21 - 09 - 2022
کار درست، کاری است که دوستش دارید
سعید نوروزجو- تقریبا غیرممکن است این روزها به نقطهای نگاه کنیم، چیزی را لمس کنیم یا حتی صدایی را بشنویم که در آن وجود تکنولوژی را حس نکنیم. از صدای کیبورد رایانه تان گرفته تا صدای موسیقی که میشنوید، وجود تکنولوژی در همه آنها بدیعی است. جدا از نوع نواهای آمیخته شده که باعث شکلگیری موسیقی شدهاند چه موسیقی آکوستیک و چه موسیقی الکترونیک در مراحل پیش تولید، ضبط موسیقی، پخش آن، تنظیم آهنگ و… به وجود تکنولوژی مدیون هستند. اما این تکنولوژی سراسر سود است؟ آیا هیچ صدمهای به موسیقی وارد نمیکند؟ کدام بُعد آن منفی است و کدام بعد آن مثبت؟ و هزاران سوال دیگر که ذهن هر علاقهمند به موسیقی را درگیر خودش میکند. در همین مورد گفتوگوی جذابی داشتیم با بهزاد عمرانی. خواندنش را از دست ندهید.
بگذارید یک راست برویم سر اصل مطلب! موسیقی الکترونیک. فعلا گیتار الکتریک و ارگ و… را فاکتور بگیریم و صرفا درباره نرمافزارهای موسیقی صحبت کنیم. ما استفاده از این نرمافزارها و سمپلهای موسیقی را در کارهای بمرانی نمیشنویم، چرا؟
خوب خیلی برمیگردد به سبک و شکل موزیک یک هنرمند، ما کمی اعتقادمان به آکوستیک نزدیکتر است، هم اعتقادمان و هم صدای سبکمان به آکوستیک نزدیکتر است. البته اینجور نیست که با تکنولوژی به وجود آمده مخالف باشیم. تکنولوژی فقط خروجی یک موسیقی نیست، در حال حاضر خیلی بحث وسیعتر از این است که صرفا خروجی یک موسیقی الکترونیک باشد. مثلا امروزه خیلی راحت میتوانید بدون اینکه درامر بیاورید، یک سمپل درام خیلی واقعی با خطاهای انسانی پیدا کنید، که هم هزینه کمتری دارد و هم از نظر زمانی به صرفه است ولی چیزی که در بمرانی وجود دارد این است که ما یک گروه موسیقی هستیم و هر کس دارد کار خودش را انجام میدهد. هیچوقت نیازی ندیدم که بخواهیم از سمپلها استفاده کنیم. ممکن است این تکنولوژی در لوپ کردن یک کورد گیتار استفاده شود حتی در کارهای بمرانی اما اینکه بخواهد صداهای الکترونیک استفاده شود ما تا به حال به آن برنخوردیم البته اصراری هم نداریم که هیچوقت استفاده نکنیم ولی نیازی ندیدیم.
یعنی ممکن است روزی موزیکی از بمرانی بشنویم که با «کیوبیس» یا نرمافزارهای دیگر ساخته شده باشد؟
بله، ممکن است این اتفاق بیفتد. هیچ گاردی نسبت به این موضوع وجود ندارد ولی باید احتیاج باشد که این کار را بکنیم. بگذار یک مثال بزنم. این بحث مثل زندگی فعلی ماست، زندگی امروز ما خیلی با دنیای مجازی عجین شده، ما به صورت مجازی با هم معاشرت میکنیم و در دنیای واقعی هم روابط خودمان را داریم. این دو در کنار هم خوب است. هر کدام از اینها که نباشند یک جورایی شما عقبافتاده میشوید نسبت به اتفاقات اطراف. همچین اتفاق در موسیقی هم میافتد.
همیشه صدای موسیقی آکوستیک دلنشینتر به نظر میآید. خیلی از طرفداران بمرانی هم شاید به خاطر همین شما را دوست دارند. ترس از دست دادن این مخاطبها چقدر روی این موضوع که شما سمت موسیقی الکترونیک نروید تاثیر دارد؟
من فکر میکنم جدا از ترس اینکه دلنشین بشویم یا نشویم، در درجه اول این برای بمرانی مهم است که خودمان لذت ببریم، وقتی فضای الکترونیک در سلایق ما نیست طبیعتا استفاده نمیشود ولی ممکن است جایی ببینیم این موسیقی الکترونیک برایمان لذتبخش است، وارد سلیقهمان شده و ممکن است استفاده شود اما در حال حاضر پتانسیلی که بخواهد ما را مجاب کند که دست از گروهنوازی برداریم، ندارد. چون گروهنوازی خودش یک لذتی دارد. من میتوانم گروههای دیگری را مثال بزنم که دارند خیلی خوب الکترونیک کار میکنند. مثل گروه زنگ که ماکان اشکواری به صورت آکوستیک میخواند و پویا احصاری به صورت زنده روی آن موسیقی الکترونیک اجرا میکند. آن هم حال و هوای خودش را دارد. من آنها را خیلی دوست دارم، درست است که حتی سلیقه موزیک گوش کردنم هم الکترونیک نیست ولی کارهای آنها را گوش میکنم.
تاثیر ورود این نرمافزارها به موسیقی چیست؟
ما یک گروه هستیم و هزینه تمرینها و خیلی چیزهای دیگر بالاست. امروزه خیلی راحت با استفاده از این تکنولوژی میتوان سمپل درست کرد یعنی یک ماکت از موزیک درست میکنید و صداهایی که قرار است در گروه شنیده شود را شبیهسازی میکنید و این باعث میشود وقتی میخواهی کار را ضبط کنی خیلی راحت با آن مواجه شوید. ماکت و الگو را دارید و میتوانید نقصها را راحتتر پیدا کنید بدون اینکه آنوقت و هزینه زیاد را صرف کرده باشید. در ضبط هم با غلطگیریهایی که خودتان میدانید آن را زنده اجرا میکنید و احساسی که میخواهید را به آن اضافه میکنید یعنی این موسیقی فقط در سمت خروجی نقش ندارد و میتواند در پیش تولید کارها خیلی استفاده شود.
فکر نمیکنید این نرمافزارها باعث میشود علم از موسیقی فاصله بگیرد؟ یعنی آدمهایی که سواد موسیقی ندارند با کنار هم گذاشتن چند سمپل ادعای موزیسین بودن کنند؟
درست است که موسیقی خیلی روی سواد میچرخد ولی سلیقه یک اتفاق عجیب است در هنر! اصلا هنر روی سلیقه میچرخد، علم به آن کمک میکند و کمی دست سلیقه را بازتر میکند. من فکر میکنم اگر آدمی که علمی از موسیقی ندارد اگر یک سلیقه خوب داشته باشد با استفاده از نرمافزارها میتواند از آنها استفاده کند اما چیزی که در حال حاضر وجود ندارد عشق و سلیقه و حرص خوردن برای تولید کار است.
جایگزین شدن رایانه بهجای ساز روی کم شدن این عشق و سلیقه تاثیرگذار نیست؟
تا حدی با این حرف موافقم اما کسانی هم هستند که با عشق دارند الکترونیک کار میکنند اما تعدادشان خیلی کم است و تعداد کسانی که فقط میخواهند ادعای موزیسین بودن را کنند بیشتر است. در هر صورت یاد گرفتن ساز هم هزینهبر است و هم سختتر، شاید خیلی از موزیکهایی که با بیمسوولیتی و کنار هم قرار دادن چند سمپل تولید میشود به خاطر وجود کسانی است که حوصله یاد گرفتن ساز را ندارند و میروند سراغ این نوع کار کردن، کارهایی که همه میتوانند انجام دهند، شاید فقط برای رفع نیاز ذهنی این کار را میکنند.
از بحث نرمافزارها که بگذریم تکنولوژی خدمتهای بزرگی به موسیقی کرده است، مثل گیتار الکتریک، که انقلاب بزرگی است در موسیقی. به نظر شما اگر گیتار الکتریک نبود موسیقی به جایی که امروز هست میرسید؟
مطمئنا نه. گیتار الکتریک واقعا یک انقلاب بوده است، هم در عرصه موسیقی و هم در پیدایش سبکهای مختلف در موسیقی. به نظر من این بزرگترین تحول است و وجود آدمی مثل جیمی هندریکس که سبکهای مختلف نواختن گیتار را به دنیا معرفی کرده است و باعث به وجود آوردن سبکها و شاخههای مختلفی شده است.
پس میتوانیم بگوییم که موسیقی مدیون تکنولوژی است؟
قطعا. همه چیز مدیون تکنولوژی است. ببینید همین گیتار الکتریک باعث شد که سلیقههای مختلف بتوانند در موسیقی ظهور کنند. شما با گیتار الکتریک صدایی را میسازید که دوست دارید بشنوید، صدایی که در ذهنتان میگذرد. تکنولوژی در موسیقی را میتوانیم به بخشهای مختلف تقسیم کنیم. در اینجا تکنولوژی میرود در قالب افکتی برای گیتار و به شما کمک میکند که صدایی که در ذهنتان بوده و هنوز نتوانستید آن را تولید کنید به کمک نصب یک برنامه و چند افکت، گیتار الکتریک را به رایانه وصل کنید و صدایی که میخواهید را دریافت کنید. تکنولوژی کلا به همه چی کمک میکند و نمیتوان تک بعدی به تکنولوژی نگاه کرد.
حالا برویم سراغ سازی که میتوان گفت باعث ورود خالطوریسم به موسیقی شد. تاثیر ارگ روی موسیقی را چطور میبینید؟
اسم ارگ از ارگان آمده. ساز آکوستیکی در کلیسا با باد کار میکرده. من فکر میکنم از یک جور تنبلی تبدیل به یک ساز دم دستی خالطور شد چون ما در بند خودمان هم ارگان داریم که آرش میزند اما استفادهای که از آن میشود زمین تا آسمان فرق دارد با چیز رایجی که وجود دارد. از هر چیزی هم میتوان استفاده خوب کرد و هم استفاده بد، مثل یک قلم میماند. شما نوشتن را بلدید حالا بستگی به این دارد که بخواهید با آن قلم چی بنویسید، آن نوشته مهم است. حالا شما تکنولوژی را در موسیقی در اختیار دارید، ارگ و گیتار الکتریک دارید و میتوانید هر چیز که میخواهید با آن بنویسید. نمیتوان گفت این تکنولوژی باعث شده است این خالطور به وجود آید. اگر ارگ نبود چیز دیگری جایش را میگرفت، مثل دینامیتی که ساخته شد برای معدن بعد با همان آدم کشتند.
خیلی سخت میتوان به نوازندگان ارگ که در جمعهای خودمانی میبینیم گفت هنرمند! یعنی بیسوادی که در ساخت موزیکهای رایانهای حس میشود در شنیدن صدای ارگ هم حس میشود. با فرق اینکه این بار واقعا پای یک ساز در میان است.
شاید به این خاطر است که خیلی تجاری به این قضیه نگاه میکنیم و آن آدم مثل یک ابزار است. مثل ضبطی که دکمه پلی آن را فشار میدهید شروع به خواندن میکند! و اینکه برای خود شخص یک کار روزمره محسوب میشود این دید را همه نسبت به او خواهند داشت.
موافقم. هیچ حسی در کار این آدمها نمیبینیم و به نظر من این کاری است که تکنولوژی با موسیقی کرده است.
نه من میتوانم بر عکس این را هم برایت مثال بزنم. تکنولوژی مقصر این اتفاق نیست. من خیلی موافق با این تکنولوژی نیستم و آکوستیک را خیلی بیشتر دوست دارم اما ما گاهی به یک آرت پرفورمنس میرویم یا همین گروه زنگ که مثال زدم، درست است که موسیقی الکترونیک میزنند اما احساسشان را خرج کاری که انجام میدهند، میکنند. احساسشان را خرج آن ارتعاشات الکترونیکی میکنند و حسابی از کارشان لذت میبرند. ولی کسی که برای یک مهمانی ساز میزند دارد یک کار روزانه میکند صرفا به خاطر درآمد، انگشتش روی کیبورد فاقد احساس است این چیزی است که منتقل میشود. من بارها گفتم وقتی یک کار به صورت زنده اجرا میشود تاثیرگذاری که خود آن خواننده یا نوازنده دارد و انرژی که به مخاطبش میدهد نصف قضیه است. این نبود انرژی و حس است که باعث میشود آنها را به عنوان هنرمند نپذیریم. این تکنولوژی برای هر دو وجود دارد اما تفاوت در آن حسی است که منتقل میشود.
میخواهیم کمی به گذشته سفر کنیم. قبل از اختراع گرامافون، جایی که هنوز تکنولوژی وارد موسیقی نشده بود. اگر در آن زمان زندگی میکردید، سمت موسیقی میرفتید؟ تکنولوژی در اینکه شما به سمت موسیقی سوق پیدا کنید چقدر تاثیرگذار بوده است؟
خیلی. البته هم تاثیر مثبت دارد و هم تاثیر منفی بستگی به شما دارد که به کدام گرایش پیدا کنید. بابدیلن یک جمله خیلی خوب دارد، میگوید: از وقتی این سی دیهای کوچک آمده، موسیقی هم با خودش کوچک کرده است، ما قدیمها روی این آشغالها چیزی پر نمیکردیم. منظورش صفحههای گرامافون بود که یک ترک روی آنها ضبط میشد. من فکر میکنم واقعا تاثیر دارد چون زندگی موزیسینهای گذشته هم که میبینم مثل جانی کش یا باب دیلن، یک رادیو داغون کوچک داشتند که تمام زندگیشان بود و همان ذهن موسیقیشان را پرورش داده است. به نظر من اگر در آن زمان زندگی میکردیم خیلی باید خوش شانس میبودیم که بتوانیم موسیقی زنده ببینیم تا بتوانیم با آن رویاسازی کنیم و به سمت موسیقی برویم. همین تکنولوژی و رادیو کوچک باعث پیدایش این همه پدیده شده است.
بمرانی جدای از آلبومهایش خیلی موسیقی تئاتر کار میکند. میتوان گفت خیلی به تکنولوژی موسیقی وابسته نیستید. شاید اگر هنوز هم امکان ضبط کردن وجود نداشت برای بمرانی فرقی نمیکرد!
شاید همچون هست ما از آن خسته شدیم. یعنی هیجانمان این است که از این تکنولوژی دور بمانیم!
بحث این است که میگویید گاردی نسبت به تکنولوژی ندارید اما نوع کار کردنتان نشاندهنده این است که خیلی نزدیک تکنولوژی نمیشوید! ساده بگویم: بمرانی این تکنولوژیها را دوست ندارد!
بله همچنین اتفاقی میافتد. من اخیرا یک افکت خریدم، یک افکت خواندن. شروع کردم با آن کار کردن، یک دکمه دارد به اسمهارمونی، وقتی این دکمه را میزنم با من فاصله صدایی چیزی را که میخوانم را میخواند! یا یک دکمه دیگر دارد به اسم تیون و وقتی آن را بزنم اصلا نمیگذارد فالش بخوانم! من روزهای اول خیلی ذوق کردم و با خودم گفتم عجب چیز باحالی است. بعد همینطور که با آن کار میکردم یاد بقیه بچهها افتادم که جاهایی که من باید فاصله بخوانم من را همراهی میکنند، با خودم گفتم یعنی آدم اینها را باید بگذارد کنار؟! و این دستگاه را در کنسرتی هم که این اواخر داشتیم اصلا استفاده نکردم. من واقعا دوست دارم باسیستمان در میکروفن بخواند بهجای اینکه من یک دکمه بزنم و فاصلهام به صورت الکترونیکی خوانده شود.
پس این فاصله بمرانی از تکنولوژی برای این است که بیشتر لذت ببرد.
بله. ما همیشه دوست داریم دور هم کار کنیم و از کار لذت ببریم. اگر میگویند بمرانی خوب است به خاطر همین چیزهاست. به خاطر این دور هم بودنمان روی استیج است ولی من دارم برای یک پرفورمنس مهندسی صدا میکنم و ساز هم در کار نیست. فقط با صداهای افکتیو کار میکنم، صداهای ضبطشدهای است که قرار است پخش شود. این یک موضوع دیگری است، نمیتوان آن را با بمرانی مقایسه کرد. بمرانی یک داستان دیگری است.
در جاهایی از این گفتوگو موسیقی الکترونیک را نقد کردیم و جاهایی آن را ستایش. برایمان یک جمعبندی کن از موسیقی الکترونیک، از همه حرفهایمان.
به نظر من موسیقی الکترونیک یا هر موسیقی دیگری باید با تمام وجود استفاده شود. اصلا مهم نیست که آکوستیک باشد یا الکترونیک، فقط اینکه بدانید دارید چه کار میکنید، آن کار را دوست داشته باشید و با تمام وجود انجام دهید، حاصل کار یک موسیقی خوب است. حالا سبکها و بقیه مسایل میرود در قالب سلیقه. تمام کاری که باید کرد این است که با عشق و انرژی روی موسیقی کار کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد