مسوولیت انفجارهای کرمان به آن گمانهها پایان داد. در این میان نکته آن است که این اقدام کور چه از طرف داعش و اگر هم از طرف اسرائیل بوده باشد، نمیتواند نشانه و خبر خوبی برای دستگاههای اطلاعاتی- امنیتی باشد. این وضعیت نشان میدهد که با توجه به توانایی و ظرفیتها و سطح ادعاهایمان چه در جنگ روی زمین و چه در جنگ روایتها در قبال داعش و اسرائیل ضعیف عمل کردهایم. این عملکرد ضعیف در شرایطی است که کشور ما با داشتن مراکز متعدد و چندگانه دستگاههای امنیتی- اطلاعاتی یکی از پیشرفتهترین دستگاه اطلاعاتی- امنیتی نه در آسیا و خاورمیانه بلکه در جهان است.
۵- اگرچه عمل مذبوحانه داعش و محتملا اسرائیل نیازمند واکنش و پاسخ متناسبی باید از سوی ایران باشد، اما در شرایط حاضر و با توجه به نیابت واشنگتن و تلآویو در وارد کردن پای ایران به جنگ اسرائیل با حماس و با توجه به رفتارهای ایذایی مجموعههای عربی، بهتر است مقامات تصمیمساز و تصمیمگیر کشورمان با اتخاذ صبر استراتژیک و خویشتنداری، چنین پاسخی را در زمان بهتر و بزنگاه مناسبی دیگری دهند. در واقع ایران نباید در زمینی بازی کند که واشنگتن و تلآویو آن را آماده کردهاند. بازی در چنین زمینی برای ایران به مثابه دامی است که بیرون آمدن از آن به غایت دشوار است. ضمن آنکه تهران باید در اقدام و پاسخ متناسب و انتقام سخت آنقدر حسابشده، منطقی، عقلایی و دقیق عمل کند که حواشی حمله به پایگاه عینالاسد آمریکا در عراق برای او تکرار نشود.
۶- مهمتر از همه آن که نگاه به امنیت به ویژه امنیت در حوزه ملی متضمن عبور از نگاه انتزاعی از امنیت به نگاه واقعی از امنیت است. واقعیت آن است که نگاه غالب تصمیمسازان و تصمیمگیران کشورمان در قبال امنیت بیشتر انتزاعی و غیرواقعی بوده و به مجموعهای از اشعار و بیانیه محدود و منحصر شده است.
واقعیت آن است که با توجه به اتفاقاتی که از دی ماه ۱۳۹۶ تاکنون در کشور رقم خورده، ما شاهد نوعی واگرایی میان حاکمیت و مردم بودهایم. نیل به امنیت ملی در گروه ترمیم آن شکافها و همگرایی است و این همگرایی هنگامی رقم خواهد خورد که حاکمیت بخواهد در راستای منطق واقعگرایی، با تجدیدنظر در سیاستها و پاسخگویی به مطالبات در کنار مردم به امنیت ملی و در نتیجه به منافع ملی دست یابد.
* کارشناس و تحلیلگر ارشد
مسائل سیاسی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد