22 - 01 - 2020
کارت سوختی برای هیچ
مرتضی بهروزیفر*- کارت سوخت بار دیگر به جریان زندگی در کشورمان بازمیگردد؛ خبری غیرشفاف که درباره جزئیات آن هیچ اطلاعات دقیقی در دست نیست مگر آنکه قرار است این بار کارت سوخت آماری دقیق از میزان مصرف سوخت در اختیار مسوولان قرار دهد. غیرشفاف بودن خبر و دسترسی نداشتن به جزئیات بیشتر خود منجر به آن شده است که گمانهزنیها پیرامون چنین تصمیمی افزایش پیدا کند. اگر بنا باشد دستیابی به آمار دقیق درباره مصرف سوخت راه قاچاق سوخت را سد کند، یک شوخی بزرگ و غیرقابل باور است. میزان قاچاق سوخت عددی نیست که امکان مدیریت آن با چنین روشهای سادهانگارانهای ممکن باشد. روشن است که اصلیترین روش کنترل قاچاق سوخت، کنترل مرزهایی است که سوخت کشور از آن خارج میشود که هیچ نظارتی بر آن نیست. از دیگر سو جابهجایی و قاچاق سوخت توسط افراد عادی به هیچ عنوان ممکن نیست و نیازمند رانت و روابط خاص است. بنابراین اگر کارت سوخت صرفا به منظور کنترل قاچاق به جریان اقتصاد کشور بازگشته است باید تاکید کرد که بازگشتی بیثمر و بیدلیل را شاهد هستیم. روشن است که رسیدن به هر هدفی نیازمند برنامهریزی و نگاه دوراندیشانهای است که البته باید زیر چتر خردورزی و دانش پیش رود. بیتوجهی به چارچوبهای تعریف شده علمی در نهایت منجر به آسیبهای سلسلهوار در آیندهای نه چندان دور خواهد شد. نباید تصمیمات اینچنینی در گذشته را فراموش کنیم. پیش از این محمود احمدینژاد نیز چنین تصمیمی را اجرایی کرد و در نهایت هیچ ثمره مثبت و قابل توجهی را شاهد نبودیم. از دیگر سو برخی بر این نظرند که بازگشت کارت سوخت آغازی است بر روند افزایش قیمت سوخت. البته این موضوع با توجه به کاهش ارزش پول ملی، تصمیم خطرناک و به واقع نادرستی است که هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. باید تاکید کرد که میزان کاهش ارزش پول ملی کشور به اندازهای است که قیمت سوخت به منظور جلوگیری از قاچاق باید بیش از هشت هزار تومان تعریف شود. بر اساس شرایط اقتصادی کشورهای همسایه نرخ سه یا چهار هزار تومان قادر به کنترل قاچاق سوخت نیست و منفعت و سودآوری کافی برای قاچاقچی را فراهم میکند. همچنین گمان میرود این تصمیمات صرفا در راستای کنترل میزان مصرف سوخت اتخاذ شده باشد و هدف نهایی آن کاهش مصرف باشد. حال آنکه روشن است این هدف نیز به دلیل نبود زیرساختهای کافی محقق نخواهد شد. مسوولان در حال حاضر باید اعلام کنند آیا حمل و نقل عمومی گسترده و همچنین توسعهیافته در کلانشهرها فراهم شده است. چگونه شهروندان میتوانند به استفاده از خودروهای کممصرف ترغیب شوند، آن هم در شرایطی که قیمت این خودروها بسیار بالاست و خودروسازان داخلی نیز امکان تولید چنین خودروهایی با قیمت تمامشده مناسب را ندارند. موضوع مهمی که نباید ساده از آن گذر کرد، بیمعنی بودن تئوریهای اقتصاد جهانی در ایران است. متاسفانه آنچه مسیر اقتصاد کشور را در طول سالیان سال تعریف کرده است قیمت طلا، ارز و بنزین بوده است. شرایط فعلی کشور به گونهای است که هر گونه افزایش قیمت سوخت با هر شیوهای منجر به بحران تازهای در اقتصاد خواهد شد. بر همین اساس سیاستگذارانی که تصمیم به بازگشت دوباره کارت سوخت گرفتهاند هچ چشماندازی را ترسیم نکردهاند و میتوان گفت بار دیگر گرفتار تصمیمات ناگهانی شدهایم.
* کارشناس انرژی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد