5 - 11 - 2019
بهانه تازه محیطزیست برای حفظ دامگاه
دام هوایی ویژه صید مرغابی به این صورت است که تورهای انبوه که پایه بلندی هم ندارد، در کنار هم در زمینهای تالابی کمعمق نصب میشود. در این روش هم انواع مرغابیها به دام میافتند و صید میشوند. دام هوایی ویژه صید چَنگر به این شکل است که حجم وسیعی از تورهای هوایی در زمینهای تالابی عمیق نصب میشود مثلا درآببندانهای عمیق یا به قول محلیها در لپو که تردد فقط با قایق امکانپذیر است. مدیرکل محیطزیست مازندران گفته قرار است نوع خاص اردک و چنگر توسط دامگاهداران از طریق ایجاد «کرس» تکثیر و کرس به مرور جمع شود اما محیطزیستیها این را بهانهتراشی برای حفظ کرس میدانند.
به گزارش مهر فرزاد علیزاده، دبیر اجرایی ستاد مردمی دفاع از حقوق حیوانات ایران گفت: هر سال در چنین فصلی با آغاز مهاجرت پرندگان مهاجر از سرزمینهای شمالی به سرزمینهای معتدلتر، بحثها در خصوص کشتار بیرحمانه پرندگان مهاجر نیز آغاز میشود. سالهای گذشته این روشهای ظالمانه بیشتر به نقاط شمالی کشور معطوف میشد. حال آنکه متاسفانه امسال باید گفت اکثر قریب به اتفاق تالابهای از رمق افتاده کشور در خواب غفلت مسوولان مربوطه، تبدیل به دامگاه و کشتارگاه پرندگانی شده است که پس از طی کردن هزاران کیلومتر مسافت، گرسنه و تشنه درست هنگامیکه باید با تغذیه مناسب، چربی و انرژی ازدسترفتهشان را احیا کنند، با تورهای هوایی و انواع و اقسام دامها و تلهها مواجه میشوند.
وی تاکید کرد: این کشتار در حالی صورت میگیرد که هیچ یک از روشهای صید دستهجمعی در کشور قانونی نیست. قانون صید و شکار، مصوب سال ۱۳۴۶، با آخرین اصلاحات ۱۳۹۷ در ماده ۶ خود جلوگیری از صید بیرویه را جزو وظایف ذاتی سازمان حفاظت محیطزیست برشمرده است. این قانون در ماده ۱۰ خود تصریح میکند که هر کس بدون پروانه عادی، مبادرت به صید جانوران قابل شکار کند (یعنی آن دسته از حیواناتی که از نظر جمعیت و الزامات حمایتی قابل شکار هستند)، ضمن جریمه نقدی، باید از یک تا شش ماه حبس را تحمل کند. اگر این امر در مناطق ممنوع و از طرق غیرمجاز انجام شود، ضمن جریمه نقدی، از ۹۱ روز تا سه سال دیگر هم جریمه مضاعف دارد.با این حال ابراهیمی کارنامی، مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران به تازگی در حاشیه یکی از نشستهای استانداری مازندران در جمع خبرنگاران اظهار داشته که قرار است نوع خاصی از اردک و چنگر توسط سرمایهگذاران یا دامگاهدارانی که تعاونی دارند، از طریق ایجاد یک «کرس» بهعنوان مولد پرورش و تکثیر شود. فعلا فقط این دو نوع پرنده را داشته باشیم و به مرور زمان کرس باید الزاما جمع شود. آیا قرار است دامگاهداران چنگر را در کرس جوجهکشی و تکثیر کنند؟
دبیر اجرایی ستاد مردمی دفاع از حقوق حیوانات ایران در این باره توضیح میدهد: اساسا موضوع تکثیر پرندگان مهاجر سردسیری موضوع ساده و پیشپاافتادهای نیست که از کنار آن ساده بگذریم. شیوه زندگی این پرندگان در مناطق سردسیر، تولید مثل و زادآوری آنها، منحصربهفرد و بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوانند دمای ۴۰ درجه شرجی تابستان شمال کشور را تاب بیاورند.
پرواضح است که این اظهارنظر پر از ایهام و ابهام تنها یک موضوع را توجیه میکند و آن هم وجود و حفظ کرس برای یکسال دیگر است.این در حالی است که شیوه صید پرندگان به روش کرس برخلاف قوانین مصوب صید و شکار و نقض آشکار آییننامه اجرایی آن است: در ماده ۱۳ بند ج تصریح کرده است که «شکار، صید و یا کشتار جانوران قابل شکار، صید با استفاده از سموم و مواد منفجره و امثال آن، شکار به صورت تعقیب با استفاده از وسیله نقلیه موتوری و همچنین کشتار آنان به طریق جرگه و محاصره دستهجمعی ممنوع است. بر این اساس کرس مصداق بارز محاصره دستهجمعی و نسلکشی محسوب میشود. دام هوایی هم که از پایه و اساس ممنوع است، پس ابراهیمی کارنامی به چه چیز قرار است مجوز بدهد!؟
بهطور کلی چهار نوع دام هوایی مختلف برای صید پرندگان وجود دارد:
دام هوایی به روش گِذر که تورهای هوایی بلندی است که بین درختان قرار میگیرد. درختانی که تاج آنها مخصوصا بریده شده و مسیر عبور برای پرندهها باز شده است. هنگام عبور دستههای پرندگان، یک لحظه تور را باز میکنند و پرندگان بهصورت گروهی در تور میافتند. این روش فقط در زمان طلوع و غروب آفتاب به کار میرود.دام هوایی ویژه صید غاز (غازدام)، که تورهای بلندی است که تا ۲۴ متر طول و ۷۰ متر عرض آنهاست. روش صید بدین ترتیب است که معمولا غازهای نر اهلی شده را زیر تور میبندند و مادههای اهلی را پرواز میدهند. از آنجا که غازها هم مانند بسیاری دیگر از پرندگان تکهمسر هستند، هنگام صداکردن جفت خود، دیگر غازها را به اشتباه میاندازند. سپس هنگام ورود دسته غازها به دامگاه و کم کردن ارتفاع، تور را بالا میکشند و پرندگان به صورت دستهجمعی در تورهای تیز و برنده گرفتار میشوند. در این روش، برای جلوگیری از فرار غازها که بسیار جنگنده و در تلاش برای رها شدن از تور هستند، صیاد سریعا یک بال پرنده را میشکند تا مانع این کار شود.
اکنون شنیدهها حاکی از آن است که برخلاف اظهارات ابهامبرانگیز ابراهیمی کارنامی، مدیر کل حفاظت از محیطزیست مازندران، قرار است در لپوی فریدونکنار (حد فاصل شهرک خزرشهر جنوبی و دامگاه فریدونکنار)، به بهانه صید چَنگر که اتفاقا نسل آن نیز توسط متصرفان غیرقانونی در حال انقراض است، صید دستهجمعی این پرنده آغاز شود.
لپوی فریدونکنار در واقع یک تالاب طبیعی ملی است که در سال ۱۳۵۷ توسط شورایعالی محیطزیست به عنوان پناهگاه حیات وحش شناخته شده است و حالا در خواب غفلت مدیران محیطزیست مازندران، کل این منطقه ۴۵ هکتاری تصرف و به دامگاه تبدیل شده است. کشتار چنگرهایی که از میانکاله برای فروش در بازار فریدونکنار به صورت روزانه و زنده ارسال میشوند در فریدونکنار سلاخی میشوند. چنگرهای زنده را برای مهار کردن، با مفصلهای لهشده متعاقب شکستن هر دو پا و بالهای شکسته شده در نتیجه گره زدن بالها به یکدیگر به فریدونکنار ارسال میکنند. پرندگان نگونبخت ساعتها از گیلان یا سایر مناطق مازندران (پناهگاه حیات وحش میانکاله) و یا تالابهای استان گلستان تا فریدونکنار بدین ترتیب حمل میشوند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد