22 - 02 - 2024
جاودانگی مرد میدانهای سخت
آندریاس برمه که با تک گل خود در فینال جامجهانی ۱۹۹۰ ایتالیا، تیم ملی آلمان غربی را در برابر آرژانتین و یاران دیهگو مارادونا به پیروزی رساند، در ۶۳ سالگی بهطور ناگهانی درگذشت.
درست در روزهایی که پخش فیلم سینمایی بنهور در کشورهای مختلف دنیا، موجب شده بود تا در مقابل گیشه سینماها صفی طولانی مشاهده شود، کمتر کسی در آلمان فکر میکرد روزی قرار است این صف و این حجم مشتاق را دوباره ببیند. در همان روزها، در قلب شهر هامبورگ – شهری که دروازه دنیاست- ستارهای متولد شد. برمه از ۵ سالگی در آکادمی هامبورگ با عشق فوتبال پرورش پیدا کرد و با هر ضربی که توپ را جلوی پاهایش قرار میداد، او را مشتاقتر از قبل میکرد و او را وادار میکرد تا برای فوتبال از سرتاسر وجودش تلاش کند.
پدرش در هامبورگ سرمربیگری میکرد و در این مسیر به پسرش کمک کرد فوتبالیست شود و پس از سالها حضور در آکادمی هامبورگ، پسر تصمیمی متفاوت از تصمیم پدر گرفت و در هجده سالگی به زاربروکن منتقل شد. این انتقال زودهنگام جسارت و شجاعت او را نشان میداد، اما خیلی زود راهی کایزرسلاترن شد. زمانی که به پیشنهاد حضور در بوندسلیگای آلمان جواب مثبت داد، هیچ احتمالی نمیداد که یاپ درول تصمیم بگیرد یک ستاره جوان که در بوندسلیگای ۲ بازی کرده و به تازگی ارتقای سطح داشته را دعوت کند. کایزرسلاترن در جدول شرایط خوبی نداشت، اما باز هم برمه جایگاهی ثابت در لیست مانشافت داشت. در میان تحلیلهای حذف آلمان از مرحله گروهی یورو ۱۹۸۴، هیچکس نمیتوانست به عملکرد درخشان آندریاس برمه ذرهای نارضایتی داشته باشد و دیگر تمامی مردم از نام آندریاس برمه احساس خاصی داشتند.
در سالی که آلمان مسافر مکزیک شد، خودش هم میدانست که زمان جدایی و برداشتن قدمی مهم برای آینده فرا رسیده است. بکن باوئر او را در کنار رودی فولر، لوتار ماتیوس، رومنیگه و ماگات قرار میداد و هنوز هواداران فوتبال لحظهای که روی پاس ماگات، ضربه برمه در کنج دروازه آبیها آرام گرفت را به یاد دارند، ولی برای خودش حسرت دیدار فینال و روزی که آرژانتین جام قهرمانی را بالای سر برد، یک حسرت برای برمه بود.
با پایان جام، برمه قراردادش را با بایرنمونیخ امضا کرد و این شروعی بود تا بتواند مسیری جدید را آغاز کند. او در این پست توانست خیلی زود به قهرمانی در بوندسلیگا و سوپرکاپ برسد، اما شکست در فینال جام باشگاههای اروپا بار دیگر آب سردی بر سر رویاهایش بود. برمه تجربیاتی در جوانی داشت که هیچ چهرهای در جهان فوتبال نداشت. او از سمت راست دفاع خودی، به گونهای دیگر بازی را تماشا میکرد؛ بینشی که در دنیای موازی هم جز او از کسی دیگر نمیتوان سراغ گرفت.
در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، یک لیگ در فوتبال جهان وجود داشت که اگر میخواهید «نخبه» محسوب شوید، باید به آن میرفتید؛ سری آ، جایی بود که بهترین بازیکنان جهان از زیکو گرفته تا دیگو مارادونا در آن بازی کردهاند. سختترین لیگی بود که در شبها، مخاطبان را به پای خود میکشاند. باید سریع فکر میکردید و از مهارتهای فردی خود برای ارتقای تیمی که در آن بازی میکنید، استفاده میکردید.
یوونتوس با پلاتینی و ناپولی با مارادونا در تقابل با سه چهره هلندی میلان بودند، اما اینتر به سراغ سه فرشته قلب آهنی آلمانی رفت؛ در سال ۱۹۸۸، اینتر با لوتار ماتئوس و آندریاس برمه از بایرنمونیخ و مدت کوتاهی پس از آن، با یورگن کلینزمن از اشتوتگارت قرارداد امضا کرد تا توجهات را به خود جلب کند.
برمه نه بازیکن پر زرق و برقی بود و نه سرعتی درخشان داشت، اما سریع فکر میکرد و از هوش خود برای برتری بر حریف استفاده میکرد. زمانی که به اینتر رسید، یک ملیپوش آلمانی باتجربه بود و در کنار ماتئوس به فینال جامجهانی ۱۹۸۶ رسیده بود. اینتر دو تا از بهترین بازیکنان جهان را به خدمت گرفته بود، اما در زمان ورود ماتئوس و برمه، اینتر هشت سال بود که عنوان قهرمانی را کسب نکرده بود و در هفت سال از آنها نتوانسته بود چیزی را به دست آورد.
این مثلث آلمانی به نراتزوری ذهنیت ژرمنها را القا کرده بود و از آنها تیم بهتری ساخته بود. آنها هر ۴ فصل حضور برمه در اینتر قهرمان نشدند، اما یک سری آ، یک کوپا، یک سوپرکاپ و یک جام اروپا به آنها وجهه بهتری داد تا کلکسیون خالی اینتر، پرتر شود. برمه به ایتالیا عادت کرده بود و خبر برگزاری جامجهانی ۱۹۹۰ در ایتالیا، یک خبر خاص برای شروع او بود.
در جامجهانی ۹۰، با ۳ گل و ۳ پاس گل اتفاقی را رقم زده بود و تنها روژه میلا و اسکیلاچی بیشتر از او روی گلها اثر داشتند. زمانی که در فینال جامجهانی قرار شد مقابل آرژانتین بازی کنند، برمه تمام بازیکنان آلمان را در رختکن جمع کرد و با مرور خاطرات جامجهانی ۱۹۸۶، به آنها ثابت کرد که باید نتیجهای متفاوت نسبت به دوره قبل کسب کنند. در نهایت هم خودش نقش پایانی جام را ایفا کرد. وقتی کودسال مکزیکی نقطه سفید رنگ محوطه جریمه آرژانتین را نشان داد، بازیکنان آلمان تمام چشمانشان به برمه بود که در دو بازی قبلی مقابل شیلتون این کار را انجام داده بود و با احتیاط خاطر پشت توپ ایستاد. آرامشی که او در دقیقه ۸۵ داشت، نه مارادونا هنگام آغوش کشیدن جامجهانی داشت و نه هیتلر به هنگام صدور دستور جنگ جهانی، اما برمه طوری ایستاده بود که انگار سرنوشت توپ را میدانست. او میدانست که قرار است رسالتش را به اجرا در بیاورد. هر قدم که نزدیک میشد، گوشههای لبخندش تیزتر میشد.
پیش از یورو ۹۲ بار دیگر تصمیم به جدایی گرفت و به اسپانیا سفر کرد، ولی این بار مسوولیت مهمتری داشت. پس از فتح جامجهانی، نوبت به قهرمانی در جام ملتهای اروپا بود، ولی این بار برمه در دیدار مقابل دانمارک در فینال، آرامش و ذهنیت جامجهانی را نداشت.
بار دیگر جام قهرمانی از دستان او گریخت و این بزنگاهی در دوران ملی برمه بود. با نایب قهرمانی اروپا او از تیم ملی خداحافظی کرد و با کولهباری از ناامیدی مسافر اسپانیا شد. در زاراگوزا شرایط در یک فصل از حضورش مساعد نبود و تصمیم به جدایی گرفت؛ مقصد؟ بازگشت به کایزرسلاترن!
او هم به آلمان بازگشت، هم به تیم ملی و این فرصتی بود تا کار ناتمام خودش در کایزرسلاترن را به پایان رساند. این اتفاق در شرایطی بود که او آماده شرکت در جامجهانی ۱۹۹۴ آمریکا شد، ولی پس از آن هیچوقت دیگر به نیوجرسی سفر نکرد تا خاطره شکست مقابل بلغارستان یادش نیاید.
همه چیز به پایان رسید، اما در پایان فصل ۱۹۹۵ همه چیز تلختر شد. کایزرسلاترن با کاپیتانی برمه سقوط کرد؛ سقوط به بوندسلیگای۲ و این تراژدی شبیه به قصه حکمرانی بود که به نگاهی دیگر در حال تقاص پس دادن از خونهای ریخته خود بود، اما برمه با گل کردن پنالتی فینال جامجهانی ۱۹۹۰ مرتکب قتل رویاهای آرژانتینیها شده بود یا لبخند آلمانیها را سرختر کرد؟
کاملا درست بود. این پایان دوران فوتبالی برمه نبود. او حکمرانی بود که تلاش کرد تا محبوبش که کایزرسلاترن باشد را به رویای خودش برگرداند. در پایان فصل ۱۹۹۶، تیمش را به بوندسلیگا برگرداند، اما تصمیم به خداحافظی گرفت که هیچوقت از سمت سران کایزرسلاترن با آن موافقت نشد. آنها به برمه قول قهرمانی دادند و در فصلی که برمه تنها ۵ بازی برای کایزرسلاترن انجام داد، در بازی پایانی به عنوان رهبر قرمزها جام قهرمانی بوندسلیگا را بالا برد تا آخرین سکانس دوران فوتبالی او، جامی باشد که خونسردترین، آرامترین و محبوبترین فوتبالیست آلمانی دهه ۹۰ آن را بالا برده است.
آندریاس برمه هر چند درون مستطیل سبز یک ستاره بود و به موفقیتهای فراوانی دست یافت، اما در خارج از آن یک ناکام تمامعیار بود. پس از پایان دوران بازیگریاش او به مدت نزدیک به پانزده سال بیکار بود و همین امر باعث جدایی وی از همسرش شد. در ۲۰۱۵ یک ورشکسته کامل بود و بانک تمام داراییهای او که ارزشی نزدیک به ۳۰۰ هزار یورو میشد را توقیف کرد. برمه به همین دلایل و فرار از مشکلاتش مدتی رو به مشروبات الکلی آورد. کار به جایی رسید که این فوتبالیست باسابقه آلمانی برای پرداخت بدهیهای خود حتی مجبور به کار کردن به عنوان نظافتچی توالت شده بود!
فرو رفتن در زمستان چیزی به جز یادآوری خاطرات ناامیدکننده برای اهالی فوتبال ندارد، اما حالا خبر تلخ درگذشت آندریاس برمه تمام خاطرات دهه ۸۰ و ۹۰ فوتبال اروپا را در ذهن علاقهمندان زنده کرده است؛ آندریاس در آرامش ابدی.
لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد