23 - 12 - 2022
وقت سرودن «حیدر بابا» شکستهدل بودم
| جهانصنعت| «علی اسماعیل فیروز ثمرین» پژوهشگر زبان و ادبیات ترکی در اواخر عمر «محمد حسین بهجت تبریزی» گفتوگویی با این شاعر پرآوازه انجام داد که در ماهنامه «کیهان فرهنگی» شماره ۵۵، مهرماه ۱۳۶۷ منتشر شده است.
به گفته فیروز ثمرین این گفتوگو درصدد پرکردن جای خالی نظرات «شهریار» درباره شعر ترکی است. شهریار در این گفتوگو به بحث درباره آثار مشهور ترکی خود نظیر «سهندیه» و «حیدربابا» پرداخته است. بخشهایی از این گفتوگوی خواندنی را که در این سالها کمتر بازنشر شده را میخوانید:
از اینکه با بدی حالتان ما را پذیرفتید، متشکرم. میخواستم پیرامون آثار ترکی جنابعالی گفتوگوی مختصری داشته باشیم. ابتدا از منظومه «سهندیه» شروع میکنیم. اگر ممکن است، راجع به سهندیه برایمان بگویید؟
شعر، اساسا یک عالم ناخودآگاهی دارد که حتی انسان، خود هم نمیداند چه طور و به چه صورت یک شعر را میسراید. الهام که میگویند، این است وقتی که نورالهام به فکر و تفکر انسان میتابد، سخنان منظوم که همان شعر است، در زبان و قلم شاعر جاری میشود، الهام همین است. الهام، همان فکر و تعقل شاعر است که تشعشع الهی در آن میتابد. آن هم در دلهای شکسته، بیشتر و قویتر از سایرین میتواند باشد. در قلبهای پاک و صاف نیز وجود دارد اما نه به اندازه اولی. وقتی که نور الهام بر عقل و تفکر انسان میتابد، موجب آفرینش شعر میشود. سعدی ۸۰۰ سال پیش گلستان را نوشته است. اما در حال حاضر حتی یک سطر آن را هم نمیتوان نوشت. حافظ هم همینطور است. اگر دنیا جمع شود، نمیتواند بیتی به زیبایی ابیات حافظ بسراید. ولو اینکه مثل حافظ، صاحب دلی شکسته باشد و به کمال مطلق نزدیک شود. آن وقت است که گویی رابطهای بین شاعر و عالمی دیگر برقرار میشود و بعضا شاعر، خود نیز نمیداند که چه میگوید. یعنی آثارش ناخودآگاه بر زبان قلم جاری میشود. اگر آفریدن شعر در قدرت و توانایی شاعر بود، بنده هر روز یک «سهندیه» میسرودم اما قضیه به همین سادگیها نیست. آنوقت که شاعر میخواهد، بهویژه شاهکار بیافریند، در یک حالت عالی که غیرقابل وصف است، فرو میرود.
شعر«سهندیه» را برای فرد بهخصوصی سرودهاید؟
بله! شاعر آذربایجانی مرحوم «بولودقره چورلو» که «سهند» تخلص میکرد. بیش از همه در من تاثیر گذاشته بود. حتی بیش از «نیما» میدانید که شعر «دو مرغ بهشتی» را برای نیما گفتهام ولی به پای «سهندیه» نمیرسد. در حقیقت نظیر «سهندیه» در هیچ زبانی سروده نشده است و با هیچ مقیاس و معیاری قابل سنجش نیست.
در وجود شاعر «سهند» چه دیده بودید که «نیما» آن را نداشت؟
هر کسی هر چیزی را از دید خود نگاه میکند. آنچه من در سهند دیده بودم، قابل بیان نیست. البته سهند یک شاعر آزاده بود و آن خوی و اخلاقی که سهند داشت در هیچکس نبود. اگر خوانده باشید، در شعر «حیدر بابا» میگویم: «حیدر بابا، مرد اوغوللار دوغ یئنه..!» [گریه شهریار]… بله! سهند یک مرد بود. علاوه بر آن در این اثر از ایهام نیز سود جستهام. بچه که بودم، در آذربایجان کوهی مرتفعتر از «کوه سهند» ندیده بودم. البته «کوه سبلان» بود ولی من ندیده بودم.
منظومه «حیدر بابایه سلام» که امروزه ورد زبان تمام ترکهای دنیاست، با چه انگیزهای سروده شده؟
همانطوری که در مقدمه چاپ اول «حیدر بابا» نوشتهام، مربوط به زمان اقامتم در تهران میشود. آن وقتها دیگر «تهرانی» شده بودم! تمام خاطرات تبریز و تبریزی بودنم را فراموش کرده بودم که آمدن مادرم به تهران، موجب تجدید خاطراتم شد. وضعم خوب نبود و دل شکسته شده بودم که خاطرات تلخ و شیرین گذشته در روحم جان گرفت. این بود که «حیدر بابا» را سرودم. مادرم از نظر روحی یک شاعر بود و من بیشتر جنبه شعریم را از او به ارث برده بودم. شعر ترکی زیاد سرودهام. مثلا «گئتمه ترسا بالاسی» یا «یالان دونیا» را اول از زبان مادرم شنیده و بعد به نظم آوردهام. «حیدر بابا» هم اولین شعری است که مادرم با تاثیرات سحرآمیز خود، موجب سرودن آن شد. در این شعر، خاطرات کودکی و جوانیم را نوشتهام، این به تنهایی فکر و تعقل نیست. همان است که در ابتدای حرفم گفتم، یعنی پیامد تاثیرات تابش نور الهام بر عقل و تفکر است.
همانطور که میدانیم «حیدر بابا» در ادبیات معاصرمان از والاترین ارزشها برخوردار است اما خودتان کدام بندها را بیشتر میپسندید؟
همانهایی را که شما میپسندید. همانهایی را که مردم خوششان میآید. مثل این چندمصرع:
قاری ننه گئجه ناغیل دئیه نده/ کولک قالخیب، قاپباجانی دؤیه نده.
قورد،کئچی نین شنگولوسون یئیه نده/ من قاییدیب، بیرده اوشاق اولایدیم/ بیرگول آچیب، اوندان صونرا صولایدیم.
بعضی از نشریات ادبی ترکی خارجی، ابیاتی را ارایه داده و آن را جزو بندهای چاپ نشدهای از«حیدر بابا» قلمداد میکنند. اینها تا چه حد حقیقت دارند؟
اگر منظورشان جلد دوم اثر باشد، حقیقت دارد.
منظورشان جلد دوم اثر نیست، یکی از همان مصرعها چنین است: «عاشیق دئیه دبیر نازلی یار واریمیش»
نخیر، دروغ است، اینها جزو آثار بنده نیستند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد