14 - 12 - 2019
یوزپلنگ قربانی خشکسالی است نه تصادفات جادهای
رییس سازمان حفاظت محیطزیست معتقد است تخریب محیطزیست یکشبه انجام میشود، اما احیای آن گاهی صدها سال زمان نیاز دارد. وی میگوید: ما باید آگاهی مردم و از آن مهمتر آگاهی سیاستگذاران و تصمیمگیران را بالا برده و نظراتشان را اصلاح کنیم. او بر این باور است: مسائل زیستمحیطی و فنی جدای از مسائل سیاسی است و وقتی دعواهای سیاسی به مسائل زیستمحیطی کشیده میشود هم به مردم ظلم میشود و هم به محیطزیست.
عیسی کلانتری درباره ساخت سد لاسک و تاثیر منفی بر تالاب انزلی معتقد است: شما باید یک موضوع را به صورت کلی در نظر بگیرید، به استناد مصوبات اجلاس ریو در سال ۱۹۹۲ و مصوبه ۱۹۹۷ اکوساک سازمان ملل هر منطقه و هر کشوری میتواند ۴۰ درصد از منابع آبهای تجدیدپذیر خود را استفاده کند. این قانون کلی برای کره زمین است. به طور مثال چین با این همه جمعیت فقط ۲۹ درصد و هند نیز ۳۳ درصد از آبهای تجدیدپذیر خود استفاده میکنند، اما ما در ایران بیش از ۱۰۰ درصد از آبهای تجدیدپذیر استفاده میکنیم. البته میزان استفاده از آبها متفاوت است. در خراسانرضوی ۱۳۲ درصد، در استان گیلان کمتر از ۲۰ درصد، در استان فارس ۱۰۳ درصد و در استان کرمان ۱۱۲ درصد استفاده میکنیم، در حالی که سقف آن ۴۰ درصد است و ما تا ۴۰ درصد میتوانیم از آبهای تجدیدپذیر استفاده کنیم و مابقی آن حق طبیعت است که شامل تالاب، دریا، آبهای زیرزمینی، رودخانهها و... است.
به گزارش ایلنا، هرچند ساخت این سد در حقیقت یک تیر خلاص به تالاب انزلی است، اما وی تاکید میکند در گیلان کمتر از ۲۰ درصد استفاده میکنیم، در حالی که میتوانیم تا ۴۰ درصد از آبهای تجدیدپذیر در این منطقه استفاده کنیم. حق نداریم در خراسانرضوی چون پرجمعیت و کمآب است، ۱۳۲ درصد از آبهای تجدیدپذیر را استفاده کنیم. اگر بخواهیم محیطزیست زنده بماند و پایداری محیطزیست را تضمین کنیم، باید به این موضوعات توجه کنیم، چرا که اولین موضوع در محیطزیست آب است و حتی خاک در مرحله بعد قرار دارد. در استان گیلان اگرچه کمتر از ۲۰ درصد آب تجدیدپذیر را استفاده میکنیم، اما در مقابل سهمیه زنجان، قزوین و کردستان را گرفته و به سد سفیدرود منتقل میکنیم و آبهای تجدیدپذیر در استان گیلان که میانگین بارش در آنجا ۹۰۰ میلیمتر است، را به سمت دریا روانه کردهایم و در مقابل به مردم آن مناطق اجازه نمیدهیم از آب مناطق خودشان استفاده کنند و آن آب را برای کشت برنج به گیلان منتقل میکنیم، البته سد سفیدرود در سال ۱۳۴۰ ساخته و به بهرهبرداری رسیده است و اجحاف بدی در طول زمان به مردم این مناطق شده است. ما در گیلان هم میتوانیم از ۴۰ درصد آب استفاده کنیم و اگر از این میزان آب استفاده کنیم دیگر نیازی به آب پشت سد سفیدرود نداریم و میتوانیم از آن آب در هر جای دیگری که خواستیم استفاده کنیم.
رییس سازمان حفاظت محیطزیست درباره سیاستهای غلط در طول دهههای گذشته معتقد است سیاسیکاریهای غلط ما را در محیطزیست به مشکل انداخته است. البته سیاستهای غلط هم وجود دارد به طور مثال ما تا یک حدی در کشور میتوانیم مواد غذایی تولید کنیم و نمیتوانیم در همه چیز به خودکفایی برسیم. بارشها سالانه در حدود ۳۹۰ میلیارد مترمکعب است، این بارندگیها به غیر از تبخیر، آب تجدیدپذیر را تشکیل میدهند. اصول بینالمللی میگوید، باید از آب تجدیدپذیر ۴۰ درصد استفاده کنیم یعنی اگر ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی داریم، میتوانیم تا ۴۰ میلیارد آن استفاده کنیم، اما در حال حاضر ۹۷ درصد از این آبها را استفاده میکنیم و مشکل محیطزیست اینجاست، یعنی به جای اینکه ۴۰ میلیارد مترمکعب استفاده کنیم، بیش از ۹۰ میلیارد مترمکعب مصرف میکنیم که باعث خشک شدن رودخانهها میشود. همچنین حجم آبهای زیرزمینی سال به سال کمتر میشود و باعث بالا رفتن غلظت نمک در آبهای زیرزمینی و خشک شدن چاهها میشود.
یکی دیگر از مشکلات محیطزیستی، خشک شدن جنگلهای بلوط در زاگرس است، طرحهایی که برای حفظ این جنگلها استفاده میشود هم کاربردی نیست، کلانتری در این باره میگوید: سالانه ۵۰ تا ۶۰ هزار هکتار از جنگلهای بلوط در زاگرس خشک میشوند. در اول انقلاب طرحهای سنابل ۱ تا ۴ را اجرا کردیم. در آن زمان طرحهای بیخردانه و غیرعلمی را آغاز کردیم، چراکه در آن زمان احساسات غالب بر مردم بود و تصور میکردند گندم را باید خودمان تولید کنیم، از همینرو رفتیم همه درهها، تپهها و... را شخم زدن. شخم زدن زمینها باعث میشود، در ابتدا علف از بین رود و خاک بدون پوشش و سپر در مقابل باد و باران بماند که به تدریج خاک توسط این باد و باران شسته میشود.
همچنین وی تاکید میکند، امروز بیش از دو میلیارد تن خاک در سال جابهجا میشود و حدود ۱۲ تن در هکتار فرسایش خاک در کشور داریم. یعنی ۷۵/۰ میلیمتر فرسایش خاک داریم، اما در مقابل حدود ۴۰ سال زمان میبرد تا یک میلیمتر خاک با اقلیم کشور ما ایجاد شود. به عبارت دیگر هر سال ۷۵/۰ آن یعنی سالی نزدیک به یک میلیمتر از دست میدهیم، در حالی که هر ۴۰ سال یک میلیمتر از خاک ایجاد میشود. یعنی خاکهای مناطق زاگرس که در زمان یخبندان هم زنده بودند، در طول ۴۰ سال فرسوده شده و مدام کم شده است و بخش عمدهای از خاک قدرت نگهداری آب در خود را از دست داده است.
از سوی دیگر وی بر این باور است، حتی اگر به طور مثال در این سالها بارندگی ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده، اما خاکی که قدرت نگهداری باران را دارد، در ۴۰ سال گذشته نزدیک به ۳ سانتیمتر کاهش پیدا کرده و ظرفیت نگهداری آب در خاک کمتر شده است. درخت مانند انسان است و آرام آرام ضعیف شده و بعد میمیرد و فقط زمانی یکباره میمیرد که یا آن را قطع کنید یا اینکه اصلا آب به آن نرسانید. جنگلهای زاگرس به علت ضعفی که بر اثر تخریب خاک صورت گرفته و نبود آب به مرور ضعیف شدهاند. وقتی به مرور ضعیف شدهاند قارچ و ویروسی که هزاران سال با این جنگل همزیستی مسالمتآمیز داشتهاند، بر جنگل غلبه کرده است یعنی جنگل قدرت و تحمل این قارچ و ویروس را ندارد بنابراین این ویروس و قارچ آن را از پای در میآورد.
کارشناسان محیطزیست معتقدند سیاستهای غلط باعث وقوع سیل در ابتدای سال جاری در کشور شد، وی در اینباره میگوید: این بارشها که در ابتدای سال در ایران آمد، اگر در هر جای جهان هم اتفاق بیفتد، قطعا پس از آن سیل جاری میشود. سیل میآید خسارت هم وارد میکند، اما ما خسارتی که میبینیم در وهله اول از خود سیل نیست. براساس قوانین مجلس شورای اسلامی مصوب سال ۹۴، این اجازه به دولت داده شد تا بستر رودخانههای خشک را به مردم بفروشد، البته دولت خوشبختانه این کار را نکرد، اما امروز به حریم رودخانهها تجاوز شده است و ما رودخانههایمان را نگهداری نکردیم. یادم میآید در زمان جنگ مسوولیت و پشتیبانی لشکر عاشورا را به ما در شرکت کشت و صنعت مغان داده بودند، برای اینکه محصول را از مغان به منطقه نیاوریم در دارخوین هزار و ۱۰۰ متر زمین گرفتیم و در آنجا کشت را شروع کردیم.
از سوی دیگر وی افزود: در بهار سال ۶۵ یا ۶۶ نیز در این منطقه سیل آمد، رودخانه کارون در آن زمان پنج هزار و ۶۰۰ مترمکعب در ثانیه آب را عبور داد، اما یک قطره آب وارد مزارع ما نشد، در حالی که ما در آن زمان دایک هم نداشتیم، اما دیدیم که همان رودخانه امسال با چه مشکلی روبهرو شد. البته اگر سیل بهمنماه نبود، کارون نمیتوانست دو هزار متر را هم عبور دهد. ما مهندسی رودخانههایمان را رها کردهایم. در حقیقت بعد از اینکه سدها را ساختیم رودخانهها را رها کردیم و وقتی در بالادست به خشکسالی خوردیم همه به بستر رودخانه تجاوز کردند. گرچه آبخیزداری و آبخوانداری باید باشد، اما در مقابل بارش ۳۰۰ میلیمتری در کمتر از ۲۰ ساعت در همه جای دنیا سیل خواهد آورد. این باران یک باران استثنایی بود اما میتوانست خسارتش کمتر باشد.
رییس سازمان حفاظت محیطزیست همچنین در پایان افزود: سیلی که آمد به همراه خود خاک را آورد. این خاک در دشت خوزستان پخش شد. اگر ما چرای دام را مهار نکنیم، این ذرات خاک بر اثر راه رفتن دام، ساختار خاک را از بین میبرد. وقتی ساختار تخریب شود، باد سه متر در ثانیه هم که ۱۰ کیلومتر در ساعت باشد، این ریزدانه را بلند میکند و همه جا میبرد. میخواستند بودجه را برای مناطق سیلزده اختصاص دهند، چراکه دولت باید حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان خسارت سیل را جبران کند و در این بیپولی و صادرات کم نفت میخواهند ببینند، به کجا میتوانند هزینه کمتری اختصاص دهند و فکر میکنند چون امسال باران آمده است، ریزگرد کمتر میشود و بودجه نیاز ندارد و برای ۱۰۰ میلیون دلار صندوق نقشه کشیدهاند، در حالی که همین الان هشت هزار هکتار از اراضیای که سال گذشته سازمان جنگلها و مراتع بوتهکاری کرد، خشک شدهاند. حدود ۱۸ تا ۲۰ هزار هکتار کاشتند که هشت هزار آن خشکید و باید احیا شوند که این نیاز به پول دارد. هامون پول میخواهد، جازموریان پول میخواهد و این در حالی است که کشور تحت فشار منابع مالی است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد