5 - 12 - 2022
شکستن زنجیره مشکلات با دیپلماسی عمومی
حسن روحانی میداند که سه هفته دیگر چه چیزی را باید تحویل بگیرد؛ اقتصادی که موتور اصلی آن یعنی تولید در وضعیت نیمه خاموش است، تحریمی که گریبان اقتصاد را گرفته و فشارهای بینالمللی که آزادی عمل او را در سامان دادن به شرایط نیمه بحرانی کشور محدود میکند و توقعاتی که پس از پیروزی او پدید آمده و امیدواریهایی ایجاد کرده است و همه اینها منجر به شرایطی شده که اطمینان به فائق آمدن بر دشواریهای داخلی و بینالمللی را کمرنگ میکند. ولی به هر حال پیروزی روحیه بخش او در انتخابات که یکبار دیگر دولت را از پشتیبانی مردم بهرهمند کرده، برای او فضایی پدید آورده که بخواهد زنجیره مشکلات را با گسستن حلقه ضعیفتر بشکند، این حلقه کجاست؟ بزرگترین منبع درآمد هر دولتی در ایران برای پیشبرد برنامههای اقتصادی و حتی سیاسی و بینالمللیاش متکی به درآمد نفتی است که در سالهای اخیر به پایینترین سطح خود از سالهای میانی دهه ۵۰ رسیده و ایران باید بتواند دوباره نفت را به پشتوانه قدرت خود تبدیل کند و این ممکن نیست جز آنکه روحانی بتواند تحریمهای بینالمللی بر نفت را بشکند. پیامی که رییسجمهور منتخب در خلال برنامه انتخاباتیاش به قدرتهای بزرگ و منطقهای داد، در پیش گرفتن سیاست تعامل با جهان با حفظ اعتبار و اقتدار ایران است.
اگرچه روحانی کار دشواری دارد ولی نتیجه انتخابات
۲۴ خردادماه و ناآرامیهای منطقه شرایطی را پدید آورده که امید به نتیجه بخشی دیپلماسی را بیشتر میکند. در منطقه پس از دورهای یکه تازی جریانهای بنیادگرا با به زیر کشیده شدن حکومت اخوانالمسلمین در مصر، دورهای از آشوبها به منطقه برگشته و موقعیت سوریه به عنوان متحد ایران تقویت شده است. عربستان سعودی در زیر سایه دربار کهنسال شرایط مناسبی ندارد. ترکیه درگیر مشکلات داخلی و اختلافات میان دولت ماجراجوی رجب طیباردوغان و نیروهای سکولار، بخشی از نفوذ منطقهای خود را از دست داده. آمریکا پس از ماجرای فرار اسنودن و افشای پروندههای جاسوسی از متحدانش دوران سرد بیاعتمادی را سپری میکند و روابط این کشور با آمریکای لاتین پس از فرود اجباری اوو مورالس، رییسجمهور بولیوی به تیرگی گراییده و همه اینها زمینه را برای بازیسازی منطقهای ایران و احیای نقش منطقهایاش فراهم کرده است.
همه این موارد میطلبد تا حسن روحانی از همه ظرفیتهای بینالمللی و داخلیاش برای تقویت روابط با جهان بهره بگیرد. یکی از این ظرفیتها به کارگیری شخصیتها و سیاستمداران ایرانی است که دارای وجهه و شهرت بینالمللی هستند. از این میان میتوان به جایگاه اکبر هاشمیرفسنجانی، رییسجمهور اسبق نام برد که در میان کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی دارای نفوذ کلام است. محمد خاتمی، رییسجمهور پیشین نیز دیگر چهره بینالمللی است که میتواند به عنوان فرستاده و نماینده ویژه رییسجمهور با برخی کشورهای اروپایی چون ایتالیا، فرانسه و آلمان و نیز نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل روابط بهتری برقرار کند. از دیگر شخصیتهایی که در حوزه دیپلماسی سابقه فعالیت داشتهاند چون علیاکبر ولایتی و کمال خرازی یا سفیران پیشین ایران در کشورهای اروپایی و سازمان ملل نیز میتوان در جهت بهبود وجهه کشور در محافل بینالمللی استفاده کرد. حسن بهکارگیری دیپلماسی عمومی و غیررسمی برای افزایش جایگاه ایران در منطقه و جهان در این است که تعاملات این شخصیتها و حضورشان در محافل دانشگاهی یا رسانهای غربی و دیدارشان با همتایان سابق و فعلی در این کشورها در این است که این اقدامات تعهد رسمی و الزامآور برای کشور ایجاد نمیکند و فارغ از محدودیتها و پروتکلهای رایج و با صرف کمترین هزینهها بیشترین دستاوردها را برای دیپلماسی رسمی به همراه آورد. رییسجمهور منتخب باید بتواند در یک فرصت یکصد روزه، موانع موجود بر سر راه پیشبرد اهداف و برنامههایش را به حداقل برساند. چنانچه روحانی در این فرصت اندک از این موانع بزرگ در حوزه دیپلماسی بگذرد میتوان به تلاش او برای سامان دادن به وضع اقتصادی که مهمترین مطالبه مردم از اوست، امیدوار شد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد