12 - 06 - 2022
یک نامه و چند پرسش
مخالفت یک یا چند عضو کابینه با سیاستهای رییس دولت، رویدادی است که در دموکراسیهای غربی زیاد دیده میشود و واکنشهای عجیب و غریبی هم نه در رسانهها و نه نزد سیاستورزان در پی نخواهد داشت.به طور مثال، وزیر دفاع پیشین آمریکا یعنی چاک هگل در ارتباط با سیاستهای واشنگتن در افغانستان با رییسجمهور این کشور اختلاف پیدا کرد که در نهایت به استعفای او و آمدن اشتون کارتر انجامید یا موردی که حدود یکسال قبل در کابینه فرانسه پیش آمد به این معنا که سه وزیر بانفوذ وابسته به جناح جوان و پیشرو حزب سوسیالیست، مخالفت خود را با سیاستهای اقتصادی دولت اعلام کردند؛ رخدادی که باعث شد تا چند روز بعد از وزارت استعفا کردند.آنچه به نامه چهار وزیر به رییسجمهور ایران در ارتباط با مشکلات اقتصادی موسوم شده از موارد، بسیار نادر کشور به حساب میآید به همین دلیل هم با واکنشهای متفاوت و گاه تعجببرانگیز روبهرو شده است.در این رهگذر نکته مهم و تاملبرانگیز این است که چهار وزیر مهم در پستهای کلیدی پس از گذشت حدود دو سال به این نتیجه رسیدهاند که سیاستهای اقتصادی دولت در کنترل رکود با موفقیت همراه نبوده تا جایی که ادامه آن را برابر با بروز بحران در اقتصاد کشور میدانند. به عبارت دیگر اگر چنین اقدامی را نوعی فرار به جلو متصور نشویم، این پرسش پیش میآید که هشداردهندگان بدون ارایه راهحل با چه انگیزهای دست به نگارش این نامه زدهاند.از طرفی چگونه میتوان و باید عضو دولتی بود و با اصلیترین خطوط برنامههای اقتصادی و مالی آن مخالف بود، آن هم در شرایطی که در دو سال گذشته خود در زمره طرفداران چنین سیاست مالی بودهاند ضمن اینکه «نامه چهار وزیر به روحانی» جای پرسشهای دیگری را هم باقی میگذارد که در فرصت مناسب میتوان به آن پرداخت.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد