16 - 10 - 2023
۱۰۰ دقیقه جهنمی
وقتی آن دو یا چند نفر غریبه وارد خانه شدند، آن دستمال پارچهای مثل همیشه دور مچ دست مهرجویی بوده. اولین شاهدان پیکر غرق در خونش هم آن دستمال را دیدهاند. پس دست و پایش بسته نشده، همانطور که ردی از بسته شدن دست و پای همسرش وجود نداشته. آن دو یا چند نفر غریبه دست و پای هر دو را شکستهاند و دست همسرش، وحیده محمدیفر از آرنج به سمت پشت خم شده. میگویند شاید وقتی گلویش را میبریدند آرنجش را هم شکستهاند. چون وقتی بالای سر پیکرش رسیدند سر همسرش فقط به پوست پشت گردن بند بوده. گلوی مهرجویی هم بریده شده اما نه به عمق گلوی همسرش؛ انگار که کینه غریبهها با همسرش عمیقتر بوده باشد. البته سر مهرجویی هم از پشت با جسم سختی کوبیده و له شده. این دقیقترین روایت از فاجعهای است که اولین شاهدان پس از نیروهای آمبولانس به ما میگویند و شب گذشته در منزل داریوش مهرجویی، کارگردان و نویسنده شهیر اتفاق افتاده است.
با حامد بهداد بازیگر مشهور وارد شهرک میشویم. نیمهشب یکشنبه است. شهرک بزرگ است و خانه مهرجویی درست انتهای یکی از کوچههای آن جا گرفته. میگویند ناصر ملک مطیعی بازیگر فقید سینما هم در همین کوچه زندگی میکرده است. روبهروی خانه پر است از ماموران آگاهی و لباس شخصی. جسدها را به تازگی بردهاند، یعنی حوالی ساعت دوازده. دادستان فردیس اما تقریبا کمی بعد از ساعت سه از درون خانه مهرجوییها که اکنون محل وقوع جنایت است بیرون میآید. پلیسها از چند ساعت قبل اینجا هستند. کمی بعد از اینکه مونا دختر نوجوان مهرجویی وارد خانه شده و به جای آغوش پدر و مادر با جسد آنها روبهرو شده. او البته قبل از این حدود دو ساعتی از آنها بیخبر بوده و همین بیخبری هم نگرانش کرده و با راننده معتمد خانواده تماس گرفته تا خودش را به خانه برساند. وقتی هم کلید را چرخانده جسدهای خونآلود را دیده و جیغ بلندی کشیده. این را راننده معتمد خانواده به ما میگوید. بعد هم با پلیس تماس گرفته میشود و در آخر هم ادامه ماجرا.ناصر خاکی دادستان فردیس دقیقا روبهروی خانه و در میان عزاداران مهرجوییها اعلام میکند که قتل حداقل بین ساعت ۱۰ دقیقه به ۹ شب تا ۱۰و ۳۰ دقیقه شب اتفاق افتاده. یعنی فاجعه ۱۰۰ دقیقه طول کشیده. اما هنوز نمیدانیم که در آن ۱۰۰ دقیقه جهنمی مهرجویی و همسرش چه کشیدهاند. در تمام آن ۱۰۰ دقیقه زجرکش شدند یا قاتلان در دم آنها را کشتهاند؟ فقط میدانیم که این قتل احتمالا بعد از بازکردن گاوصندوق خانه رخ داده است. دادستان فردیس میگوید: آثار سرقت در خانه مشهود بوده و حتی طلاهای خانم محمدیفر هم از دستانش جدا شدهاند، اما سرقت قسمت فرعی این فاجعه است. چون ماموران نیروی انتظامی میگویند چیزی که در شهرک «زیبادشت شمالی» مشکینآباد زیاد پیدا میشود، خانه خالی است. از طرف دیگر همسر مهرجویی چند روز قبل از این فاجعه در اینستاگرامش روایتی از حمله یک فردی که لهجه ایرانی ندارد به خانهاش و تهدید او با چاقو منتشر میکند. نزدیکان همسرش هم به ما میگویند احتمالا این درگیری با آن فرد که
پیشینهای داشته است. قبل از این حمله هم از خانه سرقت شده بوده و حدود ۱۰ ماهی که اخیرا در فرانسه بودند از خانه دزدی شده است.همه شواهد نشان میدهد که خانه ویلایی مهرجویی فاقد هرگونه امنیت بوده. جایی که قرار بود خلوتگاه سالهای پیری کارگردان ۸۴ ساله و محلی برای آرامش و خوشحالی آنها باشد، بلای جان او و همسرش شده. فقط یک دوربین مداربسته بالای در ورودی است و دیوارهای خانه بیشتر شبیه حصار هستند. روبهروی خانه بیابانی بزرگ و متروکی است و دست راستش دیوارهای شهرک کشیده شده که پشت آنها هم بیابان است. این یعنی قاتلان به راحتی در تاریکی از متروکههای بیابان وارد خانه شدهاند. هیچ در و پنجرهای هم نشکسته و آنها این بار به راحتی پا به خانه گذاشتهاند. در حالی که گویا بار قبل همسر مهرجویی در خانه را قفل کرده و جانیان بیگانه را ناکام گذاشته بود. دادستانی میگوید، هنوز دوربین مداربسته چک نشده اما ممکن است جانیان حتی از روبهروی آن هم نگذشته باشند. روبهروی خانه و پشت دیوارهای شهرک تا چشم کار میکند بیابان است…

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد