26 - 06 - 2021
یکدستی حاکمیت؛ فرصتها و تهدیدها
گروه سیاسی- جریان اصولگرا نیز هم ریاستجمهوری را برد و هم کرسیهای پارلمان شهری در پایتخت را تصاحب کرد. مجلس نیز دو سال پیش در ید این جریان سیاسی قرار گرفته بود لذا میتوان قاطعانه گفت که حاکمیت یکدست شد. این ویژگی به باور برخی سودمند و موجب حل مشکلات کشور بدون هر نوع حاشیه و هیاهو است و از نظر برخی دیگر مسبب افول چندصدایی و دور شدن از دموکراسی.
امیرحسن قاضیزادههاشمی، نایبرییس مجلس و یکی از نامزدهای بازنده در این انتخابات، البته در گروه اول قرار دارد. او معتقد است که «کشور برای حداقل ۱۰ سال به چنین اتفاقی نیاز داشت» و «بعد از طی این دوره، نهادهای دموکراتیک یا جریانات سیاسی میتوانند برگردند!»گذشته از اعتراف به دور شدن از دموکراسی که در این سخن مستتر است، باید به این مهم پرداخت که منفعت یکدستی قوا و مجموعه حاکمیت چیست؟ قاضیزادههاشمی میگوید: «کشور برای اینکه از جا بلند شود حداقل ده سالی باید دعواها را کنار بگذارد؛ به همین دلیل به نظر من مردم با هوشمندی این را انتخاب کردهاند.»وی تاثیر این وضعیت بر روند اداره کشور و همچنین احتمال برخورد با اغماض میان قوا و کاهش نظارتها را رد نکرده و میافزاید: «نمیخواهم بگویم که چنین اتفاقی ممکن نیست اما شرایط کشور بهگونهای است که ما به دلیل اوضاعی که در حوزه اجرا و مشکلات مردم ایجاد شده نیاز به چنین اتفاقی داشتیم که یک قدرت متمرکز در حوزه اجرا داشته باشیم.
بعد از طی این دوره نهادهای دموکراتیک که حضور دارند و فعالیت میکنند یا جریانات سیاسی خود را احیا میکنند و باز میتوانند به قدرت برگردند.»
نگاه وی اما منتقدان جدی دارد؛ منتقدانی که لزوما از جریان حذفشده اصلاحطلب هم نیستند. مثلا عماد افروغ جامعهشناس اصولگرا چند روز قبل طی گفتوگویی با «انصاف» نیز از فرصتها و چالشهای یکدستی حاکمیت با روی کار آمدن رییسی گفته و تاکید کرد: «این فرصت در صورتی که شعارها و شعائر فراموش شوند تبدیل به یک تهدید و یک انسجام سیستمی فاسد میشود. به لحاظ تاریخی و جامعهشناختی نیز خطر چنین شرایطی بیش از فرصت آن است. تجربه تاریخی نشان داده است، هرگاه شاهد یکدستی بودیم، اهداف و منافع واقعی تحتالشعاع ملاحظات سیاسی و جناحی قرار گرفته است.
بنابراین، مسوولیت آقای رییسی و نخبگان جامعه بسیار سنگین و دشوار است؛ یعنی آنها باید نسبت به نیازهای واقعی مردم، اهداف تعریفشده در قانون اساسی و نیازهای قابل احصا- که احصا هم شده است- حساس باشند. آنها باید برای تحقق این اهداف، منافع جناحی را کنار بگذارند و از تمام ظرفیتهای موجود بهره ببرند.»جواد آرینمنش نماینده اصولگرای اسبق مجلس نیز چندی قبل در مصاحبه با «خبرآنلاین» درباره پیامدهای یکدست شدن اداره کشور در صورت روی کارآمدن یک دولت اصولگرا گفته بود: «شکلگیری یک دولت اصولگرا منجر به یکدست شدن حاکمیت میشود که از یکسو میتواند از هدررفت منازعات سیاسی بکاهد اما اگر در نتیجه این یکدستی آثار مثبتی برای مردم حاصل نشود و مشکلات مردم همچنان پابرجا بماند ما شاهد افزایش نارضایتیها و شکاف میان مردم و حاکمیت خواهیم بود و به دنبال آن شکاف درون اصولگرایی را ایجاد خواهد کرد که چشماندازی نگرانکننده خواهد بود.»
این نگاه البته در جریان اصلاحطلب نیز منتقدان جدیتری دارد. مثلا قبل از برگزاری انتخابات بود که سیدحسن خمینی، در دیدار با دبیرکل و جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با اشاره به اینکه «باید بسیار به این موضوع فکر کنیم که آیا نفع کشور در حاکمیت یکدست است یا اینکه به نفع کشور است که حاکمیت یکدست نباشد و چندصدایی حاکم باشد» گفت: «تلقی من این است که در شرایط موجود هر یکدست شدنی در حاکمیت به ضرر کشور است و چندصدایی برای ما یک فرصت است.»
حسین کاشفی عضو حزب اتحاد ملت نیز در گفتوگویی با «اعتماد آنلاین» در نقد یکدستی حاکمیت گفته بود: «در دوره آقای احمدینژاد یکدست شدن نه تنها سودی نداشت، بلکه فلاکت و گرفتاری امروز ریشه در همان روزها دارد که مجلس هفتم با دولت نهم هماهنگی کامل داشت.»
به هر ترتیب، اکنون دیگر کار از کار گذشته و رای آن ۴۸ درصدی که پای صندوق آمدند، زمینهساز یکدستی حاکمیت شده است لذا باید منتظر بود و دید که کفه فرصتهای این موقعیت سنگینتر است یا کفه تهدیدها.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد