31 - 05 - 2020
کیروش، جاسوس ترسناک پرتغالی ایران
ژوزه مانوئل ریبیرو سردبیر روزنامه مشهور پرتغالی جوگو در یادداشتی اختصاصی برای ورزش سه، نگاه خود با خوانندگان ایرانی را به اشتراک گذاشته است.
در این یادداشت جذاب که با ارتباط بین دو رسانه ایرانی و پرتغالی برای ما ارسال شده، ریبیرو تاکید کرده شباهتهای زیادی بین بازیکنان ایرانی و پرتغالی نسل ١٩٨٩ تحت رهبری کیروش میبیند، نسلی که تبدیل به نقطه عطفی برای جهانی شدن پرتغال شدند.
تیم ملی ایران از اسلحه قدرتمندی برای مقابله با پرتغال، برخوردار است. سلاح قدرتمندی که در اختیار دیگر تیمهای حاضر در جامجهانی نیست، تواناییای که در شرایط این چنینی بسیار تعیینکننده است. سرمربی ایران، کارلوس کیروش، در تمامی ابعاد فوتبال ملی ٢٠ سال گذشته پرتغال مانند پدر بوده است. او یکی از بنیانگذاران حرفهای شدن فوتبال پرتغال است، در دهه ٨٠ میلادی به عنوان عضوی از تیم فنی و آنالیزور با فدراسیون فوتبال پرتغال همکاری میکرد و پس از آن سمت سرمربی تیم ملی فوتبال زیر ٢٠ سال پرتغال را بر عهده گرفت، سمتی که با آن دوبار قهرمانی جامجهانی را کسب کرد. کیروش کسی است که فوتبالیستهایی مانند فیگو، روی کوستا و ویتور بایا را به جامعه جهانی فوتبال معرفی کرد، بازیکنان بزرگی که هنوز در خاطرات و قلب فوتبالدوستان در سراسر دنیا هستند.
او در مقطعی از دهه ٩٠ میلادی در باشگاه بازیکنساز اسپورتینگ مربیگری کرد، باشگاهی که اکثر نوابغ فوتبال پرتغال از آن آغاز میکنند. پس از آن در سمت کمکمربی منچستریونایتد و در کنار فرگوسن، نقش مهمی برای امضا قرداد با رونالدو ایفا کرد. بازیکنی که در سال ٢٠۱۰-٢٠۰۹ در تیم ملی پرتغال هم دوباره شاگرد او شد. کاملا روشن است که موفقیتهای سالهای اخیر پرتغال با مشارکت تیمها و مربیان مختلفی به دست آمده است، برای مثال باشگاههای بنفیکا و پورتو و مربی مانند ژوزه مورینیو، اما اگر بخواهیم یک نفر را معمار موفقیتهای ٢٠ سال گذشته پرتغال بنامیم، بدون شک آن معمار کارلوس کیروش است.
سرمربی تیم ملی ایران، روح تیم ملی پرتغال را به خوبی میشناسد، او در ساخت روح تیم کمکهای زیادی کرده است. به معنای واقعی کلمه تاثیر بسزایی در معرفی رونالدو و حتی نسل جدید بازیکنان (مانند برناردو سیلوا، برونو فرناندس و جلسون مارتینز) دارد، مسالهای که ریشه در عمق اندیشه و ساختارسازی کیروش در فدراسیون و تیم ملی پرتغال دارد. با در نظر گرفتن هوش بالای کیروش در به کارگیری اطلاعات موجود، شاید تنها فرناندو سانتوس است که میتواند مهره برنده پرتغال در این رویارویی باشد. آن هم رویارویی بسیار مهم، نادر و کمیابی که در یک طرف فردی میتواند محکوم به خیانت به کشور خود شود!
من اطلاعات مختصری از عملکرد کیروش در ایران دارم، اما تیم ملی ایران و البته تعصب و علاقه شدید مردم ایران برای فوتبال را به خوبی میشناسم. در سال ١٩٩٨ در زمانی من در نقطه عطف کار خبرنگاری خودم بودم مسابقه ایران و آمریکا را پوشش دادم، در آن زمان بود که متوجه شباهتهای زیادی بین (فوتبال) کشور خودم پرتغال و ایران، شدم. اینگونه است که من شباهتهای زیادی بین بازیکنان ایرانی و پرتغالی نسل ١٩٨٩ تحت رهبری کیروش میبینم، نسلی که توسط کیروش تعلیم دیده بودند. من میدانم که کیروش میخواسته که همان شرایط را برای بازیکنان ایرانی به وجود آورد و همواره از نبود امکانات و زیرساختها رنج برده است. من نمیدانم که تا چه حدی به کیروش اجازه داده شده در مسایل مسابقات داخلی ایران یا ساختارهای فوتبال ایران کار کند اما من میدانم که او این گونه دخالتها را در پرتغال انجام داد که منجر به نتایج خوبی شد. من تیم ملی ایران را تیم باانضباطی میبینم که با اشتیاق و علاقه زیادی بازی میکند و خود را در زمین از هیچ حریفی کمتر نمیبیند. این انسجام تیمی است که ایران را تبدیل به قدرتمندترین تیم آسیایی کرده است.
به خاطر داشته باشیم که وجود کیروش در تیم ایران به عنوان اطلاعات داخلی (جاسوس)، کافی است برای ایجاد وحشت در اردوی پرتغال، در آستانه این مسابقه مهم که میتواند باعث صعود تاریخی ایران یا حذف قهرمان اروپا از مسابقات شود.
در انتها، زیبایی جامجهانی در این است که در چنین شرایطی مردم و فوتبالدوستان کشورهای مختلف را به یکدیگر نزدیک کند مانند این مسابقه که پرتغالیها را به ایرانیان نزدیکتر میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد