5 - 12 - 2022
یک سردار به دنبال دزد کرسنت
مهرداد میهندوست
سردار رستم قاسمی فرماندهی است که راه سازندگی را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیش گرفت و در قرارگاه خاتم الانبیا چند سالی به مدیریت پرداخت و از قرارگاه خاتمالانبیا هم به وزارت نفت رفت، وزارت نفتی که محمود احمدینژاد در نخستین روزهای ریاستجمهوریاش در سال ۸۸ چنان علاقهای به آن نشان داد که هرکس فرامینش را در این حوزه جامه عمل نمیپوشاند باید قید ردای صدارت را هم میزد.
اما احمدینژاد پس از ۸۸ دیگر محمود سال ۸۴ نبود. کانونهای متعددی در قدرت غیر یکپارچه سیاسی ایران او را امین و رفیق نمیپنداشتند. اینگونه بود که اداره وزارت نفت از حلقه یاران احمدینژاد گرفته شد و به یک سردار سپاهی رسید. احمدینژاد پس از سال ۸۸ و آن انتخابات پر مناقشه درست در روزهایی که خانهنشینی را بر هر کاری ترجیح میداد با سرعت باورنکردنی اعتماد کانونهای قدرت را از خود سلب کرد. حالا رستم قاسمی مامور بود تا وزارت نفت را اداره کند. او اگرچه در برخی موارد نظیر بازی هیجانانگیز اجازه صادرات نفت به بابک زنجانی از اطرافیان احمدینژاد شکست خورد اما در سایر حوزهها مانند واگذاری فازهای متعدد پارسجنوبی به قرارگاه که خانه دومش بود نشان داد قرار نیست پروژههای استراتژیک نظام جایی در دامان دوستان احمدینژاد داشته باشد.
همین سیاست قاسمی بود که فریاد حسن روحانی حقوقدان و اطرافیان نفتیاش را در کارزار انتخابات ۹۲ بلند کرد که هر کس باید به اصل خویش بازگردد. آنها میگفتند جای فرمانده و سرهنگ در پادگان است. اما یکی از همین فرماندهان که از قضا مهمترین آنها در حوزه انرژی بود این روزها از معاون اول رییسجمهور و وزیر نفت دولت یازدهم حکم میگیرد. زنگنهای که میگفت گروهبانها باید از وزارت نفت بروند حالا یک سردار را مامور رسیدگی به مهمترین پرونده حقوقی وزارت نفت میبیند. رستم قاسمی که در دوران وزارتش پرونده کرسنت را از ید قدرت او خارج کرده و در نهاد ریاستجمهوری بررسی میکردند حالا در کنار بیژن زنگنه در کمیتهای حضور دارد که نه در نهاد ریاستجمهوری که در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی این پرونده سنگین را بررسی میکنند.اما انتخاب قاسمی از سوی دولت که به طور حتم با چراغ سبز زنگنه بوده است پیامدهای متعددی دارد که در نهایت به بازی برد- برد برای دولت و البته بیژن زنگنه تبدیل میشود.
با وجود فضاسازیهای مسموم عدهای از اصولگرایان تندرو که در مجلس شورای اسلامی نیز یاران تاثیرگذاری دارند این اعتماد دولت به قاسمی نشان میدهد آنها از پاکدستی زنگنه مطمئن هستند. عقبه سیاسی قاسمی به خوبی نشان میدهد آنها در هیچ دورهای دل خوشی از اصلاح طلبان ندارند و اگر بهانهای برای حذف اصلاحطلبان داشته باشند با تمام توان آن اراده خاموش را به فعل میرسانند بنابراین انتخاب قاسمی حاکی از این است که نام زنگنه برای همیشه از لیست قربانیان حیثیتی این پرونده خارج میشود.
از سوی دیگر با توجه به ابهامات مالی گستردهای که طی روزهای مسوولیت محمدرضا رحیمی و مرحوم علی کردان در این پرونده مطرح شد میتوان پیشبینی کرد قاسمی سراغ یقه سفیدهای دولت احمدینژاد برود. قاسمی میتواند با نمایندگی ایران در لاهه پیرامون این پرونده از جزییات رشوههای احتمالی دریافتی توسط طرف ایرانی در دوره ریاستجمهوری احمدینژاد مطلع شود. اگر صحت این ماجرا تایید شود قاسمی آغازگر یک افشاگری بزرگ خواهد بود.
این پیشبینی نیز ناظر به اختلافی است که فکر سیاسی قاسمی را در یکسو و تفکر احمدینژاد- مشایی را در سوی دیگر قرار میدهد؛ تفکری که قاسمی را پرورش داده همانی است که در عرصه عمل یک روز هم مشایی و رحیمی را تاب نمیآورد.
این دو هدفی است که دولت یازدهم با انتخاب رستم قاسمی هر دو را در دسترس میبیند؛ ابتدا پاکدستی یاران روحانی و سپس اثبات مجرمیت اطرافیان احمدینژاد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد