15 - 02 - 2025
چوب یا سیمان؛ مساله این است
علی کیافر *
آتشسوزیهای اخیر در چند منطقه شهر لسآنجلس و تبعات مهیب و خسارات بسیار گسترده در چندین منطقه آن، گفتمان انتخاب و به کارگیری مواد ساختمانی (به پیروی از پیشنهاد داریوش آشوری زبانشناس برجسته، سازمایه، بهجای مصالح) در کالیفرنیا را موردنظر قرار داده است. در این ایالت پر آتش و زلزلهخیز به غیر از تعداد بسیار محدودی، برای تمام ساختمانهای مسکونی و غیرمسکونی تا چهار حتی پنج طبقه کلا از چوب استفاده میشود و برای سازه آنها در موارد خیلی کمی از آهن و فولاد. تغییر مقررات ساختمانی در پسامد آتشسوزیهای اکنون ضرورت پیدا کرده است و در راستای آن و چالش انتخاب مواد ساختمانی مناسب. در این نوشته من تلاش میکنم جنبههای مختلف این دو مورد را مورد بررسی قرار بدهم.
در دیدار سر محل یا از طریق فیلمهای با جزئیات بالا از یک یا دو منطقه از 9محله سوخته در آتشسوزیهای مهیب شهر لسآنجلس خسارات و تخریبها باور نکردنی نخواهد بود. به طور مشخص، در منطقه کنار اقیانوس آرام در هر دو سوی جاده معروف ساحلی PCH
(Pacific Coast Highwayا) که برای قیاس، مشابه جاده کناره خزر در اطراف نوشهر در ایران است آنچنان که من از آن سالهای جوانی به یاد دارم آتش بدون رحم کردن هرچه سر راهش بوده را سوزانده و اکثرا خاکستر کرده است؛ تمام تیرهای برق و ترانسفورمرها سوختهاند. بسیاری از خانههای روی تپهها به همچنین. در مناطق میان شهری و کنار شهری دور از اقیانوس آرام هم همین تصویر هولناک در روبهروی چشمان قرار دارند.
تعداد و گستره خسارات وارده به ساختمانها به آن میزان زیادند که با خوشبینانهترین تخمینها بازسازی هر محله و منطقه چندین سال شاید 10سالی طول بکشد. آماری که براساس اطلاعات قابل اطمینان به دست آمده تاکید بر این دارد که بیش از ۷۰درصد آوارهشدگان خانههای خود را باز نخواهند ساخت. یک دلیل عمده آن در معرض آتش بودن این مناطق در سالهای بعد و بعدی است. واقعیت دیگر هزینه بازسازی است که عمدتا به خاطر مقررات ساختمانی موجود نیازهای متفاوت از قبل برای طراحی و ساخت را مطرح میکنند.
برای پیشگیری یا دستکم مقابله با آتشسوزیهای بعدی چه امسال، چه در آینده نهچندان دور که در هر حال بسیار محتمل است اگر غیرقابل انکار نباشند برنامهریزی و اقدامات گوناگون ضروری و حیاتی هستند. بر این پایه مطالعه اساسی و تغییر کدهای ساختمانی از اولویت خاص برخوردار است. به نظر من و چندین دوست معمار صاحبنظر که در زمینه طرح و ساخت خانهها و ساختمانهای کمارتفاع
(زیر چهار طبقه) پر تجربه و آگاه هستند، یک روش چاره قابل اجرا این است که به کار بردن چوب و فولاد در ساختمانها در جنوب کالیفرنیا ممنوع شود و ساختمانها از بتن مسلح ساخته شوند. یک امتیاز بتن، علاوه بر مقاومت در مقابل آتش، این است که در دوران اخیر نوآوریهای زیادی در به کاربرد مقاطع ظریفتر با مقاومتهای بیشتر در بتن حاصل شده است. امید من و طرفداران جلوگیری از مصرف چوب در ساختمانسازی این است است که اگر چنین مقررات ساختمانی و کدهایی قانونی شوند و از چوب و فولاد اجازه استفاده در ساختمانسازی داده نشود، دیگر خطری جدی متوجه اکثریت ساختمانهای آینده نمیشود.
در مقابل چنین نظرات که منطقی به نظر میآیند حقیقتهای دیگری نیز قرار دارند. به طور مثال گران شدن هزینه ساخت به علت کمبود نیروی ماهر و باتجربه که بتواند به همان تبحر و کارایی ساخت بناهای چوبی، از بتن نیز استفاده کند. سنگینی ساختمانهای بتنی در مقابل سبکی بسیار سازههای چوبی امتیاز استفاده از بتن را کم میکند.
باید گفت که انتظار میرود با معمول شدن کاربرد بتن در سطح وسیع و با کارآمدی بیشتر کارگران، هزینههای ساختمان پایینتر خواهد آمد. به کارگیری قطعات پیش ساخته بتنی هم کمک زیادی به کم کردن هزینه خواهد کرد. در ضمن اگر هزینههای جایگزینی ساختمانهای از بین رفته با اضافه هزینه ساخت با بتن در ابتدای امر مقایسه شود ناچیز بودن اضافه هزینه ساختمان بتنی مشخص میشود.
همانطور که من در مقالههای اخیر درباره آتشسوزیهای لسآنجلس و خسارات آنها نوشتهام، هزینههای ناشی از آتشسوزیهای اخیر متجاوز از 300میلیارد دلار است، جدا از اینکه که خسارتهای جانی و روانی غیرقابل جایگزینی هم به همراه داشته است. از این رو تغییر مقررات (کدهای) ساختمانی و ممنوع شدن سازههای چوبی و فولادی دستکم در مناطق کوهستانی که بخش عمدهای از کالیفرنیا را شامل میشوند قابل توجیه است. در عین حال باید پذیرفت که زمان میبرد تا تفکر طرح و ساخت سازههایی که پیش از این با چوب و فولاد ساخته میشدند، با سیمان و بتن جا بیفتد و تعداد کارگر ماهر قالب بند و بتن ریز افزایش پیدا کند. هزینه اضافی ساختمان بتنی را به هیچوجه نمیتوان با خسارات جانی و مالی ناشی از سوختن بناهای چوبی و فولادی مقایسه کرد.
زاویه دیگر برخورد به این مقوله موضوع زلزله در كاليفرنياست که امری بسیار محتمل و تقریبا دائمی است.
بحران زلزلهخیزی و وقوع زلزله که با بهرهگیری از یک ضربالمثل قدیمی ما ایرانیها که میگوید «دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد»، امری جدی و ملموس است. اهالی نقاط مختلف کالیفرنیا تقریبا به طور مرتب اثرات رخ دادن زلزله را تجربه ميكنند. متاسفانه همه محافل علمی نگران زلزله بسیار بزرگ در منطقه لسآنجلس هم هستند. تغییرات کدهای ساختمانی این فرصت را پیش میآورد که در ساختوسازهای جدید که جایگزین ساختمانهای قدیمی سوخته خواهند شد، مقاومت بیشتری در برابر زلزله در نظر گرفته شود.
در مورد مقاوم بودن ساختمانهاى بتنى، فلزى و با چوبى در برابر آتشسوزى يا زلزله باید توجه کرد هر يك راهها و شيوهها مخصوص خود را دارند.
معمولا در آزمايشگاهاى رشته مهندسى مكانيك با وسايل ويژه ميتوان این مقاومتها را در نمونههای گوناگون سنجيد و كشش و خمش هر يك از این مادهها را محاسبه كرد. از سوی دیگر در دو دهه اخیر واکنش درباره واقعیات تغيیرات آب و هوایی، گرمايش زمين، و ایدههای مورد توجه و ارزشمندی چون معمارى پايدار و معماری تجديدپذير باعث شده که در بسیاری از تفکرات معماری استفاده مناسب از چوب مورد توجه قرار گیرد.
تاکنون بسیاری از ساختمانهای بلند مرتبه (آسمانخراش) چوبى، حتی تا ٥٠ يا ٦٠ طبقه در کشورهایی مانند كانادا، ژاپن و استراليا ساخته شدهاند. پرسش منطقی در مقابل این روند این است: رایج شدن ساخت برجها و ساختمانهای بلندمرتبه، بهویژه اگر به تولید انبوه برسد تا چه میزان بهره یا زیان برای زیست محیط، به ویژه از بین رفتن جنگلها بهخاطر استفاده از چوب درختان خواهد داشت. پاسخ ساده این است: بر اثر به کار بردن چوب در انبوهسازی آسمانخراشها، جنگلها نابود خواهند شد.
در تقابل با این پیشبینی باید گفت در کشورهایی مانند كانادا و چندين ايالت در آمريكا در مدیریت جنگلدارى با روش بريدن قسمتى از جنگل يا سوزاندن حساب شده و عمدى، جنگلها را رشد میدهند و پايدار ميكنند. چوبهاى موجود در بازار آمريكا اكثرا بهصورت خام از كانادا وارد ميشود و در آمريكا شكلگيرى و تبديل به مصالح ساختمانى ميشوند اما اشکال کار در همین جاست: بخش عمده چوب مصرفی در آمریکا از کانادا وارد میشود. حتی اگر برای طبیعت و زیست محیط طبیعی آمریکا مصرف انبوه چوب به موجودیت جنگلها و میزان موجودی درخت و چوب طبیعی در این کشور خسارت عمدهای وارد نکند، اتکا بر واردات از کشور دیگر به خصوص در روزگار رقابتها و حتی انتقامجوییهای سیاسی عدم ثبات مشخصی به دنبال دارد.
مصداق این امر همین چند روز پیش اتفاق افتاد. رییسجمهور دوباره بر مسند نشسته در آمریکا در روزهای نخست دوره جدید ریاستجمهوری خود اعلام کرد که بر واردات از سه کشور مکزیک، کانادا، و چین تعرفههای سنگینی اعمال خواهد کرد.
بلافاصله بعد از اعلام قرار دادن ۲۵درصد تعرفه جدید بر محصولات و منابع وارداتی از مکزیک و کانادا توسط او یک شبه (و حتی قبل از انجام تعرفهها) قیمت بسیاری از محصولات وارداتی به میزان محسوس بالا رفت- قیمت چوب وارداتی از کانادا یکی از قربانیان این اتفاق بود. البته رییسجمهور منتخب اکثریت مردم آمریکا بلافاصله اجرای تعرفهها را به تعویق انداخت چون کانادا و مکزیک متفقالقول اعلام کردند که آنها مقابله به مثل خواهند کرد اما واقعیت این است که اگر تعرفههای جدید در مورد این دو کشور و همینطور چین که این شخص تهدید به گذاردن کرده است و به نظر میرسد در این راه مصمم است، اعمال شوند در صنعت ساختمان- به خصوص بخشی که از چوب وارداتی از کانادا استفاده میکند- تاثیر مستقیم بهویژه درهزینههای ساختمانی خواهند گذاشت.
در این مورد شعر هوشنگ ابتهاج «سایه» عزیز بسیار مصداق دارد. به قول هوشنگ ابتهاج: «عنان تا در کف نامردمان هست/ ستم با مرد خواهد کرد نامرد»
در یک کلام، کنار گذاردن چوب و فولاد و جایگزین کردن آنها با سیمان و بتن امری نیست که بهسادگی مورد قبول همه دستاندرکاران و قابل اجرا، حتی اگر در مقابله با آتش بهترین گزینه ممکن در ساختمانسازی باشد.
البته شايد بحث آسمانخراشهاى چوبى ارتباط مستقيمى با صنعت ساختمان در ايران نداشته باشد چون جنگل و جنگل دارى محدود است و چوب به اندازه كافى موجود نيست و من شخصا بسیار آرزو دارم که جنگلهای کمیاب و نه چندان زیاد سرزمین مادری من بیش از آنچه تا به حال مورد تهاجم و از بین رفتن قرار گرفتهاند، آسیب نپذیرند.
صنايع چوب ساختمانى و واردات آن هم محدود است. با این وجود بیان این چالشها در سرزمین دیگری که مورد خشم طبیعت و جنایات نامردمانی که به آتشسوزیها عمدا دامن میزنند یا به وجود میآورند میتواند برای علاقهمندان آگاهیدهنده باشد.
* معمار، شهرساز، استاد دانشگاه در کالیفرنیا

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد