13 - 11 - 2023
واقعی مثل «سرهنگ ثریا»
لیلی عاج در اولین تجربه سینمایی خود سراغ سوژهای حساس رفت و برخلاف سایر آثاری که درباره منافقان تولید شده بود، داستان خود را از دل پادگان اشرف و با شخصیت زن داستان روایت کرد، فیلم از داستانی واقعی الهام گرفته شده است. بخش قابلتوجهی از تولیدات سینمایی موفق در سینمای ایران وابسته به تاریخ و موضوعات معاصر است، در این میان پرداختن به سوژههایی که داستانهایی مغفول و ناگفته دارند بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، این توجه تا اندازهای است که حتی گاهی آثاری که در پرداخت به سوژه دچار ضعف و کاستی بودند، اما بهاعتبار سوژه خود مدتی سر زبانها بودند و توانستند نقشی هرچند کمرنگ در معرفی یک واقعه یا شخص داشته باشند. فیلم سینمایی «سرهنگ ثریا» به کارگردانی لیلی عاج که سال گذشته در جشنواره چهلویکم فیلم فجر نمایش داده شد از این دست آثار است. این فیلم سراغ سوژهای ناگفته درباره سازمان مجاهدین خلق رفته است که پیش از این روایت نشده بود، به همین بهانه مروری داریم بر ۸ فیلم سینمایی تولیدشده در یک دهه گذشته که روایت سوژههایی ناگفته را برای نمایش بر پرده سینما انتخاب کردند.
«مزار شریف»
فیلم داستان کشتار دیپلماتهای ایرانی در روز ۸ آگوست ۱۹۹۸ مصادف با ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ در کنسولگری ایران در مزار شریف است که بهدنبال اشغال شهر توسط نیروهای طالبان رخ میدهد. در ابتدا مرگ هشت دیپلمات گزارش میشود، مدتی بعد مرگ دو دیپلمات و یک روزنامهنگار دیگر تایید میشود و در نهایت تنها یک نفر از کارمندان کنسولگری به ایران بازمیگردد. پیش از ساخت «مزار شریف» این اتفاق به نام روز خبرنگار در ذهنها ثبت شده بود که با روایت این فیلم مخاطب با زوایای بیشتری از آن آشنا شد. «مزار شریف» در جشنواره سیوسوم فجر نمایش داده شد و سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن و دیپلم افتخار بهترین جلوههای ویژه بصری را دریافت کرد.
«ویلاییها»
داستان فیلم درباره زمان وقوع جنگ و شهرکی ویلایی در حوالی اندیمشک است که سال ۶۵ گروهی از خانوادههای رزمندگان ساکن آن شده بودند. در اغلب فیلمهایی که با موضوع دفاع مقدس ساخته شده بود زنان حامیانی بودند که تصویری کوتاه از آنها دیده بودیم و اگر تصویر اثرگذاری داشتند باز هم فراتر از چند سکانس محدود نبود، اما روایت «ویلاییها» آنقدر زنانه بود که حضور فیزیکی مردان را در فیلم بسیار محدود میکرد. فیلم برخلاف معمول، روایتگر جنگی زنانه بود که از پشت جبهه دنبال میشد و در عین حال با همه دلهرهها و اتفاقات جبهه شریک بود. «ویلاییها» نخستینبار در سیوپنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و نامزد دریافت ۸ جایزه و برنده ۳ جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین جلوههای ویژه بصری و جایزه استعداد درخشان بهترین فیلماولی شد.
«سرو زیر آب»
فیلم سینمایی «سرو زیر آب» به موضوع شهدای گمنام اقلیتهای مذهبی میپرداخت. پیکر پسری که قابل شناسایی نبود، به خانواده شهیدی همنام او سپرده میشود. در واقع چالش اصلی فیلم این است که آیا میشود برای آرام کردن دل خانوادههای شهدای مفقودالاثر، پیکرهای گمنام را جای فرزندشان به آنها داد یا نه؟ این چالش و پرداختن به شهدای اقلیت از موضوعات تازهای بود که باشهآهنگر روایتگر آن شد. «سرو زیر آب» در سیوششمین دوره جشنواره فیلم فجر در ۹ بخش نامزد دریافت جایزه شد و برای بهترین طراحی صحنه و بهترین فیلمبرداری سیمرغ بلورین دریافت کرد و بهترین فیلم با نگاه ملی شد.
«تنگه ابوقریب»
این فیلم براساس واقعیت و بخشی از رشادتهای گردان عمار در روزهای پایانی جنگ است و توانست بخش مغفولمانده از دفاع مقدس را به نمایش بگذارد. در روزهای پایانی جنگ عراقیها باید از سد یک پایگاه که شبیه به یک تنگه بود عبور میکردند، اما با مقاومت شدید نیروهای ایرانی روبهرو میشوند. فیلم با اولین نمایشی که داشت با توجه به اهمیت سوژه، همراه با فضاسازی و رنگ و فرم جذابش مورد توجه بیشتر مخاطبان قرار گرفت. «تنگه ابوقریب» در جشنواره سیوششم فجر در ۱۱ بخش نامزد دریافت جایزه شد و سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین چهرهپردازی و بهترین جلوههای ویژه میدانی را از آن خود کرد.
«شبی که ماه کامل شد»
«شبی که ماه کامل شد» به موضوعی درباره عبدالمالک ریگی میپرداخت و سوژهای کنجکاویبرانگیز و جذاب داشت و با همان نمایش اول در زمان جشنواره با نظرات مثبت و منفی زیادی مورد توجه قرار گرفت. داستان درباره دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی میشود و پس از ازدواج بنا به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران میشوند. آن جوان شهرستانی عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی است. این فیلم روایتی نزدیک از خانواده ریگی و اتفاقات پیرامونشان بود که سوژهای تازه و جذاب داشت. بعد از نمایش فیلم روایتهای متفاوتی از همان داستان مطرح شد که در تناقض با روایت آبیار بود. «شبی که ماه کامل شد» نخستینبار در سیوهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و با نامزدی در ۱۳ رشته این جشنواره، توانست ۶ سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن و بهترین چهرهپردازی را به خود اختصاص دهد.
«۲۳ نفر»
«۲۳نفر» اقتباسی از خاطرات ۲۳ نفر از رزمندگان نوجوان ایرانی بین ۱۳ تا ۱۷ سال بود که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی در آمده بودند. داستان این نوجوانها از اتفاقات قابل توجه دفاع مقدس محسوب میشد که با تولید فیلم آن به معرفی و بیشتر دیده شدن داستان آنها کمک کرد. از نکات جالب توجه این فیلم حضور سردار شهید قاسم سلیمانی در روز اول فیلمبرداری آن بود. شهید سلیمانی از فرماندهان این ۲۳ نفر در دوران جنگ بود که نگاه ویژهای به داستان این نوجوانها داشت. «۲۳نفر» برای نخستینبار در سیوهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی شد.
«درخت گردو»
محمدحسین مهدویان با «درخت گردو» براساس داستانی واقعی بمباران شیمیایی سردشت را روایت کرده است؛ اتفاقی تلخ که با این وضوح بر پرده سینما ندیده بودیم. داستان فیلم در سه بازه زمانی سالهای ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و درباره زندگی فردی رنجکشیده اهل آذربایجان غربی، بهنام قادر مولانپور است که در روستایی مرزی در نزدیکی سردشت زندگی میکند؛ قادر و خانوادهاش درگیر بمباران شیمیایی سردشت میشوند. روایت این داستان آنقدر تلخ و دردناک است که حتی مخاطب ناراضی خود را تحت تاثیر قرار میدهد. «درخت گردو» در جشنواره سیوهشتم فجر نمایش داده شد و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد.
لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد