26 - 03 - 2020
واشنگتنپست: تداوم رابطه آمریکا با عربستان بدون بنسلمان
روزنامه واشنگتنپست آمریکا در سرمقاله دوشنبه گذشته خود نوشت: رابطه استراتژیک آمریکا با عربستان باید حفظ شود، اما، نه با محمد بنسلمان.
این روزنامه افزود: در رابطه با ماجرای قتل جمال خاشقجی دولت آمریکا تکیه کلامش این است که منتظر میماند تا نتیجه تحقیقات پرونده به انتها برسد و آنگاه تمام کسانی که عامل این قتل بودهاند را پاسخگو خواهد ساخت. این نوع نگرش به پرونده، همگی دلالت بر یک واقعیت دارد و آن اینکه؛ هر اقدامی که قرار است در مورد عربستان معمول گردد؛ لزوما باید این اصل را مورد توجه قرار دهد که عربستان شریک استراتژیک آمریکاست و میان این دو یک نوع رابطه راهبردی برقرار است.
وزارت خارجه آمریکا هم شنبه گذشته این هفته به همین موضوع اشاره کرده بود. دولت آب پاکی را روی دست همه ریخت. هیچ چیزی در دنیا نمیتواند جلوی پیوستگی کاخ سفید با شاهزاده محمد بنسلمان را که صاحب قدرتمندترین شخصیت در پادشاهی سعودی است، بگیرد.
همین اصل و قانون نانوشته بود که به رییسجمهور ترامپ اجازه نداد، کشفیات محکم سازمان سیا را که بیان میکند ولیعهد دستور قتل خاشقجی را داده است، تایید کند. وزارت خارجه هم بر مبنای همین رویکرد از تایید علنی این گزارش طفره رفت. البته شکی نیست که رابطه آمریکا با عربستان یک رابطه استراتژیک با قدمتی طولانی است که پایهریزی آن به دوران ریاستجمهوری فرانکلین روزولت برمیگردد.
منطقی است که این رابطه حفظ شود، اما، دچار مغلطه نشویم. در مورد اهمیت این رابطه اغراقگویی هم نکنیم. حقیقتش این است که عربستان آنچه را که از آمریکا میگیرد، بسیار بیشتر از آن چیزی است که به آمریکا میدهد. به خطا هم نرویم. عربستان فقط در محمد بنسلمان خلاصه نمیشود. بنسلمان یک جوان خام ۳۳ ساله است که در این انگشتشمار سالهایی که در راس قدرت قرار داشته؛ یک پروندهای مسموم، مملو از اعمال بیشرمانه ریز و درشت را برای خودش درست کرده است.
ترامپ بیش از حد روی قراردادهای تسلیحاتی با عربستان حساب باز کرده است. بیش از حد روی این مساله معطوف شده که عربستان تولیدکننده درجه اول نفت در جهان است. اما جالب اینجاست که رژیم عربستان تا به حال در تمامی این جبهههای مورد نظر ترامپ، ناموفق ظاهر شده است. در مورد قرارداد تسلیحاتی که باید اذعان کرد از قرارداد مجلل ۱۱۰ میلیارد دلاری، تا به حال فقط کسر کوچکی از مبلغ قرارداد پرداخت شده است.
ناگفته نماند در این بین، محمد بنسلمان دست به یک سری اصلاحات و گشایشهایی هم زد که در این پادشاهی مسلمان بیسابقه بود و بسیار مورد توجه غرب قرار گرفت. او چهره خشن و زمخت و متحجری را که از دین بر کشور حاکم بود، زدود. دستگاه روحانیت حاکم بر کشور را از اریکه قدرت به پایین کشید. یک سری آزادیهای اجتماعی را در کشور باب کرد. اقتصاد کشور را مدرن کرد و به جلو برد.
ولیعهد؛ همه این کارهای شایسته را کرد، اما با دستهگلهایی که به آب داد بر وجهه تمام آنها لطمه زد. او یک تعداد از سعودیهای لیبرال که خواهان همین اصلاحات در کشور بودند را به زندان انداخت. نمونه آنها یک زن بود که برای حق رانندگی زنان مبارزه میکرد. قله تمام این اعمال ناشایست؛ قتل خاشقجی بود. خاشقچی روزنامهنگاری بود که هرچند آرمانهای والای بنسلمان برای مدرنسازی، پیشرفت و توسعه کشور را میستود؛ اما در عین حال به روشهای شاهزاده برای احراز این آرمانها انتقاد داشت.
مسلم است که آمریکا نمیتواند به زور خواستار برکناری بنسلمان از قدرت شود. بلکه همانطور که دولت آمریکا هم به حق میخواهد، این منطقی است که ولیعهد در قدرت بماند. منتها میتوان شاهزاده را تحریم کرد و از او دوری جست، اما در عین حال با رژیم عربستان مراوده تجاری داشت.
خاندان سلطنتی سعودی مطلقا نمیتواند بدون دوستی و رابطه با آمریکا به کارش ادامه دهد. پس منطقی است که هرگز این رابطه را قطع نخواهد کرد. مسلما ضعیف کردن ولیعهد، کشور را بیثبات خواهد کرد و مسلما، یک عربستان بیثبات؛ کل خاورمیانه را بیثبات خواهد کرد. تنها راه حل مساله این است محمد بنسلمان همواره زیر نظر باشد والا، باید منتظر رفتارهای مخرب بیشتری از او بود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد