11 - 12 - 2019
زخمهای ترک وطن
سیدهاشرف احمدی*- دو نوع تغییر در روان انسان روی میدهد. تغییرات تدریجی مثل افزایش سن و تغییرات یکباره که میتواند فردی یا جمعی باشد مثل زلزله یا مهاجرت. باید توجه کرد که تغییر یکباره ناخوشایند تولید زخم روانی میکند، مثل قطع عضو. این تغییرات باید در چهار محور بررسی شوند: ابعاد و عمق تغییر، وضعیت و موقعیت روانی شخص هنگام بروز زخم روانی، سن شخص آسیبدیده و نیز شخصی بودن یا عمومی بودن زخم روانی.اهمیت گفتوگو در باز کردن گرهها و التیام زخم روانی نقشی جدی دارد. از همین رو فرد در هر شرایط و موقعیت و در هر سن و سالی باید با برونریزی و ابراز و بیان دردش خود را تخلیه کند. مثال بارز آن مراسم سوگواری است که در فرهنگهای گوناگون ریشه و دلایل مشترک دارد. در این مراسم طی چند نوبت (سوم، شب هفت، چهلم و سال) دوستان و بستگان فرد درگذشته برای تسکین افراد بازمانده گرد میآیند و شخص دردمند فرصتی برای بیان احساساتش پیدا میکند.قواعد ذهنی و فکری در طول زندگی در ذهن فرد شکل میگیرد و تبدیل به واقعیت تحریفشده میشود و او را به ورطه اضطراب و افسردگی میکشاند. قواعد زائدی که روی تعبیر فرد از واقعیت تاثیر میگذارد و معنای کاذبی از خود و اطرافیان و دنیا در ذهن او ایجاد میکنند و باعث بروز احساسات ناخوشایند و منفی میشوند.تغییرات بین فرهنگی در فرآیند مهاجرت به انواع گوناگونی تقسیم میشود. تغییرات پاتولوژیک اختلالی که شامل تغییرات خلقی، افسردگی یا اضطراب میشود، تغییرات تکاملی مثل رشد کودک، تغییراتی از نوع دگردیسی چون استحاله که میتواند مثبت یا منفی باشد و تغییراتی که در سنین مختلف و دورههای گوناگون سنی بروز میکند. او معتقد است که تمامی این تغییرات باید در روند کار رواندرمانی مدنظر قرار گیرد. هویت به دو گونه مرکزی و پیرامونی تقسیمبندی میشود. چنانچه هویت مرکزی مختل شود شخص دچار زخمهای روانی میشود. هویت پیرامونی هویتی است که به ما کمک میکند با جامعه میزبان ارتباط برقرار کنیم.
* روانشناس و روان درمانگر

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد