27 - 05 - 2023
بنگاههای چندملیتی و زنجیره ارزش جهانی
«جهانصنعت»- زنجیرههای ارزش جهانی (GVCs) از اهمیت ویژهای در اقتصاد جهانی امروز برخوردار است. GVCها در درجه اول توسط بنگاههای چندملیتی (TNC) سازماندهی میشوند و شامل تولید کالاها در مراحل و مکانهای متعدد هستند که در هر مرحله ارزشافزوده ایجاد میکنند. GVCها به طور گسترده در زمینههای گوناگونی مانند سیاست TNC، تحقیقات تجاری بینالمللی و مدیریت زنجیره تامین مورد مطالعه قرار گرفتهاند. این مطالعات با سیاستهای بینالمللی فعلی مانند تنظیم حضور تجاری، رقابت مالیاتی و مکانیسمهای تنظیم مرز کربن به دلیل اهمیت TNCها مرتبط است. به طور کلی، GVCها جنبهای حیاتی از جهانی شدن اقتصادی در قرن بیست و یکم در نظر گرفته میشوند. اتاق بازرگانی تهران در این گزارش نقش و تاثیر بنگاههای چندملیتی با مالکیت خارجی (TNCs) در زنجیرههای ارزش جهانی (GVC) در مقایسه با بنگاههای مشابه داخلی را بررسی کرده است.
نتایج بررسیها نشان میدهد که بنگاههای چینی نهتنها مراکز عرضه ارزشافزوده صنعتی هستند، بلکه بهعنوان مراکز منطقهای جدید هم در حوزه عرضه و تقاضا برای خدمات از طریق شبکههای ساده GVC فعالیت دارند. بنگاههای آمریکایی بر زنجیرههای ارزش جهانی در حوزه خدمات تسلط دارند، در حالی که بنگاههای فراملیتی در آلمان و بریتانیا حضور عمدهای در ارائه ارزشافزوده در صنعت و خدمات از طریق شبکههای زنجیره ارزش جهانی پیچیده دارند. تجزیه و تحلیل دقیق شبکهای مبتنی بر TiVA عاملان مسلط در هر نوع زنجیره ارزش جهانی را مشخص میکند و به سیاستگذاران برای پایش و ارتقای استراتژیهای حکمرانی و رقابتپذیری آنها در زنجیره ارزش جهانی به روشی منعطفتر و متنوعتر کمک خواهد کرد.
در اقتصاد امروز جهان که تقریبا اکثر محصولات در همه نقاط جهان ساخته میشوند استفاده از برچسب سنتی «ساخت شده در» منسوخ شده است. بنگاههای چندملیتی مسوول ۸۰ درصد از تجارت جهان هستند و بخش قابل توجهی از تجارت، صنعت ساخت، تولید ناخالص داخلی و اشتغال بینالمللی را به خود اختصاص میدهند. علاوه بر این، ۸۵ درصد از ارزش بازار ۵۰۰ بنگاه بزرگ S&P (شرکت بزرگ بازار سهام آمریکا که بیشتر آنها TNC یا چندملیتی هستند) ناشی از ارزش داراییهای نامشهود آنهاست. این اتفاق یک چالش بزرگ برای سیاستگذارانی است که صرفا به حسابداری سنتی یا مبتنی بر قلمرو یک اقتصاد متکی هستند.
برای پرداختن به این موضوع، نیاز به اندازهگیری بهتر زنجیرههای ارزش جهانی (GVCs) از دیدگاه ناهمگونی بنگاهها وجود دارد. به طور کلی، این موضوع نقش مهم بنگاههای TNC و GVC را در اقتصاد جهانی و نیاز سیاستگذاران برای انطباق با این تغییرات برجسته میکند.
با توجه به افزایش پیچیدگی و اهمیت GVCها، چالشهای بیشتری توسط محققان، سیاستگذاران و رهبران تجاری GVC شناسایی شده است که عبارتند از: آیا زنجیرههای ارزش جهانی به واقع جهانی بوده یا بیشتر یک پدیده منطقهای هستند؟ غالب بنگاههای موجود در زنجیره ارزش جهانی ملی (داخلی) هستند یا خارجی؟ عدم قطعیتهای رو به رشد (مانند درگیریهای ژئوپلیتیکی، همهگیری کووید-۱۹ و تغییرات آب و هوایی) چگونه و تا چه اندازه بر زنجیرههای ارزش جهانی تاثیر میگذارد؟
آزادسازی تجاری در جهان
درک دقیق مسائل یادشده بسیار حائز اهمیت بوده، زیرا به شناخت بهتر تاثیرات اصلی آزادسازی تجاری (منطقهای در مقابل جهانی) و جداسازی احتمالی تعامل تجارت و سرمایهگذاری به دلیل ریسکهای جغرافیایی رو به رشد روی اقتصاد جهانی در کنار شناسایی بهترین رویکردها در زمینه مدیریت زنجیره تامین جهانی کمک میکند. پاسخهای آکادمیک به اینگونه چالشها میتواند به دلیل تفاوت در رویکردها و اقدامات اتخاذشده بسیار متنوع باشد که این امر نیاز تحقیقات مربوط به زنجیرههای ارزش جهانی در قالب رویکردهای بینرشتهای را بیشتر نشان میدهد. این گزارش دیدگاه منحصربهفردی را در مورد مشارکت بنگاههای چندملیتی در زنجیرههای ارزش جهانی در مقایسه با بنگاههای ملی ارائه میدهد. تجزیه و تحلیل بر اساس مدل داده-ستانده بین کشوری (ICIO) و تجزیه و تحلیل شبکهای امکان گنجاندن اطلاعات مالکیت بنگاه را نیز فراهم میکند. هدف این مطالعه شناسایی تسلط انواع گوناگون بنگاهها در زنجیرههای ارزش جهانی در طول زمان و نقش بنگاههای چندملیتی در حکمرانی این زنجیرههاست. نتایج میتواند به سیاستگذاران کمک کند تا راهبردهای حکمرانی و رقابتپذیری خود را در زنجیره ارزش جهانی تقویت کند و بر قابلیتهای تحلیلی و سیاستمحوری خود بیفزاید.
این گزارش در حقیقت زنجیرههای ارزش جهانی (GVCS) را در بخش صنعت ساخت بررسی میکند که هم بنگاههای داخلی و هم بنگاههای چندملیتی (TNCs) را شامل میشود و آنها را به سه زیرشبکه تجارت سنتی، تجارت ساده زنجیره ارزش جهانی و تجارت پیچیده زنجیره ارزش جهانی تقسیم میکند. نتایج نشان میدهد که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶، زنجیرههای ارزش شامل بنگاههای ملی داخلی در سه منطقه با مرکزیت چین، آلمان و آمریکا، از طریق تجارت سنتی و تجارت ساده زنجیره ارزش جهانی توسعه یافته است. همچنین به نظر میرسد الگویی از مراکز دوگانه در آلمان و چین از طریق تجارت پیچیده زنجیره ارزش جهانی وجود دارد. شایان ذکر است در سطح کشوری، نتایج این مطالعه تغییرات نسبتا سریعی را در توپولوژی شبکهای شناسایی کرده است.
گسترش نقشه صنعتی چین در جهان
این گزارش نشان میدهد اولا، اقتصاد چین از کشورهای ژاپن و آلمان به عنوان مراکز جهانی تولید GVC در بخش صنعت ساخت پیشی گرفته است. ارزشافزوده چین در این بخش اکنون از آلمان فراتر رفته و این کشور در تجارت ساده و پیچیده زنجیره ارزش جهانی با کشورهای اطراف بیش از هر مرکز جهانی دیگری حضوری قدرتمند دارد. این اتفاق در مورد موفقیت چین در ارتقای صنعت ساخت داخلی آن نیز سازگار است. چین نهتنها بیشترین مقدار کالاهای نهایی را در جهان عرضه میکند بلکه مقدار قابل توجهی از کالاهای میانی با فناوری بالا را نیز مستقیما از طریق تجارت ساده GVC و به طور غیرمستقیم از طریق تجارت پیچیده GVC در اختیار کشورهای پاییندستی قرار میدهد. ثانیا، آمریکا موقعیت خود را به عنوان یک مرکز تامین منطقهای برای اعضای USMCA (آمریکا، مکزیک و کانادا) حفظ کرده، اما حضور آن به ویژه در شبکههای پیچیده GVC نسبتا کاهش یافته است. با این حال، همانطور که از رشد فزاینده ارتباط آمریکا و چین مشاهده میشود آمریکا بیشتر به چین وابسته شده است. این امر به دلیل انتقال صنایع ساخت با سطح فناوری پایین به کشورهای کمدستمزد و افزایش و تخصصی شدن صنایع ساخت برخوردار از فناوری پیشرفته در آمریکاست. در همین حال موقعیت آلمان به عنوان یک مرکز منطقهای در اروپا در طول زمان نسبتا ثابت باقی مانده است، به طوری که ارتباط آلمان و آمریکا تا حد زیادی با اتصال آلمان و چین جایگزین شده است.
توپولوژی و تکامل شبکه کلی در طول زمان برای ارزشافزودههای جهانی شامل بنگاههای TNC مشابه آنهایی است که شامل بنگاههای داخلی هستند اما تفاوتهای قابل توجهی در سطح کشوری وجود دارد. بنگاههای TNC در آلمان به عنوان مرکزی برای ایجاد ارزشافزوده نسبت به چین، به ویژه در شبکههای پیچیده GVC حضور بیشتری نشان میدهند. TNCها در آمریکا از حوزه تجارت سنتی و ساده GVC جدا شده و منطقهای را تشکیل دادهاند که شامل گروه USMCA و سنگاپور میشود. در شبکه زنجیره ارزش پیچیده که شامل بنگاههای TNC است، آمریکا نسبتا مستقل است و از طریق ارتباط مستقیم با آلمان در سال ۲۰۰۵ و با چین در سال ۲۰۱۶ نیازهای خود را تامین کرده است. بررسیها نشان میدهد که بنگاههایTNC سرمایهگذاری مستقیم خارجی خود را در چین افزایش دادهاند و تمایل دارند کالاهای واسطهای پیچیدهتری را از طریق GVCها برای ارتباط با کشورهای بیشتری، عمدتا در آسیا و همچنین کشورهایی از جمله کانادا و مکزیک به ویژه از طریق تجارت پیچیده ارائه دهند. آمریکا مرکز جهانی شبکه GVC از طریق تقاضای نهایی برای تولید کالا از سمت تقاضاست در حالی که آلمان به عنوان مرکز تقاضای منطقهای در اروپا برای تجارت زنجیره ارزش سنتی و ساده عمل میکند. شایان ذکر است کشورهای فرانسه و ایتالیا موقعیتهای مرکزی خود را در اروپا از دست دادهاند و اکنون در حال ایجاد ارزشافزوده برای آمریکا هستند. با این حال در تجارت زنجیره ارزش پیچیده، آلمان به عنوان یک اقتصاد جداگانه به آمریکا مرتبط بوده و دیگر مرکز زنجیره ارزش منطقهای نیست. چین به طور مستقیم با آمریکا تجارت میکند و ارزشافزوده برای برآوردن تقاضای نهایی برای کالاهای صنعتی فراهم میکند.
بررسیهای انجام شده نشان میدهد که چین به یک مرکز جهانی تقاضا در زنجیرههای ارزش ساده تبدیل شده است و زنجیرههای ارزش را از کشورهای همسایه آسیایی، اروپایی، آمریکا و آمریکای لاتین جذب میکند. این موضوع باعث شده است که حجم نسبی چین در تجارت زنجیره ارزش ساده تقریبا برابر با جذب ارزشافزوده آمریکا باشد. در مقابل، آمریکا همچنان مرکز غالب تقاضای جهانی در حوزه زنجیرههای ارزش پیچیده است. یافتهها نشان میدهد که آمریکا توان جذب بسیار بالایی برای کالاهای صنعتی نهایی درGVCها دارد و همچنین زنجیرههای ارزش جهانی که به آمریکا منتهی میشوند، اغلب طولانیتر و پیچیدهتر هستند. علاوه بر این، چین نهتنها به کارخانه جهانی تبدیل شده، بلکه به دلیل تقاضای داخلی نهایی رو به رشد به یک مرکز تقاضای منطقهای از طریق GVCهای ساده تبدیل شده است.
حوزه تمرکز صنعت خدمات جهان
صنعت خدمات جهان حول دو منطقه اصلی آمریکا و اروپا متمرکز شده است. در ارائه خدمات از TNCها، اروپا جایگاه بسیار مهمی در GVCها دارد به طوری که آلمان همواره یک تامینکننده قابل توجه خدمات در زنجیرههای ارزش جهانی (GVCs) بوده و در مقابل بریتانیا نقش حیاتی در ارائه خدمات ارزشافزوده از طریق بنگاههای چندملیتی (TNC)- چه در تجارت زنجیره ارزش سنتی، چه در تجارت زنجیره ارزش ساده و چه در تجارت زنجیره ارزش پیچیده- ایفا کرده است. در واقع انگلستان هسته اصلی زنجیره ارزش بنگاههای TNC جهانی در سال ۲۰۰۵ بود و تنها در سال ۲۰۱۶ بود که آلمان و آمریکا به بریتانیا پیوستند تا گروه سهگانهای از زنجیرههای ارزش پیچیده در تجارت خدمات جهانی را تشکیل دهند. بنگاههای TNC مستقر در سنگاپور و هنگکنگ نیز نقش مهمی از طریق تجارت سنتی و تجارت ساده زنجیره ارزش منطقه آسیا دارند. از سوی دیگر بنگاههای داخلی در آمریکا همواره منبعی ضروری برای تامین هر سه نوع تجارت بودهاند. شایان ذکر است در آسیا مرکز عرضه برای تجارت زنجیره ارزش ساده در خدمات بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ از ژاپن به چین منتقل شده است. در شبکههای خدمات زنجیره ارزش جهانی GVC، چین توانسته است از طریق پیوند با آمریکا مشارکت گستردهتری داشته باشد. اگرچه در تجارت سنتی و ساده زنجیره ارزش بنگاههای چینی به طور فزایندهای نقش مراکز عرضه خدمات تجاری منطقهای را ایفا کردهاند اما از دیدگاه بنگاههای TNC، چین همچنان باید از طریق پیوندهایی با هنگکنگ یا با آمریکا در سطح جهانی مرتبط باشد. از نظر تجارت زنجیره ارزش پیچیده در سال ۲۰۰۵ بنگاههای داخلی چین همچنان نیاز به عبور از ژاپن برای اتصال به شبکه خدمات GVC مرکزی آمریکا داشتند، ولی در سال ۲۰۱۶ چین برای مشارکت در این شبکه به طور مستقیم به آمریکا متصل بود. با این حال بنگاههای TNC در بخش خدمات در مقایسه با بنگاههای TNC در بخش صنعت حضور برجستهای در چین ندارند که این امر تا حد زیادی نشاندهنده این واقعیت بوده که بازار خدمات در چین در مقایسه با بازار کالایی باز نیست. مانند بخش تقاضای صنعت آمریکا، همیشه هسته اصلی زنجیرههای ارزش جهانی در بخش خدمات بوده است. سایر اقتصادها از جمله آلمان و چین از طریق پیوندهای مستقیم با آمریکا در زنجیره ارزش پیچیده تجارت جهانی خدمات مشارکت میکنند و بنگاههای داخلی و چندملیتی نیز ویژگیهای اساسی مشابهی از خود نشان میدهند. در تجارت سنتی آمریکا و آلمان همچنان به عنوان مراکز تقاضای جهانی و منطقهای تسلط داشتند. با این حال، بنگاههای داخلی و چندملیتی در سوییس و چین به ترتیب در شمال اروپا و آسیا به عنوان مراکز تقاضای کوچک شروع به ایفای نقش کردند.
سازماندهی زنجیرههای ارزش جهانی
در زنجیرههای ارزش تجاری ساده، تا سال ۲۰۱۶ چین تعداد قابل توجهی از اقتصادهای منطقه آسیایی را برای رفع نیازهای خدمات خود جذب کرد، از جمله ژاپن که در سال ۲۰۰۵ مرکز فرعی تقاضا بود و مستقیما با آمریکا در ارتباط بود. این امر نهتنها در زنجیرههای ارزش بنگاههای داخلی چین بلکه در زنجیرههای ارزش تجاری خدمات بنگاههای چندملیتی با محوریت چین مشهود بوده که نشاندهنده اهمیت روزافزون چین در تجارت زنجیرههای ارزش ساده در حوزه خدمات است. در تجارت زنجیره ارزش پیچیده، در سال ۲۰۱۶ آمریکا به عنوان مرکز جهانی، مسلط باقی ماند، در حالی که آلمان نیز در اروپا به بلوغ رسیده بود و به عنوان مرکزی در قلب اروپا عمل میکرد که توانست ارزشافزوده بیشتر بنگاههای چندملیتی را جذب کند. برخلاف نقش مهم بنگاههای چندملیتی در بریتانیا از طرف عرضه، این کشور حضور چشمگیری در سمت تقاضا نداشت و صرفا توسط آمریکا به عنوان تامینکننده ارزشافزوده جذب شد. در مجموع بررسیها نشان میدهد که زنجیرههای ارزش جهانی بیشتر به صورت منطقهای سازماندهی شدهاند و تحت سلطه کشورهای بزرگی مانند آمریکا و یا منطقه اروپا (به ویژه آلمان و چین) هستند. همچنین نتایج بررسیها نشان میدهد که برای انواع گوناگون مالکیت بنگاه صور مختلفی از حضور در زنجیرههای ارزش جهانی قابل مشاهده است که بر حسب رویکرد طرف عرضه یا تقاضا بخش صنعت یا خدمات و نوع شبکه اتخاذ شده، متفاوت است. علاوه براین همهگیری کووید۱۹ باعث پیکربندی مجدد زنجیره ارزش جهانی مانند تنوع زنجیره تامین استراتژیک بازسازی مجدد و منطقهسازی شده است. این گزارش پیشنهاد میکند که تحقیقات آینده باید روی عوامل تعیینکننده توپولوژی زنجیره ارزش جهانی از جمله راهبری این زنجیره و استراتژیهای بازار بنگاههای چندملیتی تمرکز کند. در این راستا سیاستگذاران باید سیستم گستردهتری از معاهدات سرمایهگذاری دوجانبه و چندجانبه ایجاد کنند و به سمت همکاریهای نظارتی بینالمللی عمیقتر پیش بروند تا هزینه فعالیتهای بنگاههای چندملیتی را کاهش دهند و در عین حال آنها را تشویق کنند که مسوولیت اجتماعی جامعتری را در سراسر زنجیرههای ارزش جهانی برعهده بگیرند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد