2 - 12 - 2020
کامبیز قصهگو
آیین یادبود و گرامیداشت کامبوزیا پرتوی با بیان خاطراتی از این هنرمند و انتقاد از شرایط موجود سینما و از دست رفتن بزرگان سینما و همچنین لزوم توجه بیشتر به هنرمندان پیشکسوت و پیگیری اکران و نمایش آخرین فیلم این هنرمند «کامیون» برگزار و همچنین پیشنهاد شد مجمع گردآوری آثار پدیدآورندگان فرهنگ و سینما به وجود آید.
مراسم یادبود و گرامیداشت کامبوزیا پرتوی دوشنبه شب ۱۰ آذرماه به همت کانون کارگردانان به صورت مجازی برگزار شد. این مراسم مجازی میزبان هنرمندانی چون رخشان بنیاعتماد، فرشته طائرپور، بهمن فرمانآرا، رسول صدرعاملی، علیرضا تابش، فریدون جیرانی، تورج اصلانی، غزل شاکری، کسری پرتوی، کاوه پرتوی، جهانگیر کوثری، نسرین مرادی، فرهاد توحیدی، فرشته صدرعرفایی، مسعود کرامتی و نادر مقدس بود که به صورت زنده یا با ارسال صدا درباره ابعاد مختلف هنری پرتوی، سخنانی را بیان کردند.
مازیار میری که اجرای این مراسم مجازی را بر عهده داشت در بخشهای مختلف این گفتوگو به بیان سالهای فعالیت این هنرمند و حساسیتهای او روی فیلمنامههایش اشاره کرد و گفت: فیلمنامهای به من داده بود تا به یک تهیهکننده بدهم اما قبل از انجام یک جراحی مهم به من گفت این کار را نکنم زیرا باید بخشی را تغییر دهد و بعد که آن را کامل کرد دوباره بنا شد به انجام بقیه پروسه آن بپردازیم.
او زنده است همچنان که سینما زنده است
محسن امیریوسفی رییس کانون کارگردانان در بخشی از این لایو گفت: نازنینی به نام کامبوزیا پرتوی را از دست دادیم اما او زنده است همچنان که سینما زنده است. او مثال بارز روشنفکر آرام در سینمای ایران بود و اگر زندگی را چندان جدی نمیگرفت اما کارش را به شدت جدی میگرفت.
در بخشی از این مراسم مجازی، نسرین مرادی همسر زندهیاد پرتوی با اشاره به جایگاه این فیلمساز، از این گلایه کرد که او با دل پر از دنیا رفت و به خاطر اکران نشدن آخرین فیلمش با عنوان «کامیون» مدتها دوندگی کرد و دست آخر به نتیجهای نرسید. او همچنین به تلاش بیوقفه پرتوی در عرصه فیلمنامهنویسی تا آخرین لحظههای حیات اشاره کرد.
نادر مقدس و جهانگیر کوثری از دیگر حاضران در این مراسم مجازی بودند. همچنین فرهاد توحیدی فیلمنامهنویس و از دوستان دیرین زندهیاد پرتوی از دوران دانشگاه، با ذکر خاطراتی از او در مقاطع مختلف، او را یک هنرمند و فیلمنامهنویس یگانه قلمداد کرد که شهودی زیست و خیاموار زندگی کرد و هیچگاه خود را در غم فردا محصور نکرد. مسعود کرامتی بازیگر، کارگردان و از دوستان قدیمی کامبوزیا پرتوی در این مراسم مجازی با ذکر خاطراتی از او و علاقهمندیاش به زندگی و سینما، درباره لزوم قدردانی بیشتر جایگاه هنرمندان برجسته ایرانی صحبت کرد و گفت: رفتن کامبیز دردهای مرا بیشتر کرد. او دوست من بود و دوستش میداشتم و از بابت رفتنش عمیقا متاسفم اما درد عمیقتر من این است که او میتوانست کارهای بیشتری کند و بیشتر از این قدر ببیند.
بهمن فرمانآرا در پیامی صوتی به این مراسم مجازی ضمن برشمردن ویژگیهای این فیلمساز فقید، او را یک آدم استثنایی دانست.
کاش با همان قلم روانت بنویسی که دنیا میتوانست چگونه شود و نشد
در بخشی از این مراسم، رخشان بنیاعتماد در یک پیام صوتی، دلنوشتهای را خطاب به پرتوی خواند و گفت: نمیدانم به غم از دست دادن عزیزانی مثل تو فکر کنم یا به موهبت رها شدن تو از این دنیای عفونی؟ با شیوع کرونا غافل از ابعاد فاجعه فکر میکردم جهان بعد از کرونا حداقل برای نسلهای بعد، جهان بهتری خواهد شد. کرونا ماند ولی انسان دوپا درسی از این شرایط نگرفت. جنگ و کشتار بیرحمانه و ترورهای وقیحانه ادامه پیدا کرد. ما فقط نظارهگر ردشدن قافله عزیزانی مثل تو بودیم که از جلوی چشمانمان میگذرند و ما در انتظار رسیدن نوبت خودمان هستیم. کاش بنویسی… کاش با همان قلم روانت بنویسی که دنیا میتوانست چگونه شود و نشد. یادت گرامی.
کامبیز قصهگو میشنوی؟
همچنین فرشته طائرپور در دلنوشتهای که به شکل پیام صوتی خطاب به این راوی سینمای کودکان و نوجوانان خواند، سوگوار درگذشت این سینماگر شد.
در این پیام صوتی طائرپور گفت: یا حفیظ و یا امین. کامبیز پرشروشور… کامبیز قصهگو میشنوی؟ صدای بچهها را میگویم. بچههای دیروز، بچههای امروز. بچههای فردا و بچههای همیشه را. بچههای فیلم «ماهی»، «گلنار»، «گربه آوازهخوان»، «بازی بزرگان» و… چند روز است که در هوای بارانی نام تو را صدا میکنند و خاطراتشان با تو را مرور میکنند. کامبیز قصهگو میشنوی؟ صدای خندهها و آواهای حیرت بچهها را میگویم که در سالنهای تاریک سینما، چشم به نور پرده بزرگ دوختهاند تا آقاخرسه و تپله تنبلی و خاله قورباغه را تماشا کنند که جان گرفتهاند و آواز میخوانند و حتی بفهمینفهمی گاهی هم دور از چشم سختگیران عبوس میرقصند. میشنوی صدای بچهای را که با سربلندی به پدرش میگوید: دیدی گفتم عروسکها هم میتوانند راه بروند و حرف بزنند؟ کامبیز چه خوب به کمک بچهها آمدی تا به بزرگترهایشان بفهمانند که دنیایی مهربانتر و زیباتر از دنیایی که در آن به جان هم افتادهایم هم هست؛ دنیایی که در آن خرسهای بزرگ و نادان، سرانجام از بچههای کوچک و دانا شکست میخورند. کامبیز شوخطبع و بذلهگو میشنوی هقهق بچهای را که ساعتها در صفی ایستاده و بلیتهای گیشه تمام شده؟ کامبیز میشنوی صدای بانوی میانسالی را که از خارج تلفن کرده و میگوید خوشحالم که قهرمان کودکی من گلناری بود که خمیر کلوچههایش ترش میشد. گوش کن کامبیز. همه بچههایی که دوباره دست بزرگترهایشان را گرفته و به سینما آمدهاند و دارند با عروسکهای تو در سالن همخوانی میکنند و سالن از صدای آنها و بزرگترهایشان پر از غوغا و نشاط شده…
پیشنهاد راهاندازی «مجمع گردآوری آثار پدیدآورندگان فرهنگ و سینما»
تورج اصلانی کارگردان و مدیر فیلمبرداری سینمای ایران از دیگر حاضران در این مراسم مجازی بود که به ذکر خاطرات و شاخصههایی از کامبوزیا پرتوی در ساخت فیلم «کامیون»، انتخاب بازیگر و… در این فیلم پرداخت.
اصلانی گفت: او دوست داشت در کارگردانی سادگی را معیار قرار دهد و بیشتر میخواست از زبان سینما برای بیان قصههایش بهره ببرد. تکنیک سینما را تا جایی دوست داشت که در خدمت احساس باشد و نه فراتر از آن. برای همین آثارش ماندگار است و در ذهن همه ما به عنوان مخاطب ثبت شده است. ساده برخورد کردن و در عین حال عمیق بودن، ترکیبی از شخصیت آقای پرتوی بود. ایشان به نظرم به شفافی یک کودک و به پختگی یک فیلسوف بود.
فریدون جیرانی نیز در این مراسم گفت: شاید ما در جهان سوم دنبال واژههایی باشیم که از آنها معانی بیرون نیاید. نسل سوم فیلمسازی گرفتار همین محافظهکاری شدند و به همین دلیل در کارهای فیلمسازان مشخصا کامبوزیا پرتوی، نمیتوان عقیده یا تفکر خاصی را دنبال کرد. تفکر او متاثر از شرایطی است که در آن زندگی کرده است. اصلانی در بخش پایانی صحبتهایش پیشنهاد گردآوری آثار این فیلمساز را مطرح کرد و گفت: خواهش میکنم از کانون کارگردانان و آقای تابش، برای اینکه پرتوی و پرتویها در سینمای ایران فراموش نشوند، تشکلی با عنوان مجمع گردآوری آثار پدیدآورندگان فرهنگ و سینما به وجود آید. هنرمندی مانند آقای پرتوی، قصههای بسیار زیادی دارد که لازم است گردآوری شود. آقای پرتوی آدم بخشندهای بود و دوست داشت قصه بگوید و برایش مهم نبود که چه کسی آن را میسازد. این حرکت روح او را شاد خواهد کرد.
دو فیلم پرتوی، مشخصترین آثارش در بیان عقیده هستند
فریدون جیرانی کارگردان و فیلمنامهنویس سینمای ایران در بخشی از این مراسم به صورت تلفنی روی خط آمد و در سخنانی ضمن تسلیت ضایعه درگذشت کامبوزیا پرتوی به سینمای ایران، کاوه و کسری پرتوی، نسرین مرادی و فرشته صدرعرفایی، گفت: این مراسم با تعبیر محسن امیریوسفی درباره کامبوزیا پرتوی با عنوان «روشنفکر آرام» آغاز شد. من از همین نقطه شروع میکنم. شاید ما در جهان سوم دنبال واژههایی باشیم که از آنها معانی بیرون نیاید. نسل سوم فیلمسازی گرفتار همین محافظهکاری شدند و به همین دلیل در کارهای فیلمسازان مشخصا کامبوزیا پرتوی، نمیتوان عقیده یا تفکر خاصی را دنبال کرد. تفکر او متاثر از شرایطی است که در آن زندگی کرده است.
وی افزود: خانم طائرپور به کامبیز قصهگوی دنیای مهربانیها اشاره کرد و این دنیا که او در فیلمهای کودکانه پایان دهه شصت خود ترسیم کرد، محصول پایان جنگ است و امید به اینکه ما تغییراتی در جامعه خواهیم داشت و به سمت آزادیهای بیشتر حرکت میکنیم. او در ادامه به سمت حرفهای جدیتر در «بازی بزرگان» میرود در حالی که شرایط هم تغییر یافته است. در ادامه شرایط محدود بر کار او هم اثر میگذارد و او در ادامه، چه زمانی میتواند خودش را مطرح کند؟ به عقیده من تنها دورهای که کارگردانها میتوانند عقاید خود را مطرح کنند و روشنتر و شفافتر حرف بزنند، بین سالهای ۷۷ تا ۸۰ یعنی دوره اول اصلاحات است.
جیرانی ادامه داد: در این دوره، دو فیلمنامه «دایره» و «قطعه ناتمام» از کامبوزیا پرتوی، به نظر من مشخصترین فیلمهای او به لحاظ بیان حرف و عقیده هستند. در ادامه باید دنبال او در فیلمهای آقای صدرعاملی، فیلم «خیابانهای آرام»، فیلم «فراری» و … بگردی و این جستوجو ادامه دارد و پایانی ندارد.
آقای کرامتی حرف قشنگی زد و گفت اگر کامبوزیا پرتوی در جای دیگری متولد شده بود، هوش و ذکاوت او تبلور بیشتری پیدا میکرد و حتماً یک رماننویس یا یک قصهنویس میشد که این از تلخی روزگار ماست…
امیدوارم که فیلمنامههای ناتمام یا کارنشده آقای پرتوی به تصویر کشیده شود
فرشته صدرعرفایی در این مراسم مجازی با ابراز تأسف از اینکه در این شرایط نمیتوانیم مراسمی درخور نام این فیلمساز برپا کنیم، این ضایعه را به جامعه سینمای ایران و همسر زندهیاد پرتوی (نسرین مرادی) تسلیت گفت و ضمن برشمردن ویژگی غیرقابل تغییر و کامل بودن فیلمنامههای این فیلمساز در فیلمهای «دایره» و «کافه ترانزیت» که با بازی او ساخته شد، گفت: به ندرت پیش میآید فیلمنامهای دست بازیگر باشد و نتوانی جملهای از آن را عوض نکنی و معمولا نادرند فیلمنامهنویسانی که اینقدر ساختمان فیلمنامه آنها درست باشد که بازیگر نتواند پیشنهادی برای تغییر دیالوگ یا چیزی از آن ارائه بدهد.
وی گفت: من به بهترین شکل شاهد بودم وقتی کامبوزیا پرتوی فیلمنامه مینوشت، چگونه آن را بازی میکرد. وقتی او در اتاق کارش در خانه کار میکرد، من صدای ایشان را میشنیدم و میدیدم که چگونه تکتک نقشها را بازی میکند. او دوست داشت چیزی را که مینویسد، برای دیگران بخواند و از دیگران نظر بگیرد.
صدرعرفایی گفت: امیدوارم که فیلمنامههای ناتمام یا کار نشده آقای پرتوی به تصویر کشیده شود و مطمئنم این چیزی است که او میخواست.
کاوه پرتوی و کسری پرتوی فرزندان این فیلمساز فقید نیز در این مراسم مجازی به وجوه دیگری از شخصیت اجتماعی، خانوادگی و سینمایی او اشاره کردند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد