30 - 11 - 2019
کلید قفل اشتغالزایی
نقش بنگاههای کوچک و متوسط در رشد و توسعه اقتصادی کشورها بر کسی پوشیده نیست و تقریبا همه فعالان اقتصادی میدانند که دستیابی به اشتغال پایدار در هر کشوری با وجود بنگاههای زودبازده ممکن میشود. از همین رو انتظار بر این است که سیاستگذاران در کنار توجهای ویژه که به بنگاههای بزرگ اقتصادی دارند، رویه سیاستگذاری خود را به نفع بنگاههای کوچک و متوسط تغییر دهند و جایگاه ویژهای برای فعالیتهای اقتصادی آنان در کشور تعریف کنند.
این پژوهش میکوشد به بیان اهمیت بنگاههای زودبازده در تبیین اهداف اشتغالزایی بپردازد و با تعریف مقوله «رشد سریع» نتایج درخوری را عاید فضای اقتصادی کشور کند. نتایج این مطالعه نشان داده که با افزایش اندازه بنگاه، سهم آنها در ایجاد اشتغال کاهش یافته و همچنین بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع نقشی اساسی را در ایجاد اشتغال در صنایع تولیدی ایران ایفا کردهاند. این بنگاهها گرچه کمتر از ۱۰ درصد از کلیه بنگاههای موجود را تشکیل دادهاند، اما توانستهاند بین ۵۵ تا ۸۰ درصد اشتغال ناخالص ایجاد کنند.
محمدعلی فیضپور*- در ادبیات اقتصادی، ایجاد بنگاههای جدید و رشد بنگاههای موجود به عنوان دو منبع اصلی ایجاد اشتغال قلمداد میشود. ایجاد اشتغال از طریق رشد بنگاه نیز از رشد و رشد سریع آن صورت میگیرد و پژوهشهای موجود نشان میدهد که بیشتر مشاغل جدید ایجاد شده توسط اقلیت بنگاههای موجود با رشد سریع صورت گرفته است. بر اساس این مطالعه مهارت کارکنان، مخارج انجام شده برای تبلیغات و سرمایهگذاری انجام شده در یک بنگاه کوچک و متوسط عوامل اساسی موثر بر رشد سریع این بنگاهها تلقی میشود. با این وجود و بر اساس دانستههای محقق، پژوهشی که در آن به تبیین و تعیین سهم بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع از کل اشتغال ایجاد شده، خصوصا در بخش صنایع تولیدی به عنوان محوری اساسی در ایجاد اشتغال پرداخته باشد وجود نداشته و پژوهش حاضر که با هدف تعیین این نقش طراحی شده است اولین گام در این زمینه تلقی میگردد.
رشد سریع و نحوه اندازهگیری آن
ایجاد اشتغال اگرچه در مجموع موضوعی اساسی تلقی میشود، اما در حوزه اقتصاد صنعتی و سیاستگذاریهای اشتغال این حقیقت که بعضی از بنگاهها از رشد سریعتری نسبت به بنگاههای دیگر برخوردارند دارای کاربرد و اهمیت فراوانی است. این بنگاهها همواره مورد علاقه و توجه سیاستگذاران و مراکز علمی، پژوهشی و اقتصادی قرار گرفتهاند. با این وجود سوالی که بلافاصله به ذهن متبادر میشود آن است که منظور از رشد سریع چیست و چگونه اندازهگیری میشود؟
با وجود معرفی متغیرهای متفاوتی چون میزان فروش، ارزشافزوده و میزان داراییها به عنوان معیار رشد بنگاه، در کشورهایی که بیکاری به عنوان معضل اصلی اجتماع تلقی میشود، سطح اشتغال یا تعداد کارکنان به عنوان واحد اندازهگیری رشد از اهمیت بیشتری برخوردار است. بنابراین در این پژوهش معیار اندازهگیری رشد سریع بنگاههای کوچک و متوسط، اشتغال در سطح بنگاه تولیدی بخش صنعت است. روشهای متفاوتی نیز برای اندازهگیری رشد سریع وجود دارد. اگر رشد سریع یک بنگاه اقتصادی را به عنوان تغییر در اندازه آن در فاصله میان دو زمان متفاوت فرض کنیم، در این صورت میتوان مقایسه میان اندازه بنگاه در دو زمان را با روش مقایسه مطلق، مقایسه نسبی و یا تلفیق این دو (Birch Index) انجام داد.
معیار رشد مطلق، سادهترین نحوه محاسبه رشد سریع یک بنگاه تلقی شده است. بر این اساس اگرچه ممکن است تعدادی از کارکنان یک بنگاه اقتصادی طی دورهای معین از فعالیت خارج گردند و در ادبیات اقتصادی این تعداد حائز کمال اهمیت است، اما در اندازهگیری رشد بنگاه تنها تعداد خالص کارکنانی که طی یک دوره مشخص به مجموعه کارکنان یک بنگاه اضافه میشود به عنوان معیار رشد محسوب میگردد. براساس مطالعات موجود و با توجه به معیار رشد مطلق، بنگاهی دارای رشد سریع خواهد بود که بتواند طی دوره مشخص تعداد کارکنان خود را به دو برابر افزایش دهد:
با وجود سادگی، این معیار دارای یک مشکل اساسی است و آن، عدم توجه به تعداد و یا میزان اولیه متغیر مورد نظر در محاسبه رشد سریع است. به عنوان مثال چنانچه در دادههای مورد مطالعه دو بنگاه، بنگاهی با ۸۰ نفر کارکن و دیگری با دو کارکن وجود داشته باشد آنگاه چنانچه بنگاه اول بتواند طی دوره مشخص تعداد کارکنان خود را به ۱۵۰ نفر افزایش دهد و به عبارتی ۷۰ نفر به صورت خالص بر تعداد کارکنان بیفزاید بنگاهی با رشد سریع تلقی نخواهد شد. این در حالی است که بنگاه دوم تنها با افزایش کارکنان خود به چهار نفر، یعنی تنها افزایش دو نفر کارکن، بنگاهی با رشد سریع به حساب میآید. برای حل بخشی از معضل فوق و جلوگیری از تورشهای ممکن ناشی از بهکارگیری معیار مطلق در محاسبه رشد، در این مطالعه بنگاهی دارای رشد سریع خواهد بود که:
الف: تعداد کارکنان را طی دوره مطالعه به دو برابر افزایش دهد.
ب: حداقل پنج نفر به تعداد کارکنان بیفزاید.
در ادبیات رشد سریع و خصوصا تحقیقات ارزشمند Storey در انگلستان معیار رشد ۱۰ درصدی سالانه به عنوان معیار اساسی برای تفکیک بنگاههای با رشد سریع از سایر بنگاهها به کار گرفته شده است. بر این اساس متوسط رشد سالانه ۱۰ درصد به صورت رابطه یکی دیگر از معیارهایی است که در این مطالعه برای محاسبه رشد سریع بنگاههای کوچک و متوسط صنایع تولیدی ایران (با کمتر از ۵۰ نفر کارکن) طی برنامه دوم توسعه مورد استفاده قرار گرفته است.
معیار برچ که با تلفیق دو معیار اندازهگیری رشد مطلق و نسبی به صورت رابطه محاسبه میشود، روشی ترکیبی را برای محاسبه رشد یک بنگاه معرفی نموده و سومین مدل مورد استفاده برای محاسبه رشد سریع در این مطالعه است. اگرچه مانند معیارهای نسبی و مطلق در این معیار نیز از تعداد شاغلان به عنوان معیار تعریف اندازه بنگاه استفاده شده است اما این معیار باعث کاهش تورشهای ناشی از اندازهگیری رشد بنگاه خواهد گردید. با این تعریف بنگاهی دارای رشد سریع خواهد بود که در دهک بالای توزیع BI قرار گیرد.
ایجاد اشتغال به تنهایی به عنوان بخشی اساسی در خالص اشتغال ایجاد شده طی دورهای معین، از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و از این رو بررسی اشتغال ایجاد شده به تفکیک بنگاههای تولیدی در اندازههای مختلف و نیز سهم بنگاههای با رشد سریع در کل اشتغال ایجاد شده در هر گروه و در صنایع تولیدی ایران طی برنامه دوم توسعه موضوعات اساسی است که در ادامه این مقاله به آنها پرداخته خواهد شد.
دادهها، روش جمعآوری و توصیف آنها
با همه اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط در ایجاد اشتغال، عدم دسترسی به دادههای سطح خرد یکی از مهمترین دلایل عدم امکان بررسیهای دقیق در مورد نقش آنها در ایجاد اشتغال تلقی میشود و به دلایل متفاوت دستیابی به دادههای مورد نیاز جهت تحلیل بنگاههای کوچک و متوسط خصوصا هنگامی که تحلیل در طول زمان صورت میپذیرد، نسبت به بنگاههای بزرگ امری مشکلتر است. به عنوان مثال تعداد زیادی از بنگاههای کوچک و متوسط طی سالهای اولیه ورود به بازار فعالیت از صنعت خارج میشوند و به عبارت دیگر جوانمرگی از ویژگی اساسی این بنگاهها محسوب میگردد، اما این موضوع در مورد بنگاههای بزرگ موضوعیت کمتری دارد. علاوه بر آن تعداد زیادی از بنگاههای کوچک و متوسط، خصوصا در اندازههای بسیار کوچک (خرد)، بنگاههایی هستند که ممکن است به صورت رسمی در آمارهای بخش مورد نظر مورد ثبت واقع نشده باشند؛ موضوعی که کمتر در مورد بنگاههای بزرگ مصداق دارد. با چنین محدودیتهایی عدم تحلیلهای دقیق از عملکرد بنگاههای کوچک و متوسط، خصوصا در کشورهایی که دستیابی به چنین اطلاعات خرد، وجود ندارد طبیعی به نظر میرسد.
اگر تغییر در اندازه بنگاه بر اساس تعداد کارکنان را به عنوان معیاری برای نقش آن در ایجاد اشتغال بپذیریم تحلیل این عملکرد با توجه به هر مدل، اعم از اقتصادی یا مدیریتی، نهتنها به دادههای خرد بلکه به این دادهها در طول زمان نیاز دارد. مانند بسیاری از کشورهای جهان، در ایران نیز تنها در سالهای اخیر دستیابی به چنین دادههایی از طریق مرکز آمار ایران میسر شده است. با این وجود، گرچه میتوان دادههای بنگاههای تولیدی با بیش از ۱۰ نفر کارکن را از طریق مرکز آمار ایران برای سالهای مختلف به دست آورد، اما از آنجا که در هر سال تعدادی بنگاه جدید به بخش صنعت وارد شده و تعدادی نیز از صنعت خارج میشوند بر این اساس مطالعه تغییر در میزان اشتغال این بنگاهها با چنین دادههایی غیرممکن است. برای انجام چنین مطالعهای لازم است تا سالی به عنوان سال مبنا در نظر گرفته شده و ورود بنگاههای جدید را به صنعت کنترل نمود. از سوی دیگر، طبیعی است که طی دورهای مشخص تعدادی از بنگاههای مورد مطالعه که در سال پایه در صنعت مشغول فعالیت بودهاند طی دوره مورد نظر از صنعت خارج و بر این اساس با گذشت زمان از تعداد بنگاههای مورد مطالعه کاسته شود. بنابراین دستیابی به دادههای بنگاههای تولیدی صنعتی با فروض فوق اگرچه غیرممکن نیست، امری دشوار است که دقت فراوانی را نیز در تنظیم دادهها میطلبد. با همکاری مرکز آمار ایران دستیابی به چنین دادههایی برای بنگاههای تولیدی با ویژگیهای یادشده طی برنامه پنج ساله دوم تهیه شده است. با این وجود این دادهها دارای معایب و محدودیتهایی است. به عنوان نمونه اگرچه این دادهها برای ۱۲۹۸۶ بنگاه در سال اول برنامه دوم توسعه جمعآوری شده، اما دادههای مربوط به بنگاههای با بیش از ۵۰۰ نفر نیروی کار در دسترس محققان قرار نگرفته است. در این صورت اگر تعداد شاغلان یک بنگاه تولیدی به بیش از ۵۰۰ نفر افزایش یابد، از فهرست دادهها حذف شده و بنابراین تشخیص واقعی اینکه حذف یک واحد تولیدی از دادههای مورد بررسی به علت خروج آن واحد و یا افزایش تعداد شاغلان آن به بیش از ۵۰۰ نفر بوده است امری غیرممکن است. از دیگر معایب دادههای مورد استفاده آن است که اگرچه طی سالهای اول تا چهارم از حدود ۲۰۰۰ واحد تولیدی صنعتی با اشتغال کمتر از ۱۰ نفر نیز نمونهگیری شده، اما در سال پایانی صرفا دادههای بنگاههایی با بیش از ۱۰ نفر کارکن جمعآوری شده است. با چنین رویکردی با خروج یک واحد تولیدی در سال پایان برنامه از فهرست دادههای سال قبل تفکیک اینکه این بنگاه واقعا از صنعت خارج شده و یا اینکه به علت کاهش تعداد شاغلان به کمتر از ۱۰ نفر کارکن مورد سرشماری قرار نگرفته است امری غیرممکن است. توصیف دادههای مورد مطالعه نشان میدهد بنگاههای کمتر از ۵۰ نفر کارکن که به عنوان بنگاههای کوچک و متوسط در این مطالعه تلقی شده است حدود ۸۵ درصد از کل بنگاههای موجود را تشکیل داده و بیش از ۴۰ درصد از کل اشتغال در سال ۱۳۷۴ توسط این بنگاهها پوشش داده شده است. با توجه به این نکته که دادههای مورد بررسی با کنترل ورود بنگاههای جدید صورت گرفته است، اشتغال بنگاههای باقیمانده طی دوره مورد مطالعه (۱۳۷۸-۱۳۷۴) از ۱۹۱۷۰۵ به ۱۴۲۴۳۵ شغل تقلیل یافته است. با این وجود درصد اشتغال پوشش داده شده توسط این بنگاهها نسبت به کل بنگاههای موجود افزایش اندکی را نشان میدهد. این موضوع را میتوان به رشد بیشتر بنگاههای کوچک و متوسط در مقایسه با سایر بنگاهها نسبت داد. به عبارت دیگر از آنجا که این مطالعه با فرض عدم ورود بنگاههای جدید صورت گرفته است، آمارها حاکی از کاهش مجموع اشتغال کل بنگاههای موجود میباشد، این در حالی است که مجموع اشتغال پوشش داده شده توسط بنگاههای کوچک و متوسط افزایش یافته است.
توصیف دادههای مورد مطالعه
بنگاه اشتغال در سال ۱۳۷۴ اشتغال در سال ۱۳۷۸
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
بنگاههای کمتر از ۵۰ نفر کارکن ۱۰۷۵۰ ۵۶/۸۴ ۱۹۱۷۰۵ ۲۸/۴۱ ۱۴۲۴۳۵ ۶۹/۴۱
کل بنگاههای مورد مطالعه ۱۲۷۱۲ ۱۰۰ ۴۶۴۳۸۲ ۱۰۰ ۳۴۱۵۹۶ ۱۰۰
نتایج
با پذیرش معیار رشد مطلق برای تعریف رشد سریع و با توجه به معایب ذکر شده برای دادههای جمعآوریشده توسط مرکز آمار ایران، بنگاه مورد مطالعه باید در سال اول دوره حداقل دارای پنج نفر کارکن بوده باشد تا بتواند در پایان دوره مورد نظر تعداد کارکنان خود را به حداقل ۱۰ نفر افزایش دهد تا در دادههای مرکز آمار ایران منظور گردد. با چنین رویکردی و برای مطالعه بنگاههای با رشد سریع با استفاده از معیار مطلق، کلیه بنگاههای با کمتر از پنج نفر کارکن در سال ابتدای برنامه، از لیست دادهها حذف شده و تعداد بنگاههای مورد مطالعه به ۱۰۵۳۶ بنگاه تقلیل یافته است. علاوه بر آن برای استفاده از مدل رشد متوسط سالانه ۱۰ درصد، بنگاههای با کمتر از ۶ نفر کارکن در سال ابتدای دوره از محاسبات حذف شده و تعداد کل بنگاهها در این معیار به ۰۵۱/۱۰ بنگاه کاهش یافته است. این در حالی است که در استفاده از معیار برچ به دلیل انتخاب بنگاههای موجود در دهک اول توزیع برچ به عنوان بنگاههای با رشد سریع، تمامی بنگاههای کمتر از ۵۰ نفر کارکن مورد محاسبه و ارزیابی قرار میگیرند. با توجه به موارد مذکور، نتایج حاصل از محاسبه رشد سریع در بنگاههای کوچک و متوسط صنایع تولیدی و با توجه به معیار کمتر از ۵۰ نفر کارکن در جدول شماره ۸-۲ نشان داده شده است.
توزیع اشتغال بنگاههای کمتر از ۵۰ نفر کارکن با رشد سریع با استفاده از معیارهای مطلق، نسبی و BI
مدل مورد
استفاده وضعیت
رشد بنگاههای سال ۷۴ بنگاههای سال ۷۸ اشتغال سال ۷۴ اشتغال سال ۷۸
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
مدل
رشد مطلق عدم رشد سریع ۹۸۹۲ ۹/۹۳ ۴۷۴۵ ۰/۸۸ ۱۷۹,۷۴۲ ۱/۹۴ ۱۰۹,۲۹۲ ۹/۷۶
رشد سریع ۶۴۴ ۱/۶ ۶۴۴ ۰/۱۲ ۱۱,۲۱۸ ۹/۵ ۳۲,۸۳۲ ۱/۲۳
جمع کل ۱۰,۵۳۶ ۱۰۰ ۵۳۸۹ ۱۰۰ ۱۹۰,۹۶۰ ۱۰۰ ۱۴۲,۱۲۴ ۱۰۰
مدل
رشد نسبی
سالانه ۱۰% عدم رشد سریع ۸۶۴۶ ۰/۸۶ ۳۹۲۲ ۶/۷۳ ۱۶۱,۸۸۰ ۰/۸۶ ۸۳,۳۵۳ ۵۹٫۱
رشد سریع ۱۴۰۵ ۰/۱۴ ۱۴۰۵ ۴/۲۶ ۲۶,۳۶۴ ۰/۱۴ ۵۷,۶۰۲ ۴۰٫۹
جمع کل ۱۰,۰۵۱ ۱۰۰ ۵۳۲۷ ۱۰۰ ۱۸۸,۲۴۴ ۱۰۰ ۱۴۰,۹۵۵ ۱۰۰
مدل رشد
BI عدم رشد سریع ۹۸۶۹ ۹۱٫۸ ۴۵۲۶ ۷/۸۳ ۱۷۲۲۷۳ ۸۹٫۹ ۹۵۶۱۵ ۶۷٫۱
رشد سریع ۸۸۱ ۸٫۲ ۸۸۱ ۳/۱۶ ۱۹۴۳۲ ۱۰٫۱ ۴۶۸۲۰ ۳۲٫۹
جمع کل ۱۰,۷۵۰ ۱۰۰٫۰ ۵۴۰۷ ۱۰۰ ۱۹۱۷۰۵ ۱۰۰٫۰ ۱۴۲۴۳۵ ۱۰۰٫۰
همانگونه که جدول «توزیع اشتغال بنگاههای کمتر از ۵۰ نفر کارکن با رشد سریع با استفاده از معیارهای مطلق، نسبی و BI» نشان میدهد، از مجموع ۱۰۵۳۶ بنگاه و با توجه به معیار رشد مطلق، تنها حدود شش درصد از بنگاهها (۶۴۴ بنگاه) رشد سریع را تجربه کردهاند. نکته قابل توجه این که به دلیل کنترل ورود بنگاههای جدید و خروج بنگاههای موجود، تعداد کل بنگاههای مورد مطالعه در سال پایانی دوره کاهش خواهد یافت. بر این اساس، همانگونه که از جدول شماره ۸-۲ مشاهده میشود، به دنبال کاهش تعداد بنگاهها، مجموع اشتغال بنگاههای مورد مطالعه نیز طی سالهای برنامه دوم توسعه به شدت کاهش یافته است. این در حالی است که تعداد شاغلین بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع از ۱۱۲۱۸ بنگاه به حدود سه برابر افزایش یافته و به بیش از ۳۲۸۰۰ بنگاه رسیده است. سهم این بنگاهها نیز از کل اشتغال به حدود ۴ برابر افزایش یافته است (از ۹/۵ در سال ۱۳۷۴ به ۱/۲۳ درصد در سال ۱۳۷۸). این یافته با یافتههای سایر کشورهای جهان که سهم بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع را از کل بنگاهها کمتر از ۱۰ درصد نشان میدهد هماهنگی داشته و از طرفی موید نقش اساسی این بنگاهها در ایجاد اشتغال است، چه تنها شش درصد از بنگاههای با رشد سریع توانستهاند ۶۱۴/۲۱ شغل جدید ایجاد نمایند، در حالی که کل اشتغال موجود کاهش یافته است.
محاسبه رشد سریع با استفاده از معیار متوسط رشد سالانه ۱۰ درصد، تعداد بنگاههای کوچک و متوسط را به ۰۵۱/۱۰ بنگاه تقلیل داده است. اما با استفاده از این معیار درصد بنگاههای با رشد سریع به ۱۴ درصد افزایش یافته است که این درصد با نتایج مطالعات موجود در این زمینه که حاکی از کمتر از ۱۰ درصد بودن بنگاههای با رشد سریع است همخوانی کمتری دارد. با این وجود این بنگاهها با رشد سریع خود طی دوره مورد مطالعه با وجود کاهش کل اشتغال، اشتغال خود را به بیش از دو برابر افزایش دادهاند (از ۳۶۴/۲۶ شغل در سال ۱۳۷۴ به ۶۰۲/۵۷ شغل در سال ۱۳۷۸).
با تغییر تعریف مدل رشد سریع به معیار برچ به عنوان تلفیقی از دو روش فوق، درصد بنگاههای با رشد سریع به هشت درصد تغییر مییابد. همانگونه که جدول ۹-۲ نشان میدهد، این تعداد از بنگاهها که در سال ۱۳۷۴ تنها حدود ۱۰ درصد از اشتغال موجود را به خود اختصاص دادهاند، در سال ۱۳۷۸ سهم خود را از اشتغال موجود به بیش از سه برابر افزایش دادهاند. اشتغال این بنگاهها طی دوره مورد مطالعه از ۴۳۲/۱۹ شغل در سال ۱۳۷۴ به بیش از دوبرابر افزایش داده و به ۸۲۰/۴۶ شغل در سال پایانی دوره رسیده است. همانطور که مشاهده شد با تغییر مدلهای رشد سریع و با وجود کاهش کل اشتغال به دلیل کنترل ورود بنگاههای جدید، اشتغال بنگاههای با رشد سریع به مقدار قابل توجهی افزایش یافته است. بنابراین با تغییر مدل رشد نیز نقش بنگاههای کوچک و متوسط در ایجاد اشتغال تغییر قابل ملاحظهای نخواهد کرد و نتایج گویای اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع در ایجاد اشتغال و مویدی بر یافتههای مطالعات پیشین در این زمینه است.
به منظور تعیین نقش اندازه بنگاهها در اشتغال ایجاد شده، جدول شماره ۹-۳ اشتغال ناخالص ایجاد شده را به تفکیک اندازه بنگاهها نشان میدهد. نکته قابل ذکر این است که با وجود مشکلات دادههای جمعآوری شده از مرکز آمار ایران و کنترل ورود بنگاههای جدید، از آنجایی که ایجاد اشتغال تنها از طریق رشد بنگاههای موجود (و نه ورود بنگاههای جدید) مورد تاکید این پژوهش است، محاسبه خالص اشتغال از دقت کافی برخوردار نبوده و بر این اساس در این مطالعه تنها به مقایسه اشتغال ناخالص ایجاد شده در بنگاههای موجود در اندازههای مختلف بسنده شده است. نتایج بهدست آمده از جدول شماره ۸-۳ مویدی بر نتایج مطالعات پیشین است و نشان میدهد که با افزایش اندازه بنگاه، اشتغال ایجادشده توسط بنگاههای با اندازههای مختلف کاهش مییابد.
همانطور که این جدول نشان میدهد طبقه اندازه ۱۹- ۱ نفر کارکن بیشترین درصد بنگاهها را به خود اختصاص داده و این طبقه از لحاظ اشتغال ایجادشده نیز بعد از طبقه بنگاههای با ۴۹-۲۰ نفر کارکن در جایگاه دوم قرار گرفته است. بنگاههای با ۴۹-۲۰ نفر کارکن حدود ۳۲ درصد و بیشترین سهم از اشتغال موجود را به خود اختصاص دادهاند. به طور کلی سه طبقه اول که در ادبیات این حوزه به عنوان بنگاههای کوچک و متوسط محسوب میگردند، بیش از ۷۵ درصد از اشتغال ایجادشده را پوشش دادهاند. این در حالی است که افزایش اندازه بنگاه، سهم آنها را در ایجاد اشتغال کاهش میدهد.
اشتغال ناخالص ایجاد شده طی برنامه دوم توسعه به تفکیک اندازه بنگاهها
اندازه بنگاه بنگاه اشتغال
تعداد درصد تعداد درصد
۱۹- ۱ ۲۰۲۲ ۵۱٫۰۶ ۱۷۶۵۷ ۲۵٫۳۹
۴۹- ۲۰ ۱۲۸۷ ۳۲٫۵۰ ۲۲۲۵۳ ۳۱٫۹۹
۹۹- ۵۰ ۳۴۰ ۸٫۵۹ ۱۲۵۱۱ ۱۷٫۹۹
۱۴۹- ۱۰۰ ۱۲۷ ۳٫۲۱ ۵۷۲۲ ۸٫۲۳
۱۹۹- ۱۵۰ ۶۰ ۱٫۵۲ ۳۶۳۶ ۵٫۲۳
۲۹۹- ۲۰۰ ۷۳ ۱٫۸۴ ۴۵۳۷ ۶٫۵۲
۳۹۹- ۳۰۰ ۴۲ ۱٫۰۶ ۲۹۲۳ ۴٫۲۰
بیش از ۴۰۰ ۹ ۰٫۲۳ ۳۱۵ ۰٫۴۵
جمع کل ۳۹۶۰ ۱۰۰ ۶۹۵۵۴ ۱۰۰
از آنجا که هدف اصلی این مطالعه بر یافتن سهم بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع در ایجاد اشتغال قرار داده شده است، همچنین با درنظرگرفتن معیار کمتر از ۵۰ نفر کارکن به عنوان بنگاههای کوچک و متوسط، جدول شماره ۸-۴ اشتغال ایجاد شده توسط این بنگاهها را به تفکیک بنگاههای با رشد سریع و بنگاههایی که چنین رشدی را تجربه نکردهاند نشان میدهد.
سهم بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع در ایجاد اشتغال ناخالص طی برنامه دوم توسعه
مدل مورد
استفاده وضعیت رشد تعداد بنگاهها اشتغال ایجاد شده
تعداد درصد تعداد درصد
مدل رشد مطلق عدم رشد سریع ۲۶۴۷ ۸۰٫۴ ۱۸۰۵۰ ۴۵٫۵
رشد سریع ۶۴۴ ۱۹٫۶ ۲۱۶۱۴ ۵۴٫۵
جمع کل ۳۲۹۱ ۱۰۰٫۰ ۳۹۶۶۴ ۱۰۰٫۰
مدل رشد نسبی
سالانه ۱۰ درصد عدم رشد سریع ۱۸۲۴ ۵۶٫۵ ۷۶۰۶ ۱۹٫۶
رشد سریع ۱۴۰۵ ۴۳٫۵ ۳۱۲۳۸ ۸۰٫۴
جمع کل ۳۲۲۹ ۱۰۰٫۰ ۳۸۸۴۴ ۱۰۰٫۰
مدل رشد BI عدم رشد سریع ۲۴۲۸ ۴/۷۳ ۱۲۵۲۲ ۳۱٫۴
رشد سریع ۸۸۱ ۲۶٫۶ ۲۷۳۸۸ ۶۸٫۶
جمع کل ۳۳۰۹ ۱۰۰٫۰ ۳۹۹۱۰ ۱۰۰٫۰
در جدول «سهم بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع در ایجاد اشتغال ناخالص طی برنامه دوم توسعه» تنها بنگاههایی که طی دوره مورد مطالعه باقیمانده و اشتغال خود را افزایش دادهاند مشاهده میشود. همانطور که این جدول نشان میدهد، در میان بنگاههایی که اشتغال خود را افزایش دادهاند، سهم بنگاههای با رشد سریع در ایجاد اشتغال به صورت بارزی از دیگر بنگاه متمایز است. سهم این بنگاهها با تغییر معیار محاسبه رشد سریع تغییر یافته، اما با این وجود سهم آنها در اشتغال ایجاد شده با استفاده از هر سه مدل، نسبت به بنگاههایی که چنین رشدی نداشتهاند بیش از ۵۰ درصد است.
استفاده از معیار رشد نسبی سالانه ۱۰ درصد سهم این بنگاهها را در ایجاد اشتغال به بیش از ۸۰ درصد افزایش داده و استفاده از معیار رشد مطلق سهم این بنگاهها را نسبت به دو روش دیگر به کمترین مقدار کاهش داده است (۵/۵۴ درصد). با استفاده از معیار BI سهم بنگاههای با رشد سریع در ایجاد اشتغال ناخالص ۶/۶۸ درصد است. در مجموع نتایج این بخش موید آن است که درصد اندکی از بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع (۱/۶ درصد با معیار رشد مطلق، ۱۴ درصد با معیار رشد نسبی سالانه ۱۰ درصد و ۲/۸ درصد با معیار برچ) بیش از ۵۰ درصد از اشتغال طی دوره مورد بررسی را ایجاد کردهاند (۵/۵۴ درصد با معیار رشد مطلق، ۴/۸۰ درصد با معیار رشد نسبی سالانه ۱۰ درصد و ۶/۶۸ درصد با معیار برچ).
جمعبندی، نتیجهگیری و سیاستهای پیشنهادی
یافتههای این مطالعه با وجود مشکلات آماری و عدم امکان محاسبه اشتغال ناخالص از بین رفته و در نتیجه خالص اشتغال، تاییدی بر نتایج مطالعات پیشین در این حوزه در سطح جهان است. مانند مطالعات دیگر، نتایج این مطالعه نیز نشان داده که با افزایش اندازه بنگاه، سهم آنها در ایجاد اشتغال کاهش یافته و همچنین بنگاههای کوچک و متوسط با رشد سریع نقشی اساسی را در ایجاد اشتغال در صنایع تولیدی ایران ایفا کردهاند. این بنگاهها گرچه کمتر از ۱۰ درصد از کلیه بنگاههای موجود را تشکیل دادهاند، اما توانستهاند بین ۵۵ تا ۸۰ درصد اشتغال ناخالص را (با استفاده از معیارهای متفاوت رشد مطلق، رشد متوسط سالانه ۱۰ درصد و معیار برچ) ایجاد نمایند. بر این اساس، ایجاد اشتغال چنانچه به عنوان سیاستی در بازار کار مد نظر قرار گیرد بازشناسی بنگاههای با رشد سریع را میتوان اولین گام اساسی در این راستا قلمداد نمود. این موضوع در راستای حمایتهای دولت و تاکید بر بازشناسی عوامل موثر بر رشد و در نتیجه ایجاد زمینههای لازم جهت ظهور رشد سریع برای آن دسته از بنگاههایی که دارای زمینه چنین رشدی هستند نیز موضوعیتی اساسی خواهد داشت.
* عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه یزد
ادامه دارد …

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد