16 - 01 - 2023
یخبندان مدیریتی
در مصرف گاز صرفهجویی کنید، هموطنان به فکر دیگر شهروندان باشند، تمامی مدارس و ادارهها تعطیل است، کارمندان به صورت شیفتی در محل کار حضور داشته باشند، مدارس غیرحضوری شدند، نفت سفید در برخی شهرها توزیع شد، اینها اخباری بود که مسوولان وعده دادند در اروپا رخ میدهد اما حالا زمستان سخت بدجوری گلوی ایران و ایرانیان را فشرده است. یادمان نرفته که عبارت «زمستان سخت» و تعابیری مشابه با آن، مدتها تیتر اول رسانههای حامی دولت ابراهیم رییسی بود که روی آن مانور میدادند و حالا خود ما در تله زمستان افتادهایم. با این حال دولتمردان عملکرد خود را در این رابطه قابل قبول و حتی شایسته تقدیر میدانند؛ به گونهای که روز گذشته عبدالله گنجی، عضو شورای اطلاعرسانی دولت، در توئیتی نوشت: «سرمای حال از جهت گستردگی -کل کشور- و از جهت عمق سرما بیسابقه است. اکنون در ۱۰ استان کشور میانگین سرما، ١٠ درجه زیر صفر است. بهرغم کاهش گاز صولی ترکمنستان گاز شمال قطع نشد؛ باید خداقوت گفت به مدیران وزارت نفت و قدردان بود که بدون افزایش زیرساخت جدید در سالهای گذشته مدیریت خوبی کردند.» متاسفانه نگاه مسوولان با مردم اختلاف صد درصدی دارد و گویی آنها در یک کشور و کره جدیدی زندگی میکنند و اصلا مشکلی وجود ندارد. اینجاست که اعتماد عمومی ضربه میخورد و حتی میتوان گفت از بین میرود.
در حالی که اکثر شهرهای ایران به دلیل بحران کنونی گاز در تعطیلی بهسر میبرند رییس شورای شهر پایتخت با اشاره به سرمای سراسری در کشور و بحران گاز گفته که درخواست ما این است که مردم خودشان به خودشان یاری برسانند که از این سرما آسیب نبینند. اگر به یاد داشته باشیم در مقطعی هم که قیمت برخی از اقلام خوراکی افزایش غیرمنتظرهای داشت، بعضی از مسوولان خطاب به مردم میگفتند که نخرید تا ارزان شود. گویا قرار است مردم تاوان ناکارآمدی مسوولان و تصمیمگیران را بدهند. متاسفانه ناکارآمدیها و تصمیمات غلط تا به اینجای کار، کشور را در محاصره مشکلات عدیده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار داده که بیرون آمدن از آن چندان سهل به نظر نمیرسد.
بهگفته تحلیلگران و نخبگان فکری و سیاسی نیازمند اصلاح ساختاری و یا به گفته خودشان «حکمرانی نوینی» هستیم تا شاید کشور ایران به ثبات نسبی برسد. در واقع از زمان روی کار آمدن دولت رییسی ما هر روز با بحرانهای متعددی مواجه هستیم؛ از تورم افسارگسیخته و گرانیهای روزافزون گرفته تا آلودگی هوا، حالا هم سردی هوا به آن اضافه شده است. «جهانصنعت» در گفتوگو با علی صوفی دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات و وزیر تعاون دولت اصلاحات به بررسی تبعات چنین رویکردی در سیستم تصمیمگیری و اعتماد عمومی پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
علی صوفی دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات در گفتوگو با «جهانصنعت»:
مشکلات کشور نتیجه انسداد در سیستم تصمیمگیری است
آقای صوفی! هر روز شاهد یک بعد جدید از ناکارآمدی و عدم مدیریت در دولت رییسی هستیم. به نظر شما این ناکارآمدیها چه تبعاتی به خصوص در بحث اعتماد عمومی و شکاف ایجادشده بین جامعه و سیستم تصمیمگیر خواهد داشت؟
هر کاری ضوابط و شرایطی دارد که اگر از آن شرایط عدول شود، قطعا نهتنها موفق نخواهیم شد، بلکه به سمت کارهای غلط و بدون نتیجه حرکت خواهیم کرد. ما در حکمرانی، اصلی را به عنوان «شایستهسالاری» داریم که اگر این اصل کنار گذاشته شود، نتیجه آن ظهور افراد ناشایست و ضعیف است که کشور را با معضلات متعددی مواجه خواهد کرد. امام علی(ع) نیز نسبت به این امر هشدار داده و گفتهاند که این افراد قطعا مایه زوال خواهند بود؛ یعنی اگر شایستهها کنار گذاشته شوند و ناشایستها را بر آنها مقدم بداریم، میشود همان عدمشایستهسالاری.
حکمرانی خوب در گرو افراد متخصص و در نظر گرفتن شایستهسالاری برای مدیریت در کشور است، به نظر شما این امر چه اندازه در دولت رییسی جدی گرفته شده است؟
در شایستهسالاری افراد براساس تخصص، تجربه، بینش و دانش انتخاب میشوند و در راس امور قرار میگیرند و اگر غیر از این باشد، میشود همین شرایطی که کشور در حال حاضر با آن مواجه است. عدم بهکارگیری افراد غیرمتخصص مانند این است که خودروی خود را برای تعمیر به یک فردی که دوچرخه تعمیر میکند بسپاریم. طبیعی است که نتیجهای جز ویرانی نخواهد داشت. متاسفانه مساله این است که در کشور اولویت افراد بر جامعه پیشی گرفته است. یعنی جامعه فدای منافع گروهی و جریانی شده و میبینیم حتی در انتخاب کابینه رییسی آنچه مدنظر قرار گرفته بیشتر منافع جناحی است تا منافع مردم که نتیجه این عدم تخصصگرایی حالا دامن ایران را گرفته و هر روز با یک معضل جدید در کشور روبهرو هستیم. در واقع الان شاهد نتیجه انسداد در سیستم تصمیمگیر و یکدستسازی هستیم که اینگونه کشور را در محاصره مشکلات قرار داده است. در واقع تصمیمات عجیب و سخنانی که برخی از وزرا یا مسوولان این روزها بر زبان میآورند نتیجه همین یکدستسازیها و انتخاب افراد ناشایست در مصدر تصمیمگیری است. یک عده جای متخصصان را گرفتهاند آن هم به این دلیل که در درون یک جریان قرار دارند. این روزها کشور به هر بهانهای تعطیل میشود و میشنویم که وزیران دولت رییسی راهکار را همراهی بیشتر مردم میدانند، خسارتهایی که این تعطیلیها دارند، جبرانناپذیر است.
در دولت رییسی هر چیزی به بحران تبدیل میشود، سرما و گرما در این دولت به بحران تبدیل میشود. اما چرا این اتفاق میافتد، پاسخ آن ساده است، چون تصمیمگیری در دستان نخبگان قرار ندارد، بلکه تحتالشعاع یکسری مصلحتها قرار گرفته که بیشتر برای حفظ قدرت خود آنها را اتخاذ میکنند. متاسفانه مدیریت دست افرادی افتاده که از تخصص و تجربه لازم برخوردار نیستند. نظام تصمیمگیر و تصمیمساز در کشور فلج شده؛ حوادث جلو هستند، همانطوری که ما در ناآرامیهای اخیر شاهد آن بودیم.
هر روز بر تعداد ناراضیان از دولت و مجلس افزوده میشود و به انتظارات مردم نهتنها جواب داده نشده، بلکه مسوولان درست عکس انتظارات عمل میکنند. به گفته برخی از جامعهشناسان مردم حذف شدهاند. با این حال میبینیم مسوولان برای حل مشکلاتی چون بحران گاز یا آلودگی هوا از جامعه انتظار همراهی دارند، به گونهای که روز گذشته وزیر کشور، راه عبور از بحران انرژی در کشور را صرفهجویی و تغییر شیوه مصرف دانست و گفت: «اگر همراهی مردم نباشد حتما در این زمینه دچار مشکل خواهیم شد، باز هم تاکید میکنیم که راه اصلی اصلاح الگوی مصرف است.» به نظر شما آیا با وجود چنین عملکردی از مسوولان میتوان به همراهی مردم امیدوار بود و واکنش جامعه به این درخواستها چگونه است؟
قطعا ناکارآمدی دولتمردان تبعات جبرانناپذیری به دنبال خواهد داشت. بنابراین تا این نارضایتیها ریشهیابی و اعتماد مردم جلب نشود، نمیتوان از مردم انتظار همراهی و همکاری داشت. باید ببینیم خودمان چه اندازه با مردم همراهی کردهایم و چه اندازه در تصمیمگیریها مدنظر قرار گرفتهاند.
اعتماد در گرو کارایی و کارآمدی است اما وقتی هر روز یک جلوه جدید از ناکارآمدی را شاهد هستیم، آنچه که از بین میرود امید و اعتماد مردم است. در واقع آنها منتظر یک تلنگر هستند و این چیزی نیست که از آن غافل باشیم. مقام معظم رهبری هم اخیرا در یکی از سخنرانیهای خودشان خطاب به مسوولان گفتند که غرور شما را نگیرد و باید مراقب باشید.
حل مشکلات مردم باید در اولویت قرار گیرد. مشکلات باید حل شوند. باید توجه داشت که بیاعتنایی به حقوق و خواستهای مردم آن هم در این شرایط سخت تاوان خواهد داشت چراکه در نبود اعتماد و پشتیبانی مردم از تصمیمات، نمیتوان بر مشکلات فائق آمد و بنابراین باید هر لحظه منتظر یک جرقه باشیم تا موج اعتراضات دوباره در کشور شروع شود.
به نظر شما چرا مردم خودشان را «حذف شده» میدانند و احساس میکنند از اساس نادیده گرفته شدهاند؟
چون مردم صدایی در سیستم تصمیمگیر ندارند.
وقتی شما با نظارت استصوابی بسیاری را از گردونه رقابتها حذف میکنید به تبع آن مشارکت مردم نیز کاهش پیدا میکند. وقتی مردم مشارکت نداشته باشند قطعا همراهی هم وجود نخواهد داشت چراکه منتخبان را نماینده خود نمیدانند. هر چند با نگاهی به عملکرد آنها میبینیم که فضا، فضای خدمترسانی نیست. نمایندگان مردم در سیستم تصمیمگیری وجود ندارند و مشارکت پایین نتیجه چنین روندی است و حاصل آن رد صلاحیت بخش بزرگی از صدای مردم. به عقیده من نظارت استصوابی گامی بزرگ برای نفی شایستهسالاری است که به تمامیتخواهی انجامید و انتخابات بیمعنا میشود.
مردم هر روز احساس بیپناهی میکنند و نمیدانند به کجا پناه ببرند. حاصل چنین تصمیماتی این است که نسل جوان ما از زندگی مایوس شده و برای یک زندگی عادی راهی کشورهای دیگر میشود. جامعه دوقطبی شده است؛ یعنی ما با دو گروه و قطب مواجه هستیم؛ عدهای خودیهای بهرهمند از همه مزایا و گروه دیگر غیرخودیهای محروم از مزایا.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد