11 - 06 - 2023
لزوم رفع رجحان نقدینگی
کمال اطهاری*
افزایش قیمت مسکن از ابتدای استقرار دولت سیزدهم تاکنون با معاملات صوری انجام شده است. قیمتها سالانه صددرصد بالا رفته ولی میزان معاملات با کاهش همراه بودهاند. متاسفانه اقتصاددانان در دولتهای پیشین از درک درستی برخوردار نبودند. نکته حائز اهمیت این است که زمین را نباید به بازار سپرد. تجربههای دهه هفتاد نشان میدهد که با سپرده شدن زمین به بازار امکان شکست بازار وجود دارد؛ موضوعی که در اقتصاد نئوکلاسیک نیز عنوان شده است. باید توجه داشت که این کالا مقید به مکان است. سپردن زمین به بازار تولید رانت میکند و باعث میشود سرمایهها از بخش مولد به همین بخش زمین وارد شوند. این اتفاق مفهومی اقتصادی تحت عنوان «بیماری هلندی» ایجاد میکند که در کشور ما رخ داده است؛ در طول زمان جریان سرمایهها از بخش مولد خارج شدهاند.
اینکه گفته میشود سرمایهگذار به دنبال منفعتش میرود، کاملا درست است. حال باید توجه داشت که اگر منفعت در رانت باشد، سرمایهگذار به دنبال رانت رفته و از بخش مولد خارج میشود.
به همین دلیل هم اقتصاد نئوکلاسیک به شکست بازار در چنین شرایطی اشاره میکند. اما تمام اقتصاددانان از دولت سازندگی تا به حال سکوت کردهاند. روسای دولتی نیز سواد حداقلی اقتصاد را نداشتهاند. به همین دلیل مصیبت نابودی بخش مولد را برای جامعه ایجاد کردهاند. بانکها همگی وارد بخش مستغلات شدهاند. هنگامی که بخشی سود صددرصدی به شما بدهد، اگر شما سرمایه خود را در بخش دیگری که سود کمتری میدهد نگه دارید، نابود خواهد شد. به همین دلیل همگان رهسپار بخشی میشوند که رانت تولید میکند. حرکت به این سمت منجر به قفل شدن (lock in) میشود؛ اصطلاحی که در اقتصاد نئوکلاسیک رایج است.
سرمایهها در بخش مستغلات قفل شدهاند. ۸۰ درصد سرمایههای بانکی تبدیل به تیرآهن و آجر شدهاند. آقای زاکانی، جریان پایداری و مجموعهای که مخالف برجام بودند، مسبب چنین وضعیتی هستند. دولتمردان امروز نیز به نوعی در این زمینه سهیم هستند. او در حقیقت کارگزار یا یکی از عناصری بود که مانع از انعقاد برجام شد. هنگامی که نرخ دلار دچار افزایش میشود، رجحان نقدینگی پدید میآید. این نقدینگی به صورت دلار یا طلا است، همچنین کالاهایی که قابلیت تبدیل بالا داشته باشند مثل خودرو. خودرو هم دارای وابستگی دلاری بالایی است و هم میتواند درآمدزا باشد. در دورانی که مشاغل ثابت وجود ندارند و کارخانهها تعطیل میشوند، چنین شرایطی دور از انتظار نیست. رجحان نقدینگی باعث میشود بانکها به سمت ورشکستگی بروند. در چنین شرایطی با وجود اینکه حجم معاملات پایین است، قیمتها دچار افزایش میشوند. نمودار قیمت مسکن و دلار کاملا با یکدیگر منطبق هستند. این درحالی است که میزان معاملات دلار و طلا بسیار بالا و میزان معاملات مسکن بسیار پایین است. یکی از عوامل ایجادکننده چنین وضعیتی زاکانی شهردار تهران است. راهی که بتوان با آن حداقل اتفاقی ایجاد کرد مخالفانی در مجلس دارد. به این ترتیب اقتصاد ایران به نابودی کشیده شد. حال مجبوریم با وساطت همانهایی که قبلا میانجیگری کرده بودند و دولت پیشین به خاطرش شماتت شده بود، به قراردادی نیمبند رجوع کنیم. این بازی ادامه خواهد داشت. دریافت وام یک میلیارد تومانی برای تهیه مسکن جزو خواب و خیالهای یک خانوار متوسط محسوب میشود. افزایش میزان وام که از جانب مسوولان مطرح شده نیز باز همان آش و همان کاسه است. مسوولان حتی قادر به افزایش میزان وام نیستند، چراکه وام نیز قفل شده است.
تنها راه نجات در این وضعیت این است که بخش مولد ایران راه بیفتد. البته با این سیاستها چنین چیزی امکانپذیر نیست. شرط این موضوع این است که برجام منعقد شود. ولی راه افتادن بازار مسکن نیاز به دو سال زمان دارد. حداقل دو سال زمان لازم است تا مشاغل جدید ایجاد شوند و رجحان نقدینگی برطرف شود. افرادی که در حال حاضر خبر مهاجرتشان را میشنویم، همانهایی هستند که میتوانستند در بازار مسکن شرکت کنند. بازار مسکن با مشاغل غیرثابت و کارگران اجارهای راه نمیافتد. اکنون نسبت مشاغل غیرثابت به بالای ۵۰ درصد رسیده است.
شرایط کنونی تقصیر همان مجموعه و دولت یکدستی است که در حال حاضر تمام انگشتهای اتهام به سمتشان نشانه رفتهاند. امید است به هر صورت راهحلی برای کاهش درد و رنج مردم پیدا شود. همچنین شایسته است تا اقتصاددانانی که در مناظرهها حرفهای تکراری به زبان میآورند، اگر به سرنوشت جامعه خود دلبستگی دارند قدری عمیقتر صحبت کنند.
* پژوهشگر توسعه

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد