15 - 05 - 2024
گونهشناسی عناصر اکوسیستمی پدیده فساد
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی گونهشناسی عناصر اکوسیستمی پدیده فساد و تحلیل و رتبهبندی اهمیت آنها پرداخت.
به گزارش روابطعمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دبیرخانه مقابله با فقر، فساد و تبعیض این مرکز در گزارشی با عنوان «گونهشناسی عناصر اکوسیستمی پدیده فساد و تحلیل و رتبهبندی اهمیت آنها در راستای تنظیم برنامه مقابله با فساد براساس مرور سیستماتیک، فرات» آورده که فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، توده چرکین کشورها و نظامهاست و اگر در بدنه حکومتها عارض شود، زلزله ویرانگر و ضربهزننده به مشروعیت آنهاست و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیتی فراتر از مشروعیتهای مرسوم و مبناییتر از مقبولیت اجتماعی است، بسیار جدیتر و بنیانیتر از دیگر نظامهاست.
عدالت در صدر هدفهای اولیه همه بعثتهای الهی بوده و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه ممتاز است. این کلمهای مقدس در همه زمانها و سرزمینهاست و بهصورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیعصر (ارواحنافداه) میسر نخواهد شد، ولی بهصورت نسبی، همهجا و همهوقت ممکن و فریضهای برعهده همه بهویژه حاکمان و قدرتمندان است. جمهوری اسلامی ایران در این راه گامهای بلندی برداشته است که اشاره کوتاهی به آن خواهد شد و البته در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئه واژگونهنمایی و لااقل سکوت و پنهانسازی که اکنون برنامه جدی دشمنان انقلاب است، خنثی شود.
در این گزارش آمده است: پدیده فساد در جمهوری اسلامی ایران همانند کشورهای دیگر، جزو مسائل کلان نظام حکمرانی است اما وجه قابلتامل مساله، تفاوت ساختار نظام سیاسی و ارزشی بودن بنیان نظام جمهوری اسلامی ایران است که به نظر میرسد باید تسهیلکننده فرآیند پیشگیری و مبارزه با فساد باشد اما هنوز چنانکه باید احاطه کامل بر همه جوانب آن پیدا نکرده است.
این گزارش ادامه میدهد که چنین سوالی به ذهن متبادر میشود که ترتیبات نهادی حاکم بر نظام تدبیر امور کشور چیست که بهرغم ارزشی بودن پایههای حکومت و ابتنای قانون اساسی بر حاکمیت الهی، نظام پیشگیری و مبارزه با فساد در کشور از وضعیت مناسبی برخوردار نیست؟ طبق گزارش سازمان شفافیت بینالملل (۲۰۲۱)، جایگاه ایران در بین ۱۶۱کشور ۱۲۱ گزارش شده و رتبه ادراک شاخص فساد از ۱۱عدد ۸/۶ بوده که نسبت به سال قبل تنزل یافته است. از اینرو توجه در وضعیت و عملکرد نظام، تدبیر امور در مواجهه با فساد و مبارزه با آن، انبوهی از علل، عوامل و راهکارها را تبیین میکند.
یکی از مهمترین مسائل جامعه علمی، سیاستگذار آن، نهادها و سازمانها در جمهوری اسلامی ایران، شناخت علل و عوامل پدیده فساد، شناسایی پیامدهای آن و ارائه راهکارهای پیشگیری و درخصوص مبارزه با آن بوده است تا چرخه سیاستگذاری پیشگیری و مبارزه با فساد (مسالهشناسی، تدوین و اتخاذ سیاست، اجرا و پیادهسازی سیاست، ارزیابی و تحلیل سیاست)، بهنحو مطلوب، انجام شود.
در جامعه علمی و پژوهشی، مهمترین ابزار بررسی علمی، کتابها و مقالات علمی انتشاریافته هستند. معمولا تلاش میشود جهت شناخت دقیق مساله، مطالعات علمی-پژوهشی در آن حوزه را ناظر بر کارکردهای تقنین، اجرا و قضا مورد مداقه قرار دهند. مساله فساد نیز از این قاعده مستثنا نیست. مساله فساد بهمثابه یک مساله اقتصادی و سیاسی، بهدلیل وابستگی بسیاری که به حوزههای مختلف علوم انسانی دارد، از دریچههای مختلف به آن نگریسته شده است. این امر از یک طرف، تبیین مساله فساد را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار میدهد اما از سوی دیگر، بر پیچیدگیهای خود مساله فساد میافزاید. ازاینرو، تعداد زیادی از مطالعات فساد در رشتههای مختلف وجود دارند که گاهی با روش، طرحمساله و ادبیات متفاوت نگاشته شدهاند.
انسانها در طول تاریخ، برای فهم پدیدههای پیرامون خود و برای انتقال مفاهیم ذهنی خویش؛ نیازمند الفاظ و معانی مشترک بودهاند اما بهمرور زمان، مفاهیم تکثیرشده که گاهی در قامت نظریهها خودنمایی میکنند، مسالهساز شده و گونهشناسی و طبقهبندی مفاهیم و نظریهها را ضروری میسازد. با تغییر در گونهشناسها، تغییرات اساسی در ادراک ما از پدیدههای مورد مطالعه رخ میدهد که لازمه تحول است.
برخی اندیشمندان، گونهشناسی را در حد نظریههای پیچیده در نظر میگیرند. برای نمونه، طی سالهای گذشته با هجوم نظریهها در مدیریت؛ چالشی به وجود آمد که از آن با عنوان جنگل معانی یاد شده است. بر این اساس ضرورت گونهشناسی نظریهها نمایان شد و اقدامات افرادی همچون هارولد کونتز(۱۹۶۱ و ۱۹۸۰)، ویلیام اسکات(۱۹۶۱)، تامپسون(۱۹۶۷)، ریچارد اسکات(۱۹۸۷)، استلی و وندیون(۱۹۸۳)، کویین و همکاران(۱۹۹۰) و بوریل و مورگان(۲۰۱۷) در گونهشناسی نظریههای مدیریت را میتوان در این زمینه قلمداد کرد. آشنایی با گونهشناسی و ایجاد چهارچوبهای جدید طبقهبندی، امکان مواجهه فعال با نظریهها و غنیتر شدن زبان علم و مفاهمه مشترک خواهد بود.
به نظر میرسد برای مقابله با فساد بهعنوان یک فعالیت نظاممند، در مرحله اول باید گونههای مختلف عناصر پدیده فساد و نقش هر یک از آنها در اکوسیستم فساد را شناسایی کرد و سپس با اصلاح نقشها و مأموریتهای سیستمها و سازمانهای مقابله با فساد نسبت به ایجاد هماهنگی در راستای یک برنامه مشترک تحولی مداخله کرد اما تعدد عناصر موثر در مساله فساد (که در این تحقیق عناصر پدیده فساد نامیده میشوند) و نقشهای بسیار گسترده، پیچیده و مبهم هر یک از بازیگران، باعث سردرگمی متولیان مقابله با فساد شده است. بهعنوان مثال، مصادیق فساد، زمینههای فساد، عوامل فساد، نهادهای مقابله با فساد و…. تعدادی از عناصر موثر در فساد هستند که باید مورد تحلیل و بازنگری قرار گیرند.
این گزارش توضیح میدهد: برای تحولآفرینی در مقابله با فساد در مقیاس کلان، هم تعدد عناصر موثر بسیار زیاد است و هم روابط میان عناصر موثر بر بروز فساد بسیار پیچیده و اصول و قواعد حاکم بر روابط میان عناصر کاملا مبهم است. همچنین یکی از چالشهای اصلی مقابله با فساد، ابهام در تفکیک درست و تشخیص صحیح عناصر پدیده فساد یعنی مصادیق، علل و ریشهها، زمینههای اصلی، عاملان فساد و… است. بهعنوان نمونه گاهی یک مصداق فساد بهعنوان علت فساد در نظر گرفته میشود و در جهت مقابله با آن منابع مالی و… صرف میشود و بهجای مقابله با علت پدیده به عارضه توجه میشود که نهایتا باعث عدم توفیق در مقابله با فساد است. با توجه به محدودیت ظرفیتها و منابع موجود در جهت مقابله با فساد مهم است که عناصر فساد را بهدرستی از هم تفکیک کنیم.
گزارشهای مورد نظر نشان از نارضایتی مدیران از نتایج مربوط به مقابله با فساد دارد. نهایتا تجربه محققان این پروژه نشان میدهد که مقابله با فساد در مقیاس کلان کاری بسیار پیچیده است و باوجود رشد روزافزون اقدامات اجرایی و همچنین مطالعات صورتگرفته در ارتباط با مقابله با فساد هنوز مطالعات کافی در مورد گونهشناسی عناصر پدیده فساد و نگرش جامعی در این باره ارائه نشده است.
این گزارش مطرح میکند: هر یک از تحقیقات پیشین تنها به بخشی از عناصر پدیده فساد نگریستهاند و جای خالی مطالعه آنها از منظر کلان احساس میشود. به این ترتیب مساله اصلی پژوهش حاضر گونهشناسی عناصر پدیده فساد است و اگر گونهشناسی مورد نظر صورت گیرد میتواند جرح و تعدیلهای مناسبی را در چارچوبهای نظری مقابله با فساد ایجاد کند.
یکپارچه کردن نهادهای مقابله با فساد و معماری کلان، نقشها و کارکردهای این نهادها برای دستیابی به همراستایی استراتژیک همه اجزا و عناصر موثر در مقابله با فساد شاید در سازمانهای کوچک کار پیچیدهای نباشد، اما در مقیاسهای فراسازمانی کلان کار بسیار پیچیدهای است. گفتوگو با مدیران سازمانها، پژوهشگران و متخصصان حوزه مقابله با فساد تاییدکننده این ادعاست. همچنین گزارشهای مورد نظر نشان از نارضایتی مدیران از نتایج مربوط به مقابله با فساد دارد. نهایتا تجربه محققان این پروژه نشان میدهد مقابله با فساد در مقیاس کلان کاری بسیار پیچیده است و باوجود رشد روزافزون اقدامات اجرایی و همچنین مطالعات صورتگرفته در ارتباط با مقابله با فساد هنوز مطالعات کافی در مورد گونهشناسی عناصر پدیده فساد و نگرش جامعی در این باره ارائه نشده است. هر یک از تحقیقات پیشین تنها به بخشی از عناصر پدیده فساد نگریستهاند و جای خالی مطالعه آنها از منظر کلان احساس میشود.
این گزارش ادامه میدهد که گونهشناسی مصادیق فساد نشان میدهد که بسیاری از مصادیق فساد سیاسی، فساد رسانه، فساد اداری و حکمرانی در برنامهریزیها و طرحهای مقابله، نادیده گرفته شدهاند و طرح اساسی برای مقابله با آن مصادیق وجود ندارد.
رتبهبندی مصادیق از منظرهای مختلف نشاندهنده یک واقعیت بسیار مهم درخصوص تفاوت دیدگاه حاکمیت و مردم درخصوص اهمیت مصادیق مختلف فساد دارد. مقایسه این رتبهبندی مشخص میکند آنچه از منظر حاکمیت بیشتر اهمیت دارد، از نظر مردم درجه اهمیت کمتری دارد و آنچه از منظر مردم اهمیت دارد از منظر حاکمیت در اولویتهای بعدی قرار گرفته است. بهعنوان مثال رتبهبندیها نشان میدهد در سطح کلان مصادیق فساد امنیتی در منظر حاکمیت اهمیت بیشتری از مصادیق فساد مالی دارند ولیکن مردم چنین دیدگاهی ندارند و مصادیق فساد مالی (اقتصادی) و فساد قضایی دارای اولویت بیشتری هستند. همچنین فساد فرهنگی اجتماعی در دو دیدگاه، جایگاههای بسیار متفاوتی را بهدست میآورد. این تفاوت دیدگاه در برنامههای مقابله با فساد تاثیر میگذارد و اثرات نامناسبی را در پیش دارد. از اینرو هماهنگ کردن دیدگاه حاکمیت و مردم درخصوص مصادیق مهم فساد و میزان اولویت هر یک از آنها یکی از مهمترین پیشنهادات سیاستی این پژوهش است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد