15 - 03 - 2020
وصلهپینههای حمایتی دردی از مردم دوا نمیکند
در کمال تاسف مردم جز الفاظ زیبا و وعده وعیدهای بدون پشتوانه اجرایی، چیزی از زبان مقامات خرد و کلان دولت نمیشنوند؛ وعده وعیدهایی که مردم در یک سال گذشته درخصوص مهار روند رو به رشد نرخ دلار و ایجاد ثبات در بازار ارز حتی تکنرخی کردن آن چه از زبان شخص رییسجمهور محترم و معاون اول ایشان و چه از زبان رییس کل سابق بانک مرکزی شنیدند. اما همچنان که شاهد بوده و هستیم تا امروز کسی صادقانه به مردم نگفته است چه عامل یا عواملی بازار ارز و پول ملی ما را به این سرنوشت مصیبتبار دچار کرد که باعث شد ارزش پول ملی و قدرت خرید ما مردم به یکباره در برابر دلار تا حدود ۳۰۰، ۴۰۰ درصد کاهش پیدا کند و هیچ مقامی هم به خاطر سقوط آزاد ارزش ریال و قدرت خرید مردم که گرانیهای کمرشکن را به همراه داشته، مورد بازخواست و مواخذه قرار نگیرد. درد بزرگ اینجاست که نه آقای رییسجمهور و نه دیگر مقامات دولت ایشان این بخشنامه و دیگر بخشنامههای مشابهی را که همهروزه در قالب یادداشت و مقاله به وفور در مطبوعات ما به چاپ میرسد نمیخوانند و به همین سبب در جریان واقعیتهای تلخ و گزندهای که در ارتباط با شیوع و گسترش فقر در جامعه میگذرد، قرار نمیگیرند.
در چنین شرایطی باید پرسید آیا شخص آقای رییسجمهور و وزرای دولت ایشان ضربههایی که از بابت برآورده نشدن قولها و وعده وعیدها به اعتماد عمومی نسبت به دولت وارد میشود و بزرگترین و اصلیترین سرمایه هر دولت و حکومت به حساب میآید، احساس نگرانی نمیکنند. یقینا مردم ایران به آن درجه از بلوغ فکری رسیدهاند که در شرایط تحریمهای اقتصادی و راهبندانهایی که از هر سو در برابر اقتصاد کشور ما ایجاد شده، انتظارات رفاهی زیادی از دولت نداشته باشند، اما آیا همین مردم که سختیها و محرومیتهای هشت سال جنگ تحمیلی را مردومردانه پشتسر گذاشتهاند، حالا استحقاق برخورداری از یک زندگی حداقلی و یک رفاه نسبی را ندارند؟ بدتر از وعده وعیدهای اجرا نشده مربوط به بستههای حمایتی، وعدههای مکرری است که این روزها مسوولان سازمان برنامه و دیگر مسوولان اقتصادی دولت درباره افزایش ۲۰ درصدی حقوق و دستمزدها در سال ۹۸ به مردم میدهند و اصلا به اثرات مخربی که این وعده وعیدها میتواند در ایجاد جو روانی مساعد برای افزایش باز هم بیشتر نرخ تورم در جامعه داشته باشد، توجهی نشان نمیدهند.
حتی اگر قصد دولت در انجام چنین وعدهای جدی باشد چه ضرورتی دارد که از حالا خبر آن را تا این حد در بوق کند و درباره نانی که هنوز بر سر سفره مردم نگذاشته سر و صدا و تبلیغات به راه اندازد؟ تازه بر فرض محال حتی اگر تصور کنیم انتشار خبر افزایش ۲۰ درصدی حقوق و دستمزدها هیچگونه اثرات تورمی نخواهد داشت با این همه جهشهای کمرشکنی که طی ماههای گذشته در قیمت اجناس و در هزینه زندگی و در نتیجه در کاهش شدید قدرت خرید مردم ایجاد شده، ۲۰ درصد افزایش حقوق و دستمزدها چه تاثیری میتواند در افزایش قدرت خرید گروههای حقوقبگیر داشته باشد که از حالا آن را اینچنین در بوق کردهاید؟ اصلا چرا دولت برای کوچکترین اقدام رفاهی که قصد انجام آن را در آینده دارد اهداف تبلیغاتی را دنبال کند؟ فراموش نکنیم که گسترش فقر و کاهش قدرت خرید مردم تنها به خود مردم محدود نشده و این کاهش قدرت خرید به زنجیرهای از کسبوکارها و فعالیتهای صنعتی و تولیدی که محصول برای فروش و کسب درآمد تولید و عرضه میکنند و حالا برای آنها مشتری و خریدار پیدا نمیشود ضربههای اغلب غیرقابل جبران وارد میسازد.
همچنان که میبینیم، میخوانیم و میشنویم که تنها در یک سال گذشته تحتتاثیر افزایش جهنمی قیمتها و کاهش شدید قدرت خرید مردم تعداد زیادی از کسبوکارهای صنفی و واحدهای تولیدی از ادامه کار و فعالیت بازمانده و در سال حمایت از تولید داخلی کرکرههای خود را برای همیشه پایین کشیدهاند. آیا اینها زنگ خطرهایی نیست که برای اقتصاد ما به صدا درآمده و متاسفانه شنیده نمیشود؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که دولت محترم، دولتی که در دوره یازدهم کاهش نرخ تورم و فقرزدایی را از افتخارات خود اعلام میکرد، به جای دست یازیدن به وصله پینههای بینتیجه حمایتی، دست به یک جراحی بزرگ در بدنه اقتصادی کشور بزند و با کوچکسازی جدی ساختار تشکیلات دیوانسالاری دولتی و کاهش هزینههای نجومی آن، زمینه را برای این جراحی بزرگ آماده سازد؟
Kiamehr_gh@yahoo.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد