18 - 10 - 2016
نشست لوزان و چشمانداز جنگ سوریه
دکتر صلاحالدین هرسنی*
جنگ سوریه به ششمین سال خود نزدیک میشود. در طول این سالهایی که این کشور درگیر جنگ بود مساعی جمیله و تلاشهای فراوانی برای صلح در قالب مذاکرات، میانجیگری دیپلماتها، مذاکرات، نشستها و اخیرا توافق برای آتشبس میان نیروهای درگیر جنگ صورت گرفت اما منجر به نتیجهای سودمند برای حصول به صلح نشد. حال که بحران و جنگ سوریه با تصاعدش در حلب ابعاد تازهای گرفته است، کشورهای درگیر بحران با نشست در لوزان سوییس خواهان راه تازه و طرحی نو برای کاهش مخاصمات و النهایه برقراری صلح در سوریه هستند.
نشست لوزان شنبه گذشته با حضور کشورهای آمریکا، روسیه، سوریه، عربستان، ترکیه، قطر و ایران از سر گرفته شده است. به نظر میرسد این نشست با توجه به منویات و رفتار پارادوکسیکال برخی کشورهای محور دخیل در بحران همچون گذشته نتواند منجر به نتایج سودمندی در کاهش مخاصمات یا تامین صلح باشد. این نشست یا نشستهای محتمل مشابه در آینده فقط نوعی فرصتسوزی در تحقق صلح است و زمینه را چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت برای تداوم بحران فراهم میکند. با نگاهی واقعبینانه مسوولیت بخش اعظم این فرصتسوزی متوجه رفتارهای روسیه و آمریکاست. این دو کشور با توجه به منویات خود چنان که در مدت توافق آتشبسهای اخیر نشان دادهاند، مسبب شکستهای آن آتشبس بودهاند تا از پس آن فرآیند صلح به تعلیق و تاخیر افتد و وضعیت جنگ وارد فاز جدیدی شود. بنابراین به نظر میرسد نشست لوزان هم تحت اراده سیاسی و منویات این کشور رقم بخورد. در اینباره آنجا که با منویات آمریکا ارتباط مییابد، بیشتر مساله عدم رضایت این کشور از حضور روسیه در واقعیتهای میدانی خاورمیانه به ویژه سوریه حائز اهمیت است. به عبارت دیگر آمریکا از حضور روسیه در منازعات خاورمیانه در اساس رضایت ندارد. بنابراین بخش اعظم تلاش آمریکا صرف خنثیسازی اهداف حضور روسیه است. در شرایطی که استراتژی تقاعد و اقناع حریف برای عدم حضور در واقعیتهای میدانی جای تلاش برای رفع مخاصمه و اعاده صلح را میگیرد، طبیعی است که جلوهها و نشانگان بیثباتی در کشور دستخوش بحران، وضعیت تصاعد به خود میگیرد. آمریکا این رفتار را تحت تاثیر ادراکات حضور روسیه در سوریه به انجام میرساند. این وضعیت هماینک با توجه به منویات آمریکا در سوریه به ویژه شهر حلب هویدا و پیداست.
از طرفی جایی هم که با منویات روسیه ارتباط مییابد، بیش از هر چیز با رفتارهای تحریکآمیز و ایذایی این کشور با هدف پررنگتر شدن حضور بیچالشش در خاورمیانه در پیوند است. در باور مقامات کرملین حضور روسیه در خاورمیانه در راستای حضور مداوم آمریکا در این منطقه قابل توجیه است و بحران سوریه زمینه این حضور و رفتار مداخلهگرایانه این کشور را فراهم کرده است. به واقع بحران سوریه را میتوان سکوی پرش مقامات کرملین در خاورمیانه دانست. در راستای رفتار ایذایی روسیه، این کشور به جهت تقویت حضور خود در خاورمیانه یک سلسله رفتارهای ایذایی را در سوریه در دستور کار قرار داده است. روسیه هماینک در راستای رفتارهای ایذایی خود قصد دارد ضمن گسترش پایگاه نظامیاش در سوریه، پایگاه هوایی و دریاییاش را در لاذقیه و استان طرطوس دائمی کند. حتی روسیه تلاش دارد موشکهای اسکات و اس ۳۰۰ خود در طرطوس را استقرار دهد. بدون تردید تعقیب چنین منویاتی برای سوریه مخاطرهآفرین و سرآغاز بحران جدیدی در سوریه خواهد بود. در یک نگاه باید گفت اهداف حضور روسیه در سوریه آنگونه که مقامات کرملین ادعا میکنند نه مبارزه با داعش و مخالفان بشار اسد بلکه برای نمایش پرستیژ بیشتر روسیه در نظم پرآشوب خاورمیانه صورت میگیرد چهبسا ممکن است با نگاه ابزاری و فرصتطلبانه خود نظام سیاسی سوریه را قربانی مطامع بلندپروازانه خود کند. در کنار این رفتارهایی که قرار است از روسیه سر بزند، ازسرگیری روابط روسیه با ترکیه بحران سوریه را وارد فاز جدیدی خواهد کرد. کشوری چون ترکیه که از همان ابتدا قصد براندازی دولت بشار اسد را داشت، چگونه میتواند با حضور سر میز مذاکره در تحقق صلح موثر واقع شود؟ در بعد دیگر حضور توامان عربستان با ایران با توجه به گسترش تنازعات دو کشور در وقت حاضر، نمیتواند متضمن تحصیل صلح در سوریه باشد. به واقع نشست لوزان آن هم با تضاد منافع کشورهای حاضر در حکم نقض غرضی است که برای آن جمع شدهاند. تنها فایده نشست لوزان را باید آتشبس چند روزهای دانست که در سایه آن قرار است زمینه برای ارسال کمکهای بشردوستانه به مناطق جنگزده فراهم شود. به این ترتیب با توجه به تضاد منافع کشورهای حاضر در نشست لوزان، چشمانداز صلح سوریه را باید تیره و تاریکتر از گذشته دانست و به نظر میرسد ایده صلح در سوریه بیشتر به رویا شبیه باشد تا به واقعیت.
* مدرس علوم سیاسی و روابط بینالملل
S.Harsani.k@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد